لایک ۰

تقابل حزب اسلامی و جمعیت؛ خطر بازگشت به گذشته

تقابل حزب اسلامی و جمعیت؛ خطر بازگشت به گذشته
احمدضیا مسعود و امرالله صالح؛ از رهبران سیاسی منسوب به حزب جمعیت اسلامی، به سخنان اخیر گلبدین حکمتیار؛ رهبر حزب اسلامی در باره مشروعیت عملیات انتحاری (به تعبیر آقای حکمتیار استشهادی) واکنش نشان دادند.

احمدضیا مسعود گفته است: اين موضوع قابل تأمل است كه چرا بعضي از رهبران احزاب سياسي از داشتن فرهنگ كشتن و قتل انسان لذت مي‌برند؟ چرا اين رهبران نمي‌خواهند تا مشكلات را از طريق روش‌هاي انساني و مسالمت‌آميز حل نمايند؟

او گفت که اعمال غير اخلاقي مانند آدم‌كشتن، انتحاري و يا دين را در خدمت سياست قرار دادن، حركت‌هاي انساني و مدني نيستند.

امرالله صالح؛ رییس پیشین امنیت ملی نیز به سخنان بحث‌برانگیز حکمتیار، واکنش نشان داد و گفت: آقای حکمتیار یکبار دیگر حملات انتحاری و قتل عام را حلال و مشروع دانسته است.

رییس پیشین امنیت ملی، تصریح کرده که آقای حکمتیار «یک آدم ناکام، افسرده و سراپا عقده و انتقام است. حالا در چند راهه قرار گرفته است و واقعا نمی‌داند راه خیر چیست.»

این در حالی است که پیش از این، رهبر حزب اسلامی نیز با استفاده از ادبیات مسموم و گزنده مربوط به سال های شور و شر، رهبران حزب جمعیت اسلامی را مورد حمله قرار داده و به صورت غیر مستقیم، میزان حضور شان در حکومت و سهم آنها از قدرت را زیر سؤال برده است.

حتی شماری از ناظران اعتقاد دارند که حملات پی در پی و صریح رهبر حزب اسلامی به حکومت وحدت ملی نیز در واقعیت امر، ریشه در کینه دیرینه ای دارد که او نسبت به جریان سیاسی جمعیت اسلامی و شورای نظار سابق در دل دارد؛ در غیر آن صورت، آقای حکمتیار با اشرف غنی و تیم او نه به لحاظ قومی و قبیله ای و نه به جهت باورها و رویکردهای سیاسی و حتی ایدئولوژيک، مشکلی ندارد. به همین دلیل آنها باهم پیمان صلح و دوستی امضا کردند.

اما این پیمان، از دید صاحب نظران، هیچگاه سبب نشد تا حکمتیار کینه های دیرینه و خصومت های عمیق سال های نه چندان دور خود را با سایر جریان ها و احزاب سیاسی و طیف های قومی و مذهبی، کنار بگذارد و در سایه قانون اساسی، آنگونه که در ابتدای امر، انتظار می رفت به یک مبلغ صلح و مروج آشتی و پایه گذار دوستی و همپذیری سیاسی و قومی بدل شود.

به همین سبب، به باور عموم آگاهان، اکنون خطر بازگشت به گذشته بسیار بیشتر از هر زمان دیگری، جدی تر است؛ گذشته ای که علیرغم تحولات تند و سریع و پی در پی سال های اخیر، هنوز به لحاظ زمینه ها و عوامل زمینه ساز، فاصله چندانی با آن، پیدا نکرده ایم.

وقتی رهبران سیاسی مانند آقای حکمتیار هنوز در فضای سیاسی و نظامی دهه ۷۰ زندگی می کنند و نگرش و برداشت آنها از سیاست و قدرت، دقیقا همان چیزی است که در طول این سال ها از عوامل اصلی بروز بحران و برادرکشی و جنگ و خشونت و خون ریزی و ویرانگری و نفاق و نفرت بوده است، بی تردید، خطر بازگشت به گذشته، کاملا جدی است و این چیزی است که دولتمردان و مدیران کنونی نظام، بیش هر کس دیگری باید آن را جدی بگیرند.

از سوی دیگر، فراموش نکنیم که مشروعیت بخشیدن به عملیات های انتحاری دقیقا به همان اندازه خطرناک است که استفاده از آن برای پیشبرد اهداف و نیات شوم استخبارات بیگانه بر علیه مردم و دولت افغانستان.

همین مواضع و رویکردها سبب شده که سازمان دهندگان و اتاق های فکر تروریزم تکفیری و دشمنان واقعی اسلام و انسانیت، با استفاده از آن، به سادگی هزاران جوان را شست و شوی مغزی بدهند و با تقدیس و تکریم عملیات انتحاری و دادن وعده بهشت، آنان را به کشتن افراد بی گناه، غیر نظامیان، زنان و کودکان مسلمان، ترغیب کنند و بدتر از آن اینکه به این ترتیب، چهره ای زشت و کریه و خشن و دروغین و وحشتناک از آیین رأفت و مهر و رحمت اسلام به جهانیان، به نمایش بگذارند.

به باور صاحب نظران، عموم این مسایل، خطر بازگشت دوباره افغانستان به گذشته را تقویت می کند؛ زیرا آنهایی که از مسیرهای صلح آمیز و مدنی و مشروع مبتنی بر قانون اساسی به اهداف و آرمان های خود برای تصاحب قدرت نرسند، به سادگی، با استفاده ابزاری بی‌رحمانه از پویاترین اصل دین یعنی جهاد و شهادت، خشونت وحشی و کور را برای رسیدن به مقاصد نامشروع سیاسی، توجیه پذیر و مشروع جلوه می‌دهند.
 
دوشنبه ۲۳ دلو ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۵۸
کد مطلب: 158105
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *