تصویر کلی از جنگ سیو هفت روزه
تصویر کلی از جنگ ۳۷ روزه نشان میدهد که در روزهای نخست، عمدتاً تأسیسات و پایگاههای نظامی از دو طرف مورد حمله قرار میگرفتند. اما پس از گذشت چند روز، زمانی که ارتش تروریستی آمریکا و اسرائیل از رسیدن به اهداف عمده و از پیش تعیین شده خود —که شامل تغییر نظام در ایران، تحریک مردم، ایجاد شکافهای اجتماعی، تجزیه ایران و نابودی توان نظامی این کشور بود— ناامید شدند، عملاً دست به جنایات جنگی زدند و تأسیسات غیرنظامی، مناطق مسکونی، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی را هدف قرار دادند.
ایران نیز ناگزیر به پاسخ بالمثل شد و به حملات تلافیجویانه علیه منافع غیرنظامی آمریکا و اسرائیل متوسل گردید. پس از حمله اسرائیل به کارخانههای فولاد ایران، قرارگاه حضرت خاتمالانبیا اعلام کرد که تمام تأسیسات و منافع آمریکا و اسرائیل در بانک اهداف جمهوری اسلامی قرار دارد.
جنگ زمانی به مرحلهای بسیار حساس و خطرناک رسید که آمریکا و اسرائیل از خط قرمز عبور کرده و تأسیسات غیرنظامی را در نقاط مختلف ایران هدف قرار دادند. هرچند این کشورها در همان ساعات اولیه جنگ، با هدف قرار دادن بیت رهبری و مدرسه میناب که اماکن غیرنظامی بودند، مرتکب جنایت جنگی شدند، نفس این جنایت به ایران اجازه میداد که تمام منافع متعلق به آمریکا و اسرائیل —اعم از نظامی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی— را نابود کند. با این حال، ایرانیان خشم خود را فرو خوردند و تا حدی خویشتنداری نشان داده و به قوانین جنگ عمل کردند.
تا اینکه در ادامه جنگ، هیچ اصولی از جانب آمریکا و اسرائیل رعایت نشد و همزمان با هدف قرار گرفتن تأسیسات غیرنظامی در ایران، جنگ وارد مرحله جدیدی شد و ایران نیز بر اساس دستور صریح قرآن کریم: «فَاعْتَدُوا عَلَیهِم بِمِثْلِ مَا اعْتَدُوا عَلَیکم»، پاسخ مناسب و شدیدی به دشمنان متخاصم داد.
این بخش کلی از روایتهای میدانی جنگ، مقدمهای برای بازترسیم اهداف و ماهیت اصلی این جنگ نابرابر است و قضاوت را به خوانندگان واگذار میکند.
تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران بر پایه توهم و اطلاعات نادرست
عدم شناخت دقیق ایرانیان خارجنشین و مخالف نظام، لابیگران صهیونیستی و عوامل موساد از ایران و اطلاعرسانی غیرواقعبینانه به ترامپ سبب شد که آمریکا مرتکب اشتباه بزرگی تاریخی در قبال ایران شود و با تجاوز نظامی به یک کشور ناشناخته از نگاه اطلاعات نظامی، زمینه زوال و فروپاشی نظام سلطه را بیش از پیش فراهم کند؛ چیزی که قدرتهای منطقه، مانند چین و روسیه انتظار آن را داشتند و برای وقوع چنین حادثهای لحظهشماری میکردند.
پس از ۳۷ روز جنگ، اکنون این سوال جدی مطرح است که آیا آمریکا و اسرائیل واقعاً به اهداف خود در ایران رسیدهاند یا خیر؟ آنچه مسلم است این است که قریب به اتفاق صاحبنظران بینالمللی و حتی مخالفان جمهوری اسلامی و نظامیان با تجربه آمریکا و غرب، تا این مرحله، به شکست آمریکا در این جنگ اذعان کردهاند. رئیس ستاد ارتش ایالات متحده پس از برکناری، در اظهارات غیرمنتظره خود روز گذشته گفت: «یک دیوانه ارتش آمریکا را به نابودی خواهد کشاند.»
براساس برخی گزارشها، حدود ۳۰ جنرال بلندپایه آمریکایی با این جنگ مخالفت کردهاند و تا کنون ۱۳ نفر از آنان از سمت خود برکنار شدهاند. بنابراین، تمام قرائن و شواهد نشان میدهد که ناکامی متجاوزان از همان روزهای نخست، با حملات برقآسا و گسترده تلافیجویانه جمهوری اسلامی به اسرائیل و پایگاههای آمریکا در منطقه رقم خورد و آثار آن بعد از ۳۷ روز به تدریج آشکار میشود.
اگر آمریکا و اسرائیل هدف قرار دادن رهبری و مقامات سیاسی و نظامی ایران را دستاورد و پیروزی میپندارند، کاملاً در اشتباه هستند؛ زیرا مقام معظم رهبری در منزل شخصی خود بدون اینکه به پناهگاه یا جای امنی منتقل شود، به شهادت رسید. فرماندهان نظامی نیز در حال انجام وظیفه و در خط اول نبرد به شهادت رسیدند؛ این نوع مرگ، از منظر اسلام، شرافتمندانه است. یک رهبر واقعی و مردمی به پناهگاه فرار نمیکند و برای خود سپر انسانی نمیسازد؛ بلکه همواره در کنار مردم است و خون خود را بالاتر از دیگران نمیداند.
ظهور آثار شکست در چهره خونین سردمداران تجاوز پس از ۳۷ روز
در طول ۳۷ روز نبرد بیوقفه ایران در برابر آمریکا و اسرائیل، اکنون آثار پشیمانی و شکست در چهره خونین سردمداران تجاوز پدیدار شده است. حتی اگر از تمام دستاوردهای میدانی ایران در این جنگ —که با شخمزدن اسرائیل و نابودی اکثر پایگاههای آمریکایی در منطقه همراه بود— بگذریم، نفس مقاومت و ایستادگی مقتدرانه در برابر ابرقدرت اول جهان و مجهز به سلاحهای مدرن و فوق پیشرفته، در نوع خود بزرگترین پیروزی محسوب میشود. هر کس این پیروزی ایران و شکست آمریکا و اسرائیل را انکار کند، یقینا جفای تاریخی در حق ایران اسلامی خواهد بود.
هرچند در مدت بیش از یک ماه، خسارات هنگفتی جانی و مالی به ایران وارد شد که این امر طبیعی جنگ است، به ویژه اگر این جنگ در برابر هیمنه و هیبت به ظاهر شکستناپذیر آمریکا و اسرائیل باشد، که مجهز به پیشرفتهترین تکنولوژی نظامی هستند. اما رونمایی تدریجی از شگفتیهای نظامی ایران، نقطهزنیها و نابودی رادارهای فوق پیشرفته آمریکا و اسرائیل، در کنار جنگ الکترونیکی و حمایت گسترده مردمی، از بزرگترین دستاوردهای ایران در این جنگ تاریخی است.
ارتقا در کیفیت حملات ایران پس از یک ماه و اصابت به هواپیماهای دشمن
به نظر میرسد که ایران همانگونه که در نبرد دوازده روزه با اسرائیل، جنگ را از شیوه کمی و حجم حملات به کیفیت ارتقا داد و با ضربات سنگین طرفهای متخاصم را مجبور به درخواست آتشبس کرد، اکنون نیز پس از یک ماه، کیفیت جنگ کاملاً تغییر کرده و ارتش و سپاه به شلیکهای کمتر اما کاربردیتر روی آوردهاند. این در حقیقت یک تاکتیک جنگی است که دشمن خیال میکند توان نظامی ایران کاهش یافته است، اما واقعیت میدانی نشان میدهد که ایران راه پس و پیش آمریکا را بسته و جنگ را فرسایشی کرده است.
در همین راستا، طی روزهای اخیر چند فروند هواپیمای پیشرفته و فوق مدرن آمریکایی هدف قرار گرفته و برخی از آنها سقوط کردهاند که نشاندهنده دقت و کارآمدی سامانههای دفاعی و تلافیجویانه ایران است. ایران تا پیروزی کامل و رسیدن به خواستههای مشروع و منطقی و تسلیم بیقید و شرط دشمنان متجاوز، این مسیر را ادامه خواهد داد.
ایران تنها اما پایدار و مقاوم / کشورهای اسلامی با تنها گذاشتن ایران در جنگ حق و باطل ننگ ابدی خریدند
همه میدانند که حمله آمریکا و اسرائیل در حالی که روند مذاکرات دیپلماسی در حال پیشرفت بود، عملی جنایتکارانه و خلاف قوانین بینالمللی و بشری بود، اما نه سازمان ملل و نه کشورهای شرق و غرب، این تجاوز را محکوم نکردند و ایران را در این مرحله حساس کاملاً تنها گذاشتند.
تنهایی ایران زمانی بیشتر آشکار شد که آمریکا و اسرائیل دست به دست هم دادند و عملاً به کشور تجاوز کردند، اما کشورهای غربی و مدعیان دروغین حمایت از حقوق بشر در چنین شرایطی یا سکوت کردند و یا بهطور پنهانی از این تجاوز حمایت کردند.
دردناکتر از همه اینکه هیچیک از کشورهای اسلامی نه تنها از ایران حمایت نکردند، بلکه حتی این تجاوز آشکار را محکوم هم نکردند و در نهان و عیان با دشمن همکاری کردند. اما بدانند ایران، که نمایندگی اسلام را برعهده دارد، اگر به تنهایی در این جنگ پیروز شود —که قطعا پیروز خواهد شد— سرنوشت آینده تمام این کشورهای به ظاهر مسلمان را تعیین خواهد کرد و نظم نوین منطقه و جهان به دست ایران رقم خواهد خورد. زیرا این جنگ سرنوشتساز و آزمونی الهی است. به نظر میرسد در این جنگ دو راه بیشتر وجود ندارد: یا ایران باقی بماند و سرنوشت منطقه و غرب آسیا را تعیین کند و یا آمریکا و اسرائیل با نوکران منطقهای خود بمانند و کشورهای مزدور ننگ ابدی را خریداری کرده و همیشه بار ذلت و تحقیر را به دوش حمل کنند.