تاریخ انتشار :يکشنبه ۱۶ حمل ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۱۰
کد مطلب : 349966

تزلزل در رأس هرم پنتاگون؛ استعفای لوی درستیز ارتش آمریکا در بن‌بست جنگ با ایران

تحلیلی بر ابعاد استراتژیک برکناری و بازنشستگی اجباری فرماندهان ارشد
تزلزل در رأس هرم پنتاگون؛ استعفای لوی درستیز ارتش آمریکا در بن‌بست جنگ با ایران
سیدحسن حسینی / در حالی که نبرد میان ایالات متحده و ایران وارد هفته پنجم خود شده است، خروج ناگهانی جنرال رندی جورج، رئیس ستاد ارتش آمریکا، از صحنه قدرت، شوک قابل توجهی به ساختار نظامی پنتاگون وارد کرده است. این استعفای پیش‌رس که به دستور مستقیم پیت هگست، وزیر دفاع، و در قالب «بازنشستگی فوری» صورت گرفت، فراتر از یک تغییر پرسنلی ساده است و می‌تواند نشانه‌هایی از شکاف در راهبرد جنگی و چالش در تحقق اهداف اولیه واشنگتن در قبال تهران را بازتاب دهد.
اهمیت این تحول زمانی برجسته‌تر شد که جورج تنها ساعاتی پس از کناره‌گیری، در اظهارنظری کم‌سابقه هشدار داد: «یک دیوانه ارتش بزرگ آمریکا را به نابودی خواهد کشاند»؛ جمله‌ای که دامنه گمانه‌زنی‌ها درباره اختلافات و تنش‌های پنهان در ساختار تصمیم‌گیری نظامی آمریکا را افزایش داده است.
 
۱. تغییرات در پنتاگون؛ نشانه‌هایی از بحران در میانه عملیات
 برکناری جنرال رندی جورج به همراه دو فرمانده ارشد دیگر، آن هم در اوج عملیات نظامی، رویدادی کم‌سابقه در تاریخ معاصر ارتش آمریکا به شمار می‌رود. عدم ارائه توضیح شفاف از سوی پنتاگون، این برداشت را تقویت کرده است که رهبری نظامی این کشور با نوعی «گسست ساختاری» مواجه شده است.
 
تحلیلگران بر این باورند که اصرار بر تغییر فرماندهان باتجربه در میانه جنگ، ناشی از اختلاف نظر میان طیف‌های مختلف در ساختار تصمیم‌گیری است؛ اختلافی که میان نگاه‌های «عمل‌گرایانه نظامی» و رویکردهای «سیاسی-راهبردی» بر سر نحوه مدیریت جنگ و هزینه‌های آن شکل گرفته است.
 
۲. شکاف میان اهداف اعلامی و واقعیت‌های میدانی
 بررسی روند جنگ در هفته‌های اخیر نشان می‌دهد که میان اهداف اعلامی آمریکا و واقعیت‌های میدان نبرد، فاصله قابل توجهی وجود دارد:
 
تاب‌آوری نظامی ایران: برخلاف برخی ارزیابی‌های اولیه مبنی بر تضعیف توان تهاجمی ایران، استمرار عملیات موشکی و پهپادی و وارد آمدن خسارات محدود به برخی تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه، نشان می‌دهد که ظرفیت راهبردی ایران بیش از پیش فعال و اثرگذار است.

هدف قرار گرفتن تجهیزات هوایی آمریکا: برخی گزارش‌های رسمی از سوی آمریکا مبنی بر نجات دو خلبان از داخل خاک ایران، مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته است. هرچند جزئیات دقیق این حادثه به‌طور کامل منتشر نشده، اما این موضوع به‌عنوان نشانه‌ای از آسیب‌پذیری تجهیزات پیشرفته هوایی آمریکا در میدان نبرد و پیچیدگی بیشتر جنگ تلقی می‌شود.

واگرایی در رویکردها: در حالی که اسرائیل بر تشدید فشار و گسترش دامنه درگیری تأکید دارد، آمریکا با واقعیت‌هایی چون فرسایش منابع، هزینه‌های اقتصادی و نگرانی از بی‌ثباتی گسترده‌تر منطقه‌ای روبه‌رو است. این تفاوت رویکرد، فرماندهان نظامی را در موقعیتی پیچیده قرار داده است.

۳. جنگ بدون دکترین خروج؛ ابهام در راهبری استراتژیک
 برخی تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌های غربی نشان می‌دهد که روند مدیریت جنگ، بیش از آنکه بر پایه یک دکترین روشن و از پیش طراحی‌شده باشد، در مواردی به‌صورت واکنشی و مرحله‌ای پیش رفته است.
 
استعفای جنرال جورج را می‌توان در چارچوب نارضایتی بخشی از بدنه حرفه‌ای ارتش نسبت به روند مدیریت جنگ نیز تحلیل کرد؛ جنگی که پایان آن همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و بیش از پیش به تحولات سیاسی داخلی آمریکا گره خورده است.
 
در همین حال، اختلاف نظر میان نهادهای سیاسی و نظامی در آمریکا بر سر نحوه ادامه یا مدیریت این جنگ، به‌تدریج برجسته‌تر شده و به یکی از مؤلفه‌های مهم در تحلیل تحولات اخیر تبدیل گردیده است.
 
۴. پیامدهای فرامرزی؛ از فشار اقتصادی تا نگرانی متحدان
 طولانی شدن جنگ، برخلاف برخی پیش‌بینی‌های اولیه، پیامدهایی فراتر از میدان نبرد به همراه داشته است:
 
چالش در بازار انرژی: افزایش قیمت نفت و نگرانی از ناامنی مسیرهای انتقال انرژی، اقتصاد جهانی و به‌ویژه متحدان غربی آمریکا را با فشارهای جدی مواجه کرده است.
افزایش فشارهای داخلی: در داخل آمریکا نیز، طرح پرسش‌هایی از سوی جریان‌های مختلف سیاسی درباره اهداف، هزینه‌ها و چشم‌انداز جنگ، فضای تصمیم‌گیری را پیچیده‌تر کرده است.

پیامدهای منطقه‌ای: تهدید یا فشار بر تأسیسات نظامی آمریکا در کشورهای خلیج فارس و هم‌چنین اهداف مرتبط با اسرائیل، نشان می‌دهد که میدان جنگ به یک صحنه چندلایه و گسترده تبدیل شده و کنترل آن برای واشنگتن با پیچیدگی‌های فزاینده همراه است.

جمع‌بندی و چشم‌انداز
 استعفای رئیس ستاد ارتش آمریکا در میانه جنگ با ایران را می‌توان نشانه‌ای از بروز چالش‌های جدی در سطح راهبری و هماهنگی ساختار نظامی و سیاسی این کشور دانست. هنگامی که یکی از عالی‌ترین مقامات نظامی در چنین مقطعی کنار گذاشته می‌شود و همزمان هشدارهایی کم‌سابقه از درون این ساختار مطرح می‌گردد، این پرسش بیش از پیش برجسته می‌شود که آیا تغییر چهره‌ها می‌تواند به‌تنهایی پاسخگوی پیچیدگی‌های یک جنگ چندلایه باشد یا خیر.
 
اکنون پرسش اساسی این است که آیا ایالات متحده قادر خواهد بود با بازتعریف راهبرد خود، از تداوم این وضعیت عبور کند، یا این تحولات نشانه‌ای از ورود به مرحله‌ای پیچیده‌تر از چالش‌های راهبردی است؛ مرحله‌ای که پیامدهای آن می‌تواند فراتر از میدان جنگ، به ساختار قدرت و جایگاه بین‌المللی این کشور نیز سرایت کند.
https://avapress.net/vdcepo8xpjh8eoi.b9bj.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما