چرا ارتش افغانستان كارآمد نيست؟

خبرگزاری صدای افغان(آوا)کابل , ۲۹ میزان ۱۳۸۸ ساعت ۸:۲۴

نيروهاي امنيتي تربيت يافته افغان داراي تركيب متوازني نبوده و حضور اقوام در آن متوازن و عادلانه نيست. درصد تاجیکها در رده های فرماندهی نسبت به جمعیت آنان بیش از سایر اقوام است در حالیکه حضور هزاره ها و سایر قومیت های کوچکتر در این رده نسبت به جمعیت آنها کمتر است.


يكي از استراتژيهاي ژنرال استنلي مك‌كريستال فرمانده نيروهاي آمريكايي در افغانستان سياست افزايش نيروهاي 45 هزار نفري با هدف آموزش نيروهاي امنيتي اين كشور جهت ايجاد ثبات و امنيت و بهتر كردن زندگي افغان‌هاست. اين استراتژي براي يك جدول زماني 12 ماهه برنامه ريزي شده است كه بنا بر آن قرار است ارتش افغانستان تا يك سال آينده به يكي از قويترين ارتشها تبديل شده و تعداد آن تا سال 2011 به 134 هزار نفر افزایش يابد. به طوري كه بر اساس پيش بيني آقاي مك كريستال، اين نيرو قادر خواهد شد ظرف يك سال آينده طالبان و نيروهاي شورشي را در هم كوبيده و امنيت و ثبات را به سراسر افغانستان باز گرداند. وي در اين رابطه به باراك اوباما هشدار داده است كه"اگر ابتکار عمل را بدست نگیریم و شعله های فعالیت شورشیان را طی 12 ماه آینده، خاموش نسازیم ریسک عدم تحقق پیروزی وجود دارد". 

با دقت و بررسي اين استراتژي ارائه شده توسط ژنرال مك كريستال، مي توان گفت هرچند که امروز وعده موافقت نامه بن در مورد ایجاد ارتش 70 هزار نفری در افغانستان تحقق پیوسته و این تعداد به 90 هزارنفر نيز رسيده است؛ اما امروز اين سوال مطرح مي باشد كه با وجود بيش از 100هزار نيروي خارجي و ارتش 90 هزار نفري افغانستان در حال حاضر آيا افزايش كمي نيروي ارتش افغانستان در يك سال آينده مي تواند گره امنيتي اين كشور را باز نموده و آورنده صلح و ثبات باشد؟ اين سوالي است كه پاسخ به آن هنوز زود است. 

البته آقاي مك كريستال هنوز ارزيابي دقيقي از چگونگي توازن نيروهاي امنيتي افغان در مقابل نيروهاي القاعده و طالبان كه آنها را دشمنی کارکشته شمرده که از تبلیغاتی بسیار مدرن استفاده می‌کنند و بسيار قدرتمند هستند، ارائه نداده است و معلوم نيست بر چه حسابي تشخيص داده اند كه اين تعداد نيرو شورشياني راكه اكنون چهار سوي افغانستان را در بر گرفته اند، قلع و قمع كرده و آمريكا را در افغانستان پيروز خواهد كرد. 

اين استراتژي مك كريستال در حالي اتخاذ شده است كه نيروهاي امنيتي آموزش ديده آمريكا در افغانستان دچار حاشيه زيادي شده و تلاشهاي غرب در اين مسئله امروز زير سوال رفته است. 

گزارشهاي بين المللي كه هر روز فساد و ناكارآمدي ارتش افغان را تاييد مي نمايد گواه بر اين مي باشد كه آمريكا با صرف هزينه 19 ميليارد دلار روي نيروهاي امنيتي نه تنها به بهبود ثبات و امنيت در افغانستان كمك ننموده است، بلكه وجود اين ارتش ضعيف و وابسته، خود يكي از عوامل يارگيري طالبان و نارضايتي عمومي شده است. گزارش جدیدی که از سوی بازرسان خود وزارت دفاع ایالات متحده منتشر شده، بي كفايتي ارتش و پلیس افغان را به کمبود آموزگاران و مربیان امریکایی، فساد، بی سوادی سربازان افغان و نبود برنامه ریزی استراتژیک نسبت می دهد. در این گزارش آمده است که فساد اداري و مالي نظام مند در بين ارتش افغانستان و استفاده بيش از حد آن ها در جنگ بر ضد طالبان، باعث نارضايتي عمومي از ارتش در بين مردم شده است. 

پليس ملي افغانستان نيز به شكل يك نيروي غيرآموزش ديده با ميزان بالاي فساد، ضعيف و بي كفايت باقي مانده است. به طوري كه گزارشهاي بين المللي نيز اين وضعيت را تاييد مي كند. موسسه تحقيقاتي "گروه بحرانهای بين المللي" در گزارشي درباره وضعيت نيروهاي امنيتي افغانستان آورده است:
" نيروهاي نظامي ناتو و آمريكا بيشتر به پليس افغانستان به مثابه نيروي اضافي نگاه مي کند که آنها را در جنگ عليه شورشيان ياري نمايد، تا اينکه يک نيرو جهت مبارزه با جرايم و بزهكاري باشد. نيروهاي نظامي ناتو و آمريکا که نقش پرداز مسلط در افغانستان هستند، به پليس همچون نيروي امنيتي معاون نگاه مي کنند تا اينکه آن را عامل تنفيذ نظم و امنيت بداند" 

به طور كل، اگر چه پيشرفت مداوم در زمينه توسعه كمي ارتش ملي بعد از 8 سال در افغانستان حاصل شده است، اما ‌ فرسايش و فرار از خدمت سربازان، جوان بودن و كم تجربگي نيروها در مديريت جنگهاي فرسايشي، بی اعتمادی و خود سری نظامیان آمريكا و ناتو و عدم مشارکت نیروهاي محلي در عملیاتها، گسترش حوزه فعالیت طالبان و پیشرفت در تاکتیکهای نظامی آنها، استراتژي جنگ چريكي و خستگي رواني نيروها ، همگی مانع از عملکرد موثر ارتش افغان در به دست گیری و کنترل اوضاع شده است. 

علاوه بر آن نيروهاي امنيتي تربيت يافته افغان داراي تركيب متوازني نبوده و حضور اقوام در آن متوازن و عادلانه نيست. درصد تاجیکها در رده های فرماندهی نسبت به جمعیت آنان بیش از سایر اقوام است در حالیکه حضور هزاره ها و سایر قومیت های کوچکتر در این رده نسبت به جمعیت آنها کمتر است. ارتش افغان دارای نسبت زيادي از پشتون هاست. اما اکثر نظامیان پشتون از مناطق شرقی هستند. شمار کمتری از پشتون های جنوب كه پايگاه قومي و ايدئولوژيكي طالبان نيز به شمار مي روند، در ارتش ملی افغانستان عضویت دارند. اين عدم توازن، سوء ظن ها و بي اعتمادي ها را در درون اقوام و مردم افغان تقويت نموده است و نيروهاي امنيتي افغان را به چشم عوامل بيگانه و وابسته تبديل كرده است. 

همچنين، اختلاف نظرهاي زیادی بين نيروهاي افغان و نيروهاي آمريكا و ناتو در مسائلي همچون مبارزه با مواد مخدر، نحوه هدايت عملیات‌ها، مذاکره با طالبان، اقدام علیه طالبان در داخل و در مرز پاکستان، و امثالهم وجود دارد. نیروهای ناتو و افغان در كمتر برنامه اي از اين قبيل با يكديگر اتفاق نظر و هماهنگی دارند؛ به گونه‌ای که مقامات افغان، بارها ناتو و نیروهای نظامی آمریکا را متهم کرده است که با امتناع از همکاری و هماهنگی با متحدان افغان خود، باعث مرگ شهروندان افغان می‌شوند. 

در ارزيابي استراتژي افزايش نيرو مك كريستال مي توان به برنامه اعلاني دو سال پيش سران آمريكا و ناتو اشاره كرد كه بر طبق آن قرار بر اين بود امنيت كابل تا پايان سال 2009 و امنيت كل افغانستان تا سال 2011 به نيروهاي بومي افغان واگذار شود. حال سوال اين است با صرف هزينه میلیارد دلاري روی نیروهای افغان طی هشت سال گذشته، آيا اين نيروها از قدرت و صلاحيت كافي برخوردار شده اند كه بتوان چنين اختياراتي را به آنها واگذار نمود ؟ آيا آمريكا توانست بر طبق اين برنامه زمانبندي شده عمل نموده و تامين امنيت كابل را به نيروهاي افغانستان بسپارد؟ اگر اين نيروها كارآمد و با تجربه هستند چرا آمريكا از واگذاري اختيارات به آنها تعلل ورزيده و اكثر عملياتها عليه شورشيان را سرخود و بدون هماهنگي و مشاركت اين نيروهاي بومي انجام ميدهد؟ و اگر نيروهاي افغان از كارآمدي كافي در مديريت بحرانها برخوردار نيستند پس چه اصراري بر افزايش كمي و آماري آنها وجود دارد؟ 

واقعيت اين است كه دليل اصلي اين درخواست مك‌كريستال حفظ وضع موجود در افغانستان و پرهيز از اعتراف به شكست در اين برهه زماني است. نيروهاي آمريكايي با همراهي نيروهاي تازه نفس و جوان افغان پنج سال گذشته يعني آن زمان كه طالبان يك گروه ضعيف و كم تعداد در جنوب بود نتوانست آنها را نابود و شكست دهد؛ اكنون با پيچيدگي وضعيت امنيتي منطقه و گسترش حوزه فعاليت طالبان تا مرزهاي تاجيكستان شانس پيروزي براي آمريكا از راه نظامي و افزايش نيرو، احتمالي دور از واقعيت به نظر مي رسد. 


                                                                                              نویسنده:شهربانو دولت پور


کد مطلب: ۱۳۲۸۳

آدرس مطلب: http://www.avapress.com/vdcgwx9q.ak9w74prra.html

خبرگزاری صدای افغان (آوا)
  http://www.avapress.com