تاریخ انتشار :چهارشنبه ۲ ثور ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۰۷
کد مطلب : 351973
آمریکا؛ قهرمان ایجاد جنگ و تنش در جهان و ناتوان از مدیریت پایدار بحران‌ها
علی مدد فهیمی، استاد دانشگاه و آگاه امور بین‌المللی، در مصاحبه با خبرنگار آوا می‌گوید که درست است امریکا بزرگ‌ترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان است، اما تجربه دو دهه اخیر (افغانستان، عراق، اوکراین) نشان داده که توان ایجاد بحران دارد، اما مدیریت پایدار آن را ندارد.
خبرگزاری صدای افغان (آوا) - کابل: چگونگی توانایی مدیریت بحران جدید از سوی امریکا پس از پایان آتش‌بس دو هفته‌ای میان امریکا و ایران را در یک گفت‌وگوی اختصاصی با علی مدد فهیمی در میان گذاشته و از وی پرسیدیم، با در نظرداشت اوضاع و شرایط موجود در منطقه و جهان، آیا به نظر شما امریکا توان مدیریت یک بحران جدید را دارد؟

فهیمی: درست است که امریکا بزرگ‌ترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان است، اما تجربه دو دهه اخیر (افغانستان، عراق، اوکراین) نشان داده که توان ایجاد بحران دارد، اما مدیریت پایدار آن را ندارد.
به بیان دیگر، امریکا امروز با چند چالش جدی مواجه است: فرسودگی افکار عمومی داخلی نسبت به جنگ‌های خارجی، رقابت راهبردی با چین و روسیه، کاهش نسبی هژمونی جهانی و چندقطبی شدن نظام بین‌الملل و هزینه‌های سنگین اقتصادی و سیاسی مداخلات نظامی. مجموع این عوامل دست به دست هم داده و امریکا را در جنگ با ایران در یک حالت سردرگمی قرار داده است که عملاً کنترل بحران از دست آن خارج شده است.
اگر امریکا وارد بحران جدیدی در خاورمیانه شود، توان کنترل کامل پیامدهای آن را مانند گذشته نخواهد داشت و احتمال گسترش بحران به سطح منطقه‌ای یا جهانی افزایش می‌یابد.

آوا: امریکا با تجاوز به ایران باعث بحران انرژی در جهان شد؛ اگر با استفاده از فرصت عقب‌نشینی نکند و دوباره بر ایران حمله کند و تنگه هرمز همچنان بسته بماند و در کنارش اگر احیاناً باب‌المندب نیز مسدود شود، ترامپ چه پاسخی برای جهان خواهد داشت؟

فهیمی: اگر در سناریوی فرضی، تنش نظامی با ایران رخ دهد و در نتیجه آن تنگه هرمز دچار اختلال جدی شود و هم‌زمان مسیر حیاتی دیگری مانند باب‌المندب نیز مسدود گردد، جهان با یک بحران انرژی کم‌سابقه مواجه خواهد شد.
بدون تردید، در صورت بسته شدن باب‌المندب در کنار هرمز، قیمت انرژی به شکل انفجاری افزایش می‌یابد، اروپا، چین، هند و اقتصادهای آسیایی بیشترین آسیب را خواهند دید و علاوه بر آن، فشار سیاسی سنگینی بر امریکا برای توقف درگیری ایجاد می‌شود.
پاسخ امریکا در چنین شرایطی معمولاً ترکیبی خواهد بود از فشار نظامی محدود برای بازگشایی مسیرهای دریایی، ائتلاف‌سازی با برخی کشورهای منطقه و استفاده از ابزارهای اقتصادی و تحریم برای بازگشایی مسیرهای حیاتی.

آوا: آنچه را شما گفتید می‌تواند سناریوهای احتمالی برای مجبور کردن ایران به تسلیم باشد و لزوماً به معنای مدیریت بحران نیست. سؤال اساسی این است که آیا امریکا قادر خواهد بود که هم‌زمان با گشایش آب‌راه‌های حیاتی، از هر طریق ممکن، بحران‌های بعدی را مدیریت کند یا خیر؟

فهیمی: واقعیت این است که کنترل کامل بحران در چنین سناریویی بسیار دشوار و پرهزینه خواهد بود و می‌تواند به بی‌ثباتی گسترده در بازار جهانی انرژی منجر شود و امریکا در موقعیتی نیست که بتواند بحران جهانی در حال وقوع را مدیریت کند.

آوا: کشورهای حوزه خلیج فارس به دلیل اینکه سخت‌ترین آسیب را از بحران ناامنی متحمل می‌شوند، در صورت آغاز جنگ دوباره چه مسیرهایی را باید انتخاب کنند تا به نفع خودشان و منطقه باشد؟

فهیمی: کشورهای حوزه خلیج فارس در صورت وقوع جنگ یا تشدید تنش، بیشترین آسیب را از نظر اقتصادی، انرژی و امنیتی متحمل می‌شوند. بنابراین، از دیدگاه راهبردی، چند گزینه پیش روی آن‌ها قرار دارد که باید در نظر داشته باشند. نخست، سیاست بی‌طرفی فعال؛ این کشورها می‌توانند تلاش کنند از تبدیل شدن به میدان جنگ جلوگیری کرده و نقش میانجی یا کاهش‌دهنده تنش را ایفا کنند.
علاوه بر انتخاب مسیر بی‌طرفی، توازن‌سازی میان قدرت‌ها یکی دیگر از راهکارهای معقول است که این کشورها می‌توانند انتخاب کنند، زیرا حفظ روابط هم‌زمان با امریکا، چین، روسیه و قدرت‌های منطقه‌ای (از جمله ایران) می‌تواند مانع وابستگی یک‌جانبه شود.

آوا: به نظر می‌رسد کشورهای حوزه خلیج فارس در مرحله حساس انتخاب قرار دارند؛ چه اقداماتی در چنین شرایطی می‌تواند به امنیت منطقه‌ای کمک کند؟

فهیمی: تمرکز بر امنیت منطقه‌ای بسیار حیاتی است و کوچک‌ترین اشتباه رهبران حوزه خلیج فارس می‌تواند بحران جهانی و بی‌ثباتی در منطقه را تشدید و طولانی کند. از این‌رو، تقویت گفت‌وگوهای امنیت جمعی در خلیج فارس می‌تواند ریسک درگیری مستقیم را کاهش داده و ثبات آینده منطقه را تضمین کند.

جمع‌بندی:
از نگاه ژئوپلیتیک، منطقه خلیج فارس و خاورمیانه به‌شدت به‌هم‌پیوسته و حساس است. هرگونه درگیری گسترده نه‌تنها برای طرف‌های درگیر، بلکه برای اقتصاد جهانی پیامدهای سنگینی دارد. در چنین شرایطی، راه‌حل پایدار نه در تشدید تقابل، بلکه در مدیریت تنش، بازدارندگی متقابل و دیپلماسی منطقه‌ای قابل تصور است.
بسیار احمقانه و نسنجیده است که ترامپ بازهم بر ادامه جنگ و بحران موجود اصرار داشته باشد. اکنون نیز طرح‌ها و سناریوهای امریکا با شکست جدی مواجه شده است؛ امری که حتی تحلیلگران خارجی و غربی نیز به آن اعتراف کرده و تصریح می‌کنند.
 
 
 
 
 
 
 
https://avapress.net/vdcfeydmmw6dt1a.igiw.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما