خبرگزاری صدای افغان(آوا) - سرویس تحلیل و پژوهش اخبار: دکتر رنگین دادفر سپنتا، وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی حکومت پیشین افغانستان، با انتشار متنی در صفحه ایکس خود، مسئولیت اصلی حملهٔ چهارشنبهٔ گذشته در نزدیکی کاخ سفید را متوجه سیاستهای چهلسالهٔ ایالات متحده کرد.
چهارشنبه ۵ قوس، (۲۶ نوامبر ۲۰۲۵)، رحمنالله لکنوال ۲۹ ساله، شهروند افغانستانی دارای گرین کارت آمریکا، حدود ساعت ۱۴:۴۵ به وقت محلی در نزدیکی کاخ سفید از موتر خود پیاده شد، اسلحه کمری بیرون آورد و به سوی دو عضو گارد ملی که در حال گشت بودند شلیک کرد. جیکوب الکساندر ۳۴ ساله کشته و کِیلا مارتینز ۲۷ ساله به شدت زخمی شد. لکنوال پس از شلیک ۱۱ گلوله توسط سرویس مخفی آمریکا بازداشت شد.
دکتر رنگین دادفر سپنتا، وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی پیشین افغانستان، در واکنش به این خبر، در صفحه ایکس خود، تنها به ذکر چند جملهٔ کوتاه بسنده کرده و پرسیده است:
«رحمنالله لکنوال سیزده سال پیش زمانی که شانزده سال داشت به خدمت نیروهای ویژهٔ سیآیای در آمد. عضو واحد مخوف گژدم بود. در کشتار افغانها دست داشت. تا روزهای آخر خروج آمریکاییها از کابل با آنها در میدان طیاره کابل همکاری میکرد و در سپتامبر با آنها افغانستان را ترک گفت. وی دیروز دست به اقدام تروریستی زد و دوتن از اعضای گارد ملی آمریکا را زخمی کرد. این جنایت وحشتناک محکوم است اما گناهکار مردم افغانستان اند و یا آنانی که از نوجوانی تا حال به او درس آدمکشی دادند؟»

این پرسش کوتاه دکتر سپنتا، دریچهای باز کرد به چهار دهه سیاستگذاری تروریسمپرور آمریکا در منطقه که کارشناسان امنیتی و سیاسی آن را اینگونه شرح میدهند:
ریشهٔ همه چیز در دههٔ ۱۹۸۰ و عملیات سایکلون
از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹، دولتهای کارتر و ریگان بیش از سه میلیارد دلار پول نقد، موشک استینگر، آموزش و سلاح به دست گروههای جهادی-سلفی در افغانستان و پاکستان رساندند. اسناد منتشرشدهٔ سیا نشان میدهد که واشنگتن آگاهانه از میان مجاهدین، افراطیترین جریانها را تقویت کرد. همان پول و آموزش، بعداً به القاعده تبدیل شد. واحدهای شبهنظامیِ تحت کنترل مستقیم سیا در دورهٔ اشغال ۲۰۰۱–۲۰۲۱ (مانند واحد گژدم، واحد ۰۱ و واحد کمپین) دقیقاً ادامهٔ همان پروژهٔ چهلساله بودند: جذب نوجوانان ۱۵–۱۶ ساله از روستاهای فقیر، آموزش قتل، عملیات شبانه و شکنجه.
پاکستان مجری عملیاتی، نه تصمیمگیرنده
از دههٔ ۱۹۸۰ تا امروز، ارتش و آیاسآی پاکستان هیچگاه سیاست مستقل در قبال تروریسم نداشتهاند. در دههٔ ۸۰، همهٔ پول و سلاح آمریکایی از طریق اسلامآباد توزیع میشد. پس از ۲۰۰۱، آمریکا سالانه ۱ تا ۳ میلیارد دلار کمک نظامی به پاکستان میداد و همزمان میدانست که القاعده در مناطق قبایلی پناه دارند. گزارشهای متعدد پنتاگون و کمیتهٔ روابط خارجی سنا این را تأیید کردهاند. حتی امروز هم همکاری اطلاعاتی آمریکا و پاکستان در انتقال جنگجویان داعش از سوریه به افغانستان ادامه دارد.
تقویت عمدی داعش خراسان پس از خروج ۲۰۲۱
از بهار ۲۰۲۲ تا پاییز ۲۰۲۵، حداقل ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ جنگجوی خارجی داعش (عمدتاً از زندانهای کردهای سوریه) با پروازهای چارتر از پایگاههای آمریکایی در قطر و امارات به اسلامآباد و سپس به مناطق مرزی افغانستان منتقل شدند. گزارشهای مستقل سازمان ملل، گروههای نظارتی جهادگرا و حتی برخی رسانههای پاکستانی این جابهجایی را ثبت کردهاند. هدف آشکار: فشار بر امارت اسلامی، بیثبات نگه داشتن افغانستان، ایجاد بهانه برای حضور اطلاعاتی-نظامی بلندمدت آمریکا در منطقه و جلوگیری از نفوذ چین و روسیه.
بومرنگ در سرکهای واشنگتن
از ۹۰ هزار نفری که در اوت ۲۰۲۱ با هواپیماهای آمریکایی از کابل خارج شدند، چندین صد نفر عضو سابق واحدهای شبهنظامیِ تحت کنترل سیا بودند؛ افرادی که سالها عملیات شبانه، کشتار غیرنظامیان و شکنجه انجام داده بودند و حالا بدون غربالگری واقعی در شهرهای آمریکا زندگی میکنند.
حملهٔ دیروز اولین مورد نیست و به گفتهٔ کارشناسان سابق سیا و افبیآی، آخرین مورد هم نخواهد بود. این افراد محصول مستقیم سیاستهایی هستند که آمریکا چهل سال پیش آغاز کرد، بیست سال ادامه داد و حالا نتایجش را در خاک خودش میبیند.
دکتر سپنتا با همان یک جملهٔ کوتاه خود، دقیقاً به همین چرخهٔ چهلساله اشاره کرد: کسی که از ۱۶ سالگی «درس آدمکشی» دیده و بعد به قلب آمریکا آورده شده، نمیتواند صرفاً «یک مهاجر افغانستانی» نامیده شود؛ او محصول مستقیم سیاستهای واشنگتن است.
تا این لحظه، کاخ سفید سکوت کرده و دونالد ترامپ خواستار اخراج همهٔ افغانهای تخلیهشده شده است.