لایک ۱

بازی بزرگِ تازه در آسیای مرکزی

بازی بزرگِ تازه در آسیای مرکزی
نشریه «نشنال اینترست» در گزارشی با بررسی ادامه حضور آمریکا در افغانستان و روند رقابت میان مسکو- واشنگتن در این کشور، از امکان پذیری سرریز این رقابت ها به منطقه آسیای مرکزی صحبت می کند.
"لایل گلداشتاین" تحلیلگر "نشنال اینترست" در این گزارش می افزاید: برخلاف تصور رای دهندگان آمریکایی که در نوامبر 2017 میلادی گمان می داشتند نیروهای آمریکایی از افغانستان به کشور باز می گردند، این بار هم همان نشانه کلاسیک بیماری مزمن بروز کرد و نخبگان نظامی و سیاست خارجی که گرایش نیرومندی به ادامه وضع موجود دارند، بر خرد عمومی غلبه کردند.
همانگونه که یک ارزیابی تازه توسط دانشگاه ییل به روشنی نشان می دهد؛ "در ایالات متحده، جامعه بسیار بزرگی از نیروهای نظامی و غیرنظامی، برای گذران زندگی بر روی ماهیت بی پایان جنگ در افغانستان حساب ویژه ای باز کرده اند بی آنکه چنین چیزی را بر زبان آورند".
گزارش در ادامه می نویسد: یک آگاهی مختصر از تاریخ کافی است تا بدانیم که افغانستان، قبرستان امپراطوری ها بوده است؛ یک ارتش کامل بریتانیا در جنوری 1842 در این سرزمین نابود شد و تنها یک نفر از آن ارتش جان به در برد تا از دشواری های جانکاه جنگ در این سرزمین و از خوی جنگندگی ساکنان محلی این دیار بگوید. نیروهای اتحاد جماهیر شوروی نیز در دهه 80 میلادی با چنین حریف مصممی گلاویز شدند.
بی گمان، اکنون نیز چشم انداز دهشتناکی از تلفات افغانی و آمریکایی وجود دارد. هرچند که با معجزه فن آوری های نظامی نوین، تلفات آمریکایی ها کاهش یافته اما درباره هزاران سربازی که زخم های کاری برداشته اند، و درباره نرخ بالای خودکشی در نیروهای مسلح آمریکا چه باید گفت.
همچنین آیا کسی با اطمینان می تواند بگوید که این خودکشی ها با ماهیت جنگ های ضدتروریستی مرتبط نیست که در آن انبوه نیروها را در نبردی بی پایان در برابر دشمنی نامرئی بکار می گیرند؟ هزینه های این جنگ نیز که از یک تریلیون دالر فراتر رفته است؛ پولی که می توانست زیرساخت های زیادی را در خود آمریکا توسعه دهد.
با این وجود، یکی از ضعیف ترین استدلال هایی که برای گسیل نظامیان آمریکایی به افغانستان ارایه می شود، با ژئوپولیتیک پیوند دارد: باید از موقعیت آسیب پذیر آسیای مرکزی در برابر نفوذ روسیه و چین حفاظت کرد.
در این زمینه، همانند جنبه های بسیاری از این جنگ غم انگیز، مردم آمریکا فریب خورده اند. گاه اشاره شده است که جان و سرمایه آمریکا در افغانستان، در خدمت سرمایه گذاری های چین درآمده است.
به نظر می رسد که با تأمین تسلیحات طالبان توسط روسیه، افغانستان به میدان "جنگ سرد تازه" مسکو و واشنگتن تبدیل شده است.
هرچند شواهد کافی برای این اتهام وجود ندارد، اما با توجه به مناسبات آمریکا - روسیه، بعید نیست که کرملین به چنین ابتکارهای پنهانی روی آورده باشد.
نویسنده تاکید می کند: روزنامه روسی «نزاویسیمایا گازتا» در نوزدهم جنوری از نقش روسیه در "بازی بزرگی" که دوباره سر بر می آورد، سخن گفت. این روزنامه به مذاکراتی اشاره می کند که در شورای امنیت سازمان ملل و به ریاست قزاقستان و با نظارت پنج عضور دایمی شورای امنیت بعلاوه کشورهای قزاقستان، تاجیکستان، قرقیزستان، ترکمنستان و ازبکستان با افغانستان در حال برگزاری است. باتوجه به نفوذ گسترده روسیه در همه این کشورها، می توان گفت که این یک ابتکار روسی است. مسکو خواهان مذاکراتی مستقیم میان دولت افغانستان و طالبان برای پایان جنگ است.
نشنال اینترست ادامه می دهد: تحلیل این روزنامه روسی، امکان پشتیبانی چین از تلاش های تازه روسیه را رد نمی کند بویژه در شرایط قطبی شدگی جهانی که در آن هندوستان و آمریکا به یکدیگر نزدیک تر می شوند. این مقاله همچنین تلاش های مسکو را تقلا برای سلب ابتکار از غرب در برقراری صلح در افغانستان می داند.
در ارزیابی روس ها، نقطه تناقضی خودنمایی می کند: مسکو منافع چشمگیر و چه بسا حیاتی در افغانستان دارد. هرچند روسیه مرز مشترکی با افغانستان ندارد اما نگران است که بی ثباتی در این کشور به آسیای مرکزی سرریز شود.
در حالی که مسکو به اندازه کافی عاقل هست که دوباره دست به مداخله نظامی مستقیم در افغانستان نزند اما یک پادگان بزرگ را در تاجیکستان حفظ کرده است. چین نیز منافع گسترده ای در افغانستان بویژه در چارچوب راهبرد کمربند و جاده دنیال می کند.
با این وجود، به نظر می رسد که تمایلی به درگیرکردن نیروها در آتش جنگ افغانستان ندارد. حتی کشوری همچون آلمان هم در هراس از امواج پناهندگان، نگرانی هایی درباره افغانستان دارد. اما بی خردی آنجاست که ایالات متحده که منافع امنیت ملی چندانی هم در افغانستان ندارد، هزینه درگیری در این جنگ را می پردازد.
هیچ منطقی برای توجیه ادامه جنگ آمریکا در افغانستان وجود ندارد مگر آن‌که بخواهیم به ثبات بیشتر پاکستانِ مجهز به تسلیحات هسته ای کمک کنیم که البته منطق خنده آوری است.
روزنامه نیویورک تایمز در این زمینه می نویسد: "... هرچه جنگ افغانستان خشونت بارتر شود... پاکستان بی ثبات تر می شود".
نویسنده بر این باور است: "باید پذیرفت که آینده افغانستان، سرانجام باید توسط مردم افغانستان تعیین شود همان‌طور که سرنوشت ویتنام هم توسط مردم این کشور رقم خورد. اگر ارتش افغانستان با همه کمک های مالی و ظرفیت هایی که در این شانزده سال در اختیار خود قرار داده، نتوانسته از پس طالبان برآید، به خاطر پوسیدگی و فساد عمیق این نیروی نظامی است".
شاید هم به مانند ارتش ویتنام جنوبی و دیگر ارتش های ناکامی که آمریکا تلاش کرد در عراق و سوریه بسازد، ارتش افغانستان هم بهتر می بیند هرجا که عرصه را تنگ دید، آمریکایی ها را صدا کند.
جنگ در افغانستان هم همانند ویتنام، تا 70 درصد به خاطر پرهیز از شکست خفت بار آمریکا صورت می گیرد.
گزارش در پایان می نویسد: سیاست های واشنگتن، در قیاس با سال های نخست دهه 1970، چندان تغییری نداشته است. به قول "تد کارپنتر"، "اگر روسیه می خواهد در لجن‌زار سوریه بماند، بگذارید بماند". همین منطق مصداق حتی روشن تری در افغانستان دارد.
 
منبع: خبرگزاری ایرنا
لینک اصلی مقاله:
http://nationalinterest.org/feature/the-absurdity-the-new-great-game-central-asia-24376?page=show
دوشنبه ۳۰ دلو ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۲۸
کد مطلب: 158549 کپی متن خبر در کلیپ برد انجام شد
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *