تاریخ انتشار :يکشنبه ۹ حمل ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۵۹
کد مطلب : 349349
دلایل بی‌اعتمادی نسبت به روایت‌های امنیتی آمریکا در مواجهه با ایران
سیدهاشم علوی/پس از گذشت یک‌ماه از تجاوز امریکا و اسرائیل به ایران و حملات تلافی جویانه جمهوری اسلامی، اکنون داده‌ها و روایت‌های امنیتی آمریکا درباره ایران، به‌ویژه در عرصه توانایی‌های نظامی ایران، به تدریج اعتبار خود را در نزد جهانیان از دست می‌دهد. تصویری که ترامپ از ایران به شدت تضعیف‌شده ارائه کرده بود، دیگر ارزش و جذابیت ندارد، زیرا ارزیابی‌های امنیتی آمریکا درباره توانمندی‌های نظامی ایران (مانند قدرت موشکی یا پدافندی) در مواجهه‌های واقعی نادرست از آب درآمده و باعث غافلگیری مقامات واشنگتن شده است.
خبرگزاری صدای افغان(آوا)- سرویس بین الملل: عوامل کلیدی شکست اطلاعاتی آمریکا در مورد ایران
تکیه بر داده‌های الکترونیکی، شنودها، تصاویر ماهواره‌ای و اطلاع‌دهی نادرست شرکای دارای منافع متضاد از جمله اسرائیل، روایت‌های امنیتی آمریکا درباره ایران را غیرقابل اعتماد ساخته است. البته اشتباهات آمریکا بر اساس اطلاعات نادرست و مبتنی بر منافع منابع اطلاع‌دهنده که بدون در نظر گرفتن بافت‌های اجتماعی و واقعیت‌های میدانی کشورهای هدف صورت می‌گیرد، پدیده‌ای جدید نیست. رهبران ایالات متحده پیش از این نیز در قبال کشورهایی مانند عراق، لیبی، افغانستان و... دچار اشتباهات فاحش و جبران‌ناپذیر شده‌اند، اما در مورد ایران دچار اشتباهات بزرگ‌تری شدند.
اسرائیل که همواره اهداف خود را به آمریکا گره زده و با دادن اطلاعات غلط به سران آمریکایی، انگیزه مشترک ایجاد کرده است، در مواجهه با ایران بار دیگر پای ایالات متحده تحت زعامت ترامپ را به جنگ کشاند و اکنون این ابرقدرت بلامنازع جهان را در باتلاق اسیر کرده است.
نتانیاهو و لابی‌های صهیونیستی نخست ایران را خطر قریب‌الوقوع برای آمریکا معرفی کردند و سپس وعده عملیات برق‌آسا، حذف رهبران ایران، فروپاشی نظام و در نهایت پیروزی را به ترامپ دادند. وسوسه‌های این پیرمرد کودک‌کش در کنار لابی‌گری‌های صهیونیست‌های داخل آمریکا، مانند سناتور «گراهام» صهیونیست‌مسلک، چشم و گوش رئیس‌جمهور بی‌خرد آمریکا را کور کرد و با حمله ناگهانی به ایران حین گفتگوهای صلح، بحران بزرگ جهانی به‌ویژه در عرصه انرژی را خلق کرد و شوک اقتصادی بی‌سابقه‌ای را به وجود آورد. البته بحران و احتمال رکود اقتصادی یکی از پیامدهای زودرس تجاوز به ایران قابل پیش‌بینی بود، اما باتلاقی که اکنون آمریکا در آن گیر مانده است، به باور بسیاری از تحلیلگران، مقدمه فروپاشی امپریالیسم جهانی و پایان هژمونی و هیمنه آمریکا در سطح جهان خواهد بود.
بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند که تجاوز نابخردانه و بی‌هدف آمریکا به ایران، نه تنها روایت‌های امنیتی این کشور را زیر سؤال برده است، بلکه مقاومت ایران با ضربه‌های سنگین و فراتر از تصور در میدان‌های نبرد، رویای پیروزی را نیز از آنان سلب کرده و هیبت آمریکا را در سطح جهان کم‌رنگ کرده است و پس از این هیچ کشوری از آمریکا نخواهد ترسید.
این در حالی است که علی‌رغم مخالفت‌ها در داخل ایالات متحده مبنی بر عدم ورود آمریکا به جنگ با ایران، اطلاعات غلط و منافع‌محور صهیونیست‌ها ترامپ را به حمله به ایران وسوسه کرد و او با یک تصمیم لحظه‌ای و بدون هدف مشخص و آینده‌نگری، در کنار اسرائیل وارد جنگ با ایران شد. اما پس از آنکه وعده‌های نتانیاهو به حقیقت نپیوست، حمله برق‌آسا شکست خورد، مردم ایران در کنار نظام با قوت و قدرت ایستادند و موشک‌های ویرانگر ایران نیز سامانه‌های دفاعی پیشرفته را نابود کرد و پایگاه‌های آمریکایی در منطقه را یکی پس از دیگری غیرعملیاتی ساخت و آثار ویرانی پس از چند روز در اسرائیل پدیدار شد. آثار شکست در چهره ترامپ نیز نمایان گردید. او اما به دروغ و برای کاستن از نارضایتی‌های مردم آمریکا، از آغاز جنگ تا کنون بارها در برابر ایران ادعای پیروزی کرده و در این اواخر کاملاً اعصاب و مشاعر خود را از دست داده و گویا هذیان می‌گوید؛ گاهی خود را رهبر ونزوئلا می‌نامد و زمانی هم مدعی رهبری ایران شده و روز گذشته نیز در سخنرانی خود تنگه هرمز را «تنکه ترامپ» خواند. بر اساس گزارش‌ها، سطح محبوبیت او در آمریکا نیز در این روزها به پایین‌ترین سطح رسیده و از روز شنبه هفته جاری راهپیمایی‌های میلیونی ضد ترامپ در بسیاری از ایالات آمریکا آغاز شده است. بنا بر این، در یک قضاوت بی‌طرفانه می‌توان گفت که در شکست آمریکا در برابر ایران اکنون هیچ تردیدی وجود ندارد.

با اینکه در قانون آمریکا حذف رهبران کشورها مجاز نیست، اما ترامپ بارها ادعا کرد که رهبران ایران را از بین برده است. حالا که ترامپ در کنار زیر پا گذاشتن بسیاری از قوانین نافذ این کشور این قانون را نیز نادیده گرفته باشد و در ترور رهبران ایران دست داشته باشد (که قطعاً دارد)، باید گفت که ترور رهبران ایران کار سختی نیست، زیرا آنها نه مخفیگاه دارند و نه برای خود جایی برای پنهان شدن درست کرده‌اند، بلکه حضور در صحنه، بودن در کنار مردم و ایستادگی در خط اول جنگ در ذات رهبران ایران است که در اسلام از آن به ایثار و فداکاری یاد می‌شود. سؤال این است که آمریکا و اسرائیل در میدان نبرد دقیقاً چه چیزی به دست آورده‌اند؟ تا جایی که دنیا طی این مدت نظاره‌گر بوده، هر جایی را که آنها هدف قرار دادند از ایران پاسخ شدیدتری دریافت کردند. فروپاشی نظام، تجزیه ایران، فریب مردم، پایان تمدن ایران‌زمین امروز برای آنها به یک آرزوی محال تبدیل شده است. اگر افتخار می‌کنند که مکاتب، مدارس، دانش‌آموزان، زیرساخت‌های حیاتی و اجتماعی را هدف قرار می‌دهند، در این شکی نیست که این سبوعیت و درنده‌خویی و آدم‌کشی در ذات آنها است و اینها قطعاً پیروزی نیست، بلکه حکایت از شکست و استیصال آنها در میدان نبرد دارد و تمام دنیا این حقیقت را امروز به چشم خود می‌بیند.
عوامل بی‌اعتمادی به روایت‌های امنیتی آمریکا در مورد ایران
یکی از عوامل بی‌اعتبار شدن روایت امنیتی آمریکا در قبال ایران، سیاسی‌سازی اطلاعات است. بسیاری از منتقدان باور دارند که در دولت‌های مختلف آمریکا، گزارش‌های اطلاعاتی اغلب برای همسویی با اهداف سیاسی (مانند توجیه تقابل نظامی یا فشار حداکثری) تغییر شکل می‌دهند. به عنوان مثال، در مواردی گزارش‌های تخصصی نهادهای اطلاعاتی که احتمال سقوط حکومت ایران را کم می‌دانستند، با مواضع تهاجمی مقامات سیاسی که بر فروپاشی قریب‌الوقوع تأکید داشتند، در تناقض بود.
اشتباهات محاسباتی تاریخی آمریکا در قبال سایر کشورها مزید بر علت شده تا جهان به داده‌های اطلاعاتی ایالات متحده در قبال کشورها اعتماد نداشته باشد. تجربه شکست‌های اطلاعاتی گذشته (مانند ادعای وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق) اعتبار این نهادها را خدشه‌دار کرده است. در مورد ایران نیز، گزارش‌هایی مبنی بر «تهدید قریب‌الوقوع» بارها توسط بازرسان بین‌المللی یا حتی بخش‌های داخلی جامعه اطلاعاتی آمریکا به چالش کشیده شده است، اما رهبران سرمست قدرت به آن توجه نکرده و همواره بر بنیاد اخبار و اطلاعات عاری از حقیقت دست به اقدامات غیرعقلانی زده‌اند.
از سوی دیگر، روایت‌های امنیتی واشنگتن اغلب تحت تأثیر شدید تبادل اطلاعات با متحدان منطقه‌ای مانند اسرائیل قرار دارد که به دنبال اهداف استراتژیک خود هستند. این موضوع باعث می‌شود داده‌های خامی که به دست می‌آید، با سوگیری‌های خاصی تحلیل و ارائه شوند. اسرائیل که به عنوان یک پدیده نامشروع در منطقه از موجودیت خود هراس دارد، دست به هر کاری می‌زند تا قدرتی مانند آمریکا را در کنار خود داشته باشد و با ارائه اطلاعات غلط به آمریکا و کشورهای اروپایی مبنی بر اینکه ایران گویا خطری قریب‌الوقوع برای کل دنیای غرب است، آنها را علیه ایران تحریک می‌کند.
شکاف اطلاعاتی میان دو کشور روایت امنیتی آمریکا در قبال ایران را غلط ثابت می‌کند
به دلیل قطع روابط دیپلماتیک طولانی‌مدت، آمریکا دسترسی میدانی مستقیم و گسترده‌ای به واقعیت‌های درون ایران ندارد. این خلأ باعث می‌شود تحلیل‌های امنیتی بیشتر بر پایه شنود الکترونیک یا تصاویر ماهواره‌ای باشد که بدون درک درست از بافت اجتماعی و سیاسی ایران، مستعد تفسیرهای نادرست است.
از طرف دیگر منتقدان به این نکته نیز اشاره می‌کنند که آمریکا در حالی ایران را به فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده متهم می‌کند که از اقدامات مشابه متحدان خود چشم‌پوشی می‌کند؛ این تناقض رفتاری، اعتبار «روایت‌های امنیتی» آن را از یک گزارش فنی به یک ابزار تبلیغاتی تنزل می‌دهد.
 
https://avapress.net/vdcjxhethuqextz.fsfu.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما