تاریخ انتشار :سه شنبه ۲۲ ثور ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۰
کد مطلب : 354415
هشدار آگاهان از «سازمان‌یافتگی سیستماتیک» افراطیت؛ از خفتگی تا تهدیدی فراگیر در جهان اسلام
آگاهان امور فرهنگی و اجتماعی در مصاحبه با خبرنگار آوا، نسبت به رشد افراطیت در جهان اسلام هشدار داده و می‌گویند که این پدیده به‌ویژه طی دو دهه اخیر، از حالت خفتگی و پراکندگی بیرون آمده و با جذب افراد بیشتر در ساختارهای سیاسی و نظامی، کاملاً به شکلی سازمان‌یافته و سیستماتیک در قالب شبکه‌های متعدد و با عناوین مختلف فعالیت می‌کند.
خبرگزاری صدای افغان(آوا) ـ کابل: انسان پس از سپری کردن دوران کودکی و رسیدن به بلوغ فکری، به‌لحاظ عقیدتی و اخلاقی، یکی از سه مسیر تعریف‌شده «اعتدال»، «افراط» و «تفریط» را در زندگی برمی‌گزیند و راه سومی وجود ندارد. فلاسفه و دانشمندان، اعتدال را به معنای انتخاب راه میانه و در نقطه مقابل، افراط و تفریط را به ترتیب به زیاده‌روی و کوتاهی کردن معنا کرده‌اند. بسیاری از جامعه‌شناسان و آگاهان امور اجتماعی بر این باورند که از میان این سه خط فکری و عقیدتی متفاوت، تنها راه نجات انسان، انتخاب مسیر اعتدال در تمام امور زندگی است و راه افراط و تفریط که بر خلاف فطرت بشر نیز می‌باشد، قطعاً به نابودی و هلاکت منتهی خواهد شد.
 
سید حسین مدنی، آگاه امور اجتماعی، در مصاحبه با آوا می‌گوید که گرایش انسان به سوی اعتدال یا افراط و تفریط و شکل‌گیری انحراف فکری، کاملاً وابسته به چگونگی فضای محیط اجتماعی، خانوادگی و محل آموزش و پرورش او است، اما از این میان، نقش پدر و مادر در جهت‌دهی عقاید و افکار فرزندانشان بسیار مهم و حیاتی است.
به باور وی، افراط و تفریط دو مفهوم ویرانگر فکری در زندگی بسیاری از انسان‌ها هستند، اما در عین حال پدیده‌هایی نیستند که به یک‌باره و به صورت بسته‌بندی‌شده از بیرون وارد شده و ذهن انسان را تحت تأثیر قرار دهند؛ بلکه در حقیقت، متغیرهای فکری مستقلی هستند که به‌اثر عوامل بیرونی به تدریج رشد می‌کنند و سرانجام انسان را به وادی جهل و انحراف می‌کشانند.
مدنی معتقد است عوامل بیرونی دخیل در شکل‌گیری پدیده افراط و تفریط، مانند محیط اجتماعی ناسالم، آموزشگاه‌ها و حتی خانواده‌ها، عمدتاً به‌گونه‌ای عمل می‌کنند که قربانی اصلاً متوجه اشتباهات خود نمی‌شود و اغلب گمان می‌کند راهی را که انتخاب کرده درست است. این افراد از نگاه عقیدتی و فکری چنان بار می‌آیند که اعتقادات منهای باورهای خودشان را قبول ندارند و این امر باعث اصطکاک فکری و عقیدتی و در نهایت تضاد و تقابل خطرناک در اجتماع می‌شود.
به گفته وی، در دنیای اسلام عملاً می‌بینیم که افراط‌گرایی، به‌ویژه طی دو دهه اخیر، از حالت خفتگی و پراکندگی بیرون شده و به شکل سازمان‌یافته و کاملاً سیستماتیک درآمده و در قالب شبکه‌های متعدد و عناوین مختلف فعالیت می‌کنند. گزارش‌های نهادهای بین‌المللی می‌رساند که در زمان نظام جمهوریت، تنها در افغانستان تا ۲۱ گروه افراطی تروریستی فعالیت داشته‌اند. اینکه این آمار چقدر درست است یا خیر، مسئله دیگری است؛ آنچه مسلم است اینکه گروه‌های افراطی و خشونت‌گر در افغانستان و سایر کشورها وجود داشته و به شکل سازمان‌یافته و بسیار خطرناک در کشورهای مختلف فعالیت دارند.
او معتقد است که افراط‌گرایی یا همان انحراف از مسیر اعتدال، به‌ویژه از نگاه فکری و عقیدتی، انسان را به وادی خطرناک و غیرقابل بازگشتی می‌کشاند و کار آنها به جایی می‌رسد که تنها آنچه خود باور دارند را عمل می‌کنند و مخالفان اعتقادات خود را تکفیر می‌نمایند. این طیف از منحرفان، از آنجایی که خودشان را بر حق می‌دانند، به زعم خود دست به اصلاحات جامعه نیز می‌زنند و سایر مردم را به پیروی از عقاید خود دعوت کرده و مخالفان را واجب‌القتل می‌دانند.
وی تصریح کرد که یکی از نمونه‌های افراطیت در قرن معاصر، گروه تروریستی داعش است که از عراق و شامات سر برآورد و تا افغانستان رسید و جنایات بزرگی را با سر بریدن انسان‌ها و سوزاندن اموال عمومی در این جغرافیای وسیع رقم زد و تا هنوز هم این جنایت به شکلی ادامه دارد. چیزی که امروز بسیار نگران‌کننده است اینکه گروه‌های افراطی، هرگز از عقاید و اهداف خود عقب‌نشینی نمی‌کنند و شکست آنها تنها با مرگشان رقم می‌خورد. از این جهت باید گفت که اگر احیاناً گروه اندکی از آنها هم باقی بماند، می‌تواند با اعمال تروریستی و ابزارهای خشونت‌بار، جهان را به آتش بکشد.
 
استکبار جهانی و تقویت افراطیت
در همین حال، عبدالخالق احسانی، فعال سیاسی و اجتماعی، در مصاحبه با آوا اظهار داشت که از ۲۵ سال به این طرف، افراط‌گرایی در جهان اسلام بیشتر رشد کرده و پیروان این تفکر که عمدتاً با پوشش دین فعالیت دارند، اکنون به صورت سازمان‌یافته‌تری عمل می‌کنند.
به باور وی، نقش استکبار جهانی، به‌ویژه آمریکا، در تقویت و سازمان‌دهی گروه‌های افراطی از جمله داعش بسیار آشکار است. این حقیقت در جنگ‌های داخلی سوریه بیشتر آشکار شد؛ آن زمان که داعش در سوریه عرض وجود کرد و ابوبکر البغدادی نیز در عراق عملاً خلافت اسلامی را اعلام نمود، حکومت‌های عراق و سوریه متوجه خطر بزرگی شدند و در نهایت جنگ در برابر این پدیده آغاز شد. هرچند آمریکا در ظاهر مخالفت خود را با داعش اعلام کرد، اما در پوشش حمایت مردمی در سوریه، در برابر حکومت بشار اسد (تحت عنوان دیکتاتور)، داعش را در خفا تمویل و تجهیز می‌کرد.
وی افزود که اگر نگوییم آمریکا بنیان‌گذار داعش بوده است، حداقل در تقویت و سامان‌دهی این گروه دست بالا داشته و به هدف ایجاد هرج‌ومرج و ناامنی در کشورهای اسلامی، از این ابزار نهایت استفاده را کرده است.
 
جبر زندگی و گرایش به افراطیت
آقای احسانی در پاسخ به این پرسش که آیا وجود فقر و ناگزیری‌های زندگی، به‌ویژه برای نسل جوان، نیز باعث گرایش به افراطیت می‌شود یا خیر، گفت: هیچ تردیدی وجود ندارد که یکی از عوامل گرایش به افراطیت، فقر و تنگ‌دستی است. زمانی که مردم در تنگنای زندگی قرار می‌گیرند و از هر طرف ناامید می‌شوند، دست به هر کاری برای گذران زندگی و امرار معاش می‌زنند.
به گفته وی، بسیاری از جوانان که سالم هستند و در حقیقت عقیده افراطی ندارند، اما گاهی برای به دست آوردن پول و امرار معاش، ناخواسته گرفتار می‌شوند و به گروه‌های افراطی، به‌ویژه شبکه‌هایی که پشتیبانی مالی گسترده خارجی دارند، می‌پیوندند. به همین دلیل است که گروه‌های تروریستی از جمله داعش، در سربازگیری از جوانان عمدتاً موفق بوده‌اند.
به باور این آگاه امور سیاسی و اجتماعی، در کشورهایی که نرخ بیکاری بالا است، مانند افغانستان، احتمال گرایش جوانان به افراطیت و جذب در گروه‌های تروریستی بسیار بالا است.
او در پایان از امارت اسلامی افغانستان خواست که خطر بیکاری جوانان را جدی گرفته و برای آنان زمینه اشتغال آزاد و جذب افراد تحصیل‌کرده در نهادهای دولتی را در اولویت قرار دهد تا این خطر بالقوه رفع گردد و سرنوشت جوانان کشور با افراطیت و خشونت گره نخورد.
 
https://avapress.net/vdcjvxetiuqeixz.fsfu.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما