توصيه مطلب
۰
 
چه کسی ضامن حاکمیتِ قانون در جامعه است؟!
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۶ حوت ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۳۹

رییس جمهور غنی می گوید:" هنوز فرهنگ حاکمیت قانون در کشور وجود ندارد و قدرتمندان خود را بالاتر از قانون دانسته و سود شخصی شان را بر قانون ترجیح می‌دهند.
محمد اشرف غنی در پایان سیمینار قضایی دادگاه عالی / ستره محکمه ضمن تاکید بر اصلاح و استقلالیت قضایی کشور گفت: نه تنها در فقه اسلامی بلکه در شعر، ادب، اخلاق، فلسفه اسلامی، و بلکه در کلیت فرهنگ اسلامی، تاکید بر عدالت طلبی همیشه یک موضوع محوری بوده است.
وی با بیان اینکه نه در کار قوه قضاییه مداخله می‌کند و نه هم به کس دیگری اجازۀ مداخله در امور قضا را خواهد داد خاطر نشان کرد: استقلال یک دستگاه به معنای عدم پاسخگویی نبوده و باید هر ارگان دولت جوابگو باشد و کارها را با روحیه همکاری و شفاف انجام دهند.
آقای غنی محاکم عادلانه را متضمن ثبات سیاسی خواند و افزود که ضعف قانون سبب می‌شود تا مردم برای حل مشکلات شان به سوی مسایل قومی، گروهی و جایی دیگری مراجعه کند، امری که به گفتۀ وی سبب ایجاد تقابل و به میان آمدن فرهنگ بی‌عدالتی می‌گردد."
زیبا و رسا سخن گفتن و مسائل را بازگو کردن، بسیار خوب است و بخشی از توانایی فرد لااقل در عرصه فصیح و بلیغ حرف زدن را به اثبات می رساند؛ اما می دانیم که این کل کار نیست و به تعبیر متداول در زبان فخیم پارسی؛ هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست و یکی از هزاران و در واقع عمده آنها رفتار و عملکرد آدمها است که چه مقدار از گفته های آنان در حیطه عمل و رفتار خود شان بازتاب پیدا می کند و چه اندازه از آن چیزهایی را که در عرصه زبان و بیان، زیبا و رسا ادا می کنند، در حیطه عمل و رفتار نیز بکار می بندند.
جناب رئیس جمهور کشور در هر سه بخش خوب صحبت کرده و حقایق زنده و پویایی را یادآور شده و به آنها توجه داده اند. در وهله نخست ایشان به عدم موجودیت فرهنگ حاکمیت قانون در جامعه اشاره کرده اند و وجود این واقعیت تلخ ودردناک در افغانستان که قدرتمندان خود را بالاتر از قانون دانسته و سود شخصی شان را بر قانون ترجیح می‌دهند.!
با عرض پوزش از جناب رئیس جمهور و هواداران ایشان، در فرهنگ فارسی ضرب المثلی وجود دارد که می گوید:" فلانی علیه خود عریضه نوشته است!" بدیهی است در هر جامعه ی عاری از حاکمیتِ فرهنگ قانون و متفرعات آن، همه انگشت های اعتراض و انتقاد در مرحله اول به سمت دولت و دولتمردان می چرخد و مسئول اول و آخر آنان پنداشته می شوند.
نسبت به اوضاع آشفته قانون در افغانستان و نیز لاقیدی و لااوبالی گری بسیاری از زورمندان و قدرت سالاران در این سامان هم نگاه های ملامت آمیز و شماتت وار به طور قطع دولتمردان و حکومتگران را گریبانگیر می شود و این آنها هستند که نسبت به حاکمیت فرهنگ بی قانونی و لااوبالی گری در کشور باید پاسخگوی مردمی باشند که به امید افغانستانی آبادتر و با ثبات تر و مرفه تر، آرای شان را به نفع سران و مقامات کنونی استفاده کرده اند.
دولت و حکومت اگر بواقع قاطعیت لازم برای اداره مردم و کشور را داشته باشد، امروزه خیلی از گزینه های موثر و مفید و جوابگو را در اختیار دارد که با بهره وری از آنها به آسانی می تواند ساکنان کشور را به سمت و سوی قانون گرایی و تثبیت حاکمیت فرهنگ قانون و متفرعات آن، سوق دهد و راهنمایی کند.
در این جهت خاص، پیش از همه دولت و حکومت مکلف و ملزم است تا خودسازی و در واقع بهتر سازی را از خود شروع کند و رئیس جمهور رسالت و مسئولیت دارد تا کسانی را به عنوان وزیر و مشاور و و غیره و غیره در اطراف خویش گرد آورد که همگی ساخته شده و همه ی درد و دغدغه آنان، خدمت رسانی به کشور و مردم باشد؛ نه پر کردن جیب های خود و اطرافیان شان و خیانت در حق مردم و میهن و امثال آن.
این یک واقعیت است که دولتمردان و حاکمان، همواره برای رعایا و مردم عادی به عنوان الگو و نمونه فکر و عمل مطرح بوده اند و تاریخ نیز به خوبی بازتاب داده حال مردمان و مللی را که در خوبی و بدی و خدمت و خیانت، فکر و رفتار دولتمردان و حاکمان خوش را سرلوحه اندیشه و عمل خویش قرار داده اند و هر گونه که دولتمردان خواسته اند و عمل کرده اند، رعایا و مردم را نیز در همان سمت و جهت مشی و سیر داده اند و در واقع مردم را شبیه خود ساخته اند؛ به گونه ای که ما در ۱۷ سال اخیر در کشور خود ما شاهد آن بوده و هستیم!.
زورمندانی که رئیس جمهور از آنان به عنوان موانع برقراری فرهنگ قانون در کشور یاد می کند و حرف می زند، ابداً قدرت و قوتی فراتر و قوی تر از دولت و حکومت ندارند و اگر دولتمردان و حکومتگران ما خود انسانهای خدوم و مسئولیت پذیری بودند و باشند، هیچ زورمند و قدرت سواری جرئت مخالفت با تصمیم گیری ها و فیصله های آنان را در خود نمی بیند و آنچه دل شان خواست با مردم و کشور نمی کنند.
به نظر می رسد مشکل اصلی و اساسی با خود و در خود دولت و حکومت ما است که عمده آن مشکل نیز غیبت و نبود انگیزه خدمت و کمک به مردم و میهن و کشور است و تا این نقیصه شوم در وجود یکایک از دولتمردان و حکومتگران ما پابرجا باشد و برای درمان و ریشه کنی این غده سرطانی کار اساسی صورت نگیرد، هیچ کار و باری در این کشور سامان نمی یابد و ابراز و اظهار سخنان زیبا و رسا نیز جز تشریفات و نمایش و سرگرم نگهداشتن مردم، معنی و مفهوم دیگری نخواهد داشت.

Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 139431
 
مولف : سیدفاضل محجوب