لایک ۰
گفت‌وگوی ویژه با معاون رییس‌جمهور و رییس سازمان اسناد و کتاب‌خانه ملی ایران(2)

روابط ایران و افغانستان یک رابطه دیرینه، عمیق و معنادار است/ ما دغدغه‌های مشترک داریم/ باید جلساتی را برای گفت‌وگو برگزار کنیم

روابط ایران و افغانستان یک رابطه دیرینه، عمیق و معنادار است/ ما دغدغه‌های مشترک داریم/ باید جلساتی را برای گفت‌وگو برگزار کنیم
معاون رییسجمهور و رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با بیان اینکه روابط ایران و افغانستان یک رابطه دیرینه، عمیق و یک ارتباط معنادار است و عزیزان در افغانستان دغدغههای مشترک با ما دارند، بر ضرورت تعامل و گفتوگو بین نخبگان و فرهنگیان دو کشور برای به دست آوردن شناخت و درک مشترک تأکید نمود و گفت: "ما باید جلساتی را برای گفتوگو برگزار کنیم، ما به راحتی میتوانیم این کار را از طریق فضاهای مجازی بکنیم و جلساتی را با دوستان اندیشمندمان در افغانستان برگزار کنیم".
 
خبرگزاری صدای افغان(آوا) ـ تهران: خانم دکتر اشرف بروجردی در گفت‌وگویی ویژه با خبرنگاران خبرگزاری صدای افغان(آوا) و تلویزیون تمدن افغانستان در تهران، در مورد شیوه کاری و توانایی‌های سازمان اسناد و کتاب‌خانه ملی ایران، انتقال تجربه‌های این سازمان و آمادگی کمک به افغانستان و هم‌چنین تاریخ، هویت و تمدن مشترک بین دو کشور سخن گفت.
 
وی با اشاره به دو سفر خود به کابل در مورد روابط تمدنی و فرهنگی دو کشور گفت: "روابط ایران و افغانستان یک رابطه دیرینه، عمیق و یک ارتباط معنادار است. من دو سفر به کابل داشتم و در یک نشست منطقه‌ای زنان شرکت کردم. احساسم این است که عزیزان ما در افغانستان دغدغه‌های مشترک با ما دارند".
 
معاون رییس‌جمهور ایران ادامه که ایران و افغانستان می‌توانند در کنار هم و با هم، یک نگاه مشترک به مباحث فرهنگی داشته باشند و همین مساله می‌تواند کمک کند که دنیا ما را منفک از هم نداند و هرچه این انسجام بیشتر باشد، و ارتباط بین دو کشور و دولت ملت عمیق‌تر و گسترده باشد، آثار بهتری به همراه خواهد داشت.
 
البته وی خاطرنشان کرد که به نظر او، خیلی از کسانی که این اتصال و انسجام را نمی‌پسندیدند، سعی می‌کردند بین دو ملت افتراق ایجاد کنند؛ "به نظر من هنوز هم این دشمنان فعال اند و تلاش می‌کنند تفرقه ایجاد کنند و هر روز به یک بهانه و نحوی، معضلی به وجود می‌آید، اما من فکر می‌کنم خیلی از مشکلات با مباحثه و مراوده حل می‌شود".
 
خانم دکتر بروجردی در این مورد به نقاط ضعف در ایران و افغانستان اشاره کرد و گفت: "من ضعفی را که هم در ایران و هم در بین دوستان‌مان در افغانستان می‌بینم، ضعف ارتباطی است که علی‌رغم پذیرش یک‌دیگر، این باور هنوز در ایران پیدا نشده که ما از ظرفیت، پتانسیل و توانایی برادران و خواهران افغانستانی استفاده کنیم. ما از دوستان افغانستانی در اینجا شاعر، خطاط، نویسنده و صاحب نظر داریم و این‌ها کسانی هستند که در حقیقت می‌توانند فصل مشترک بین دو کشور باشند، اما به نظر من اصلا دیده نشده‌اند".
 
وی افزود: "مشکلی که به نظر من در دوستان افغانستانی نسبت به ایرانی‌ها وجود دارد و من آن را معلول تبلیغات رسانه‌ای کسانی می‌بینم که نمی‌خواهند انسجام بین دو ملت شکل بگیرد، تعارضی است که بین مردم دو کشور ایجاد می‌کنند که گویا این‌ها از جنس و صنف شما نیستند، بلکه به دنبال منافع خودشان اند، و مباحثی از این قبیل که ما را دچار تعارض و مشکل می‌کند".
 
