۶ دلو ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۲۳

درنگي در شعر مذهبي و عاشورايي‌

قسمت ششم‌، محتشم و تركيب‌بند او

منبع : آوا- کابل

درنگي در شعر مذهبي و عاشورايي‌
محتشم همچنان كه از نامش بر مي‌آيد، فردي بود متموّل و زندگي‌ِ با جلال و شوكتي داشت‌.
باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است‌؟
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است‌؟
باز اين چه رستخيز عظيم است كز زمين‌
بي نفخ‌ِ صور خاسته تا عرش اعظم است‌...
خوانندگان ما حتماً با اين شعر آشنايند و شايد بارها آن را در مراسم عزاداري شنيده‌اند. اين‌، بيتهاي نخست تركيب‌بند معروف محتشم كاشاني در سوگ شهداي كربلا بود كه به دوازده‌بند محتشم مشهور است‌.
دوستان اگر خوانندة قسمت پيش از اين سلسله مطالب بوده باشند، نيك مي‌دانند كه بحث ما به بررسي يكي از دورانهاي اوج شعر عاشورايي رسيده بود، يعني قرنهاي دهم تا دوازدهم هجري‌. گفتيم كه در اين دوره‌، شعرهاي بسياري براي اين واقعه سروده شد كه هرچند از لحاظ پشتوانة فكري و فرهنگي به آثار مولانا و سنايي و حافظ و امثال اينها نمي‌رسد، از لحاظ پرداختن صريح به واقعة كربلا اهميت دارد. تركيب‌بند محتشم معروف‌ترين اين شعرهاست و ما در اين قسمت‌، درنگي مي‌كنيم بر اين شعر مفصّل‌. اما پيش از آن‌، بايد به اجمال با شاعرش آشنا شويم‌.
محتشم كاشاني شاعر قرن دهم هجري است و در اواخر اين قرن درگذشته است‌. او بازرگان‌زاده‌اي بود ثروتمند كه در جواني شغل پدر يعني بازرگاني را پيشه كرد، ولي به زودي از آن دست كشيد و به شاعري پرداخت‌.
محتشم همچنان كه از نامش بر مي‌آيد، فردي بود متموّل و زندگي‌ِ با جلال و شوكتي داشت‌. در دوران شاعري نيز چون با دربارهاي عصر خويش رابطة نيكو داشت‌، روزگار را به آسايش مي‌گذراند.
او مدايح بسياري در حق حاكمان عصر خويش همچون شاه تهماسب صفوي و غياث‌الدين مير ميران حاكم يزد و نيز جلال‌الدين اكبر پادشاه كورگاني هند سروده و از آنان صله‌ها و پاداشهايي گرفته است‌. اما چگونه شد كه اين شاعر مديحه‌سرا، چنين عنايتي به شعر مذهبي نشان داد؟ دكتر ذبيح‌الله صفا در تاريخ ادبيات خويش در اين مورد چنين مي‌نويسد:
«نوشته‌اند كه روزي قصيده‌اي در مدح تهماسب صفوي و شاهزاده پري‌خان خانم فرستاد. ولي شاه پس از شنيدن آن‌، فرمودند كه من راضي نيستم كه شعرا زبان به مدح و ثناي من آلايند. قصايد در شأن شاه ولايت‌ْپناه و ائمة معصومين عليهم‌السلام بگويند، صلة اول از ارواح مقدسة حضرات و بعد از آن از ما توقع نمايند...»
چنين بود كه تركيب‌بند محتشم به عنوان مشهورترين مرثية آن عصر در شعر فارسي پديد آمد و تا قرنها شهرتي ويژه يافت‌، به‌گونه‌اي كه آذر بيگدلي شاعر عصر قاجار مي‌نويسد كه اين تركيب‌بند، در اكثر بلاد اسلام بين الخاص و العام مشهور است‌.

حال بايد به ساختار كلي اين اثر بپردازيم و سير محتوايي آن را بررسي كنيم‌. اين شعر، چنان كه از نامش پيداست‌، در قالب تركيب‌بند سروده شده و هر تركيب‌بند، در واقع تعدادي غزل پيوسته به هم است كه در انتهاي هر غزل‌، يك بيت مستقل دارد.
در شعر فارسي‌، ما دو تركيب‌بند بسيار مشهور داريم‌، يكي از آن‌ِ جمال‌الدين عبدالرزاق اصفهاني در ستايش پيامبر اكرم‌(ص‌) است و ديگري‌، همين تركيب‌بند محتشم كه دوازده بخش دارد و به همين اعتبار، «دوازده‌بند محتشم‌» نيز خوانده مي‌شود.
محتشم در اين شعر كوشيده‌است كه واقعة كربلا را از جوانب گوناگون و در مقاطع مختلف آن‌، در بندهاي مختلف به تصوير بكشد. شعر با يك لحن پرسشي شروع مي‌شود و بدين ترتيب‌، شنونده را تا چند بيت در حالت انتظار و تعليق قرار مي‌دهد و آنگاه در انتهاي بند اول‌، روشن مي‌دارد كه از واقعة كربلا سخن مي‌گويد، آنجا كه مي‌گويد.
خورشيد آسمان و زمين‌، نور مشرقين‌
پروردة كنار رسول خدا، حسين‌
شاعر در بند دوم به وقايع دردناك پيش از واقعة كربلا همچون شهادت حضرت علي‌(ع‌) و امام حسن مجتبي‌(ع‌) اشاره مي‌كند و بدين ترتيب‌، گوشزد مي‌كند كه واقعة كربلا داراي چنين پيش‌زمينه‌هاي تاريخي بوده است‌.
بر خوان غم چو آدميان را صلا زدند
اول صلا به سلسلة انبيا زدند
نوبت به اوليا چو رسيد، آسمان تپيد
زآن ضربتي كه بر سر شير خدا زدند
پس آتشي ز اخگر الماس‌پاره‌ها
افروختند و بر حسن مجتبي زدند
وآنگه سرادقي كه مَلَك محرمش نبود،
كندند از مدينه و در كربلا زدند
با تيشة ستيزه در آن دشت‌، كوفيان‌
بس نخلها ز گلشن آل عبا زدند
اينجاست كه وارد متن قضيه مي‌شود و از اين پس‌، به طور مشخص به واقعة كربلا مي‌پردازد. در بندهاي بعد نيز به مقاطع مختلف اين واقعه اشاره مي‌كند اما در عين حال‌، مي‌كوشد كه يك وقايع‌نگار صرف نباشد بلكه برداشتي شاعرانه از آن ارائه دهد.
درواقع هنرمندي مهم محتشم كاشاني اين است كه بسيار به جزئيات نپرداخته و شعر را در حد يك واقعه‌نگاري ساده پايين نياورده است‌. از آن سوي نيز از متن جريان دور نشده و به تخيلات سرگرم نشده است‌. گاه به صحنه نزديك مي‌شود و گاه به شكلي هنرمندانه از آن فاصله مي‌گيرد و به ديگر جوانب آن توجه مي‌كند.
اين دور و نزديك‌شدن پياپي به متن واقعه‌، باعث شده است كه اين شعر هيچ‌گاه به يكنواختي و ملال‌انگيزي نكشد و همواره غيرمنتظره و جذاب باقي بماند. شنونده در هر بند نمي‌داند كه در بند بعدي چه گفته خواهد شد و به همين لحاظ، همواره در انتظار و اشتياق باقي مي‌ماند.
تنوّع مضامين در اين شعر نيز قابل توجه است‌. هرچند شعر به طور كلي براي واقعة كربلا سروده شده است‌، شاعر كوشيده است كه هر بند را به بخشي از اين واقعه اختصاص دهد و در عين حال‌، گاه مضاميني جدا از ولي مرتبط با آن را نيز به نظم كشد. مثلاً در بند ششم‌، صحنة قيامت را ترسيم مي‌كند و اين را شرح مي‌دهد كه اگر در آنجا به جرايم عاملان اين مصيبت بپردازند چه روي خواهد داد.
ترسم جزاي قاتل او چون رقم زنند،
يكباره بر جريدة رحمت قلم زنند
ترسم كز اين گناه‌، شفيعان‌ِ روز حشر
دارند شرم كز گنه خلق‌، دم زنند
دست عتاب حق بدر آيد ز آستين‌
چون اهل بيت‌، دست در اهل ستم زنند
آه از دمي كه با كفن خون‌چكان ز خاك‌
آل علي چو شعلة آتش علم زنند
فرياد از آن زمان كه جوانان اهل بيت‌
گلگون‌كفن به عرصة محشر قدم زنند
جمعي كه زد به‌هم صف‌شان شور كربلا،
در حشر، صف‌زنان صف محشر به هم زنند
از صاحب حرم چه توقّع كنند باز
آن ناكسان كه تيغ به صيد حرم زنند؟
و در واپسين بيت اين بند باز دوباره به يك مقطع از واقعة كربلا اشاره مي‌كند و بدين ترتيب‌، مانع گسستگي جريان محتوايي شعر مي‌شود:
پس بر سنان زدند سري را كه جبرئيل‌
شويد غبار گيسويش از آب سلسبيل‌

تركيب‌بند محتشم بعداً مورد تقليد بسيار واقع شد و بسياري از شاعران از آن عصر تا كنون شعرهايي در همين قالب و حال و هوا سرودند، ولي هيچ‌يك از آنها نتوانست با اين شعر برابري كند. به راستي چرا اين شعر در نوع خودش همچنان بي‌رقيب ماند؟
يكي از امتيازهاي شعر محتشم نسبت به مرثيه‌هاي ديگر شاعران‌، حفظ تعادل و ميانه‌روي در آن است‌. بسيار ديده شده است كه شاعران مذهبي يا حتي بعضي واعظان و مرثيه‌خوانان‌، براي متأثرساختن شنوندگان‌، در بيان مظلوميت شهداي كربلا اغراق مي‌كنند و حتي گاه سخناني را بر زبان مي‌آورند كه از آنها بوي خفّت و تحقير مي‌آيد.
گاه نيز شاعراني براي حفظ شأن اين شهدا، در شرح مصايب آنان كوتاهي مي‌كنند و چنين مي‌شود كه شعرشان از لحاظ عاطفي و احساسي كم مي‌آورد. حفظ تعادل در اين ميان بسيار سخت است و كمتر شاعري موفق به اين كار شده است‌.
محتشم از معدود شاعراني است كه توانسته‌است ضمن بيان سوزناك واقعة كربلا، از سخنان اغراق‌آميز و غيرواقعي كه دور از شأن سيدالشهدا و ياران اوست پرهيز كند و بدين ترتيب مسير تعادل را بپيمايد.
اين تعادل‌، در ديگر جوانب شعر نيز به چشم مي‌خورد. مثلاً اين شعر نه بيش از حد كوتاه است كه مطلب در آن ناتمام بماند و نه آنچنان بلند است كه براي شنونده ملال‌آور شود. بيان آن نه بسيار ساده و عاميانه است كه از شعريت افتاده باشد و نه آنچنان پيچيده و فنّي است كه براي دريافت آن محتاج به دانستن صنايع ادبي باشيم‌.
براي اين كه بتوانيم مقايسة بهتري ميان شعر محتشم و پيروان او بكنيم‌، بد نيست كه به يك بند از تركيب‌بند صد و بيست و هشت بندي ميرزا احمد صفايي جندقي گوش فرا دهيم‌. اين شعر هم البته زيبا و تأثيرگذار است‌، ولي آن يكدستي و تعادل شعر محتشم در آن ديده نمي‌شود. گاه بسيار اوج مي‌گيرد و گاه نيز بسيار فرود مي‌آيد.

تا اينجا امتيازهاي تركيب‌بند محتشم كاشاني را كه باعث جاودانگي اين اثر شده است‌، برشمرديم‌. اما نبايد از ياد برد كه اين شعر و ديگر شعرهاي آن دوره با اين‌همه تأثيرگذاري عاطفي‌، از جهاتي نيز قابل تأمل و نقد به نظر مي‌آيند، از جمله از نظر انديشه و پشتوانة فكري‌.
واقعيت اين است كه تلقي غالب مردم آن دوره از واقعة كربلا، صرفاً يك تلقي عاطفي بوده است‌، يعني آنان كمتر به دلايل و عوامل اين قيام و نيز تأثيرات اجتماعي و سياسي آن نظر داشته‌اند. شاعران نيز از اين امر مستثني نيستند. به همين لحاظ، در شعر محتشم و پيروان او، از جوانب سياسي و اجتماعي و حماسي واقعة كربلا خبري نيست‌. آنها صرفاً به بيان سوزناك واقعه مي‌پردازند و كمتر در پي عوامل پديدآورندة اين رويداد مهم در تاريخ اسلام هستند.
به همين ترتيب‌، اين شاعران به زمينه‌هاي پيدايش اين قيام و تأثيرات بعدي آن در جامعة اسلامي نيز چندان كاري ندارند. در نظر آنها واقعة عاشورا از روز نهم محرم سال 61 هجري شروع شده و در عصر روز دهم خاتمه مي‌يابد. فقط بعضيها كاروان اسرا را تا شام نيز تعقيب مي‌كنند و باز هم قضيه خاتمه‌يافته تلقي مي‌شود.
شعر بيشتر شاعران آن عصر از يك نگرش تاريخي و سياسي خالي است و به همين لحاظ، صرفاً در بيان جوانب عاطفي قضيه خلاصه مي‌شود. تركيب‌بند محتشم نيز با همه زيبايي و تأثرانگيزي خويش‌، اين محدوديت نگرش را دارد و البته اين محدوديتي است كه در نگرش غالب مسلمانان آن عصر وجود دارد.

(ادامه دارد)


                                                              نویسنده: محمد کاظم کاظمی

کد مطلب : ۱۵۵۹۰
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