لایک ۱
۴نظر

امام خمینی"ره" و افغانستان

(به بهانه بیستمین سالروز عروج این یگانه دوران)
در رابطه با امام"ره" و اندیشه های آن معظم، عناوین مختلفی از سوی شخصیت های افغانی پیگیری و به واکاوی گرفته شده است.
سید عیسی حسینی مزاری
سید عیسی حسینی مزاری
بار دیگر در آستانه 14 جوزا قرار گرفته ایم، روزی که بزرگترین مرد تاریخ معاصر به خدا پیوست و بدینترتیب برای همیشه جاودانه شد.
آری امام خمینی (ره) همانگونه که در زندگی این جهانی خود، تاثیرات شگرفی در ابعاد مختلف مناسبات جهانی و زندگی بسیاری از انسان ها گذاشت، بعد از ارتحال و به خدا پیوستنش هم، یک چنین ویژه گی ی داشته، اندیشه او به عنوان عامل اثر گذار ، همچنان مطرح است تا حدی که به خصوص در قرن اخیر، تاریخ، یک چنین شخصیت موثر و مفید را در خود ندیده است.
خصوصیات فردی و جمعی امام خمینی(ره) هر کدام به نوبه خود، زاینده موضوعات زیادی است که هر یک می تواند به عنوان سوژه های بحث های فراوان انتخاب گردد و ساعت ها و روز ها و ماه ها و بلکه سال ها مورد دقت و مطالعه قرار بگیرد و در نتیجه انبوهی از کتاب های مطلوب، مفید و راهگشا برای بشر امروز تهییه گردد، چنانچه پیرامون این شخصیت عظیم الشان جهان بشریت، تاکنون هم، مطالب متعددی که شمار آن ها از احصا خارج است به رشته تحریر در آمده اما چهاردهم جوزا که همزمان است با سالروز ارتحال آن بزرگوار، موجب می شود تا ما هم در لابلای اندیشه، گفتار و رفتار آن بزرگوار، بیشتر از همیشه، مروری کنیم تا حد اقل نیاز فکری گوناگون امروز خود را از آن برگیریم و نیز با یاد آوری خط و ربط فکری و استراتیژی حرکت آن امام"ره"، به اصلاح راه و روش خویش بپردازیم و تلنگری به خود، که همواره غافل و فراموشکاریم، بزنیم تا مبادا راه آن امام"ره" را به طاق نسیان بسپاریم.
در رابطه با امام"ره" و اندیشه های آن معظم، عناوین مختلفی از سوی شخصیت های افغانی پیگیری و به واکاوی گرفته شده است، اما نگارنده تا کنون در جایی نه، مشاهده کرده و نه هم مطالعه ای نموده که موضوعی پیرامون دیدگاه امام خمینی"ره" در رابطه با مردم افغانستان، عنوان مقاله ای باشد و در این رابطه دقیق تر نوشتاری ارایه گردد و اگر چه، تحریر مطالبی با این رویکرد، می تواند در زمینه های مختلف دنبال شود ولی من در این مجال کوتاه، سعی می کنم گوشه های بسیار کوچکی از ارتباط امام"ره" را با مردم و کشور افغانستان یاد آوری نمایم تا باشد که مردم قدر شناس افغانستان به خصوص آن نسلی که بعد از امام خمینی"ره" به دنیا آمده و اکنون جوانان برومند این مملکت اند، آن امام"ره" را به خوبی درک نموده، تجدید میثاقی شود به ادامه یا سر آغازی گردد به ایجاد ارتباط با اندیشه های عمیق و سودمند آن امام"ره".

امام خمینی"ره" و اندیشه جهان وطنی: 

جای شکی نیست که امام خمینی"ره" با اندیشه دینی جهان وطنی، مبارزات خود را آغاز کرد و از لابلای نوشته ها وسخنانش نیز، می توان دریافت که آن بزرگمرد، همیشه به فکر نه تنها نجات فقط مسلمانان که در اندیشه رهایی همه بشریت از زیر یوغ ظلم و ستم استکبار بوده است اما نسبت به مسلمانان، نظر ویژه تر و خاصی داشتند و چون می دانستند که مظلوم ترین و مشکل دارترین مردم روی دنیا، مسلمانان اند، احساس دین و مسولیت بیشتری نسبت به این قشر نموده، از این رو همواره فریاد دلسوزی و کمک به همه مسلمانان، بر آورده و هر چه در توان داشته اند سعی بر آن می نمودند تا به هر نحو ممکن به مسلمانان در هر گو شه ای از کره خاکی یاری رسانده شود.

امام خمینی(ره) و مجاهدین افغانستان:
یکی از کشورهایی که همواره در مرکز توجه حضرت امام بوده، افغانستان و بخشی از پیکره امت اسلامی که به طور مرتب و دایم مورد حمایت آن امام بوده، مردم مسلمان این سر زمین است.
شاید در اثبات حمایت آن امام"ره" از مردم مجاهد افغانستان، ذکر همین مطلب بس باشد، که زمانی، سفیر شوروی وقت، محضر آن یگانه دوران، حضور به هم می رساند تا تهاجم ارتش سرخ به افغانستان را توجیه نماید، امام"ره" مخالفت خود را ابراز می دارند. چنانچه خود امام"ره" می فرمایند: (آن روزی که سفیر شوروی آمد پیش من، گفت که دولت افغانستان خواسته است که شوروی، نظامی به آنجا بفرستد، به او گفتم که این اشتباهی است که شوروی می کند، البته دولت شوروی می تواند افغانستان را قبضه کند، ولی نمی تواند در آنجا مستقر شود، اگر شما خیال کرده اید بتوانید افغانستان را بگیرید و آن را آرام کنید، این خیال باطل است. ملت افغانستان مسلم است، ایستاده اند در مقابل حکومت افغانستان، شما هم اگر بروید و هر قدرت دیگر هم برود، آنجا را می گیرد اما نمی تواند آن ها را آرام کند و بالآخره شکست می خورد). یا آن جایی که امام خمینی"ره" به هیچ قیمتی حاضر نمی شوند به پیشنهاد وزیر خارجه وقت شوروی مبنی بر قطع حمایت از مجاهدین، جواب مثبت بدهند. قصه از این قرار است که: در زمان جهاد مردم افغانستان، آن هم در شرایطی که ایران اسلامی، در گیر جنگ نابرابر و تحمیلی با ارتش مجهز و تا به دندان مسلح صدام بود که در حقیت با چراغ سبز استکبار و حمایت همه جانبه کشور های قدرتمند دنیا و حتی برخی کشور های به ظاهر مسلمان، علیه حکومت اسلامی تحت رهبری امام خمینی"ره" اقدامات جنگ افروزانه را روی دست گرفت، وزیرخارجه وقت اتحاد جماهیر شوروی، خدمت امام خمینی(ره) رسید و از ایشان تقاضا کرد که دست از حمایت جهاد مردم افغانستان بردارند و درعوض، شوروی ها، امکانات نظامی به خصوص موشک های دوربرد به رژیم صدام نخواهند داد تا بتواند قلب تهران را نشانه بگیرد و پایتخت مورد اقامت آن بزرگوار را تخریب کند؛ اما جواب امام خمینی(ره) چنان دندان شکن بود که باعث حیرت نه تنها وزیرخارجه شوروی که تمام قدرتمندان دنیا شد و آن پاسخ، نه، بود دربرابر بزرگترین قدرت نظامی و اقتصادی دنیا و درنتیجه امام حاضرنشد حتی به خاطر درامان ماندن جان خود و هموطنانشان، ازحمایت مجاهد مردان افغانستان دست بکشند.
امام"ره" علاوه بر اینکه همواره تقویت دل و روح مجاهدان افغانستان بودند و از راه های گوناگون ابراز دلسوزی، محبت و حمایت می نمودند، مبارزین مسلمان این کشور را بت شکن معرفی نموده در رهنمودی، خطاب به سفرای کشورهای اسلامی، در تهران، می گویند: ( ارزش این چریک های افغانی این است که شکستند آن بت بزرگی که برای ملت ها تراشیده بودند که اگر چنانچه کسی به شوروی یک کلمه بگوید باید به فنا برسد... چریک های افغانستان شکستند آن هیولا و چیزی که برای ملت ها پیش آورده بودند. این عمل شما در اینجا و آن عمل آن ها در آنجا ( افغانستان) ارزشش یک ارزشی نیست که ما بتوانیم به میزان در آوریم).
طبعا، تبیین و عمده نمودن چنین مطلبی، آن هم از سوی بزرگترین مرد معاصر، غیر از اینکه موجبات تشویق بیش از پیش مجاهدین را فراهم می کرد، خود نوعی مطرح کردن مردم افغانستان به عنوان الگوی مبارزه و جهاد بود و به شیوه دیگر و به طور غیر مستقیم، باعث جلب توجه ملت های مسلمان برای ایجاد ارتباط با مردم کشور و ارایه کمک های مختلف به مجاهدین افغانستان شده و نیز تاکید موکد بر این بود که: مقابله مردم ما با ابرقدرت شرق، واقعا جهاد الهی بوده و ایستادگی در برابر ارتش تا به دندان مسلح شوروی، برحق، و کشتن دشمن در این جنگ، وظیفه دینی و انسانی و کشته شدن در آن هم، شهادت محسوب می گردد. درحقیقت امام خمینی"ره" در آن زمان، جواب افراد و جریان هایی را در امروز داده اند که به خاطر رسیدن به اهداف استعماری خود، مجاهدین افغانستان را جنگ سالار و یا آتش افروز می خوانند و با تبلیغات زهر آگین شان، قصد مغشوش کردن اذهان عامه را علیه مجاهدت مردم ما دارند. پس مطابق گفته امام خمینی(ره) که برای ما حجت شرعیه است، مردم ما اگر دشمن را کشته اند، غازی و اگر در مقابله با آن، جان داده اند شهیدند، نه جنگ سالار و نه هم جنگ افروز مورد ادعای غربی ها و اجیران داخلی آن ها.
امام خمینی"ره" در طول مبارزات مردم افغانستان و تا لحظه حیات پربرکت شان، نه تنها به یاد مردم این کشور بوده که در اکثر صحبت ها و سخنان شان، حد اقل از دنیای اسلام برای مردم و مجاهدین ما راسا و به صراحت طلب استمداد نموده و طبیعی می نماید، همانگونه که خود می اندیشیده، شاید به تمام دستگاه های کشور تحت رهبری خویش( ایران ) دستور داده باشد تا پیگیر این سیاست ها بوده و به هر نحو ممکن به مجاهدان و عموما مردم افغانستان کمک شود تا آن ها بتوانند در رهایی کشور شان، توفیق حاصل نمایند که واقعیت امر نیز چنین بود و دنیا، شاهد بود که جمهوری اسلامی ایران در هیچ لحظه ای از تاریخ، مردم ما را نه تنها فراموش نکرده که در بد ترین سختی های دوران جهاد و پس از آن، مجدانه در کنار مردم افغانستان بوده است.
چنانچه اکثر تحلیلگران و آگاهان امور افغانستان و منطقه نیز به این اذعان اند که: اگر نبود یاری مردم و دولت جمهوری اسلامی ایران با مردم و مجاهدین افغانستان، معلوم نبود که سرنوشت جهاد و مقاومت، به کجا می کشید و چه ضربه های هولناکی را، تمامیت افغانستان متحمل می شد.

امام خمینی(ره) ومهاجرین افغانستان:
امام"ره" همانگونه که به یاد مردم داخل افغانستان بوده و همیشه در حمایت از حرکت رهایی بخش اسلامی و ملی افغان ها، کوشش بی دریغ نموده اند از فکر مهاجرین افغانی مقیم ایران که پس از اشغال کشورشان توسط شوروی، به ایران پناه آوردند نیز بیرون نبوده، به مردم ایران توصیه به بر خورد گرم با مهاجرین افغانی و پذیرایی جدی از آن ها می کنند و هم به مسولین مملکتی دستور رسیدگی و کمک به این دسته را می فرمایند.
چنانچه ایشان در بیانات خود خطاب به اعضای بسیج و سپاه می گویند: (آواره هایی که از افغانستان الآن در ایران هستند و مشکلات زیادی دارند..."البته ملت خیلی کمک می کند در همه این امور، لکن اینطور نیست که کمک ملت کافی باشد..." دولت است که متکفل این امور است و مسول این امور است).
و در جایی دیگر طی فرمایشاتی خطاب به نمایندگان اصناف و بازاریان تهران می فرمایند: ( ... و همینطور مهمان هایی که داریم، خوب افغانی هستند، مسلمان هستند یا فرض کنید که عراقی هستند یا بیچاره ها را از خانه های شان دور کردند، مال شان را بردند، خودشان را فرستادند اینجا، خوب باید چه کرد با این ها؟ نباید این ها را پذیرایی کرد؟ ما مسلمانیم، آن ها هم مسلمانند، ما باید از آن ها پذیرایی کنیم، خدمت کنیم به آن ها و این دولت است که دارد این کار ها را می کند).
به طور قطع می توان گفت که افکار و اندیشه خدایی امام"ره" نسبت به مردم ، مجاهدین داخل و مهاجرین افغانستانی مقیم جمهوری اسلامی ایران و طرح آن ها در قالب دستورات و یا فرمایشات صریح و مکرر، خطاب به مسولین دولت ایران و مردم این کشور، علاوه بر اینکه خط و جهت عمومی و وظایف اساسی ایرانی ها را نسبت به مسایل افغانستان، هم در ابعاد سیاسی و انسان دوستانه و هم در قسمت دینی، روشن ساخته، در سطح منطقه و جهان اثرات شگرف و عمیقی را به جا گذاشت و با توجه به محبوبیت آن بزرگوار در میان ملت ها و اثر گزاری عمده ایشان بر مناسبات جهانی، موضوع افغانستان، مجاهدین این کشور و مردم جهاد پرور آن، در مرکز توجه جهانی قرار گرفت وبسیار بسیار به نفع همه جانبه افغانستان تمام گردید.
اینگونه است که امروزه مردم افغانستان، جریان ها و دستجات مختلف، عاشقانه امام را دوست دارند و با آن که شرایط کنونی به گونه ای است که شاید از نظر برخی، فضا، مناسب برای ارتباط گرفتن با افکار و اندیشه های آن بزرگوار نباشد اما مردم، بی توجه به همه موانع و تمام عوامل کینه توز، از هر راه ممکن، عشق و ارادت خویش را به آن امام مستضعف پرور نه تنها کتمان نمی کنند که با حرارت و اشتیاق، بروز می دهند و حتی آنانی که در گذشته، شاید به گونه ای، در مسیر عناد با خط امام قرار داشتند و یا به نحوی، خود را دور از حوزه تفکر و اندیشه آن والا گهر گرفته بودند، امروزه سعی می نمایند تا به هر شکلی، جبران ما فات نموده دست کم در سالروز ارتحال آن عزیز عروج کرده، سخن بگویند، اظهار نظر نمایند و ابراز عشق و مودت به امام"ره" کنند و در مراسم عزاداری ها، بر سر و سینه بکوبند و اشک ندامت بریزند.
یاد آن امام مداوم، روحش شاد و راهش پر رهرو باد. 

                            نویسنده:سید عیسی حسینی مزاری
-------------------------------------------------------------
صحبت های حضرت امام که داخل قوس یا پرانتز گذاشته شده اند از مجله "رهبری و افغانستان" چاپ مر کز تحقیقات افغانستان، نقل شده اند .
مرجع : خبرگزاری صدای افغان(آوا)کابل
سه شنبه ۵ جوزا ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۳۵
کد مطلب: 8447 کپی متن خبر در کلیپ برد انجام شد
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *


نظر مخاطبان
فضل الرحمان اسحاق زهی
سلام من با تحصیل در ایران به مشکل برخورد کردم آیا اگر من در افغانستان ادامه تحصیل دهم دولت افغانستان همکاری لازم را با من انجام خواهد داد. لطفا من را در جریان بگذارید.09130422816
محمد حسین جعفری
سلام ؛تحصیل در ایران سخت است لطفا به فریاد ما برسید .{ با تشکر محصلان افغانستانی در ایران}
خدا شما را یاری می کند
محمد رضا احمدی
عالی است سایتتان