از سوی دیگر، به گفته رییس سازمان اسناد و کتاب‌خانه ملی ایران؛ "من به دنبال نشست‌هایی که با دوستان در افغانستان داشتم، یک مقدار احساس ‌کردم نقدپذیری در بین آن‌ها کم است، در حالی که باید یک مقدار این نقد را بپذیریم که میزان پذیرش دوستان افغانستان از غیرمسلمانان غیرایرانی نسبت به ایران بیشتر است، برخی دوستان این نقد را نمی‌پذیرند و اگر هم بپذیرند، آن را به عنوان یک فخر تلقی می‌کنند".
 
وی تصریح کرد: "اگر قرار است ما به یک تمدن مشترک دسترسی پیدا کنیم، اولا باید سعی کنیم سابقه و دیرینه فرهنگی خودمان را عرضه کنیم، یا به عبارتی از دل خاک بیرون بیاوریم و به نمایش بگذاریم، آن‌هایی که فراموش شده را ظهور بدهیم؛ مبانی فرهنگی، اصالت‌هایی که داریم و قداستی که در این اصالت‌ها وجود دارد. ما شعرای مشترک داریم، مبانی خط مشترک داریم، و خیلی از عزیزانی که در افغانستان هستند، باید از این ظرفیت استفاده کنند و این را به نمایش بگذارند تا دیگران بدانند این‌ها دارای ریشه هستند و این‌طور نیست که مردم افغانستان یک شبه متولد شده باشند، بلکه دارای ریشه‌های عمیق فرهنگی بوده که به هزاران سال برمی‌گردد".
 
خانم دکتر بروجردی با انتقاد از این‌که نگاه نسل امروز به بیرون است، تأکید کرد: "در این عرصه باید بیش از هر چیز روی تعلق خاطر به سرزمین‌مان کار کنیم که نسل جوان بداند، آنچه که دارد، ارزشمند است".
 
وی در مورد نیاز به تعامل و گفت‌وگو بین نخبگان دو کشور خاطرنشان کرد: "باید برای رشد و شکوفایی فرهنگ تمدنی دو کشور تعامل خوبی صورت بگیرد و شناخت مشترک پیدا شود و شناخت مشترک به کار مشترک، تعامل و گفت‌وگو نیاز دارد، ما باید جلساتی را برای گفت‌وگو برگزار کنیم، الان به راحتی از طریق فضاهای مجازی می‌شود این کار را کرد، ما می‌توانیم جلساتی را با دوستان اندیشمندمان در افغانستان برگزار کنیم و گپ و گفت داشته باشیم".
 
معاون رییس‌جمهور ایران گفت که سازمان اسناد و کتاب‌خانه ملی ایران این آمادگی را دارد که با دوستان اندیشند افغانستانی گفت‌وگو و مراوده داشته باشد.
 
متن کامل بخش دوم پرسش و پاسخها با خانم دکتر اشرف بروجردی، معاون رییسجمهور و رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران با خبرنگاران خبرگزاری صدای افغان(آوا) و تلویزیون تمدن افغانستان در تهران به شرح زیر است:
سوال: افغانستان و ایران در یک حوزه تمدنی و فرهنگی مشکل قرار دارند، نگاه شما به این حوزه و دید و شناخت از افغانستان چیست؟
بروجردی: رابطه ایران و افغانستان یک رابطه دیرینه، عمیق و یک ارتباط معنادار است.
من دو سفر به کابل داشتم و در یک نشست منطقه‌ای زنان شرکت کردم. احساسم این است که عزیزان ما در افغانستان دغدغه‌های مشترک با ما دارند.
ایران و افغانستان می‌توانند در کنار هم و با هم، یک نگاه مشترک به مباحث فرهنگی داشته باشند و همین مساله می‌تواند کمک کند به این که دنیا ما را منفک از هم نداند و هرچه این انسجام بیشتر باشد، و ارتباط بین دو کشور و دولت ملت عمیق‌تر و گسترده باشد، من فکر می‌کنم آثار بهتری را به همراه خواهد داشت.
البته ما کشورهای فارسی زبان دیگری هم داریم که باید به عنوان یک مجموعه به آن‌ها نگریسته شود، مثل تاجیکستان، این نشان دهنده این است که این فرهنگ ماندگار است و قابلیت تغییر و جابجایی ندارد، بلکه از هزاران سال، این ملت‌ها در کنار هم بوده و با هم حرف زده، با هم حرکت کردند و یک نوع زندگی را تجربه نمودند.
به خصوص پس از جریان‌ها و جنگ‌های داخلی در افغانستان، تعامل و ارتباط بین خواهران و برادران افغانستانی با ما معنادارتر گردیده و حتی ارتباطات سببی و نسبی پیدا شد؛ به گونه‌ای که خیلی از ازدواج‌ها بین افغانستانی‌ها و ایرانی‌ها صورت گرفت و این نشان‌دهنده پذیرش یکدیگر است، نشان‌دهنده این است که ما به راحتی را تحمل می‌کنیم و خواسته‌ها و اهداف هم را پیش می‌بریم. ما نگاه مشترک داریم که نجات انسان و احقاق حق بشری است، نگاه تعمیم عدالت و توسعه فرهنگ است. ما از یک آبشخور که مذهب و دین‌داری است، آب می‌نوشیم و هر دو ملت پایبند به مبانی دینی اسلام هستند.
فارغ از همه مباحث دیگری که ممکن است وجود داشته باشد، به نظر من خیلی از کسانی که این اتصال و انسجام را نمی‌پسندیدند، سعی می‌کردند بین دو ملت افتراق ایجاد کنند. به نظر من هنوز هم این دشمنان فعال اند و تلاش می‌کنند تفرقه ایجاد کنند و هر روز به یک بهانه و نحوی، معضلی به وجود می‌آید، اما من فکر می‌کنم خیلی از مشکلات با مباحثه  مراوده حل می‌شود.
من ضعفی را که هم در ایران و هم در بین دوستان‌مان در افغانستان می‌بینم، ضعف ارتباطی است که علی‌رغم پذیرش یک‌دیگر، این باور هنوز در ایران پیدا نشده که ما از ظرفیت، پتانسیل و توانایی برادران و خواهران افغانستانی استفاده کنیم. ما از دوستان افغانستانی در اینجا شاعر، خطاط، نویسنده و صاحب نظر داریم و این‌ها کسانی هستند که در حقیقت می‌توانند فصل مشترک بین دو کشور باشند، اما به نظر من اصلا دیده نشده‌اند.
و مشکلی که به نظر من در دوستان افغانستانی نسبت به ایرانی‌ها وجود دارد و من آن را معلول تبلیغات رسانه‌ای کسانی می‌بینم که نمی‌خواهند انسجام بین دو ملت شکل بگیرد، تعارضی است که بین مردم دو کشور ایجاد می‌کنند که گویا این‌ها از جنس و صنف شما نیستند، بلکه به دنبال منافع خودشان اند، و مباحثی از این قبیل که ما را دچار تعارض و مشکل می‌کند.
از سوی دیگر، من به دنبال نشست‌هایی که با دوستان در افغانستان داشتم، یک مقدار احساس ‌کردم نقدپذیری در بین آن‌ها کم است، در حالی که باید یک مقدار این نقد را بپذیریم که میزان پذیرش دوستان افغانستان از غیرمسلمانان غیرایرانی نسبت به ایران بیشتر است، برخی دوستان این نقد را نمی‌پذیرند و اگر هم بپذیرند، آن را به عنوان یک فخر تلقی می‌کنند.
از سوی دیگر، با ظرفیت والایی که افغانستان در جهت منابع اقتصادی دارد، به نظرم نه ما این ظرفیت را خوب شناختیم، که از آن بهره ببریم یا همراهی کنیم، نه خود دوستان ما در افغانستان شناختند، ولی بیگانگان، کسانی که خارج از دو کشور بودند، بحثم غربی‌ها و بلوک شرق است، بیشتر فهمیدند که چه منابع ارزشمند و ذخایری در این‌جا نهفته است.
به لحاظ انسانی نیز ظرفیت‌های بسیار بزرگی در افغانستان وجود دارد، من به دانشگاهی که سر زدم و هم با مباحثی که با دوستان در جلسات داشتم، احساس کردم که دانش بشری یک مقدار در این‌جا متوقف مانده، چون به آن‌ها فرصت داده نشده، ولی آن توانایی، خلاقیت و استعداد وجود دارد، اما این استعداد نیاز به یک بستر فراخی دارد که بتواند رشد کند؛ کما این‌که دیدیم خیلی از عزیزان افغانستانی که به کشورهای دیگر رفتند، توانستند بروز و ظهور خوبی داشته باشند.
اما یک درخواستی از عزیزان افغانستانی دارم، که هویت و ماهیت وجودی خود را آسان در اختیار بیگانگان قرار ندهند و سعی کنند اتکا به ریشه و پایبندی به باورهای سنتی و محلی خود را هم‌چنان محفوظ نگه دارند. خیلی‌ها فکر می‌کنند سنت بد است، بله، مسائل غلط سنت خوب نیست، اما این طور نیست که لزوما سنت بد باشد، در حالی که خیلی از مبانی سنتی می‌تواند برای نسل امروزی که با بهترین تکنولوژی‌ها کار می‌کند و جلو می‌رود، کارگشا باشد.
در هر صورت، اگر قرار است ما به یک تمدن مشترک دسترسی پیدا کنیم، اولا باید سعی کنیم سابقه و دیرینه فرهنگی خودمان را عرضه کنیم، یا به عبارتی از دل خاک بیرون بیاوریم و به نمایش بگذاریم، آن‌هایی که فراموش شده را ظهور بدهیم؛ مبانی فرهنگی، اصالت‌هایی که داریم و قداستی که در این اصالت‌ها وجود دارد. ما شعرای مشترک داریم، مبانی خط مشترک داریم، و خیلی از عزیزانی که در افغانستان هستند، باید از این ظرفیت استفاده کنند و این را به نمایش بگذارند تا دیگران بدانند این‌ها دارای ریشه هستند و این‌طور نیست که مردم افغانستان یک شبه متولد شده باشند، بلکه دارای ریشه‌های عمیق فرهنگی بوده که به هزاران سال برمی‌گردد.
نکته دیگری که می‌خواهم عرض کنم، و باید بین دو ملت بولد شود، تعامل در سطح نسل امروز است. نسل امروز چه در ایران و چه در افغانستان دارد با فرهنگ و ریشه‌های خود بیگانه می‌شود، ما باید سعی کنیم این بازگشت به فرهنگ اصل رشد و نمو پیدا کند، و مردم احساس کنند که می‌توانند با وجود تکنولوژی‌های جدید، زندگی با مفهوم هویتی خود را حفظ کنند. به عبارتی دیگر، یکی از مشکلاتی که معمولا در کشورهای جهان سوم دارند، احساس تعلق خاطر به سرزمین است، یعنی نگاه نسل امروز به بیرون است، ما باید در این عرصه، بیش از هر چیز روی تعلق خاطر به سرزمین‌مان کار کنیم که نسل جوان بداند، آنچه که دارند، ارزشمند است.
به هر حال، باید برای رشد و شکوفایی فرهنگ تمدنی دو کشور تعامل خوبی صورت بگیرد و شناخت مشترک پیدا شود و شناخت مشترک به کار مشترک، تعامل و گفت‌وگو نیاز دارد، ما باید جلساتی را برای گفت‌وگو برگزار کنیم، الان هم به راحتی از طریق فضاهای مجازی می‌شود این کار را کرد، ما می‌توانیم جلساتی را با دوستان اندیشمندمان در افغانستان برگزار کنیم و گپ و گفت داشته باشیم. سازمان اسناد و کتاب‌خانه ملی ایران این آمادگی را دارد که با دوستان اندیشند افغانستانی گفت‌وگو و مراوده داشته باشد.
زبان مشترک ما، زبان فارسی است، کتاب‌های خیلی از نویسندگان افغانستانی که به زبان فارسی نوشته شده، این‌جا موجود است. ما دو سه سال پیش از یکی از همین شعرا و نویسندگان افغانستانی را تکریم کردیم و برنامه خیلی خوبی برگزار شد، چون احساس قرابت می‌کنیم، احساس می‌کنیم آنچه در افغانستان است، با آنچه در ایران هست، مشترک است و بالعکس، لذا طبیعی است که هر نوع همکاری می‌تواند مفید باشد و زمینه رشد دو کشور و دو ملت را فراهم می‌کند.

لینک: بخش اول این مصاحبه:
https://www.avapress.com/fa/interview/211956/
يکشنبه ۱ سرطان ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۱۰
کد مطلب: 212588 کپی متن خبر در کلیپ برد انجام شد
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

روابط ایران و افغانستان یک رابطه دیرینه، عمیق و معنادار است/ ما دغدغه‌های مشترک داریم/ باید جلساتی را برای گفت‌وگو برگزار کنیم - آوا
 
لایک ۰
گفت‌وگوی ویژه با معاون رییس‌جمهور و رییس سازمان اسناد و کتاب‌خانه ملی ایران(2)

روابط ایران و افغانستان یک رابطه دیرینه، عمیق و معنادار است/ ما دغدغه‌های مشترک داریم/ باید جلساتی را برای گفت‌وگو برگزار کنیم

روابط ایران و افغانستان یک رابطه دیرینه، عمیق و معنادار است/ ما دغدغه‌های مشترک داریم/ باید جلساتی را برای گفت‌وگو برگزار کنیم
معاون رییسجمهور و رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با بیان اینکه روابط ایران و افغانستان یک رابطه دیرینه، عمیق و یک ارتباط معنادار است و عزیزان در افغانستان دغدغههای مشترک با ما دارند، بر ضرورت تعامل و گفتوگو بین نخبگان و فرهنگیان دو کشور برای به دست آوردن شناخت و درک مشترک تأکید نمود و گفت: "ما باید جلساتی را برای گفتوگو برگزار کنیم، ما به راحتی میتوانیم این کار را از طریق فضاهای مجازی بکنیم و جلساتی را با دوستان اندیشمندمان در افغانستان برگزار کنیم".
 
خبرگزاری صدای افغان(آوا) ـ تهران: خانم دکتر اشرف بروجردی در گفت‌وگویی ویژه با خبرنگاران خبرگزاری صدای افغان(آوا) و تلویزیون تمدن افغانستان در تهران، در مورد شیوه کاری و توانایی‌های سازمان اسناد و کتاب‌خانه ملی ایران، انتقال تجربه‌های این سازمان و آمادگی کمک به افغانستان و هم‌چنین تاریخ، هویت و تمدن مشترک بین دو کشور سخن گفت.
 
وی با اشاره به دو سفر خود به کابل در مورد روابط تمدنی و فرهنگی دو کشور گفت: "روابط ایران و افغانستان یک رابطه دیرینه، عمیق و یک ارتباط معنادار است. من دو سفر به کابل داشتم و در یک نشست منطقه‌ای زنان شرکت کردم. احساسم این است که عزیزان ما در افغانستان دغدغه‌های مشترک با ما دارند".
 
معاون رییس‌جمهور ایران ادامه که ایران و افغانستان می‌توانند در کنار هم و با هم، یک نگاه مشترک به مباحث فرهنگی داشته باشند و همین مساله می‌تواند کمک کند که دنیا ما را منفک از هم نداند و هرچه این انسجام بیشتر باشد، و ارتباط بین دو کشور و دولت ملت عمیق‌تر و گسترده باشد، آثار بهتری به همراه خواهد داشت.
 
البته وی خاطرنشان کرد که به نظر او، خیلی از کسانی که این اتصال و انسجام را نمی‌پسندیدند، سعی می‌کردند بین دو ملت افتراق ایجاد کنند؛ "به نظر من هنوز هم این دشمنان فعال اند و تلاش می‌کنند تفرقه ایجاد کنند و هر روز به یک بهانه و نحوی، معضلی به وجود می‌آید، اما من فکر می‌کنم خیلی از مشکلات با مباحثه و مراوده حل می‌شود".
 
خانم دکتر بروجردی در این مورد به نقاط ضعف در ایران و افغانستان اشاره کرد و گفت: "من ضعفی را که هم در ایران و هم در بین دوستان‌مان در افغانستان می‌بینم، ضعف ارتباطی است که علی‌رغم پذیرش یک‌دیگر، این باور هنوز در ایران پیدا نشده که ما از ظرفیت، پتانسیل و توانایی برادران و خواهران افغانستانی استفاده کنیم. ما از دوستان افغانستانی در اینجا شاعر، خطاط، نویسنده و صاحب نظر داریم و این‌ها کسانی هستند که در حقیقت می‌توانند فصل مشترک بین دو کشور باشند، اما به نظر من اصلا دیده نشده‌اند".
 
وی افزود: "مشکلی که به نظر من در دوستان افغانستانی نسبت به ایرانی‌ها وجود دارد و من آن را معلول تبلیغات رسانه‌ای کسانی می‌بینم که نمی‌خواهند انسجام بین دو ملت شکل بگیرد، تعارضی است که بین مردم دو کشور ایجاد می‌کنند که گویا این‌ها از جنس و صنف شما نیستند، بلکه به دنبال منافع خودشان اند، و مباحثی از این قبیل که ما را دچار تعارض و مشکل می‌کند".
 
از سوی دیگر، به گفته رییس سازمان اسناد و کتاب‌خانه ملی ایران؛ "من به دنبال نشست‌هایی که با دوستان در افغانستان داشتم، یک مقدار احساس ‌کردم نقدپذیری در بین آن‌ها کم است، در حالی که باید یک مقدار این نقد را بپذیریم که میزان پذیرش دوستان افغانستان از غیرمسلمانان غیرایرانی نسبت به ایران بیشتر است، برخی دوستان این نقد را نمی‌پذیرند و اگر هم بپذیرند، آن را به عنوان یک فخر تلقی می‌کنند".
 
وی تصریح کرد: "اگر قرار است ما به یک تمدن مشترک دسترسی پیدا کنیم، اولا باید سعی کنیم سابقه و دیرینه فرهنگی خودمان را عرضه کنیم، یا به عبارتی از دل خاک بیرون بیاوریم و به نمایش بگذاریم، آن‌هایی که فراموش شده را ظهور بدهیم؛ مبانی فرهنگی، اصالت‌هایی که داریم و قداستی که در این اصالت‌ها وجود دارد. ما شعرای مشترک داریم، مبانی خط مشترک داریم، و خیلی از عزیزانی که در افغانستان هستند، باید از این ظرفیت استفاده کنند و این را به نمایش بگذارند تا دیگران بدانند این‌ها دارای ریشه هستند و این‌طور نیست که مردم افغانستان یک شبه متولد شده باشند، بلکه دارای ریشه‌های عمیق فرهنگی بوده که به هزاران سال برمی‌گردد".
 
خانم دکتر بروجردی با انتقاد از این‌که نگاه نسل امروز به بیرون است، تأکید کرد: "در این عرصه باید بیش از هر چیز روی تعلق خاطر به سرزمین‌مان کار کنیم که نسل جوان بداند، آنچه که دارد، ارزشمند است".
 
وی در مورد نیاز به تعامل و گفت‌وگو بین نخبگان دو کشور خاطرنشان کرد: "باید برای رشد و شکوفایی فرهنگ تمدنی دو کشور تعامل خوبی صورت بگیرد و شناخت مشترک پیدا شود و شناخت مشترک به کار مشترک، تعامل و گفت‌وگو نیاز دارد، ما باید جلساتی را برای گفت‌وگو برگزار کنیم، الان به راحتی از طریق فضاهای مجازی می‌شود این کار را کرد، ما می‌توانیم جلساتی را با دوستان اندیشمندمان در افغانستان برگزار کنیم و گپ و گفت داشته باشیم".
 
معاون رییس‌جمهور ایران گفت که سازمان اسناد و کتاب‌خانه ملی ایران این آمادگی را دارد که با دوستان اندیشند افغانستانی گفت‌وگو و مراوده داشته باشد.
 
متن کامل بخش دوم پرسش و پاسخها با خانم دکتر اشرف بروجردی، معاون رییسجمهور و رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران با خبرنگاران خبرگزاری صدای افغان(آوا) و تلویزیون تمدن افغانستان در تهران به شرح زیر است:
سوال: افغانستان و ایران در یک حوزه تمدنی و فرهنگی مشکل قرار دارند، نگاه شما به این حوزه و دید و شناخت از افغانستان چیست؟
بروجردی: رابطه ایران و افغانستان یک رابطه دیرینه، عمیق و یک ارتباط معنادار است.
من دو سفر به کابل داشتم و در یک نشست منطقه‌ای زنان شرکت کردم. احساسم این است که عزیزان ما در افغانستان دغدغه‌های مشترک با ما دارند.
ایران و افغانستان می‌توانند در کنار هم و با هم، یک نگاه مشترک به مباحث فرهنگی داشته باشند و همین مساله می‌تواند کمک کند به این که دنیا ما را منفک از هم نداند و هرچه این انسجام بیشتر باشد، و ارتباط بین دو کشور و دولت ملت عمیق‌تر و گسترده باشد، من فکر می‌کنم آثار بهتری را به همراه خواهد داشت.
البته ما کشورهای فارسی زبان دیگری هم داریم که باید به عنوان یک مجموعه به آن‌ها نگریسته شود، مثل تاجیکستان، این نشان دهنده این است که این فرهنگ ماندگار است و قابلیت تغییر و جابجایی ندارد، بلکه از هزاران سال، این ملت‌ها در کنار هم بوده و با هم حرف زده، با هم حرکت کردند و یک نوع زندگی را تجربه نمودند.
به خصوص پس از جریان‌ها و جنگ‌های داخلی در افغانستان، تعامل و ارتباط بین خواهران و برادران افغانستانی با ما معنادارتر گردیده و حتی ارتباطات سببی و نسبی پیدا شد؛ به گونه‌ای که خیلی از ازدواج‌ها بین افغانستانی‌ها و ایرانی‌ها صورت گرفت و این نشان‌دهنده پذیرش یکدیگر است، نشان‌دهنده این است که ما به راحتی را تحمل می‌کنیم و خواسته‌ها و اهداف هم را پیش می‌بریم. ما نگاه مشترک داریم که نجات انسان و احقاق حق بشری است، نگاه تعمیم عدالت و توسعه فرهنگ است. ما از یک آبشخور که مذهب و دین‌داری است، آب می‌نوشیم و هر دو ملت پایبند به مبانی دینی اسلام هستند.
فارغ از همه مباحث دیگری که ممکن است وجود داشته باشد، به نظر من خیلی از کسانی که این اتصال و انسجام را نمی‌پسندیدند، سعی می‌کردند بین دو ملت افتراق ایجاد کنند. به نظر من هنوز هم این دشمنان فعال اند و تلاش می‌کنند تفرقه ایجاد کنند و هر روز به یک بهانه و نحوی، معضلی به وجود می‌آید، اما من فکر می‌کنم خیلی از مشکلات با مباحثه  مراوده حل می‌شود.
من ضعفی را که هم در ایران و هم در بین دوستان‌مان در افغانستان می‌بینم، ضعف ارتباطی است که علی‌رغم پذیرش یک‌دیگر، این باور هنوز در ایران پیدا نشده که ما از ظرفیت، پتانسیل و توانایی برادران و خواهران افغانستانی استفاده کنیم. ما از دوستان افغانستانی در اینجا شاعر، خطاط، نویسنده و صاحب نظر داریم و این‌ها کسانی هستند که در حقیقت می‌توانند فصل مشترک بین دو کشور باشند، اما به نظر من اصلا دیده نشده‌اند.
و مشکلی که به نظر من در دوستان افغانستانی نسبت به ایرانی‌ها وجود دارد و من آن را معلول تبلیغات رسانه‌ای کسانی می‌بینم که نمی‌خواهند انسجام بین دو ملت شکل بگیرد، تعارضی است که بین مردم دو کشور ایجاد می‌کنند که گویا این‌ها از جنس و صنف شما نیستند، بلکه به دنبال منافع خودشان اند، و مباحثی از این قبیل که ما را دچار تعارض و مشکل می‌کند.
از سوی دیگر، من به دنبال نشست‌هایی که با دوستان در افغانستان داشتم، یک مقدار احساس ‌کردم نقدپذیری در بین آن‌ها کم است، در حالی که باید یک مقدار این نقد را بپذیریم که میزان پذیرش دوستان افغانستان از غیرمسلمانان غیرایرانی نسبت به ایران بیشتر است، برخی دوستان این نقد را نمی‌پذیرند و اگر هم بپذیرند، آن را به عنوان یک فخر تلقی می‌کنند.
از سوی دیگر، با ظرفیت والایی که افغانستان در جهت منابع اقتصادی دارد، به نظرم نه ما این ظرفیت را خوب شناختیم، که از آن بهره ببریم یا همراهی کنیم، نه خود دوستان ما در افغانستان شناختند، ولی بیگانگان، کسانی که خارج از دو کشور بودند، بحثم غربی‌ها و بلوک شرق است، بیشتر فهمیدند که چه منابع ارزشمند و ذخایری در این‌جا نهفته است.
به لحاظ انسانی نیز ظرفیت‌های بسیار بزرگی در افغانستان وجود دارد، من به دانشگاهی که سر زدم و هم با مباحثی که با دوستان در جلسات داشتم، احساس کردم که دانش بشری یک مقدار در این‌جا متوقف مانده، چون به آن‌ها فرصت داده نشده، ولی آن توانایی، خلاقیت و استعداد وجود دارد، اما این استعداد نیاز به یک بستر فراخی دارد که بتواند رشد کند؛ کما این‌که دیدیم خیلی از عزیزان افغانستانی که به کشورهای دیگر رفتند، توانستند بروز و ظهور خوبی داشته باشند.
اما یک درخواستی از عزیزان افغانستانی دارم، که هویت و ماهیت وجودی خود را آسان در اختیار بیگانگان قرار ندهند و سعی کنند اتکا به ریشه و پایبندی به باورهای سنتی و محلی خود را هم‌چنان محفوظ نگه دارند. خیلی‌ها فکر می‌کنند سنت بد است، بله، مسائل غلط سنت خوب نیست، اما این طور نیست که لزوما سنت بد باشد، در حالی که خیلی از مبانی سنتی می‌تواند برای نسل امروزی که با بهترین تکنولوژی‌ها کار می‌کند و جلو می‌رود، کارگشا باشد.
در هر صورت، اگر قرار است ما به یک تمدن مشترک دسترسی پیدا کنیم، اولا باید سعی کنیم سابقه و دیرینه فرهنگی خودمان را عرضه کنیم، یا به عبارتی از دل خاک بیرون بیاوریم و به نمایش بگذاریم، آن‌هایی که فراموش شده را ظهور بدهیم؛ مبانی فرهنگی، اصالت‌هایی که داریم و قداستی که در این اصالت‌ها وجود دارد. ما شعرای مشترک داریم، مبانی خط مشترک داریم، و خیلی از عزیزانی که در افغانستان هستند، باید از این ظرفیت استفاده کنند و این را به نمایش بگذارند تا دیگران بدانند این‌ها دارای ریشه هستند و این‌طور نیست که مردم افغانستان یک شبه متولد شده باشند، بلکه دارای ریشه‌های عمیق فرهنگی بوده که به هزاران سال برمی‌گردد.
نکته دیگری که می‌خواهم عرض کنم، و باید بین دو ملت بولد شود، تعامل در سطح نسل امروز است. نسل امروز چه در ایران و چه در افغانستان دارد با فرهنگ و ریشه‌های خود بیگانه می‌شود، ما باید سعی کنیم این بازگشت به فرهنگ اصل رشد و نمو پیدا کند، و مردم احساس کنند که می‌توانند با وجود تکنولوژی‌های جدید، زندگی با مفهوم هویتی خود را حفظ کنند. به عبارتی دیگر، یکی از مشکلاتی که معمولا در کشورهای جهان سوم دارند، احساس تعلق خاطر به سرزمین است، یعنی نگاه نسل امروز به بیرون است، ما باید در این عرصه، بیش از هر چیز روی تعلق خاطر به سرزمین‌مان کار کنیم که نسل جوان بداند، آنچه که دارند، ارزشمند است.
به هر حال، باید برای رشد و شکوفایی فرهنگ تمدنی دو کشور تعامل خوبی صورت بگیرد و شناخت مشترک پیدا شود و شناخت مشترک به کار مشترک، تعامل و گفت‌وگو نیاز دارد، ما باید جلساتی را برای گفت‌وگو برگزار کنیم، الان هم به راحتی از طریق فضاهای مجازی می‌شود این کار را کرد، ما می‌توانیم جلساتی را با دوستان اندیشمندمان در افغانستان برگزار کنیم و گپ و گفت داشته باشیم. سازمان اسناد و کتاب‌خانه ملی ایران این آمادگی را دارد که با دوستان اندیشند افغانستانی گفت‌وگو و مراوده داشته باشد.
زبان مشترک ما، زبان فارسی است، کتاب‌های خیلی از نویسندگان افغانستانی که به زبان فارسی نوشته شده، این‌جا موجود است. ما دو سه سال پیش از یکی از همین شعرا و نویسندگان افغانستانی را تکریم کردیم و برنامه خیلی خوبی برگزار شد، چون احساس قرابت می‌کنیم، احساس می‌کنیم آنچه در افغانستان است، با آنچه در ایران هست، مشترک است و بالعکس، لذا طبیعی است که هر نوع همکاری می‌تواند مفید باشد و زمینه رشد دو کشور و دو ملت را فراهم می‌کند.

لینک: بخش اول این مصاحبه:
https://www.avapress.com/fa/interview/211956/
يکشنبه ۱ سرطان ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۱۰
کد مطلب: 212588 کپی متن خبر در کلیپ برد انجام شد
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *