خبرگزاری صدای افغان(آوا)- سرویس آئین و اندیشه: قطر طی دو دهه گذشته با سیاست خارجی فعال سعی کرد جایگاهی فراتر از ظرفیت جغرافیایی و جمعیتی خود کسب کند: میزبانی دفتر طالبان و تسهیل توافق با آمریکا، نقشآفرینی در گفتوگوهای یمن، و مهمتر از همه میزبانی مذاکرات حماس–اسرائیل. اما حمله اسرائیل به قلب دوحه درست در میانه این میانجیگری، اعتبار قطر را زیر سؤال برد:
آیا دوحه هنوز میتواند خود را بهعنوان «میانجی امن» معرفی کند؟
یا باید پذیرفت که در جهانی که قانون جنگل حاکم است، کوچکترین کشورها اولین قربانیان خواهند بود؟
پایگاه العُدید؛ سپر دفاعی یا گروگان آمریکا؟
بزرگترین پایگاه آمریکا در خاورمیانه، العُدید، سالها بهعنوان تضمین امنیت قطر تبلیغ میشد. اما دو رویداد اخیر معادلات را برهم زد:
حمله موشکی ایران به این پایگاه در ژوئن گذشته که بیواکنش موثر واشنگتن پایان یافت.
حمله اسرائیل به دوحه، در نزدیکی همین پایگاه، که هیچ بازدارندگی از جانب آمریکا ایجاد نکرد.
پیام واضح است: پایگاههای آمریکا در خلیج فارس نه برای دفاع از میزبانان، بلکه برای تضمین منافع ژئوپلیتیک واشنگتن ساخته شدهاند. حضور آمریکا به جای امنیت، درک عمومی را به سوی «عامل بیثباتی» سوق میدهد.
این رویداد ادامه یک الگوی تاریخی است:
عربستان با استقبال پرزرقوبرق از ترامپ و قراردادهای میلیارد دلاری، امنیت نخرید و در برابر موشکهای یمن درمانده شد.
قطر با تقدیم هدایا و هواپیماهای مجلل، نه احترام خرید و نه حمایت؛ بلکه خاکش توسط نزدیکترین متحد آمریکا (اسرائیل) هدف قرار گرفت.
کشورهای امضاکننده پیمان ابراهیم، به خیال نزدیکی به آمریکا و اسرائیل، به جای عزت، به ذلت نشستند.
در منطق واشنگتن، کشورهای عربی نه شریک برابر، بلکه ابزار مصرفی برای منافع آمریکا هستند.
پیامدهای حمله اسرائیل به دوحه
این حمله چند پیامد کلیدی دارد:
تضعیف نقش میانجیگری قطر در بحرانهای آینده، خصوصاً پرونده فلسطین.
افزایش بیاعتمادی به آمریکا در سطح دولتها و افکار عمومی.
چالش در شورای همکاری خلیج فارس که ناامنی قطر را به مسئلهای منطقهای بدل میکند.
افزایش فشار جهانی بر اسرائیل و تضعیف مشروعیت بینالمللیاش.
قطر به دلیل وابستگی امنیتی و اقتصادی، نمیتواند به سرعت از چتر آمریکا خارج شود. اما اکنون در برابر انتخاب راهبردی قرار دارد:
تداوم وضع موجود با هزینههای حیثیتی و امنیتی.
یا تنوعبخشی به شرکای امنیتی از طریق نزدیکی به ترکیه، ایران یا چین و کاهش وابستگی مطلق به واشنگتن.
این انتخاب نه فقط آینده قطر، بلکه معادلات کل خلیج فارس را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
بُعد معنوی و قرآنی ماجرا
قرآن کریم میفرماید:
«فَمَن یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى» (بقره، ۲۵۶)
طاغوت زمان ما، آمریکا و دجال دوران، ترامپ و همپیمانان او هستند. کشورهای عربی که در مسابقه غلامی به طاغوت، سرمایههای امت اسلامی را فدا کردند، در مسیر ذلت تاریخی گام برمیدارند. پیمان ابراهیم چیزی جز «پیمان با ترامپ، فرعون و نمرود زمان» نیست. دوستی با مجاهدان فلسطین و مقاومت برای این رژیمها «قبح» دارد؛ اما همپیمانی با طاغوت حسن شمرده میشود. این وارونهسازی ارزشها سرانجامی جز سقوط و خواری ندارد.
نتیجهگیری
حمله اسرائیل به دوحه یک هشدار تاریخی است:
برای قطر که باید میان «تداوم غلامی به واشنگتن» یا «حرکت به سوی استقلال امنیتی» تصمیم بگیرد.
برای جهان عرب که باید دریابد امنیت از واشنگتن خریدنی نیست.
و برای امت اسلامی که تنها راه عزت، ایستادگی بر محور ایمان و کفر به طاغوت است.
امروز زمان آن است که امت اسلام میان دو راهی «غلامی ذلیلانه» یا «مقاومت عزتآفرین» یکی را برگزیند. تاریخ نشان داده است دوستی با طاغوت جز ذلت نمیآورد؛ اما ایستادن در کنار حق، ولو پرهزینه، عزتی ابدی خواهد ساخت.