۹ دلو ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۱

نشست لندن؛ تداوم یک سو نگری دول غربی در بحران افغانستان

منبع : خبرگزاری صدای افغان(آوا) - کابل - سرویس سیاسی

نشست لندن؛ تداوم یک سو نگری دول غربی در بحران افغانستان
اصرار آمریکا بر ادامه سیاست های اشتباه گذشته و اختلاف نظر در اردوگاه نظامیان غربی در افغانستان، قوت گرفتن جریان افراط و مشکلات داخلی دولت و فقدان اجماع درباره راهکاری همه جانبه در خصوص بحران افغانستان، بخش کوچکی از چالش های فراروی لندن به شمار میرفت
در حالی که با گذشت زمان، ناکارآمدی سیاست های غرب در افغانستان بیشتر آشکار می شود، اوضاع کشورمان هر روز پیچیده تر می گردد، لندن، پس از نشست سه شنبه هفته گذشته همسایگان افغانستان در استانبول ترکیه، روز گذشته، میزبان بیش از 60 کشور بود که با هدف بحث و تبادل نظر در خصوص افغانستان دور هم جمع شده بودند.
اما نکته قابل تامل این است که کاستی ها و نقاط مبهم نشست لندن، به مراتب بیشتر از فرصت هایی بود که مقامات شرکت کننده با آن روبرو بودند. اصرار آمریکا بر ادامه سیاست های اشتباه گذشته و اختلاف نظر در اردوگاه نظامیان غربی در افغانستان، قوت گرفتن جریان افراط و مشکلات داخلی دولت و فقدان اجماع درباره راهکاری همه جانبه در خصوص بحران افغانستان، بخش کوچکی از چالش های فراروی لندن به شمار میرفت.
در همین حال گفته می شود که این نشست، به دنبال برگرداندن طالبان به ساختار قدرت در افغانستان بوده است و در عین حال قرار بر این است که تعداد نیروهای خارجی نیز در افغانستان طی ماه های آینده، حدود چهل هزار نفر افزایش یابد، لذا این سوال مطرح می شود که آیا قرار است مصالحه ای صورت بگیرد و یا اینکه جنگ، تشدید شود؟
در نظر داشت این مباحث، این نکته را به خوبی روشن می سازد که اجلاس لندن با محوریت بحث بازگرداندن طالبان به صحنه قدرت در افغانستان و بحث افزایش نیروهای خارجی در این کشور، در حقیقت دو روی یک سکه هستند و مرتبط و مکمل یکدیگر می باشند به طوری که آمریکا و متحدین غربی این کشور، در وهله اول طالبان را به دو دسته تندرو و میانه رو تقسیم کرده و سپس در مرحله بعد برای هر گروه، یک استراتژی جداگانه در نظر گرفته است.
دول غربی سعی دارند به اصطلاح برای طالبان میانه رو سیاست جذب را از طریق فرایند دیپلماتیک در پیش گیرند که در حقیقت، اجلاس لندن معطوف به این ماجراست. از سوی دیگر هدف کشورهای غربی بر این است که طالبان به اصطلاح تندرو را که به زعم آنان، از اساس، دولت افغانستان را قبول ندارند و سیاست های آمریکا را در افغانستان مردود می شمارند، با سیاست دفع، سرکوب کنند که مسئله افزایش نیروهای خارجی در کشورمان مرتبط با این قضیه است.
اما اکنون این سوال مهم دیگر به ذهن متبادر می شود که اگر فرض کنیم که این تقسیم بندی، قابل پذیرش باشد (در عین حالی که به نظر می رسد که بحث تقسیم بندی صرفا یک بحث انحرافی است که اهداف خاصی از آن دنبال می شود) آیا زمینه مصالحه با طالبان به اصطلاح میانه رو مهیاست یا خیر؟
در پاسخ به این سوال نیز می توان این گونه اظهار نظر کرد که با در نظر گرفتن همه جوانب و شواهد و حتی در صورت پذیرش این طبقه بندی، زمینه مصالحه با طیف اول یا همان به اصطلاح، طالبان میانه رو مهیا نیست چرا که طی روزها و هفته های گذشته حملات تروریستی در کشورمان، به شدت افزایش یافته و اتفاقات صورت گرفته و نا امنی های ایجاد شده به مراتب بیش از ماه های گذشته بوده است. از سوی دیگر اصولا این بحث تئوریک نیز وجود دارد که اگر قرار است مذاکره و مصالحه ای هم صورت پذیرد باید در شرایطی باشد که دولت افغانستان و دول غربی در موضع قدرت قرار داشته باشند و از موضع برتری سخن بگویند در حالی که متاسفانه، امروزه شاهد آن هستیم که نیروهای غربی از روی ضعف و ناچاری دست به دامان طالبان شده و تصمیم به مذاکره گرفته اند.
به همین دلیل گروهی که به اصطلاح امتحان خود را پس داده اند و برای چندین سال زمام امور کشور را در دست داشته اند نمی توانند با امتیاز دادن به گروه طالبان، چشم انداز مثبتی را در جهت ثبات و آرامش در افغانستان رقم بزنند و از این رو اتخاذ این استتراتژی نیز همچون استراتژی جنگ افروزی عاقبت روشنی ندارد و منجر به ناامنی و افراط گرایی بیشتر در داخل افغانستان خواهد شد.
قطعا، این یک سو نگری و اتخاذ استراتژی های تک بعدی از سوی دول غربی و دولت افغانستان است که زمینه ساز این مشکلات می شود و هر روز کلاف سر در گم افغانستان را پیچیده تر می کند.
در عین حال به نظر می رسد، می توان با اجرای سیاست های حساب شده و جامع بر این مشکلات فائق آمد. به دیگر سخن، نمیتوان انتظار داشت که صرفا با در نظر گرفتن مسئله امنیت، به دنبال حل مشکلات افغانستان برآمد( هر چند این مسئله می تواند به عنوان اولویت اول مفروض واقع شود اما نه در صورتی که سایر اهداف در نظر گرفته نشوند و به بهانه تامین امنیت، سایر نیازمندی های جامعه افغانستان نادیده گرفته شوند) نمی توان انتظار داشت که فقر، گرسنگی، بیکاری و بی خانمانی در افغانستان غوغا کند و ما صرفا به دنبال تامین امنیت باشیم. درحقیقت، از بین بردن فقر، گرسنگی، بیکاری، مسئله کشت و توزیع مواد مخدر، تروریسم سیاسی و اقتصادی و مسائل مشابه دیگر، پیش نیازهای ضروری در جهت تامین ثبات و امنیت محسوب می شوند که گویی به فراموشی سپرده شده اند به طوری که دول غربی به فرماندهی آمریکا صرفا با پیش کشیدن بحث امنیت ( آن هم فقط در حد حرف، به طوری که تجربه سالیان گذشته به خوبی موید آن است) زمینه حضور هر چه بیشتر خود را در افغانستان، توجیه می کنند، اما اکنون، هر عقل سلیمی، به خوبی بر این حقیقت مسلم واقف است که اهداف اصلی و پشت پرده امریکا و متحدین اروپاییش از این اعمال چیست.

نویسنده: سید محمد حسینی


کد مطلب : ۱۵۶۷۱
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