تاریخ انتشار :پنجشنبه ۱۶ دلو ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۵۵
کد مطلب : 345562
افشای انحطاط اخلاقی مدعیان دروغین حامی حقوق زنان و کودکان در اسناد «جفری اپستین»
با افشای اسناد مربوط به جفری اپستین، سرمایه‌دار غربی و مجرم جنسی معروف، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که اپستین را نباید صرفاً یک مجرم انفرادی دید. شبکه روابط او با چهره‌های تراز اول سیاسی، اقتصادی و علمی، در حقیقت نشان‌دهنده وجود یک فساد سیستماتیک و شبکه‌ای از باج‌گیری و نفوذ است. حضور نام‌هایی مانند دونالد ترامپ، بیل کلینتون، پرنس اندرو و بسیاری دیگر در اسناد مرتبط، حاکی از آن است که این شبکه از «سکس‌تراپیک» (قاچاق جنسی) به عنوان ابزاری برای تحکیم روابط قدرت و احتمالاً اخاذی استفاده می‌کرد.
خبرگزاری صدای افغان(آوا) ـ کابل: اسناد مربوط به کارنامه سیاه جفری اپستین، مجرم شناخته‌شده غربی که چند سال پیش در آمریکا و در سلول خود به طرز مشکوکی فوت کرد، همزمان با تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، چهره‌های بسیاری از رهبران جهان از جمله دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا، را که ظاهراً در آزار و اذیت زنان و کودکان و سوءاستفاده جنسی از آنان دست داشته‌اند، افشا کرده است.
حجم گسترده و تکان‌دهنده فساد و جنایات سازمان‌یافته در اسناد مربوط به اپستین، امروز سرخط خبرهای بسیاری از رسانه‌ها قرار گرفته و پرسش‌هایی را نیز در اذهان عمومی ایجاد کرده است.
این در حالی است که بسیاری از آگاهان و تحلیلگران، اپستین را نه یک مجرم منفرد، بلکه بخشی از یک سیستم و ساختار شبکه‌ای مرتبط با افراد پولدار و سرشناس جهان می‌دانند که اسناد و مدارک او، امروز چهره واقعی و سیرت اخلاقی بسیاری از افراد با ادعاهای بزرگ را در بوته آزمایش قرار داده است. به باور آنان، اسناد منتشرشده اپستین به صورت آشکار حکایت از ساختار اجتماعی غیراخلاقی و مستعد فساد جامعه غربی و همچنین جنایات هولناک رهبرانی دارد که سال‌ها با نقاب انسان‌دوستی، رویه درست اخلاقی و حمایت از حقوق بشر، زنان و کودکان، مردم جهان را فریب داده‌اند.
 
آمریکا و کشورهای اروپایی نمی‌توانند ادعا کنند که حامی حقوق زنان در افغانستان هستند
فضل‌الرحمن اوریا، تحلیلگر مسائل سیاسی در مصاحبه با آوا، با بیان اینکه پرونده فساد اخلاقی ترامپ در اسناد اپستین چیز عجیبی نیست، گفت که نه تنها شخص ترامپ، بلکه تمام دولت آمریکا بزرگ‌ترین ناقض حقوق بشر، زنان و کودکان در جهان هستند.
به گفته آقای اوریا، دونالد ترامپ از زمانی که به قدرت رسید، در دوره اول و دوم ریاست جمهوری خود به صورت مکرر و در موارد مختلف حقوق بشر را نقض کرده و جزء مجرمان درجه یک جهان است و باید محاکمه شود، اما متأسفانه چنین دادگاهی فعلاً در جهان وجود ندارد که افرادی مانند ترامپ را محاکمه کند.
او تأکید کرد که دولت آمریکا، به‌ویژه تحت رهبری ترامپ، بزرگ‌ترین جنایات علیه بشریت را انجام داده و حقوق زنان و کودکان را در سطح جهان، به‌ویژه در فلسطین، نقض کرده است. بنابراین نمی‌توانند مدعی حمایت از حقوق زنان در افغانستان و سایر کشورهای جهان باشند و این ادعا دروغ محض است و هیچ اعتباری ندارد.
 
