رویکردهای قاطع امام امت نشان میدهد که چگونه این مواضع توانست بر افکار عمومی و جریانهای جهادی در افغانستان تأثیر بگذارد و نوعی هویت مشترک اسلامی را میان دو ملت تقویت کند. دقتهای علمی به مواضع امام به وضوح نشان میدهد که امام خمینی (ره) افغانستان را نه یک کشور بیگانه، بلکه بخشی از امت اسلامی میدید که باید از سلطه قدرتهای جهانخوار خارجی رهایی یابد.
باید توجه داشت که در ادوار مختلف، روابط ایران و افغانستان همواره تحت تأثیر تحولات درونی و مداخلات قدرتهای جهانی قرار داشته است. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)، یک الگوی خاص از تعامل شکل گرفت که بر پایه ارزشها و مفاهیم اسلامی بنا گردیده بود. برخلاف سیاستهای رایج دنیا که مبتنی بر توازن قدرت، بسیاری از کشورها را رقیب یا متحد خود میبینند، نگاه امام خمینی (ره) به افغانستان، نگاهی ارزشگرا و عقیدهمحور بود.
یکی دیگر از ارکان اصلی مواضع امام، تأکید بر حق تعیین سرنوشت ملت افغانستان بود. ایشان تأکید داشتند که مشکلات افغانستان باید توسط خود مردم افغانستان و بدون دخالت قدرتهای استعمارگر حل و فصل شود. این نگاه، سلطه استکبار جهانی بر افغانستان را مردود دانسته، ملت افغانستان را دارای حق تعیین سرنوشت و صاحب اراده در تصمیمگیریهای اساسی میدانست.
امام در صحبتها و سخنرانیهایشان، مرزهای سیاسی را در برابر پیوندهای اعتقادی و فرهنگی کمرنگ میدیدند و بارها تأکید داشتند که ملتهای همدین و همفرهنگ، امت واحده هستند. این نگاه باعث شد که سیاست خارجی نظام اسلامی در آن دوران، به جای نگاه ملیتمحور، به سمت باور و نگاه امتمحوری حرکت نماید که در آن، امنیت و آرامش مردم افغانستان، بخشی از امنیت و آرامش تمام امت مسلمه دانسته میشد.
سخنان امام خمینی (ره) در مورد افغانستان دارای ویژگیهای خاصی بود که هر یک از آن ویژگیها ناظر بر حقایق ارزشمندی بود. جملاتی که بر لزوم رهایی افغانستان از سلطه کشورهای بیگانه تأکید داشت، باعث شد که جریانهای آزادیخواه در افغانستان به ایشان به چشم یک رهبر آگاه و خردمند با اندیشه الهی بنگرند. دعوت به وحدت اسلامی و تأکید بر کنار گذاشتن اختلافات مذهبی و قبیلهای در افغانستان، پیامی برای صلح، ثبات، امنیت و استقلال افغانستان بود.
ایشان همواره بر ضرورت وحدت میان تمامی گروههای افغانستانی برای مقابله با دشمنان مشترک تأکید میکردند.
تأثیر مواضع سیاسی امام، امیدواری میان جریانهایی که به دنبال استقلال و رهایی از مداخلات خارجی بودند، ایجاد مینمود. بدون تردید شخصیت امام خمینی (ره) در افغانستان به عنوان نماد مقاومت در برابر ظلم شناخته میشد. این نماد اعتقادی، فراتر از مرزهای جغرافیایی، بر وجدانهای جمعی مردم افغانستان تأثیر عمیق و ریشهدار گذاشته بود.
ارتباط امام راحل و افغانستان بر پایه حمایت قاطع از مبارزات مردم افغانستان در برابر اشغال خارجی و تأکید بر وحدت اسلامی میان دو ملت مسلمان استوار بود. با تجاوز ارتش سرخ شوروی به افغانستان، امام خمینی (ره) به شدت این تجاوز را محکوم کردند و دولت شوروی را غاصب خواندند. ایشان مقاومت مردم افغانستان را دفاع مشروع برشمردند و بارها در بیانات خود بر لزوم اخراج نیروهای اشغالگر و دفاع از استقلال افغانستان تأکید نمودند.
امام خمینی (ره) در سخنرانیها و پیامهای نوروزی، حمایت صریح خود را از ملت مسلمان افغانستان اعلام میکردند. ایشان ملت افغانستان را برادران دینی و بخشی از پیکره امت اسلام میدانستند و از دولتها و ملتهای اسلامی خواستند تا به یاری مردم افغانستان بشتابند.
پیروزی انقلاب اسلامی و اندیشههای سیاسی امام خمینی (ره) تأثیر عمیقی بر جریانهای جهادی افغانستان گذاشت که با الگوگیری از تجربه انقلاب اسلامی و شعار «نه شرقی، نه غربی»، روحیه مضاعفی برای مقابله با حکومت کمونیستی وابسته به شوروی پیدا کردند.
رویکرد کلان امام خمینی (ره) بر مبنای اخوت اسلامی، زمینه را برای اسکان، تحصیل و بهرهمندی مهاجران افغانستانی از امکانات عمومی در ایران فراهم کرد. ایشان همواره بر رعایت حقوق انسانی و اسلامی مهاجران در ایران تأکید داشتند.
مواضع و رهنمودهای امام نقش مهمی در پیوندهای تاریخی و فرهنگی دو ملت همسایه ایفا کرد و سنگبنای سیاستهای حمایت ایران از مردم افغانستان در دهههای بعدی گردید.