مبارزه با فساد يا بازي جديد؟! |
|
 |
ايالات متحده و غرب به دنبال پياده كردن نقشهها و پيشبرد اهداف استعماريشان در افغانستان و منطقه ميباشند
اين روزها، تب و تاب مبارزه با فساد در دستگاههاي دولتي و غير آن بالا گرفته است.
دولت ـ والبته به ظاهر با فشار ايالات متحده و جامعه جهاني و به خصوص دولتمردان بريتانيا- جهاد جديدي را عليه افراد فاسد، براه انداخته است. نكتهاي را كه نبايد از نظر دور داشت اين معما است كه انتقادها بنابر فساد در دستگاههاي دولتي، متوجه حاكميت 8 سالهي كنوني و وزراي برحال دولت فعلي حامد كرزي است، اما ليست اشخاص و افرادي كه از سوي دادستان كل كشور يعني لويسارنوال به عناوین فاسد و اختلاسگر ارائه گرديده مربوط به ساليان گذشته ودوري است كه شايد فساد و اختلاس آنان، در صورت واقعيت داشتن، از ذهنها زدوده شده و از خاطرهها محو گرديده باشد! اينكه ايالات متحده و غرب آيا بواقع خواهان مبارزه جدي با مظاهر فساد اداري از نوع حكومتي آن هستند يا خير، اين باشد سرجاي خودش، چرا كه همچنان كه بارها متذكر شدهايم، ايالات متحده و غرب به دنبال پياده كردن نقشهها و پيشبرد اهداف استعماريشان در افغانستان و منطقه ميباشند و تنها چيزي كه براي آنان اهميت دارد رسيدن به اهدافشان است و بس.
حالا ممكن است آنان، در شرايطي مانند شرايط افغانستان كه از در و ديوار آن بحرانها و چالشهاي گوناگون، نظير ناامني، حاكميت فقر و فحشا، بيكاري و فساد اداري و حكومتي و ... سرازير ميشود، زودتر و بهتر به اهدافشان برسند و يا هم در پرتو يك حكومت به اصطلاح سالم و قانونمند. به هر حال يك موضوع را ابداً نبايد از ياد برد كه بيگانگان، هرگز دلشان به حال كشورهاي جهان سوم و به خصوص كشورهاي اسلامي نسوخته و نخواهد سوخت. اما از اين واقعيت نميشود گذشت كه وجود فساد گسترده و همه جانبه در بدنهي دولت در چند سال گذشته و همين اكنون، تاب و توان و طاقت از مردم گرفته است و حقيقتاً كه كارد به استخوان آنان رسيده است. پس از چندين دهه جنگ و ويراني، دل مردم خوش بود به برقراري رژيم جديد و وعده و وعيدهاي دموكراسي خواهان از غرب برگشته!
تعدادي از ساده انديشان و يا هم خودباختگان مظاهر غرب، از باز شدن پاي غربيها به كشور عميقا شادمان و مشعوف بودند و در اين خيال باطل شب و روز را سپري ميكردند كه ديگر زمان محنت و سختي تمام شد و با آمدن وزراي فرهيخته از غرب، امنيت، آسايش و ثروت، زمين و آسمان وطن را فرا خواهد گرفت، اما ديري نپاييد كه حتي اين خفتگان نيز از خواب خرگوشي بيدار شدند.
پس آنچه به مردم مربوط ميشود با تمام وجود خواستار مبارزه جدي با مظاهر فساد اداري هستند چه دولتي و چه غير آن، چرا كه فشار اصلي و اساسي فساد همه جانبه در دولت، نه بر دولتيان كه روي گرده زخمي مردم تحميل شده است و در طول چندين سال حاكميت توأم با فساد اداري و غير آن، اين مردم گرسنه و پا برهنه بودهاند كه بيشترين آسيبها را ديده و بدترين ضررها را متحمل شدهاند. بيشك كه مردم افغانستان خواهان مبارزه دولتمردان با فساد اداري هستند، اما انتظار دارند، اين يك مبارزه واقعي بوده تا نتيجه آن به طور كاملا ملموس به نفع اقتصاد مردم تمام شود، نه آنكه با فساد اداري نيز نظير بسياري از مفاهيم ديگر بازي سخیف سياسي شده و باز سرنوشت و باورهاي مردم- و البته به نفع تعدادي از انسانهاي غير خدوم و فرصت طلب- به بازي گرفته شود. و اما آنچه به دولت جمهوري اسلامي افغانستان مربوط ميشود آن است كه بيش از اين اسباب نابساماني كشور و ناراحتي و ناخوشي مردم زجر ديده افغانستان را فراهم نكنند و از فرصت پيش آمده در جهت مبارزه واقعي و جدي و در آستانه تشكيل دولت جديد، با مظاهر فساد، كمال بهرهبرداري را بكنند و اين مهم با عمل به گزينههاي زير قابل اجرا خواهد بود:
1. افرادي از دولت فعلي ولو در هر پست و موقعيتی كه متهم به فساد اداري و اختلاس هستند، بدون هيچگونه ملاحظهاي و بايد به پنجه قانون سپرده شوند تا اعتماد از دست رفتهي مردم نسبت به دولت و حاكميت دوباره برگردد. چه در غير اين صورت مردم ابداً توجهي به شعارهاي بدون پشتوانهي عملي دولتمردان نخواهند كرد.
2. دولت، بجاي معرفي وزراء و افراد سوخته و تاريخ گذشته، بايد به كابينهي برحال خويش نظر انداخته و آناني كه در طول مدت وزارت خويش، علاوه بر عدم كارآيي مطلوب و بازدهي خوب، به حيف و ميل بيتالمال و پر كردن جيبهايشان، به جاي خدمت به مردم، مصروف بودهاند، را جهت استيضاح و استجواب به نهادهاي حقوقي و قضايي كشور معرفي كند.
3. و سخن آخر اينكه دولتمردان افغاني حتي اگر خواهان قدرت و حكومت بر اين خاك و اين مردم نيز هستند، بايد به كشور و مردم توجه كنند و سعي كنند هيچگاهي جانب انصاف را از دست ندهند و اگر فرضاً 70 درصد براي اميال نفساني خويش كار ميكنند لااقل 30 درصد به فكر سرزمين ويران و مردم پابرهنه و نابسامان خويش نيز باشند و مطمئن باشند كه همين مقدار خدمت مختصر و اندك نيز مردم قانع افغانستان را راضي ميكند و حاكميت دولتمردان را در حكومت كردن بر اين مردم، تا پايان تاريخ اين آب و خاك بیمه و ماندگار خواهد كرد.
نویسنده: فاضل محجوب
کد مطلب : ۱۴۰۶۶