پرونده اپستین: یک فرد یا یک ساختار؟
محمدعلی راهنما، آگاه امور سیاسی نیز در مصاحبه با آوا، می‌گوید: قضیه مربوط به اپستین ابعاد بسیار پیچیده و تکان‌دهنده‌ای دارد که ترکیبی از سیاست بین‌الملل، اخلاق قدرت و تناقضات رفتاری در سیستم‌های حکومتی است. پرونده جفری اپستین صرفاً یک پرونده جنایی نبود، بلکه پنجره‌ای به لایه‌های پنهان قدرت گشود که بسیاری از باورهای عمومی را به چالش کشید.
به گفته وی، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که اپستین را نباید تنها یک مجرم انفرادی دید. شبکه روابط او با چهره‌های تراز اول سیاسی، اقتصادی و علمی، در حقیقت نشان‌دهنده وجود یک فساد سیستماتیک و شبکه باج‌گیری و نفوذ بود. حضور نام‌هایی مانند دونالد ترامپ، بیل کلینتون، پرنس اندرو و بسیاری دیگر در اسناد مرتبط، نشان می‌دهد که این شبکه از سکس‌تراپیک (قاچاق جنسی) به عنوان ابزاری برای تحکیم روابط قدرت و احتمالاً اخاذی استفاده می‌کرد.
از سوی دیگر، به گفته راهنما، این افشاگری‌ها نشان داد که در لایه‌های بالای قدرت، شعارهای مربوط به «حقوق بشر» و «کرامت انسانی» گاهی تنها پوششی برای رفتارهای کاملاً متضاد در پشت درهای بسته است.
 
انحراف افکار عمومی و تنش‌های نظامی
از دید این تحلیلگر سیاسی، تئوری «جنگ برای انحراف اذهان» در علوم سیاسی شناخته شده است. هر زمان که یک رسوایی بزرگ داخلی در آمریکا رخ می‌دهد، دولت‌ها معمولاً با برجسته کردن یک تهدید خارجی (مانند تنش با ایران یا تحرکات نظامی در مناطق راهبردی)، تلاش می‌کنند توجه رسانه‌ها را از اخبار داخلی منحرف کنند.
تحرکات نظامی اخیر در منطقه و پیوند زدن آن با زمان افشای اسناد، از نظر بسیاری از منتقدان، تلاشی برای تغییر «تیتر اول» رسانه‌های جهان از رسوایی اخلاقی نخبگان غرب به امنیت بین‌الملل است.
 
تناقض در روایت دفاع از حقوق زنان
راهنما در پاسخ به این پرسش که چگونه سیستمی که نخبگانش درگیر پرونده‌های بهره‌کشی جنسی از کودکان و زنان هستند، می‌تواند مدعی نجات زنان در نقاط دیگر جهان باشد، گفت: بسیاری از منتقدان بر این باورند که شعار «حقوق زنان» در افغانستان یا مناطق دیگر، بیشتر یک ابزار ژئوپلیتیک برای توجیه مداخلات نظامی و سیاسی بوده است تا یک دغدغه انسانی خالص.
وی تصریح کرد: زمانی که شکاف میان رفتار خصوصی نخبگان و شعارهای عمومی دولت‌ها تا این حد عمیق می‌شود، اعتماد جوامع (مانند افغانستان) به این شعارها به شدت آسیب می‌بیند. تا دیروز زنان افغانستان به این شعارها دلگرم بودند، اما با افشای چهره واقعی مردان دولت‌های آلوده به فساد، دیگر این شعارها رنگ و رونقی نخواهند داشت.
 
پیوند میان پرونده اپستین و وضعیت غزه
این تحلیلگر سیاسی افزود: نکته‌ای که درباره تسری این نگاه به غزه و فلسطین مطرح می‌شود، از دیدگاه اخلاق جهانی قابل تأمل است. باید گفت که در پرونده اپستین، قربانیان (کودکان و زنان آسیب‌پذیر) به عنوان «کالا» دیده می‌شدند. منتقدان معتقدند همین نگاه «کالایی» یا «غیرانسانی دیدنِ دیگری» در میدان‌های جنگ مانند غزه نیز تکرار می‌شود؛ جایی که حقوق اولیه زنان و کودکان تحت‌الشعاع منافع قدرت قرار می‌گیرد. تجاوز به حقوق انسان، چه در ویلاهای خصوصی جزایر کارائیب باشد و چه در بمباران‌های مناطق مسکونی، از یک ریشه (ترجیح قدرت بر اخلاق) نشأت می‌گیرد.
 
پرونده اپستین ثابت کرد که قدرت بدون نظارت در هر سیستمی می‌تواند به فجیع‌ترین اشکال فساد منجر شود. این موضوع نشان می‌دهد که مردم جهان نباید صرفاً به «شعارها» تکیه کنند، بلکه باید «عملکردها» و «ساختارهای قدرت» را مبنای قضاوت قرار دهند. سقوط اخلاقی که در این اسناد دیده می‌شود، بیش از پیش ضرورت وجود یک نظام بین‌الملل عادلانه و غیروابسته به قطب‌های قدرت آلوده را یادآوری می‌کند.
https://avapress.net/vdccepq1i2bq0p8.ala2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما