تاریخ انتشار :شنبه ۱۳ سرطان ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۱۱
کد مطلب : 359633
امروز، شنبه سیزدهم سرطان/تیرماه، تهران در نخستین روز وداع مردمی با پیکر امام مجاهد شهید، رهبر شهید انقلاب اسلامی، حال و هوایی را تجربه می‌کند که در کلمات نمی‌گنجد. از سپیده‌دم، مصلای امام خمینی(ره) و خیابان‌های پیرامونش به ملجأ دل‌های داغداری بدل شده که آمده‌اند تا بی‌واسطه با پدر امت سخن بگویند. این وداع، ادامه همان شوری است که دیروز در مراسم رسمی با حضور سران قوای ایران و هیئت‌های خارجی جان گرفت، اما امروز میدان در اختیار مردم است؛ مردمی که از هر سو، پیاده و سواره، خود را به این میعادگاه رسانده‌اند.
خبرگزاری صدای افغان(آوا) ـ تهران: در فضای بیرونی مصلای امام خمینی(ره)، نسیم گرم تیرماه بوی اسپند و گلاب را با خود می‌چرخاند. نگاه‌ها همه به یک سوست؛ به گنبد سبز مصلی که امروز گویی سایۀ سنگین‌تری بر دل شهر افکنده. خیابان‌های منتهی به مصلای امام خمینی(ره) از ساعت‌ها پیش از طلوع، مملو از کاروان‌های ساکت و آرامی شده که بی‌اعتنا به گرمای نفس‌گیر، گام‌هایشان را آهسته برمی‌دارند، انگار که از هیاهوی جهان جدا شده‌اند. در میان انبوه سوگواران، چهره‌ها و لهجه‌های گوناگون به چشم می‌خورد؛ خانواده‌هایی که مسیری طولانی را با پای پیاده آمده‌اند و اکنون در گوشه‌ای از پیاده‌رو، بی‌صدا بر شانه‌های یکدیگر تکیه داده‌اند. هیچ مرزی میان داغ‌ها نیست.

در همین ازدحام، حضور مهاجران افغانستانی مقیم ایران جلوۀ ویژه‌ای به این وداع بخشیده است. مردان، زنان و کودکانی که پرچم‌های کوچک عزا در دست دارند، در میان سوگواران ایرانی ایستاده‌اند و بی‌صدا اشک می‌ریزند. حرف‌هایشان که از عمق جان برمی‌خیزد، گویی به نیابت از همۀ دل‌های شکسته اینجاست: «این آقا، این رهبر و امام شهید، تنها به ایرانیان تعلق ندارد. او پدر امت اسلامی، به‌ویژه پدر مردم مظلوم افغانستان بود. اگر او و مبارزاتش در کنار امام خمینی کبیر(ره) نبود، همانند جانفشانی جد غریبش امام حسین(ع)، امروز نامی از اسلام واقعی باقی نمی‌ماند.» این واژه‌ها، سرشک تازه‌ای به چشم‌های اطرافیان می‌نشاند و نشان می‌دهد که این فراق، قلب تمامی مستضعفان را نشانه رفته است.

صدای «یا حسین» و «یا امام شهید» از حنجره‌هایی با آهنگ‌های متفاوت برمی‌خیزد و در هم می‌آمیزد. اشک‌ها بی‌اختیار جاری‌اند، اما کسی به فکر پاک کردنشان نیست. گویی این قطرات، یگانه زبانی است که حال امروز را روایت می‌کند.

درون مصلای امام خمینی(ره)، فضا سراسر ماتم است، اما ماتمی آمیخته با صلابت. تابوت مطهر در بلندای صحن اصلی مصلی و در مقابل خیل عظیم سوگواران، بر فراز جایگاه همیشگی رهبر شهید در حسینیه امام خمینی(ره) آرام گرفته است. در گوشه‌ای، جمعی از زنان چادری، قرآن‌های کوچک را در دست می‌فشرند و زیر لب زمزمه می‌کنند. مردان، دست‌ها را بر سینه گذاشته‌اند و قامت خمیده‌ و چشمان گرایان شان حرف‌های ناگفته را فریاد می‌زند. اینجا سخن از غیبت یک رهبر نیست؛ سخن از حضور بی‌پایان پدری است که حالا در قلب میلیون‌ها نفر جا گرفته است.

بوی گلاب همچنان در فضا پیچیده و صدای مرثیه‌خوانی و تلاوت قرآن به گوش می‌رسد، اما آنچه بر همه چیز غلبه دارد، همان حس مشترکی است که در میان این هزاران هزار نفر جاری است: اینکه امروز هرکس به قدر وسعش، بار سنگینی بر دوش دارد و تنها با بودن در این مکان، اندکی از آن کاسته می‌شود.

وداع امروز، سرآغاز بدرقه‌ای عظیم‌تر است. پیکر امام مجاهد شهید، روز دوشنبه پانزدهم سرطان/تیر بر دوش میلیون‌ها نفر در تهران تشییع می‌شود و سپس در مسیر شهر قم، نجف و کربلا بدرقه خواهد شد تا سرانجام پنجشنبه هجدهم تیر در حرم مطهر امام رضا(ع) آرام گیرد. اما اکنون و در این لحظات، مصلای امام خمینی(ره) و خیابان‌های اطرافش، جهانی از حرف‌های نگفته‌اند که در میان اشک و عزم، بی‌صدا روایت می‌شوند.
https://avapress.net/vdcgwy9wwak9n34.rpra.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما