توصيه مطلب
۰
 
مردم، قربانی بازی دولت و طالبان
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۸ اسد ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۲۲

نیروهای دولتی و طالبان در حالیکه سخت سرگرم دست به دست کردن ولسوالی ها و در واقع بازی چشم پتکان میان نیروهای خویش هستند؛ اما در این بیرون چندین واقعیت تلخ وجود دارد که لازم است یادآوری شود.

واقعیت نخست ضربه و لطمه اصلی و اصولی است که از درک این بازی های کودکانه متوجه مردم ما می شود و هم طالبان و هم دولتمردان ما با بی اعتنایی غیر قابل گذشتی از کنار آن می گذرند.

بارها و بارها ثابت شده در درگیری های میان نیروهای دولتی و طالبان، اگر چه از دو سوی جبهه نبرد نیز تلفاتی گزارش می شود که قطعاً صحت هم دارد؛ اما بیشترین آسیب را در این میان، مردمانی می بینند که در محل جنگ حضور دارند و به دلیل ملکی بودن، مسلح به هیچگونه تجهیزات نظامی ای هم نیستند و در واقع جنگ و خون ریزی ناخواسته به آنان تحمیل می شود.

تجربه تلخ جنگ ولسوالی ها ثابت کرده که اهالی این مناطق بر رغم بیزار بودن از هر نوع جنگ و درگیری در ساحات مربوط به خود شان، اما در عمل قربانیان ناخواسته نبردهای میان طالبان و دولتیان بوده اند و بیشترین لطمه و آسیب را از ناحیه درگیری ها دیده اند؛ آنهم لطمه و آسیب هایی که حتی در صورت پیروزی دولتیان، هیچگونه چشم انداز روشن و بهتری را در برابر آینده های محل های زندگی شان به نمایش نگذاشته است و همواره با تمام شدن جنگی، برای آغاز شدن نبرد سخت و خونین دیگری، خود و خانواده های خویش را آماده کرده اند.

واقعیت تلخ تر دیگر اما سوء استفاده نیروهای خارجی موجود در کشور از این اوضاع آشفته در جبهات نبرد میان دولت و نیروهای مخالف اعم از طالبان و داعش و امثال آنهاست. بر اساس دیدگاه کارشناسان، اوضاع جاری در میادین جنگ در افغانستان، دقیقاً همان چیزی است که قدرتهای استعماری غرب و در راس آنها ایالات متحده امریکا آن را می خواهد و برای آن طرح و پلانهای بلند مدت در نظر گرفته اند.

آگاهان بر این باوراند که نگهداشت و حفظ جنگ و بحران در میادین نبرد در افغانستان به همین گونه ای که جریان دارد؛ یعنی دست به دست شدن مناطقی از کشور-البته خارج از محدوده شهرهای بزرگ- و جانب پیروز نداشتن، از خواسته های اساسی قدرتهای خارجی موجود در افغانستان است؛ تا بحران همچنان ادامه داشته باشد و آنان نیز با مدیریت این بحران بزرگ به سود منافع استعماری خود شان، رویای حضور بلند مدت و شاید هم همیشگی را در سر بپرورانند و از موقعیت سوق الجیشی افغانستان در مسیر اهداف توسعه طلبانه و سلطه جویانه شان علیه کشورهای منطقه به خصوص رقبای خویش، سود ببرند.

اما در این میان چیزی که بیشتر از همه مایه تاثر است، موضع صد در صد انفعالی دولتمردان ما در قبال اوضاع جاری در کشور و به خصوص در برابر سیاست مخرب و مزورانه غربی ها در افغانستان است.

اما نسبت به اوضاع جاری در جبهات نبرد، حکومتگران ما نه تنها هیچ ایده و فکر و طرحی برای بیرون شدن از بحران پلان شده ندارند، بلکه در عمل چنان رفتار می کنند که گویی با بسیاری از ناهنجاری ها و کاستی های موجود در مناطق جنگ زده موافق نیز هستند که نمونه آن را می توان در نسل کشی و قتل عام طالبان و داعش در میرزاولنگ و سکوت پرسش برانگیز دولت و سازمانهای به اصطلاح حقوق بشری غربی به روشنی مشاهده کرد.

آگاهان بر این باور اند که اکثر حوادث امنیتی که در افغانستان اتفاق می افتد، جنایت جنگی است؛ به خصوص حمله علیه افراد بی گناه و غیرنظامی که امکانات دفاعی ندارند، جنایت جنگی و نقض جدی قوانین حقوق بشر دوستانه محسوب می شود، اما به آن رسیدگی نشده است.

به باور این آگاهان، جنایت صورت گرفته در میرزا ولنگ ولسوالی صیاد ولایت سرپل، فراتر از ابعاد یک جنایت جنگی، بیشتر به جنوسایت یا نسل کشی می ماند. این انتقاد وجود دارد که حکومت افغانستان، نهادهای مدافع حقوق بشر و سازمان ملل این گونه جنایات را به صورت جدی بررسی و پی گیری نکرده اند.

یک حقوق دان افغان معتقد است:" که جدا از تمام حوادثی که در افغانستان تاکنون اتفاق افتاده است، در میرزا ولنگ، علیه یک قبیله یا قوم خاص و از طرف جریان خاصی جنایت صورت گرفته است؛ این یک نسل کشی است که باید از سوی سازمان ملل متحد به صورت جدی بررسی شود.

هرگاه اتفاقات و فجایعی مانند میرزا ولنگ رخ می دهد، دولت افغانستان باید به سازمان ملل و محکمه بین المللی جزایی مراجعه کند تا موضوع از دید قوانین بشردوستانه و اساس نامه محکمه بین المللی جزایی مورد رسیدگی قرار گیرد."

بر اساس اخبار پس از خلق فاجعه میرزاولنگ، اینک دولت تصمیم بر بازپس گیری این ساحه دارد و عملیاتی را برای آن تدارک می بیند؛ موضوعی که لااقل دو دهه است در این کشور پشت سر هم تکرار می شود و انسان را بیاد بازی کودکانه " چشم پتکان" می اندازد که اگر چه در ظاهر جنگ است و همدیگر را می کشند؛ اما نتیجه آن جز همان بازی کودکانه چیز دیگری نیست؛ چرا که پس از جنگ و کشتار، هیچ اتفاق خاصی دیگری رخ نمی دهد، مکر اینکه باز هم مناطق دست به دست می شود و متضرران اصلی باز هم ساکنان مناطق جنگ زده است و بس.

Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 147954