تاریخ انتشار :دوشنبه ۱۴ ثور ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۱۶
کد مطلب : 353540
سیمای یهود در قرآن؛ از تحریف تا تجاوز در آیینه صهیونیسم معاصر
چکیده
در این مقاله، سیمای یهود در آیینه قرآن تحلیل و بررسی می‌شود. هدف از این نوشتار، تبیین رویکرد قرآن به این قوم و تفکیک میان باورمندان راستین و منحرفان است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی تنظیم شده و داده‌ها نیز به‌صورت کتابخانه‌ای و با استناد به متن قرآن و تفاسیر معتبر گردآوری شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که قرآن نگاهی چندسویه به یهود دارد؛ از یک‌سو بر گزینش تاریخی و نعمت‌های اعطاشده به بنی‌اسرائیل تأکید می‌کند و از سوی دیگر، رفتارهایی چون پیمان‌شکنی، تحریف کلام الهی، کفران نعمت، دشمنی با مسلمانان و لجاجت آنان را به‌شدت نکوهش می‌کند. قرآن با رویکردی رفتاری و عقیدتی و بر مدار حق‌طلبی (نه قومی و نژادی)، سیرت واقعی قوم یهود و خباثت و نافرمانی آنها را عمدتاً در قالب هشدار به مسلمانان برای پند و عبرت، در موارد گوناگون آشکار ساخته است.
 
کلیدواژه‌ها: قرآن کریم، قوم یهود، پیمان‌شکنی، تحریف، کفران نعمت.
 
مقدمه
قرآن کریم به‌عنوان آخرین کتاب آسمانی و یگانه دستورالعمل و خط‌ومشی زندگی بشر، به تاریخ و عقاید پیروان ادیان پیشین توجه ویژه‌ای دارد. هرچند قرآن کتاب تاریخ نیست، خداوند متعال در آن، سرگذشت بسیاری از امت‌های گذشته و پیروان ادیان مختلف را بر اساس چگونگی اعمال، رفتار و عقیده آنان در قالب داستان‌های عبرت‌آموز بازگو می‌کند تا از یک‌سو راه حق و باطل را عملاً از هم جدا سازد و از سوی دیگر حجت را بر بندگانش تمام نماید. در این میان، یهود (بنی‌اسرائیل) بیشترین حجم از آیات ناظر به اهل کتاب را به خود اختصاص داده است.
بررسی آیات نشان می‌دهد که لحن قرآن، حتی در برابر یهود که یکی از بدترین پیروان ادیان به‌شمار می‌رود، یکسان نیست، بلکه بر اساس عملکرد، باورها و میزان وفاداری آنان به پیمان‌های الهی تغییر می‌کند. تبیین دقیق این رویکرد می‌تواند به درک بهتر روابط بین‌الادیانی کمک کند. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که نگاه اصولی قرآن به قوم یهود چگونه است. هرچند درباره سیمای یهود در قرآن پژوهش‌های زیادی انجام شده و تقریباً می‌توان گفت نقطه تاریکی در این زمینه باقی نمانده است، در مقاله حاضر با رویکرد عمدتاً تطبیقی و ذکر مثال‌های زنده و کاربردی تلاش شده است تا با استناد به آیات قرآن کریم، گذشته یهودیان از نگاه رفتاری و عقیدتی با زمان حاضر، به‌ویژه نوع رفتارهای وحشیانه و غیرانسانی رژیم صهیونیستی (که یک سازمان سیاسی-امنیتی به‌شدت افراطی از قوم یهود است) در برابر مسلمانان، پیوند داده شود و مورد واکاوی بیشتر قرار گیرد.
 
رویکرد رفتاری-عقیدتی قرآن نسبت به یهود
قرآن کریم در آیات متعددی به قوم یهود (بنی‌اسرائیل) اشاره کرده و از بدی‌های آنان به‌عنوان عبرت یاد کرده است. آیات مرتبط با قوم یهود عمدتاً شامل یادآوری نعمت‌ها، پیمان‌شکنی‌ها، دشمنی با مؤمنان، تحریف کتب آسمانی و ادعاهای بی‌پایه‌ای مانند فرزند خدا بودن است. چنان‌که در سوره توبه، آیه ۳۰ به این عقیده شرک‌آلود اشاره می‌کند و می‌فرماید: «وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ». این آیه صریحاً به عقیده گروهی از یهودیان اشاره دارد که «عُزَیر» را پسر خدا می‌دانستند. این ادعا، در کنار اعتقاد نصاری به پسر خدا بودن مسیح، به‌عنوان سخنی باطل و مشابه عقاید مشرکان پیشین در قرآن مطرح شده است که خداوند از آن بیزار است (توبه، ۳۰).
خداوند در این آیه به عقاید قوم یهود که عمدتاً برگرفته از تورات تحریف‌شده است پرداخته، یعنی اینکه قوم یهود منحرف و مشرک‌اند، زیرا گروهی از آنان به پسر خدا بودن قائل‌اند که شرک مطلق است و گروهی نیز به دلایل دیگری دچار انحراف فکری و عقیدتی بوده و به وحدانیت خدا و روز قیامت باور ندارند. بنابراین آنها اساساً اهل کتاب محسوب نمی‌شوند و مسلمانان نیز نمی‌توانند با آنان مانند اهل کتاب رفتار و تعامل داشته باشند. اگر آنان واقعاً اهل کتاب و پیرو راستین تورات بودند، قضیه فرق می‌کرد و تکلیف مسلمانان با اهل کتاب مشخص بود. بر این اساس باید گفت که مسلمانان، علاوه بر تنش‌های سیاسی، امنیتی، اجتماعی و جغرافیایی که با یهود (یا به‌طور مشخص اسرائیل امروزی) دارند، از نظر عقیدتی و زیربنای فکری نیز با یهودیان در تضاد و تقابل آشتی‌ناپذیری قرار دارند. قرآن کریم نیز دقیقاً به همین دشمنی ذاتی و اجتناب‌ناپذیر میان مسلمانان و یهودیان اشاره دارد.
خداوند متعال در آیه ۴۰ سوره بقره به بی‌پروایی و کفران نعمت بنی‌اسرائیل در برابر نعمت‌هایی که به آنان داده شده اشاره می‌کند و می‌فرماید: «يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ» (بقره، ۴۰)؛ ای فرزندان اسرائیل، نعمت‌هایم را که به شما ارزانی داشتم به خاطر بیاورید و به پیمانی که بسته‌اید وفا کنید تا من نیز به پیمان شما وفا کنم و تنها از من پروا داشته باشید.
در جای دیگر، خداوند در سوره بقره شرط رستگاری انسان را ایمان آوردن به اسلام ذکر کرده و یهود، نصاری و پیروان سایر ادیان را که اسلام را نپذیرفته‌اند از دایره ایمان خارج می‌کند، آنجا که فرمود: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى‌ وَ الصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (بقره، ۶۲)؛ همانا کسانی که به اسلام ایمان آورده‌اند و کسانی که یهودی شدند و نصاری و صابئان، هرکس که به خدا و روز قیامت ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، برای آنها در نزد پروردگارشان پاداش و اجر است و بر آنها ترسی نیست و اندوهگین نمی‌شوند.
 
قرآن و آزمون عقیدتی یهودیان به زندگی پس از مرگ
خداوند در آیه ۹۴ سوره بقره عقیده یهود را نسبت به زندگی پس از مرگ به آزمون گرفته تا باورها و آنچه از عقاید خود را پنهان می‌کنند بیشتر آشکار شود، آنجا که می‌فرماید: «قُلْ إِنْ كانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» (بقره، ۹۴)؛ بگو اگر سرای آخرت در نزد خداوند مخصوص شما (یهود) است نه سایر مردم، پس آرزوی مرگ کنید، اگر راست می‌گویید.
این آیه، همه بافته‌های خیالی و موهومات فکری آنها را رد کرده و می‌فرماید: اگر این ادعاهای شما درست باشد و به این حرف‌ها ایمان داشته باشید، دیگر نباید از مرگ بترسید و از آن فرار کنید، بلکه باید آرزوی مرگ کنید تا به بهشت وارد شوید! اولیای خدا نه تنها از مرگ نمی‌ترسند، بلکه اشتیاق به مرگ نیز دارند، همان‌گونه که امام علی (ع) می‌فرماید: «واللَّه لابن ابی‌طالب آنس بالموت من الطفل بثدی امّه»؛ به خدا سوگند علاقه فرزند ابوطالب به مرگ، از علاقه طفل شیرخوار به سینه مادرش بیشتر است (قرائتی، تفسیر نور، ج ۱).
 
شدت دشمنی یهود و وعده شکست آنان در میادین مختلف در برابر مسلمانان
در سوره مائده، خداوند شدت دشمنی یهود با مسلمانان را ذکر می‌کند، در حالی که می‌گوید برخی از مسیحیان از جمله کشیشان آنان به مسلمانان نزدیک‌ترند، اما یهودیان را به هیچ عنوان دوست مسلمانان نمی‌داند، آنجا که فرمود: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى‌ ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ» (مائده، ۸۲)؛ قطعاً سرسخت‌ترین مردم را در دشمنی نسبت به اهل ایمان، یهودیان و مشرکان خواهی یافت و نزدیک‌ترینشان را از نظر دوستی با مؤمنان کسانی خواهی یافت که می‌گویند ما نصرانی هستیم. این دوستی به آن جهت است که برخی از آنان کشیشان و راهبان‌اند و آنان تکبر نمی‌ورزند.
در سوره آل‌عمران نیز از شکست اهل کتاب از جمله یهودیان در برابر مسلمانان خبر داده و به مسلمانان اطمینان می‌دهد که یهودیان بر شما پیروز نخواهند شد و قطعاً شکست خواهند خورد، چرا که آنها بر حق نیستند و حق همواره بر باطل پیروز است، آنجا که فرمود: «لَن یَضُرُّوکُمْ إِلَّا أَذًى ۖ وَإِن یُقَاتِلُوکُمْ یُوَلُّوکُمُ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا یُنصَرُونَ» (آل‌عمران، ۱۱۱)؛ آنها (اهل کتاب، به‌ویژه یهود) هرگز نمی‌توانند به شما زیان برسانند، جز آزارهای مختصر؛ و اگر با شما پیکار کنند به شما پشت خواهند کرد و فرار می‌کنند، سپس یاری نمی‌شوند و در نهایت شکست می‌خورند.
این وعده قرآن در رویارویی اسرائیل با مسلمانان در عصر حاضر به‌خوبی قابل درک و لمس است، زیرا هرجا که اسرائیل به سرزمین‌های اسلامی تجاوز کرده، در نهایت شکست خورده و با ذلت و خواری از معرکه بیرون رفته است. دیدیم که اسرائیل در جنگ‌های متعدد با حزب‌الله لبنان، جز آدم‌کشی، ویرانی و وحشی‌گری چیزی به دست نیاورد. همچنین در غزه و فلسطین، با آن‌همه جنایات، قتل‌عام‌ها و نسل‌کشی‌هایی که مرتکب شدند، در نهایت نتوانستند حتی گروه اسلامی حماس را با آن امکانات اندک شکست دهند یا وادار به تسلیم کنند. در اواخر نیز با تجاوز به ایران، در کنار آمریکای جنایتکار که اهداف زیادی از جمله فروپاشی نظام را ظرف چهار تا پنج روز در نظر گرفته بودند، می‌بینیم که بعد از چهل روز جنگ نفس‌گیر و ویرانگر، آنان به هیچ‌یک از اهداف خود نرسیدند و سرانجام آتش‌بس را پیشنهاد کردند که خود نوعی شکست و عقب‌نشینی در برابر مسلمانان بود.
 
تشبیه علمای یهود به الاغ چرا؟
خداوند در سوره جمعه، آیه ۵، علمای یهود را به‌طور خاص مورد خطاب قرار داده است. برخلاف آیه قبل که نسبت به علما و کشیشان مسیحی لحن نرم‌تری داشت و آنها را به دوستی با مسلمانان نزدیک‌تر می‌دانست، در این آیه حتی خواص (علمای یهود) را نسبت به عملکرد و نوع رفتارشان مورد تحقیر قرار داده است. هرچند خداوند بزرگ‌تر از آن است که به توهین و تحقیر بندگان خود بپردازد، حکمت به‌کار بردن این نوع ادبیات شاید این باشد که عبرتی برای آیندگان و علمای مسلمان گردد؛ یعنی اگر آنان (علمای اسلام) نیز به قرآن عمل نکنند، شبیه علمای یهود خواهند بود. از سوی دیگر خداوند می‌خواهد اوج پستی و انحطاط این قوم را در این آیه بیان کند و بگوید که حتی علمای یهود نیز قابل اعتماد نیستند و هرگز دست از لجاجت و دشمنی با بشریت و همچنین خودبرتربینی و نژادپرستی برنمی‌دارند، آنجا که فرمود: «مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ» (جمعه، ۵)؛ مثل کسانی که مکلف به تورات شدند ولی حق آن را ادا نکردند، مانند الاغی هستند که کتاب‌هایی حمل می‌کند ولی چیزی از آن نمی‌فهمد؛ گروهی که آیات خدا را انکار کردند مثل بدی دارند و خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی‌کند.
گرچه قرآن در این آیه از یهودیان انتقاد می‌کند، اما در واقع کنایه‌ای است به مسلمانان که مبادا شما نیز قرآن را بشنوید ولی به آن عمل نکنید. قرآن در چند مورد، انسان‌های نااهل را به چارپایان تشبیه کرده که یکی از آنها عالمان بی‌عمل هستند که در این آیه به آنها اشاره شده است: «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ». پناه بر خدا! این تعبیر قرآن بسیار تکان‌دهنده است؛ وقتی انسانیت و اخلاق در وجود انسان فرو می‌پاشد و نیروی بازدارنده ایمان و تقوا از دست می‌رود، از چهارپایان نیز پست‌تر می‌شود.
 
یهودیان قاتل پیامبران
خداوند متعال در سوره آل‌عمران از وحشتناک‌ترین اعمال قوم یهود (بنی‌اسرائیل) پرده برداشته و می‌گوید: آنها نه تنها به آیات خداوند کفر می‌ورزیدند، بلکه پیامبران و فرستادگان الهی را نیز به قتل می‌رساندند: «إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ يَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ» (آل‌عمران، ۲۱)؛ به‌راستی کسانی که به آیات خداوند کفر می‌ورزند و پیامبران را به‌ناحق می‌کشند و کسانی از مردم را که فرمان به عدالت می‌دهند می‌کشند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.
 
سؤال: از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر آن است که خطری در کار نباشد، ولی در این آیه از کسانی که برای نهی از منکر تا پای جان ایستادند و سرانجام در این راه کشته شدند، ستایش شده است؛ علت چیست؟
در تفاسیر کبیر، مجمع‌البیان و قرطبی آمده است که بنی‌اسرائیل در اول روز و در یک ساعت، چهل و سه نفر از پیامبران الهی و یکصد و دوازده نفر از آمران به معروف را به شهادت رساندند، اما آنان (پیامبران) همچنان به وظیفه خود ادامه می‌دادند و این اصولاً با شرایط امر به معروف و نهی از منکر سازگار نیست. پس چرا آنان خود را به هلاکت می‌انداختند؟ محسن قرائتی در تفسیر نور این‌گونه پاسخ داده است: اولاً شرایط افراد و نوع معروف و منکر تفاوت دارد؛ گاهی منکر، حکومت یزید است که امام حسین (ع) برای نهی از آن به کربلا می‌رود و شهید می‌شود و می‌گوید هدف من از این قیام، امر به معروف و نهی از منکر است، اما گاهی منکر در این حد نیست، بلکه گناهی است که باید میان خطر و مفسده گناه و از دست دادن جان و مال و آبرو مقایسه کرد و با توجه به اهمیت و اولویت عمل کرد. ثانیاً شاید مراد از کسانی که در این آیه مورد ستایش قرار گرفته‌اند، آنهایی باشند که خود پیش‌بینی شهادت نمی‌کردند ولی ستمکاران آنان را به شهادت رساندند.
البته ناگفته پیداست که در زمان پیامبر اسلام (ص) گروهی که انبیا را به شهادت برسانند وجود نداشتند، ولی چون زنده‌ها به کار گذشتگان و نیاکان خود راضی بودند، خداوند در این آیه کسانی را که به‌خاطر رضایت قلبی شریک جرم نیاکان خود هستند با خطاب «بشرهم» مورد انتقاد و تهدید قرار داده است (قرائتی، تفسیر نور، ج ۱۰).
مجموعه آیاتی که ذکر شد، حکایت از فساد گسترده و بدی‌های قوم یهود (بنی‌اسرائیل) در روی زمین دارد. آن‌گونه که خداوند بیان می‌کند، علی‌رغم نعمت‌های فراوانی که به آنها داده شد، به‌گونه‌ای که شاید تا آن زمان به هیچ قوم دیگری داده نشده بود، آنها هرگز هدایت نشدند و کوری را بر بینایی ترجیح دادند و تمام نعمت‌ها و لطف خداوند را نادیده گرفتند و در نهایت مورد لعن و نفرین ابدی قرار گرفتند.
 
اقناع جهانیان و تثبیت جایگاه در پوشش مظلوم‌نمایی
تردیدی وجود ندارد که طومار زندگی یهودیان از ابتدا تا امروز و تا روز قیامت آکنده از مظالم و جنایات، برتری‌طلبی، نژادپرستی و کینه‌توزی با سایر انسان‌ها، به‌ویژه مسلمانان است و اینها جزء خوی و خصلت این قوم است.
علاوه بر آیات متعدد قرآن کریم که از یهود به بدی یاد کرده است، تاریخ و سرگذشت قوم یهود نشان می‌دهد که آنان برای رسیدن به اهداف شوم خود که همانا برتری‌جویی و توسعه‌طلبی در روی زمین است، از هیچ جنایتی دریغ نکرده‌اند. در تاریخ می‌بینیم که یکی از ترفندهای قوم یهود برای رسیدن به اهدافشان، به‌ویژه پس از جنگ جهانی دوم و کشتار سیستماتیک یهودیان توسط آلمان نازی، مظلوم‌نمایی آنهاست. اینکه اساساً عملکرد هیتلر درست بوده یا نه، بحثی دیگر است، اما اینکه یهودیان هولوکاست را به حربه‌ای برای تبلیغات گسترده رسانه‌ای بدل ساختند و با مظلوم‌نمایی از کشتار بی‌رحمانه یهودیان توسط آلمان نازی جلب توجه کردند، بسیار روشن است.
یهودیان پس از جنگ جهانی دوم به‌طور گسترده شایعه کردند که هیتلر ۶ میلیون یهودی را قتل‌عام کرده و بسیاری را در کوره‌های آتش زنده زنده سوزانده است. این تبلیغات، هرچند دور از واقعیت به نظر می‌رسد، به‌زودی فراگیر شد و توجه جهانیان را جلب کرد و زمینه‌ساز تجمع یهودیان پراکنده حول محوری واحد گردید. اما پرسش اساسی این است که ادعای هولوکاست و قتل‌عام حدود ۶ میلیون یهودی تا چه حد می‌تواند واقعیت داشته باشد؟ آیا به‌راستی چنین تراژدی در قرن بیستم رخ داده یا اینکه جزئی از ترفندها و مظلوم‌نمایی‌های یهودیان برای اهداف دیگری بوده است؟ این در حالی است که بر اساس برخی آمارها، در زمان جنگ جهانی دوم در کل جهان تنها ۱۵ میلیون یهودی زندگی می‌کردند؛ پس چه تعداد یهودی تنها در آلمان یا کل اروپا حضور داشته که حدود شش میلیون از آنان توسط هیتلر قتل‌عام شده است؟ اینها پرسش‌هایی است که هنوز پاسخ درستی به آنها داده نشده است. اما یک نکته کاملاً واضح است و آن اینکه ادعای قتل‌عام ۶ میلیون یهودی، پیش از هر دلیل دیگر، با عقل سلیم سازگاری ندارد. اگر هیتلر یک میلیون یهودی غیرمسلح و غیرنظامی را نیز کشته باشد، فاجعه بزرگی است. پس مشخص است که یهودیان برای مظلوم‌نمایی، آمار کشته‌شدگان توسط آلمان نازی را به‌طور سرسام‌آوری بالا برده و از آن فرصتی سیاسی برای خود فراهم کردند تا بتوانند از این طریق توجه جهانیان را جلب کرده و گام‌های بعدی را برای تثبیت جایگاه، کشورگشایی‌ها و جنایات خود بردارند.
محمدحسین فرج‌نژاد، نویسنده کتاب «اسطوره صهیونیستی در سینما»، معتقد است که هولوکاست بیش از آنکه یک واقعیت تاریخی مستند باشد، به یک «اسطوره مذهبی-سیاسی» تبدیل شده که نقد یا تردید در آن در کشورهای غربی ممنوع است. او در این کتاب به‌تفصیل به این موضوع می‌پردازد که چگونه هولوکاست به‌مثابه یک حافظه جمعی برای یهودیان بازنمایی می‌شود. فرج‌نژاد بر این باور بود که هالیوود با تولید فیلم‌های متعدد درباره هولوکاست، به دنبال «تثبیت حقانیت اسرائیل» و ایجاد مصونیت برای اقدامات این رژیم است. وی فیلم‌های سینمایی را ابزاری برای القای این پیام می‌دانست که یهودیان قربانیان همیشگی تاریخ هستند. به نظر می‌رسد ترفند مظلوم‌نمایی یهودیان و برجسته‌سازی هولوکاست در زمانی که جهان در هرج‌ومرج فرو رفته بود، جواب داد. پس از پایان جنگ جهانی دوم، این نیرنگ تمام رسانه‌های غربی و فیلم‌سازان هالیوود را مجذوب و مسحور خود ساخت، در حالی که حقیقت چیزی غیر از آن بود که به خورد جهانیان می‌دادند.
فرج‌نژاد همچنین هولوکاست را قطعه‌ای از پازل قدرت «جریان زرسالاری جهانی» می‌بیند که از آن برای تسلط اقتصادی و سیاسی بر ملت‌ها، به‌ویژه در غرب استفاده می‌کنند. وی استدلال می‌کند که صهیونیسم با بهره‌گیری از ماجرای هولوکاست، از کشورهای اروپایی باج‌خواهی کرده و هرگونه مخالفت با سیاست‌های خود را با برچسب یهودستیزی متهم و سرکوب می‌کند.
پس از جنگ جهانی دوم و ماجرایی که عمدتاً هولوکاست خوانده می‌شود، یهودیان موفق شدند افق جدیدی سیاسی و امنیتی را برای خود بگشایند. آنها با مظلوم‌نمایی، زیرکانه اروپایی‌ها را متقاعد ساختند که با تمام توان از یهودیان حمایت کنند و حتی سرزمین‌هایی را برای تشکیل دولتی به نام اسرائیل جستجو کنند. اگرچه هدف نهایی جنبش صهیونیسم از ابتدا سرزمین فلسطین بود، در گام‌های نخستین و به دلیل فشارهای سیاسی، یهودی‌ستیزی در اروپا و نیاز به یافتن پناهگاهی فوری، مکان‌های دیگری نیز مطرح شدند که مهم‌ترین آنها اوگاندا بود. اما در نهایت صهیونیست‌ها تحت رهبری «هرتزل»، بنیانگذار صهیونیسم نوین، تصمیم گرفتند تنها سرزمین فلسطین را به‌عنوان وطن اصلی دنبال کنند که این امر با اعلامیه بالفور در سال ۱۹۱۷ و سپس تشکیل دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ محقق شد.
با تشکیل دولتی به نام اسرائیل در سرزمین فلسطین، یهودیان دست بازی برای دشمنی با مسلمانان یافتند. هم‌زمان فشارهای سیاسی و یهودستیزی در غرب جای خود را به روابط حسنه و تعامل مثبت با یهودیان داد. از آن زمان، این پدیده شوم و نامیمون به نام اسرائیل و دولت جعلی صهیونیستی، دردسری بزرگ نه تنها برای فلسطینیان، بلکه برای کل جهان اسلام گردید. از زمان استقرار دولتی به نام اسرائیل در منطقه و پا گرفتن صهیونیسم نوین در غرب آسیا، هیچ‌گاه امنیت و ثبات لازم در منطقه حاکم نشد و این رژیم از بدو شکل‌گیری، به‌طور مستمر به سرزمین‌های اسلامی تجاوز کرده و به شهرک‌سازی‌ها در فلسطین و توسعه‌طلبی خود ادامه داده است. بر اساس مستندات تاریخی، اسرائیل پس از اعلام استقلال در سال ۱۹۴۸ و پیروزی در جنگ با اعراب، بخش‌های وسیعی از خاک فلسطین را تصرف کرد و با این اقدام، دشمنی با مسلمانان را به اوج خود رساند.
یهودیان، به‌ویژه جریان سیاسی افراطی صهیونیسم، با تصرف خاک فلسطینیان در حقیقت با تمام مسلمانان اعلام دشمنی کردند، اما متأسفانه برخی کشورهای اسلامی این دشمنی را جدی نگرفتند و از همان روزهای نخست، رویه عادی‌سازی روابط با اسرائیل را در پیش گرفتند. در حالی که قرآن مکرراً فرموده است یهود و نصاری دشمنان آشتی‌ناپذیر شما هستند، با این حال می‌بینیم که بسیاری از زعمای کشورهای اسلامی در پی دوستی با یهودند و برخلاف دستورات خداوند، ذلیلانه راه مراوده با دشمن را در پیش گرفته و به برادران مسلمان خود، به‌ویژه مردم فلسطین، عملاً پشت کرده و آنان را در برابر تجاوز رژیم کودک‌کش اسرائیل تنها گذاشته‌اند.
 
هشدار قرآن به چگونگی برخورد مسلمانان با یهود و نصاری
کشورهای عربی و اسلامی در حالی با اسرائیل رابطه دوستی برقرار می‌کنند که خداوند در قرآن کریم حجت را بر مسلمانان درباره چگونگی برخورد و تعامل با یهود و نصاری تمام کرده و از آنان به‌عنوان دشمنان آشکار یاد کرده است، آنجا که فرمود: «وَلَنْ تَرْضَىٰ عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ  قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَىٰ  وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ  مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ» (بقره، ۱۲۰)؛ یهود و نصاری هرگز از تو راضی نمی‌شوند تا از آیین‌شان پیروی کنی. بگو ای پیامبر، مسلماً هدایت خدا همان هدایت واقعی است و اگر پس از دانشی که برایت آمده (قرآن) از هوا و هوس‌های آنان پیروی کنی، از سوی خدا هیچ سرپرست و یاوری برای تو نخواهد بود.
بر اساس آنچه قرآن بیان کرده است، هر مسلمانی به هر دلیلی اگر با یهود و نصاری دوستی کند، در حقیقت خلاف دستور قرآن عمل کرده و عملش به‌شدت مذموم است. این در حالی است که امروز متأسفانه می‌بینیم بسیاری از کشورهای اسلامی یا روابط بسیار گسترده و دوستانه‌ای در عرصه‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی با اسرائیل دارند، و یا دست‌کم در پی عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی هستند که نماد شرارت در جهان است. این نوع عملکرد زعمای برخی کشورهای اسلامی، به‌ویژه در شرایطی که به حجم بزرگی از مسلمانان عملاً ظلم می‌شود، از نگاه عقلی و شرعی اصلاً قابل توجیه نیست.
البته باید این نکته را متذکر شد که قرآن اگر به مسلمانان دستور می‌دهد با یهود و نصاری دوستی نکنید، این امر منحصر به زمان پیامبر (ص) و صحابه نیست، بلکه مخاطب قرآن عام است و همه مسلمانان را در هر زمان و مکانی تا روز قیامت دربرمی‌گیرد. تأکید قرآن مبنی بر دشمنی یهود با مسلمانان، در حقیقت هشداری فرا زمانی، فرا مکانی و دائمی است، زیرا از نظر قرآن کریم قوم یهود هم فاسدند و هم مفسد. یهودیان تنها اظهار به دین حضرت موسی (ع) می‌کنند، اما در حقیقت از دین‌مداری پوششی برای جنایات خود ساخته و از معنویات و ارزش‌ها با تمسک به تورات تحریف‌شده سوءاستفاده می‌کنند. آنها برای فریب اذهان عمومی، زیارتگاهی از دیوار ندبه ساخته‌اند، اما حقیقت این است که به توحید، قبر و قیامت و زندگی پس از مرگ عقیده ندارند. لذا همواره دست به فساد و جنایت می‌زنند و با تجاوز، تعدی و شعله‌ور ساختن جنگ‌های بی‌پایان، خون‌ریزی‌ها و اشاعه فساد، در پی تثبیت موقعیت سیاسی و برتری نژادی خود در جهان و رسیدن به اهداف مادی‌شان هستند.
شواهد فراوانی در قرآن کریم بر سرکشی و فساد این قوم وجود دارد. با اینکه خداوند نعمت‌های خود را بر قوم بنی‌اسرائیل ارزانی داشت و آنان را سخت مورد لطف و عنایت خود قرار داد، لطفی که تا آن زمان در حق هیچ قوم و امتی از امت‌های گذشته روا نداشته بود، باز هم می‌بینیم که آنها کفران نعمت کردند و عنایات خداوند را نادیده گرفتند و سرانجام مورد لعن و نفرین ابدی خداوند واقع شدند.
امروز نیز می‌بینیم که یهودیان به سردمداری جریان افراطی سیاسی صهیونیسم، تمام دنیا را به آتش کشیده‌اند و دست موساد برای گسترش فساد و تباهی در تمام جهان گشوده است و برای رسیدن به اهداف شوم‌شان و تحقیر و سرکوب سایر انسان‌های روی زمین، به‌ویژه مسلمانان، شب و روز در تلاش‌اند. برای صهیونیسم جهانی فرق نمی‌کند که تا رسیدن به اهدافشان چه مقدار خون بی‌گناهان ریخته می‌شود، چه تعداد از زندگی انسان‌ها به مخاطره می‌افتد و چه سرزمین‌های آبادی ویران می‌گردد و کرامت انسانی پایمال می‌شود. آنها به هر قیمتی در پی برتری‌جویی، اشغال سرزمین‌ها و به بردگی کشیدن سایر انسان‌ها، به‌ویژه مسلمانان هستند و قرآن این خطرات را پیشاپیش به مسلمانان گوشزد کرده است، اما بسیاری از مسلمانان متأسفانه خطر صهیونیسم را همچنان جدی نمی‌گیرند، در حالی‌که فساد و جنایات یهود را هر لحظه به چشم سر می‌بینند.
اگر زیاد به گذشته برنگردیم، طی دو سه سال اخیر، همگان دیدند که ارتش رژیم صهیونیستی بیش از ۷۰ هزار انسان را تنها در غزه به خاک و خون کشید و شهری دو میلیون نفری را کاملاً با خاک یکسان کرد. جهانیان دیدند که صهیونیست‌ها در فلسطین، لبنان، سوریه، ایران و سایر کشورهای اسلامی چه جنایاتی مرتکب شدند. مردم دنیا همگی شاهدند که رژیم صهیونیستی به احدی رحم نمی‌کند، از نابودی هیچ پدیده و جنبنده‌ای دریغ نمی‌ورزد و تر و خشک را می‌سوزاند؛ زن و کودک و پیر و جوان، همه را در غزه و لبنان قتل‌عام می‌کند. علی‌رغم برقراری آتش‌بس میان اسرائیل و حزب‌الله لبنان بعد از جنگ چهل روزه با ایران، این رژیم در همان ساعات نخست، آتش‌بس را نقض کرد و شهروندان جنوب لبنان را مورد حمله هوایی قرار داد و ده‌ها فرد بی‌گناه و غیرنظامی را به شهادت رساند و تا امروز که ۱۰ حمل ۱۴۰۵ است، این جنایات همچنان ادامه دارد.
با تمام این جنایات آشکار که رژیم صهیونیستی علیه بشریت مرتکب می‌شود، هیچ اقدام عملی از سوی هیچ کشوری برای جلوگیری از این جنایات صورت نمی‌گیرد. مردم دنیا عملاً می‌بینند که اسرائیل علاوه بر کشتار بی‌رحمانه مردم فلسطین، بازماندگان شهدا را نیز در غزه گرسنگی می‌دهد و زجرکش می‌کند و از ورود کمک‌های جهانی بشردوستانه جلوگیری کرده و کشتی‌ها و محموله‌های مواد ضروری را که باید به مردم مظلوم و بی‌پناه غزه برسد، مصادره می‌کند. در آخرین حوادث، روز گذشته، چهارشنبه ۱۰ حمل ۱۴۰۵، رژیم صهیونیستی بار دیگر تعدادی از کشتی‌های کاروان بین‌المللی «ثمود» را که به سوی غزه در حرکت بودند متوقف کرد و از ورود کمک‌های بشردوستانه به این شهر جلوگیری نمود، اما هنوز هیچ اقدام عملی از سوی کشورهای جهان در برابر این عملکرد ضد بشری اسرائیل صورت نگرفته است. پس مردم مظلوم غزه و فلسطین این شکایت را به کجا ببرند و از چه کسانی کمک بطلبند؟ رژیم غاصب اسرائیل، بدون هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای، حدود دو میلیون مسلمان را در نوار غزه بیش از سه سال است که به گروگان گرفته و از هیچ جنایتی علیه آنان دریغ نمی‌کند. چرا؟ پاسخ بسیار روشن است: اولاً دشمنی ذاتی یهود با مسلمانان، که قرآن از آن خبر داده است، مانع اصلی از ابراز هرگونه احساس انسانی و رعایت حقوق بشری از سوی این رژیم می‌شود. علاوه بر آن، توسعه‌طلبی و ایده اشغال سرزمین‌ها برای گسترش جغرافیا و تأسیس اسرائیل بزرگ، زمینه جنایات رژیم صهیونیستی علیه مسلمانان را بیش از پیش فراهم می‌کند. با این وصف، هرگز نباید از یهودیانی که تشنه خون مسلمانان‌اند انتظار ترحم و حس انسان‌دوستی داشت، بلکه وظیفه مسلمانان قیام و ایستادگی در برابر آنان است.
عملکرد قوم یهود از آغاز بر تحریف کلام الهی، خودبرتربینی، قساوت قلب، اظهار خباثت درونی، نژادپرستی، کشتار افراد بی‌گناه، ترور و صدها جنایت دیگر استوار بوده است و به‌ویژه پس از تأسیس اسرائیل در سرزمین فلسطین در سایه صهیونیسم نوین، اهداف یهودیان، آن‌گونه که قرآن خبر داده است، آشکارتر شد.
همان‌گونه که خداوند در قرآن کریم خبر داده است، دشمنی یهودیان با مسلمانان ذاتی و اجتناب‌ناپذیر است. به همین دلیل رژیم صهیونیستی هیچ‌گاه دست از سر مسلمانان برنخواهد داشت، مگر اینکه مسلمانان یکی از دو راه را برگزینند: یا آیین آنها را بپذیرند، یا ریسمان بردگی را به گردن افکنند و بدون قیدوشرط از یهود اطاعت کنند تا زنده بمانند، و یا اینکه دست به دست هم دهند و در برابر جنایات این قوم مطرود و منفور، به‌ویژه صهیونیسم جهانی، ایستادگی کنند.
به نظر می‌رسد انتخاب راه دوم، یعنی اتحاد و همبستگی مسلمانان برای دفاع از خود، با توجه به وضعیت موجود و پراکندگی و تشتت حاکم بر کشورهای اسلامی، بعید به نظر می‌رسد، به‌ویژه اینکه کشورهای عربی در حال حاضر اغلب یا در تعامل با صهیونیست‌ها هستند و یا عمدتاً در پی عادی‌سازی روابط با اسرائیل. اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد و حرکت منسجمی از سوی مسلمانان علیه اسرائیل صورت نگیرد، راهی جز تسلیم و تحمل ذلت و خواری باقی نخواهد ماند.
 
ادامه تجاوز اسرائیل و بی‌عملی کشورهای اسلامی
اسرائیل طی دو سه سال اخیر دست‌کم به بیش از هفت کشور اسلامی تهاجم نظامی کرده است؛ کشورهایی مانند فلسطین، لبنان، یمن، عراق، ایران، قطر و... را بارها مورد حمله قرار داده است، اما زعمای اکثر کشورهای اسلامی و عربی نظاره‌گر قتل‌عام مسلمانان در کشورهای اسلامی از جمله فلسطین و لبنان هستند و هیچ نشانی از بیداری در آنان دیده نمی‌شود، در حالی که حداقل می‌توانستند به‌طور غیرمستقیم به گرسنگان غزه کمک مالی کنند، ولی حتی از این کار نیز دریغ ورزیدند.
در اوج بی‌عملی و بی‌توجهی کشورهای اسلامی، به‌ویژه شیخ‌نشین‌های حوزه خلیج فارس، نسبت به تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی، امروز تنها ایران است که بر اساس فرمان خداوند به وظیفه اسلامی و انسانی خود عمل می‌کند و در برابر رژیم جعلی اسرائیل و آمریکای متجاوز در هر شرایطی ایستادگی می‌کند و حقیقتاً امروز به نماد مقاومت و تکیه‌گاهی امن برای مسلمانان، به‌ویژه مردم فلسطین و لبنان، تبدیل شده است.
ایران اسلامی و رزمندگان جبهه حق، در دفاع از مسلمانان جهان، به‌ویژه مردم مظلوم فلسطین و لبنان، با وجود خسارات هنگفت جانی و مالی، مقتدرانه در برابر تهاجم آمریکای جنایتکار و رژیم خونخوار صهیونیستی ایستادگی کرده و در جنگ‌های نابرابر ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، با اتکا به خداوند و پشتیبانی ملت ایران، ضربات سنگینی بر متجاوزان آمریکایی-صهیونیستی وارد ساختند.
ملت ایران که در ماه مبارک رمضان سال ۱۴۰۵ مورد تجاوز بی‌رحمانه ابرقدرت‌های اتمی جهان قرار گرفت، جهاد دفاعی را بر خود فرض دانستند و به‌جای تسلیم شدن، با نغمه «هیهات منّا الذله» ندای قرآن را لبیک گفتند و به پشتیبانی از نیروهای مسلح به جاده‌ها ریختند و راه و رسم رهبر شهیدشان را با قوت و قدرت ادامه دادند و با رشادتی کم‌نظیر، دشمنان متجاوزی را که خواب فروپاشی نظام ایران را می‌پروراندند، به استیصال کشاندند. بی‌شک هر ملتی که به یاری خداوند به پا خیزد، خداوند نیز آنان را یاری خواهد کرد. چه کسی باور می‌کرد ایرانی که چهل و هفت سال تمام زیر تحریم‌ها و تعزیرات شدید اقتصادی و سیاسی از سوی غرب قرار داشت، چهل روز در برابر بزرگترین اقتصاد جهان، تکنولوژی نظامی پیشرفته آمریکا و سلاح‌های مدرن اسرائیل مقاومت کند و سرانجام آثار پیروزی را شاهد باشد؟ این همان وعده الهی است که فرمود: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» (محمد، ۷)؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌سازد.
مردم ایران، بر خلاف بسیاری از کشورهای اسلامی دیگر، با تکیه بر اصول اسلامی، دستورات قرآن کریم و الهام از سیره معصومین، به‌ویژه نهضت سیدالشهدا (ع)، به تکلیف خود عمل کردند. مسلمان بودن یعنی همین و عمل به قرآن نیز یعنی اجرای دستورات این کتاب آسمانی در صحنه‌های واقعی زندگی. همه جهانیان شاهد بودند که با وجود تجاوز دو قدرت اتمی با توان و تجهیزات نظامی بسیار پیشرفته به ایران، سربازان دلیر اسلام با نصرت الهی چهل شبانه‌روز جنگیدند و پاسخ‌های دندان‌شکنی به دشمنان متجاوز دادند و آنان را ناامید کردند.
 
ایران تنها اما پایدار و مقاوم
همگان می‌دانند که حمله آمریکا و اسرائیل، آن‌هم در بحبوحه مذاکرات و روند رو به پیشرفت دیپلماسی، اقدامی جنایتکارانه و ناقض قوانین بین‌المللی و انسانی بود. با این وجود، نه سازمان ملل و نه کشورهای شرق و غرب، این تجاوز را محکوم نکردند و ایران را در این مقطع حساس کاملاً تنها گذاشتند. تنهایی ایران زمانی بیشتر آشکار شد که آمریکا و اسرائیل دست به دست هم داده و عملاً به ایران تجاوز کردند، اما کشورهای غربی و مدعیان دروغین حقوق بشر و قوانین بین‌المللی در چنین شرایطی یا سکوت کردند و یا در خفا از این تجاوز حمایت نمودند. دردناک‌تر از همه اینکه هیچ‌یک از کشورهای اسلامی نه تنها از ایران حمایت نکردند، بلکه حتی این تجاوز آشکار را محکوم ننمودند و در نهان و عیان با دشمن همکاری کردند. اما بدانند ایران که از اسلام نمایندگی می‌کند، اگر در این نبرد به پیروزی نهایی دست یابد که قطعاً پیروز خواهد شد، سرنوشت آینده تمام این کشورهای به ظاهر مسلمان را طبق میل خود رقم خواهد زد و نظم نوین منطقه و جهان به دست ایران تعیین خواهد گردید. این جنگ سرنوشت‌ساز، به‌راستی آزمونی الهی است. به نظر می‌رسد در این نبرد دو راه بیشتر متصور نیست: یا ایران می‌ماند و سرنوشت منطقه و غرب آسیا را تعیین می‌کند، یا آمریکا و اسرائیل با نوکران منطقه‌ای‌شان می‌مانند و این کشورهای مزدور ننگ ابدی را به جان می‌خرند و بار ذلت و تحقیر را همیشه بر دوش خواهند کشید.
 
نتیجه‌گیری
1. قرآن کریم نسبت به یهود عمدتاً رویکردی رفتاری-عقیدتی دارد، نه قومی و نژادی، و نکوهش آنان از سوی خداوند بر اساس نوع رفتار اجتماعی، عقیده و سایر اعمال ناشایست و غیرانسانی آنان صورت گرفته است.
2. خداوند در قرآن کریم از بدی‌های قوم یهود که شامل آزار مؤمنان، تحریف کلام الهی، شرک، نژادپرستی و انحصارطلبی است پرده برداشته است.
3. قتل پیامبران یکی از وحشتناک‌ترین اعمال یهودیان است که قرآن کریم به داستان‌های شگفت‌انگیزی در این زمینه اشاره کرده است.
4. دشمنی یهود با مسلمانان، ذاتی، عقیدتی، فکری و اجتناب‌ناپذیر است.
5. دشمنی یهود با مسلمانان، آن‌گونه که قرآن خبر داده است، در حملات نظامی رژیم صهیونیستی به فلسطین، لبنان، ایران و سایر کشورهای اسلامی در اواخر بیش از پیش آشکار شد.
6. تنها راه برون‌رفت از مشکلات و پایان تجاوز رژیم اسرائیل و نیز تأمین امنیت و ثبات در منطقه، به‌ویژه در کشورهای اسلامی، بیداری زعمای عربی و اسلامی و اتحاد و انسجام مسلمانان در سراسر جهان است.
 
فهرست منابع
- قرآن کریم:
  - سوره توبه، آیه ۳۰.
  - سوره بقره، آیات ۴۰، ۶۲، ۹۴، ۱۲۰.
  - سوره مائده، آیه ۸۲.
  - سوره آل‌عمران، آیات ۲۱، ۱۱۱.
  - سوره جمعه، آیه ۵.
  - سوره محمد، آیه ۷.
- قرائتی، محسن (۱۳۸۳). تفسیر نور، جلد ۱ و ۱۰، تهران: مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، چاپ یازدهم.
- فرج‌نژاد، محمدحسین (۱۳۸۸). اسطوره‌های صهیونیستی در سینما، تهران: انتشارات هلال، چاپ اول.
 
https://avapress.net/vdchkxnxv23nmmd.tft2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما