لایک ۰

مصالحه مرگبار؛ صلحی که جنگ می آورد

مصالحه مرگبار؛ صلحی که جنگ می آورد
ششمین دور مذکرات صلح امریکا و طالبان در قطر به تازگی پایان یافت. این بار اما به نظر می رسد که دوطرف، مذاکرات دشواری داشتند و نتوانستند آنگونه که انتظار داشتند به پیشرفت های چشمگیری دست پیدا کنند.
 
برگزاری لویه جرگه مشورتی صلح و فشارهای شدید بر گروه طالبان برای پذیرش گفتگوهای مستقیم و رسمی صلح با حکومت افغانستان، یکی از عوامل مهم کندی این دوره از مذاکرات ارزیابی شد.
 
با این حال، کارشناسان یکی دیگر از اهرم های اثرگذار بر نتایج این روند را افزایش حملات و تحرکات مسلحانه و مرگبار طالبان علیه اهداف داخلی و خارجی می دانند.
 
طالبان افزون بر ادامه کشتار نیروهای امنیتی، غیر نظامیان و راه اندازی جنگ های منظم برای سقوط ولسوالی ها و اشغال پاسگاه های امنیتی در نقاط مختلف کشور، مراکزی را نیز در کابل آماج حمله قرار دادند که یکی از  مهم ترین آنها حمله بر مؤسسه امریکایی کونترپارت در شهر نو بود که چندین کشته و زخمی بر جا گذاشت.
 
حمله آخر در جریان نشست قطر صورت گرفت و به باور آگاهان، بی تردید روی روند گفتگوهای دوطرف، اثر منفی گذاشته است؛ اما ارزیابی مثبت دوطرف از برون داد و خروجی مذاکرات قطر نشان داد که آنها همچنان مایل به مذاکره هستند تا در نهایت به یک چارچوب صلح دست پیدا کنند.
 
این در حالی است که از دید مردم، دولت و ناظران مستقل در افغانستان، آغاز مذاکرات صلح با طالبان، نه تنها اثر ملموسی روی کاهش خشونت ها، مهار جنگ و پایان خون ریزی و دهشت افکنی مسلحانه در افغانستانی نداشته؛ بلکه آن را به نحو قابل ملاحظه ای افزایش داده و وضعیت را به مراتب بدتر کرده است.
 
از این منظر، در حالی که امریکا با طالبان سرگرم گفتگوهای فشرده صلح است، تاوان سنگین این سازشکاری پنهانکارانه را مردم و نیروهای امنیتی افغانستان می پردازند؛ زیرا طالبان همزمان با مذاکره، بر آتش تنش و درگیری و جنگ و خشونت و خونریزی می دمند تا بتوانند با نمایش قدرت در میدان جنگ، امتیازهای بیشتری در میز صلح به دست آورند.
 
در این میان، در شرایطی که دولت و احزاب و نمایندگان واقعی مردم افغانستان، از روند صلح با طالبان، هیچ سهم و بهره ای ندارند، چرا هزینه های خونین و مرگبار مذاکرات امریکا با آن گروه را می پردازند؟
 
چه کسی باید در قبال این موج فراگیر جنایت و جنگ، مسؤولیت بپذیرد و آن را متوقف کند؟
 
بدون تردید، نخستین مرجعی که باید در این زمینه مسؤول شناخته شود، امریکا است. امریکا نه تنها تا زمانی که در افغانستان حضور همه جانبه، سنگین و سلطه گرانه نظامی و استخباراتی دارد و مادامی که با کابل، طرف پیمان امنیتی است، مسؤول تأمین امنیت و مبارزه با تروریزم و مهار موج خشونت و ترور است؛ بلکه وقتی عامل اصلی تشدید خشونت و جنگ، مذاکرات پنهانکارانه صلح آن کشور با طالبان است، این مسؤولیت، مضاعف می شود.
 
بنابراین، دولت افغانستان اگر نمی تواند طالبان را وادار به پذیرش مذاکرات مستقیم کند، دست کم باید بر امریکا فشار وارد کند که تا زمان استقرار آتش بس و کاهش جنگ و خشونت، از هرگونه گفتگوی پنهانی صلح با طالبان دست بکشد؛ تا مردم و نیروهای امنیتی کشور، مجبور نباشند تاوان خونین روندی را بپردازند که هیچ ربطی به آنها ندارد.
 
در این میان البته این انتقاد صریح و شاید کمی تا حدودی گزنده بر گروه طالبان نیز وارد باشد که از یکسو تظاهر به «جهاد» علیه «اشغالگران» می کنند و از سوی دیگر، با آنها وارد مذاکرات سازش می شوند. از جانب دیگر، آن گروه به پیشنهادهای آتش بس و صلح و گفتگو از سوی مردم مسلمان افغانستان حتی در ماه رمضان، پاسخ منفی می دهد و بر ادامه «جهاد» تأکید می کند؛ اما عملا سرگرم کشتار و خونریزی علیه مردم و نیروهای امنیتی افغانستان است.
 
به این ترتیب، در مصالحه مرگبار طالبان و امریکا که ارمغان و رهاورد آن برای مردم و نیروهای امنیتی افغانستان، چیزی جز تشدید کشتار و خشونت و مرگ آفرینی نبوده است، هم امریکا و هم طالبان، مسؤول اند و باید در قبال اعمال جنایتکارانه ای که پس از آغاز روند مذاکرات پنهانی امریکا و طالبان، چندین برابر شده است، مسؤول شناخته شوند.
يکشنبه ۲۲ ثور ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۵۳
کد مطلب: 184944 کپی متن خبر در کلیپ برد انجام شد
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *