لایک ۰

افغانستان و گذار ناکام از گذشته به آینده

افغانستان و گذار ناکام از گذشته به آینده
عبدالله عبدالله؛ رییس اجرایی، وضعیت کنونی در کشور را شکننده خوانده و گفته است که افغانستان در "خطیرترین حالت" خود قرار دارد.

رییس اجرایی در مراسم یادبود از مارشال فهیم، گفت:"در خطیرترین حالات خود کشور ما قرار دارد؛ در حالی که دستاوردها هست، پیشرفت ها وجود دارد؛ اما در خطیرترین حالت تاریخ معاصر همین کشور قرار دارد. خطر در کجاست که اگر یکبار دیگر ما آن غفلت بزرگ را کنیم و خدای ناخواسته برویم به طرف بی عدالتی و تفرقه قومی و دیگر چیزی که باید سبب نجات افغانستان شود آن وجود نخواهد باشد، این نکته باید همیشه مد نظر ما باشد".

وی به برگزاری انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری آینده اشاره کرد و گفت که هنوز حکومت نتوانسته اعتماد مردم در این زمینه را به دست آورد.

رییس اجرایی گفت:"ما به حیث حکومت اطمینانی را که لازم است در زمینه برگزاری انتخابات شفاف و عادلانه  برای مردم بدهیم، داده نتوانسته ایم".

کارشناسان مسایل سیاسی می گویند که سخنان رییس اجرایی به معنای آن است که حکومت وحدت ملی، سیری بازگشت گرایانه و رو به عقب داشته است.

این حکومت به باور منتقدان، حتی نتوانسته دستاوردهای ناقص و ناکامل حکومت های به رهبری آقای کرزی را نیز حفظ کند. بارزترین نمونه در این زمینه، انتخابات است.

حکومت پیشین، علیرغم حرف و حدیث های فراوانی که درباره سلامت و شفافیت روندهای انتخاباتی آن وجود داشت، دست کم به لحاظ فرمالیته و صوری، از وجاهت و مشروعیت نسبی برخوردار بود؛ زیرا مشروعیت خود را از انتخابات می گرفت و مردم با مشارکت در انتخابات، رییس جمهور، اعضای مجلس و شوراهای ولایتی را تعیین می کردند.

در دوره حکومت وحدت ملی اما نه تنها این اتفاق نیافتاده است؛ بلکه خود حکومت هم از دل یک انتخابات مستقیم و مشروع و پاک و ملی برنیامده؛ بلکه این مهندسی جان کری؛ وزیر خارجه پیشین امریکا بود که سازوکار سیاسی کنونی مسلط بر افغانستان را تعیین کرد.

با این حساب، انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۳ خورشیدی، دو برنده داشت که آن، رییس جمهوری و رییس اجرایی بودند؛ اما یک بازنده داشت که آن، مردم افغانستان بودند.

مردم بازنده بودند؛ زیرا رأی و انتخاب و مشارکت آنها در انتخابات به حساب نیامد، به هزینه های سنگینی که در این راه پرداختند، اعتنا نشد و در نهایت، رأی و نظر امریکا به جای رأی و نظر مردم افغانستان، به کرسی نشست.

بنابراین، حکومت وحدت ملی عملا یک عقبگرد بود؛ عقبگرد از دوره ای که قرار بود دوره گذار از افغانستان دیروز به افغانستان فردا باشد، گذار از گذشته به آینده.

این مهم به باور منتقدان، محقق نشد. تجربه گذار، شکست خورد و افغانستان به اذعان رییس اجرایی، همچنان در باتلاق بحران و خاکریز خطر باقی ماند.

این همان وضعیتی است که از نزدیک به چهار دهه پیش تاکنون بر افغانستان حاکم بوده است. افق های آینده هم امروز، بیش از هر زمان دیگری، تیره و تار می نماید. هیچ امید و اتکایی وجود ندارد که بر پایه آن، بتوان به تحولی بزرگ و مثبت در آینده، امیدوار بود.

رهبران دولت وحدت ملی، تلاش می کنند خود را مسلط بر اوضاع نشان دهند، از صلح، بازسازی، چهارراه اقتصادی آسیا، رفاه، امنیت و حاکمیت قانون سخن می گویند؛ اما  واقعیت با شعار، فاصله دارد.

واقعیت همان چیزی است که داکتر عبدالله می گوید، شعار همان است که اشرف غنی می خواند.

در این میان، مردم افغانستان، در برزخ بی سرنوشتی، ناامیدی و هراس، به سر می برند.

شکست دوره گذار، بدترین خبری است که می تواند برای یک جامعه جنگ زده و درگیر بحران، رخ دهد.

شکست دوره گذار، یعنی فاصله کنونی ما با گذشته تلخ مان، بسیار کمتر از فاصله ای است که باید با آینده ای امن و امیدبخش داشته باشیم.

آینده با شعار، ساخته نمی شود؛ بلکه با سیاست های عقلانی، همه شمول، فراگیر و ملی ساخته می شود. در کشوری کثیرالقومی، سیاست های قومی و انحصارطلبانه، محکوم به شکست است. این چیزی است که به تجربه ثابت شده و به نظر نمی رسد، امریکا و مهره های مورد حمایت آن، یکبار دیگر با آزمودن یک تجربه آزموده شده، به موفقیت مورد نظر، دست پیدا کنند.

وضعیت کنونی از دید بسیاری از آگاهان، ناشی از انحصارطلبی قومی و نادیده گرفتن دیگران در روندهایی است که با سرنوشت مشترک همه مردم و اقوام و مذاهب افغانستان، گره خورده است.

اگر حکومت وحدت ملی نتواند این مهم را اصلاح کند، سیر ناکامی های خود را سریع تر خواهد کرد که نخستین نتیجه آن، سقوط به دام و دامن سال های شور و شر خواهد بود.
 
جمعه ۱۸ حوت ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۳۲
کد مطلب: 159682 کپی متن خبر در کلیپ برد انجام شد
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *