لایک ۰

منشور صلح گویا، با خون نگاشته می شود!

منشور صلح گویا، با خون نگاشته می شود!
برخلاف آنچه تصور برده می شود، جنگ پیش از آن که یک مشکل بیرونی باشد، ناهنجاری درونی انسان است. در واقع ستیزه گری انسان با خود او است که او را به ستیزه گری با دیگران می کشاند. آدمی که میان درون و بیرون خود نتوانسته صلحی بر پای دارد، خود را برای خود قابل تحمل کند، نمی تواند با دیگران از در صلح درآید و راه آشتی بپوید. لذا صلح وقتی بمیان مردم می آید که در سرزمین دل های آدمیان صلحی به وجود آمده باشد.
اگر از این منظر به صلح میان طالبان و حکومت نگریسته شود چه نتیجه می توان گرفت و به کجا می تواند انجامد؟

نشست صلح در پاکستان برگزار گردید. بسیاری ها بر طبل صلح کوبیدند و خوشنود از این که دور دوم نشست صلح بعد ازعید رمضان در پاکستان بر گزار خواهد شد.

تکرار نشست های صلح را امید بخش و تامین کننده آینده بهتر برای خود و مردم کشور تلقی می کردند. اما زمانی بلند نگذشت، هنوز بازتاب نشست صلح در رسانه های گروهی می پیچید و پژواک صلح خواهی فرو نخفته بود که جمعی آدم نمایان تنگ اندیش، و سیه رویان سفید پوش برجمع بی گناهی در جلریز حمله آوردند، کشتند به پاره پاره کردن اجساد کشتگان پرداختند آنگاه در رسانه ها گفتند که آن جماعت سرباز، به بیرون وابسته بوده و عکسی از رهبر ایران را در پایگاه خود آویخته بودند. به همین بهانه ای اندک جنایت هولناکی رقم خورد، جمعی بی گناهی به خاک در غلطیدند. شرنگ تلخ اندوه به کام مردم ریخت. گفته شد که گرچه جنایت هولناک بوده است اما کسی دست از صلح بر نمی دارد و این لرزه های اندک نمی تواند روند صلح را تحت تاثیر قرار دهد و این جریان میمون و مبارک را به بیراه برد و حکومت را از رفتن به سوی صلح دایمی با مخالفان باز دارد.

رئیس جمهور غنی از سران اسلام اباد و نخست وزیر آن کشور در نشست شانگهای تشکر کرد که این بستر را فراهم آورد که نمایندگان طالبان با نماینده های حکومت افغانستان بر سر میز مذاکره بنشینند و حرف های دل خود را بزنند. اما هنوز خبر قدردانی غنی از آنتن رسانه های گروهی دنیا شنیده می شد که حادثه دلخراش بغلان روی آنتن رسانه های گروهی قرار گرفت و موجی از اندوه را بر دل مردم نشانید.

طالبان تهدید کردند که در چند ده کیلومتری آن شهر رسیده به زودی شهر پلخمری را تصرف خواهند کرد. یعنی این که راه شمال دیگر امنیت نخواهد بود، دیگر امنیت در شمال وجود نخواهد داشت، دیگر آرزوی رفت آمد و شدهای بدون مشکل نباید کرد. دل ها هنوز در تب این خبر ناگوار می سوخت، ذهن ها معطوف به آن سوی بود که ناگاه این خبر نشر شد که حمله انتحاری در ولایت خوست جان بیش از سی تن از هم وطنان بی گناه را گرفته است.

در میان کشته ها و زخمی شدگان تعدادی زیادی زن و کودک بی گناه دیده می شوند که احتمالا برای بدست آوردن لقمه نانی به بیرون از خانه رفته بودند تا برای افطار روزه رمضان، لقمه نانی تهیه کنند یا زنانی بی پناه و بی سرپرستی بوده اند که گرسنگی کودکان خود را تاب نیاورده برای فراهم آوردن آذوقه ای به بیرون از خانه شتافته بودند. این خبر چنان پتک گرانی بر سر آرزومندان صلح فرود آمد.

شاید اشرف غنی پشیمان از این که چرا نشست اسلام آباد را بر نواز شریف تبریک گفته است و او ندانسته که پشت لبان متبسم نواز شریف تیغ خون آلودی نهفته که مترصد فرصت نشسته که بر افغان های بی گناه فرود آورد و تعدادی را به خاک و خون کشد. از سوی دیگر نشست اسلام آباد این نوید را می داد که امسال عید فطر را بدون خون و خشونت سپری خواهیم کرد بر سفره هیچ افغانستانی گرد خشونت نخواهد نشست.

اما دیده شد که خشونت هم چنان از در و دیوار این کشور می بارد و عاملان و جانیان از خون تغذیه می کنند. پایان خون ریزی را خوش نمی دارند. دیدن این همه جنایت برای آدمیان نورمال سخت سنگین و غیر قابل تحمل است. هر کس از خود می پرسند که طالبان چه موجودات پرکینه و شیطان صفتی هستند که به هیچ صراطی مستقیم نیستند و به هیچ ارزشی پای بند نبوده اند و چرا از این همه جنایت های هولناک لذت می برند؛ و چرا دمی از خونخواری باز نمی ایستند و دست از جنایت بر نمی دارند؟

ریختن خون انسان های بی گناه چه لذتی بر این گروه وحشی می آورد که از هر فرصت سود می برند تا چشمی را در نم بنشانند و دلی را در غم فرو برند؟

از علت های کوچک و بزرگ سیاسی، از وابستگی این گروه مزدور به بیگانگان که بگذریم آنچه برخی عارفان ما بر آن تاکید می گذارند آنست که صلح و جنگ آدمیان از درون او سرچشمه می گیرد. آن که با خود در صلح است با خلق خدا نیز در صلح و صفا است. بدان معنا که او درون را مالامال از محبت خدا کرده است. محبت آدمیان از این جهت مشتری اند که مخلوق پروردگار اند.

عاشقم بر قهر و بر لطفش به ضد؛ این عجب من عاشق این هر دو ضد
دل آدمی که مملو از محبت خداوند باشد چگونه می تواند بر آدمیان از در خصومت در آید زندگی را بر آنان تلخ کند. زیرا همه موجودات عالم از جمله آدمیان را مخلوق خدای خود می داند. آنان که با خود در ستیز اند، با خدا در ستیزاند. آنان که با خدا در ستیز اند با خلق خدای در ستیزه گری هستند. آنانکه با خود از در آشتی در نیامده اند. اگر در ظاهر صلحی هم کنند به صلح واقعی نمی انجامد. آنکه جهان را نشانه و آیت خداوند می بینند هر دم از این آیات خداوند وجود مقدس خداوند را می نگرند، به هیچ عنوان بندگان خدا را نمی آزارند. علی (ع) حکومت و قدرت دنیا را به عطسه بز زکامی تشبیه کرده است. وقتی دنیا آن قدر خوار باشد هیچ گاه کسی دست به شکستن حریم انسانی نمی آلاید تا خاطر او را مکدر کند.

امروز این جمع دد منش، خون آشام، خود را طال می نامند، بی مهابا و بدون هیچ واهمه ای ازعقوبت خدای جهان بر مردم حمله می کنند، می کشند می درند و مثله می کنند و نیز نام مسلمانی برخورد می گذارند. نخستین و عمده ترین علت آنست که این جماعت کور دل نه خدا را شناخته و نه حرمت انسان را در نزد خدای می دانند و نه به حرمت صلح پی برده اند. این گروه عنتر پیام آوران جهنم هستند. آنجا که جنگ است بی هیچ تردید جهنم آنجا است(۱). هر جای دشمنی است شیطان آنجا است (۲) هر جای حرمت انسان ها شکسته شود، خونی بی گناهی بر زمین ریخته شود جهنم بر پای می شود و این کوردلان سفید پوش سیه دل پیام آوران جهنم هستند و پیروان راست کیش شیطان!

لذا این گروه نادان تا با خود بر سر کین و کینه باشند و خود را در شعاع آفتاب دیانت ننگرند و با خود از در آشتی در نیایند، بعید است که صلحی بر قرار گردد و امنیتی ایجاد گردد.
۱-وعتصمو بحبل الله جمیعا ...
۲-الشیطان ینزع بینهم...
دوشنبه ۲۲ سرطان ۱۳۹۴ ساعت ۲۳:۴۶
کد مطلب: 114363 کپی متن خبر در کلیپ برد انجام شد
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *