لایک ۰

استقلال افغانستان؛ از ادعا تا واقعیت

استقلال افغانستان؛ از ادعا تا واقعیت
سیدعیسی حسینی مزاری/ مطابق تاریخ درج شده در تقویم افغانستان 28 اسد/مرداد، مصادف است با استرداد استقلال افغانستان، اما نه تردید بلکه یقین دارم افغانستان نه در گذشته و نه حالا استقلالی نداشته و ندارد تا سالروز آن را به تجلیل بنشینیم و گرچه امان الله خان به عنوان قهرمان استرداد استقلال کشور مطرح است و نیز دیدگاه های موافقان و مخالفان ایشان جالب است و قابل تامل و مطالعه  اما به عقیده نگارنده، درست است که مردم برای این مطلوب دل مسلمانان جنگیدند و خون دادند و علی الظاهر انگلیسی هارا از خاک افغانستان بیرون کردند اما امان الله خان نه تنها به تحقق عینی کسب استقلال کمک نکرد و تلاشی برای ایجاد و تداوم مؤلفه های استقلال پایدار به خرج نداد بلکه راه ورود استکبار و استعمار را از پنجره فراهم کرد و زمینه های اسارت بیش از پیش مردم و وابستگی مضاعف کشور به غرب را آماده تر نمود. چه اینکه استقلال نیاز به مؤلفه هایی دارد از جمله؛ هویت ملی، ملت شدن، حقوق شهروندی، رعایت خواست اکثریت، اتکا به داشته های داخلی، خودکفایی اقتصادی، عدم وابستگی فرهنگی، عدم وابستگی سیاسی، عدم وابستگی نظامی و برخی عناصر دیگر و حال پرسش این است که امان الله خان در راستای تامین کدام یک از عناصر یاد شده اهتمام داشته و یا پس از آن کدام شخصیت حقیقی و حقوقی افغانستان در این عرصه به طور تاثیر گذار عمل نموده و یا حال چه برنامه و استراتژی ای در این راستا روی دست خواص است تا بگوییم استقلال داشتیم و یا امید به دست آوردن آن را داشته باشیم؟!
 
در شرایط کنونی، کشور و مردم، آنهم در حوزه ها و عرصه های گوناگون از وابستگی صد درصد رنج می برند و اجانب در تارو پود مردم و کشور رخنه داشته و در جهت بسط و گسترش سلطه کامل تر از قبل در تلاش و تکاپو هستند.
 
در کجای کشور است که آمریکایی ها حضور ندارند و در کدام تصمیم گیری است که حتی یک مشاور دون پایه آمریکایی اعمال نظر نکند و یا در کدام عرصه است که طرح و برنامه خارجی ها در حال اجرا نباشد و اکنون نه زمین افغانستان در اختیار صاحبان اصلی آن است و نه آسمان آن، پس با چه دست آویزی ادعای داشتن استقلال کنیم و با چه مستمسکی اذعان نماییم که امروز سالروز استقلال است و یکصد و یکسال می شود زیر سایه این مطلوب واقعی دل انسانهای آزاده زندگی می کنیم؟!
 
بنابراین، اگر قرار است در مسیر استقلال حرکتی صورت بگیرد، زودتر از همه در جهت ارتقاء و متعالی نمودن فرهنگ و آگاهی های عامه تلاش صورت بگیرد، تا مردم راه رفتن به سوی استقلال را فرابگیرند و دوست را از دشمن تشخیص داده، به داشته های مادی و معنوی خود تکیه کنند و  برای قطع ایادی مداخله گر بیگانه ها دست در دست هم داده، متحدانه برای تأمین سایر مؤلفه های استقلالِ همه جانبه کشور، وارد مبارزات فکری فرهنگی و سیاسی فراگیر گردند. در غیر آن، بایستی چون گذشته در اسارت و وابستگی صد درصد به سر ببریم.
 
سه شنبه ۲۸ اسد ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۱۷
کد مطلب: 216995 کپی متن خبر در کلیپ برد انجام شد
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

استقلال افغانستان؛ از ادعا تا واقعیت - آوا
 
لایک ۰

استقلال افغانستان؛ از ادعا تا واقعیت

استقلال افغانستان؛ از ادعا تا واقعیت
سیدعیسی حسینی مزاری/ مطابق تاریخ درج شده در تقویم افغانستان 28 اسد/مرداد، مصادف است با استرداد استقلال افغانستان، اما نه تردید بلکه یقین دارم افغانستان نه در گذشته و نه حالا استقلالی نداشته و ندارد تا سالروز آن را به تجلیل بنشینیم و گرچه امان الله خان به عنوان قهرمان استرداد استقلال کشور مطرح است و نیز دیدگاه های موافقان و مخالفان ایشان جالب است و قابل تامل و مطالعه  اما به عقیده نگارنده، درست است که مردم برای این مطلوب دل مسلمانان جنگیدند و خون دادند و علی الظاهر انگلیسی هارا از خاک افغانستان بیرون کردند اما امان الله خان نه تنها به تحقق عینی کسب استقلال کمک نکرد و تلاشی برای ایجاد و تداوم مؤلفه های استقلال پایدار به خرج نداد بلکه راه ورود استکبار و استعمار را از پنجره فراهم کرد و زمینه های اسارت بیش از پیش مردم و وابستگی مضاعف کشور به غرب را آماده تر نمود. چه اینکه استقلال نیاز به مؤلفه هایی دارد از جمله؛ هویت ملی، ملت شدن، حقوق شهروندی، رعایت خواست اکثریت، اتکا به داشته های داخلی، خودکفایی اقتصادی، عدم وابستگی فرهنگی، عدم وابستگی سیاسی، عدم وابستگی نظامی و برخی عناصر دیگر و حال پرسش این است که امان الله خان در راستای تامین کدام یک از عناصر یاد شده اهتمام داشته و یا پس از آن کدام شخصیت حقیقی و حقوقی افغانستان در این عرصه به طور تاثیر گذار عمل نموده و یا حال چه برنامه و استراتژی ای در این راستا روی دست خواص است تا بگوییم استقلال داشتیم و یا امید به دست آوردن آن را داشته باشیم؟!
 
در شرایط کنونی، کشور و مردم، آنهم در حوزه ها و عرصه های گوناگون از وابستگی صد درصد رنج می برند و اجانب در تارو پود مردم و کشور رخنه داشته و در جهت بسط و گسترش سلطه کامل تر از قبل در تلاش و تکاپو هستند.
 
در کجای کشور است که آمریکایی ها حضور ندارند و در کدام تصمیم گیری است که حتی یک مشاور دون پایه آمریکایی اعمال نظر نکند و یا در کدام عرصه است که طرح و برنامه خارجی ها در حال اجرا نباشد و اکنون نه زمین افغانستان در اختیار صاحبان اصلی آن است و نه آسمان آن، پس با چه دست آویزی ادعای داشتن استقلال کنیم و با چه مستمسکی اذعان نماییم که امروز سالروز استقلال است و یکصد و یکسال می شود زیر سایه این مطلوب واقعی دل انسانهای آزاده زندگی می کنیم؟!
 
بنابراین، اگر قرار است در مسیر استقلال حرکتی صورت بگیرد، زودتر از همه در جهت ارتقاء و متعالی نمودن فرهنگ و آگاهی های عامه تلاش صورت بگیرد، تا مردم راه رفتن به سوی استقلال را فرابگیرند و دوست را از دشمن تشخیص داده، به داشته های مادی و معنوی خود تکیه کنند و  برای قطع ایادی مداخله گر بیگانه ها دست در دست هم داده، متحدانه برای تأمین سایر مؤلفه های استقلالِ همه جانبه کشور، وارد مبارزات فکری فرهنگی و سیاسی فراگیر گردند. در غیر آن، بایستی چون گذشته در اسارت و وابستگی صد درصد به سر ببریم.
 
سه شنبه ۲۸ اسد ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۱۷
کد مطلب: 216995 کپی متن خبر در کلیپ برد انجام شد
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *