لایک ۵

عکاس ایرانی: افغانستان بهترین نقطه جهان برای عکاسی است

محمدحسین کشاورز؛ عکاس ایرانی با تأکید بر این‌که افغانستان بهترین نقطه جهان برای عکاسی است، از این‌که نتوانسته به‌خاطر ناامنی به ولایت های زیبا و تاریخی افغانستان به خصوص قندهار و پنجشیر سفر کند، اظهار تأسف و حسرت عمیق می‌کند.
عکاس ایرانی: افغانستان بهترین نقطه جهان برای عکاسی است
به گزارش آوا، محمدحسین کشاورز؛ عکاس ایرانی و خبرنگار روزنامه اقتصاد تهران، در نشستی با خبرنگار آوا، پیرامون سفرش به افغانستان گفت: هدف من از آمدن در اینجا شناخت و دوستی با مردم افغان بود. طرز دید من تا قبل از سفرم و خیلی از ایرانی های دیگر نسبت به افغانستان زیاد جالب نیست؛ اما من کشور و ملت افغان را پر از زیبایی و خوبی پیدا کردم.
 
آقای کشاورز با 29 سال سن و علاقمندی خاص به هنر عکاسی، مشتاق سفر به افغانستان می شود و بعد از مدتی با تمام مخالفت های خانواده و دوستان از تهران به سمت هرات حرکت می کند.
 
 او می گوید: من وقتی وارد افغانستان شدم حس عجیبی وجودم را فراگرفت و اصلا حس غریبی و مسافر بودن به من دست نداد، انگار در وطن خودم حضور دارم.
 
کشاورز می‌گوید: اوضاع سیاسی افغانستان به دلایل مختلفی خوب نیست؛ اما وضعیت فرهنگ این کشور خوب است و برای من جالب و جذاب بود. فکر می‌کنم برای تمام ایرانی ها جذاب باشد. ایران و افغانستان نقاط مشترک زیادی دارند از جمله زبان، نحوه زندگی و خوراک را می توان نام برد.
 
او به عنوان یک شهروند ایرانی می افزاید: متاسفانه متاسفانه! اخیرا عواملی دیدگاه ملت ایران را نسبت به افغانستان تخریب کرده، شرایط فعلی می‌طلبد که حکومت ایران و افغانستان در صدد از بین بردن این عوامل باشند و نقاط مشترک را بیشتر برجسته و نمایان کنند.
 
آقای کشاورز تأکید می‌کند: خیلی متاسفم که به‌خاطر ناامنی به استان (ولایت) های زیبا و تاریخی افغانستان سفر نتوانستم به‌خصوص قندهار و پنجشیر. من به این عقیده هستم که افغانستان بهترین نقطه عکاسی در جهان است؛ اما به دلیل حضور طالبان افغانستان ناامن ترین نقطه جهان محسوب می شود.
 
این عکاس ایرانی با تاکید بر تقویت صعنت گردشگری ایران و افغانستان می افزاید: من ملت و کشور افغان را از نزدیک دیدم و این نقاط مشترک و خوبی ها را به خانواده و فامیل می‌رسانم؛ ولی فعالیت حکومت‌های دو کشور اثر بیشتری دارد.
 
محمدحسین کشاورز به ولایت‌های هرات، کابل، بامیان و بلخ سفر کرده و ولایت بامیان را یک مکان کاملا تاریخی؛ اما فاقد امکانات می‌داند.
 
بعد از مصاحبه، آقای کشاورز با جذابیت خاصی به علیزاده سلطانی؛ کارآموز خبرگزاری صدای افغان(آوا) گفت: لالا رئیس! آدرس یک خشکه شویی خوب را نیاز دارم آیا بلد هستی؟
 
برایم خیلی جالب بود، گفتم: حسین جان! کلمات بازاری ما را خوب یاد گرفتی، تلفن همراه خود را از جیب لباس افغانی‌اش بیرون آورد و گفت: داخل این گوشی تمام لهجه های زیبای افغانستانی را که شنیدم، ذخیره کردم و می خواهم یاد بگیرم.
 
قابل ذکر است که محمدحسین کشاورز یک نویسنده توانمند در عرصه های مختلف به‌خصوص زیبایی ها، مظلومیت ها، فرهنگ ها و رسم و رواج خاص افغانی نیز است.
 
وی طی سفر یکماهه خود حدود 50 پست در صفحه اینستاگرام خود راجع به افغانستان گذاشته است.
 
آخرین مطلب وی این است:
مردم افغانستان برای هر چیزی داستانی، برای هر شخصی افسانه‌ای و برای هر کاری دلیلی دارند.
نحوه بیان مهربانی و لطف شان خیلی جالبه.
 
به‌جای اینکه بگن خواهش می‌کنم،  میگن مهربانی!
 
مثلا فرض  کنید شما میهمان خانه ای بودید و می‌خواهید برید توالت!  توی ایران میگن دست به آب،  اینجا میگن جُواب‌چای!  یعنی اینکه من چایی خوردم و میخوام برم دستشویی.
 
توی خونه علیرضا که بودم،  بعد از خوردن غذا،  برام تشتی بزرگ و ظرفی شبیه جای قهوه های عربی،  اما خیلی بزرگ‌تر آوردن تا دست‌هامو بشورم.
 
هنوزم با دست غذا می‌خورن،  عاشق قابلی‌پلو (برنج، کشمش و گوشت با تزیینات هویج رنده‌شده)  اند!
 
اکثرا گوشی های دکمه ای دارند و عاشق بوق‌زدن اند.
 
ماشین های تویوتا لندکروز ضد گلوله، توی کابل فراوان بود.
 
به شارژ پولی موبایل میگن کِریدت.
 
هر نقطه ای از افغانستان،  یک اپراتور مخصوص بهتر جواب میده.
 
افغان ها  شدیدا دوست دارند ما ایرانی ها را.
 
وقتی میشنون از ایران اومدم و قصد دارم افغانستان را بگردم اکثرا با تعجب دورم جمع میشن و از هدفم می‌پرسند.
 
باور تون میشه خیلی از مردم افغانستان،  از شهر یا روستای خود شون بیرون نرفتن؟
 
شهری،  یا محله ای نبود که من می‌گفتم ایرانی ام و مثلا بچه تهرانم و کسی توی اون جمع نباشه که بگه کجای تهران؟  اکثر افغان ها،  یکبار به ایران سفر کردن حتما.
 
وقتی گرم صحبت میشن،  می‌تونی رویای افغانستان آزاد و بدون جنگ و خونریزی را توی چشمان شون ببینی!
 
وقتی از شهری به شهر دیگه میرم،  مجبورم توی مسیر بگم اصالتا هراتی ام،  اما توی ایران بزرگ شدم و شناسنامه ایران دارم. (چون امکانش هست برای طالبان کار کنند یا به هر دلیلی خصومت شخصی با ایرانی ها داشته باشند و اتفاقی برام بیفته)
 
توی ایست بازرسی ورودی درب بامیان، مامور ارتش گفت: از کجایی؟  یک لحظه بی اختیار گفتم تهرانی ام دیگه!!
 
نگاه مسافرهایی که تا اینجا به دروغ گفته بودم شیرازی ام  اما اصالتا هراتی ام و پسر جوان ارتشی ایست بازرسی و...!
 
مردم افغانستان،  مهربان تر و دلچسب تر از چیزی اند که فکرشو میکنیم!  اینجا برای منی که اومدم ببینم افغانستان را، احترام زیادی میزارن.
 
مسافرهای هتل ها (همون مسافرخونه خود مون) اکثرا بعد از فهمیدن اسمم،  حسین آقا یا آقای کشاورز یا آقاحسین صدام می‌کنند.
 
اینجا بیشتر از چیزی که فکرشو میکنید بهنام بانی گوش میدن.
 
بیشتر از چیزی که فکرشو میکنید،  هایده و حمیرا و مهستی و گوگوش و حتی داریوش گوش میدن.
 
نسل جوان اکثرا موزیک های درجه سه پاپ ایران گوش میدن.
 
توی خیابون ها،  پسران جوان،  میزهای کوچکی گذاشتن و با لپ‌تاپ،  موزیک ایرانی گوش میدن و برای مشتری هاشون،  موزیک و برنامه میریزن توی گوشی هاشون.
 
اینجا،  به داروخانه میگن دواخانه!
 
به درمانگاه یا بیمارستان میگن شفاخانه!  شما لطافت بیان این مردم را ببینید.  اصولا کلمه شفاخانه،  انرژی به مراتب مثبت تری داره تا کلمه بیمارستان.
 
هنوز هم شکسته‌بندهای محلی،  کار و بار شان سکه است.
 
اغلب اوقات برق میره توی افغانستان.
 
مثلا بامیان  از ساعت 10 و نیم شب تا فردا صبح برق نداره.
 
مردم به زحمت پول درمیارند.
 
به شدت مذهبی اند اکثر شون.
 
من توی تمام این مدت،  بوی الکل نشنیدم.
 
کلمه خَیر است یا بِخَیر،  مکرر شنیده میشه از مردم.
 
اینجا، کشور آب شیرین است!
 
کشوری که مردمش،  با دَرد و رَنج،  بزرگ شده اند.
 
افغانستان 90 سال است که استقلال پیدا کرده است.
 
بودجه کشور افغانستان،  بر اساس کمک خارجی بسته میشه.
 
مردم افغانستان،  روی معادن بزرگ طلا، اورانیوم،  مس،  آهن و...  زندگی می کنند.
 
سه شنبه ۲۶ سرطان ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۰۴
کد مطلب: 167286 کپی متن خبر در کلیپ برد انجام شد
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *