تاریخ انتشار :پنجشنبه ۹ سرطان ۱۴۰۱ ساعت ۱۱:۲۵
کد مطلب : 255036
چگونگی شفافیت موضع حسینی مزاری در قبال بلخاب و چرایی حمایت از آن
غلام‌رضا سادات: وقایع چند هفته اخیر در بلخاب و تقابل مهدی مجاهد با امارت اسلامی، شخصیت های حقیقی و حقوقی را به موضع گیری و واکنش واداشت که در این میان موقف گیری سید عیسی حسینی مزاری؛ رئیس کل مرکز فعالیت های فرهنگی اجتماعی تبیان و خبرگزاری صدای افغان(آوا) بسیار صریح، واضح و روشن بود که واکنش های بسیاری را به همراه داشت. چند نکته در این میان قابل توجه است:
اول: تشکیلات مرکر تبیان و خبرگزاری صدای افغان(آوا) و در رأس آن آقای حسینی مزاری از بدو تأسیس در سال ۱۳۷۰ شمسی تاکنون بدون توجه به روند حاکمیتی در افغانستان و بدون اندک ترین خواست شخصی و گروهی، در راستای منافع اسلامی و ملی گام برداشته و عمل کرده است و نمونه های بسیاری از این مواضع را در مقاطع مختلف در چند دهه گذشته شاهد بوده ایم.
 
از حمایت از دولت موقت دوران مجاهدین گرفته، تا دوران حکومت موقت و جمهوری، بعدأ کار و تلاش در راستای کار فکری فرهنگی و تربیه هزاران نیرو اعم از کادر علمی و فرهنگی و خبری بدون توجه به رنگ و نژاد و قوم آنها، تا حضور علنی و عینی در صحنه های سیاسی و اجتماعی دو دهه گذشته و حمایت از روند صلح و اتحاد و همپذیری مردم افغانستان؛ همه و همه نشان از دور اندیشی و فکر بلند این تشکیلات و شخص آقای مزاری دارد.
 
دوم: با تغییر اوضاع و شرایط افغانستان و روی کار آمدن امارت اسلامی در سال گذشته؛ تمام شخصیت های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی یا از افغانستان خارج شده یا در حال و فکر خروج و فرار بودند؛ اما آنچه در این میان مایه نگرانی حسینی مزاری و امثال وی بود حال و روز مردم بیچاره و بدبخت افغانستان بود که در میان ده ها مشکل به حال خود رها شده بودند.
 
حسینی مزاری و اشخاصی مانند وی برای کاهش نگرانی های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دست به کار شده و به جای نشستن در پای بخاری و کولر در خارج از کشور، در افغانستان و در متن قضایا حضور پیدا کرده و از نزدیک با مردم و حکومت در راستای کاهش درد و آلام این ملت کار کرده که همسویی و همراهی وی با حاکمیت فعلی نیز در راستای منافع جمعی و همگانی مردم بویژه کتله عظیم شیعی بوده است. البته همه می دانیم که در شرایط کنونی راهی جز تفاهم و تدبیر نمی تواند برای احقاق حقوق تاثیرگذار باشد؛ بنابراین موضع و موقف حسینی مزاری در طول چند ماه گذشته و بویژه در قبال واقعه بلخاب و تلاش هایی که در راستای دفع جنگ و خونریزی که خواست/ می خواهد انجام دهد صرفا برای دفاع از جان و مال مردم و برای منافع عامه بوده که متاسفانه توسط عده ای چوکی طلب این آتش افروخته شد که عواقب این حرکت بی تدبیرانه را همه مشاهده می کنیم که چه اثرات نامطلوبی را بر مردم ما تحمیل کرده است.
 
سوم: واقعه بلخاب متأسفانه بازهم شکاف ها و گرایشات قومی را در افغانستان برجسته کرد. با احتساب واکنش هایی که در فضای مجازی و حقیقی مطرح شده و می شود؛ اینگونه می توان نتیجه گرفت که بعضی هایی که عقده های قومی و نژادی داشته و دارند، بازهم با دستاویز قرار دادن موضع صریح و واضح شخصیت های حقیقی و حقوقی از جمله حسینی مزاری که هیچ ربطی به قومیت و نژاد نداشته و ندارد، حساس شده و تلاش کردند که واقعه بلخاب و موضع حسینی مزاری را به گونه غیرمنطقی، یکجانبه و قومی جلوه دهند، و تلاش زیادی کردند تا احساسات مردم را تحریک کنند؛ در حالیکه موضع گیری آقای حسینی مزاری در قبال بلخاب مانند همیشه در راستای منافع دینی، اتحاد و همدلی مردم و تامین وحدت ملی استوار بوده است؛ مثلا زمانی که نیاز به حضور در کنار احزاب برای تأسیس نظام نوین احساس می شد و اتفاق اقوام در گرو آن بود حسینی مزاری در لویه جرگه حضور داشته و به زعم خود تلاش کرده است. زمانی که مذاکرات صلح با طالبان مطرح شد، برای ختم جنگ و کشتار از آن حمایت کرد و حتی زمانیکه مسأله بهسود و سرکوب نیروهای علیپور رنگ و بوی قومی به خود گرفته و حکومت وقت به گونه غیرمنطقی به سرکوب علیپور رفت، حسینی مزاری برای همدلی و تقویت اتحاد و دفاع از منافع مردم، از علیپور حمایت کرد، و بسا مواردی از مواضع ایشان که روی قوم گرایان را سیاه کرده و می کند.
 
بنابراین پیام و موضع حسینی مزاری نه گفتن به مسأله نژادی و قومی در افغانستان بوده و تلاش ایشان در راستای همدلی و اتحاد و برای منافع مردم بوده؛ و موقف گیری ایشان در قبال بلخاب دور اندیشانه و برای حفظ جان و مال مردم بوده است.
 
چهارم: عده ای از افراد مبغض و نشنلیست های قومی که همواره علمبردار پرچم قومی در افغانستان بوده و همیشه در قبال هر واقعه و حادثه آن را پیوند قومی زده و میزنند، در حالیکه خود شان نه تنها در افغانستان و در متن قضایا و حوادث حضور نداشته و ندارند که از اقوام و خویشان نزدیک شان نیز کسی در داخل نیست، اما همین تعداد انگشت شمار همواره بر طبل نفاق قومی و نژادی از لندن و استانبول و جاهای دیگر کوبیده و می کوبند.
 
این مغرضین و مبغضین، این بار هم با مضمون قرار دادن واقعه بلخاب، و موضع گیری حسینی مزاری دوباره فعال شده و مسایل قومی را برجسته کرده، و تلاش کرده و می کنند که بین جامعه افغانستان مخصوصا جامعه تشیع و بویژه سادات و هزاره نفاق افگنی کنند، در حالی که نه قضیه بلخاب قومی و نه هیچ واقعه دیگری نمی تواند تنیده های فکری، فرهنگی و اجتماعی سادات و هزاره را از هم جدا کند؛ بنابراین مبغضین و مغرضین بدانند که تلاش آنها با سوژه قرار دادن بیانیه حسینی مزاری که وحدت طلبانه است و برای حفظ منافع مردم بوده، و یا با سوء استفاده از هر طرح و صورت مسئله دیگر نمی توانند این دو قوم شریف را از هم جدا کنند. بنابراین طرح های سخیفانه آنها در طول سال های متمادی شکست خورده و شکست خواهد خورد.
 
پنجم: آقای حسینی مزاری با موضع گیری اش در قبال بلخاب به گونه مستدل و مستند رفتار کرده و موضع گیری مهدی مجاهد را که مبتنی بر منافع شخصی و فردی بود مطرح کرده و اینکه ایشان دنبال مقام و موقف و پول و منابع عایداتی است. پرواضح است تا زمانیکه مهدی مجاهد در حال جهاد و عملیات نظامی در مناطق مرکزی و بعد تر رییس استخبارات بامیان تا زمان عزل بود؛ هرگز خواست و ادعای بلندبالای حق طلبی مذهبی و قومی از جانب شان مطرح نشد؛ اما زمانیکه از چوکی عزل شده و مسأله ذغال سنگ و منابع عایداتی پیش آمد؛ ایشان مدعی احقاق حقوق شیعیان شده و مسایل مذهبی و قومی را برای رسیدن به اهداف شخصی اش یدک کشیده و سوژه قرار داده که در نهایت فاجعه پیش آمده بلخاب را آفریده و مردم را به قربانگاه فرستاده و خود از میدان معرکه فرار کرده که همه در حال مشاهده آن هستیم.
 
حالا موقف گیری آنهایی که بر طبل رفتارهای قوم گرایانه کوبیده اند و همیشه داد و فریاد از عدالت و تاریخ و عملکرد افراد بر اساس روایت های تاریخی زده و میزنند پاسخ شان به چراهای زیر چیست؟ چرا مهدی مجاهد هنوز به گونه رسمی از امارت اسلامی اعلام انفصال نکرده؟ آنهایی که از مهدی مجاهد اسطوره و قهرمان ساخته اند، آیا گذشته ایشان را که خود مدعی ۱۴ سال جهاد برای امارت اسلامی است خوانده اند؟ مسأله حمایت شان از یک طالب گذشته مبتنی بر چیست و پاسخ تان به گذشته مهدی مجاهد و استفاده از پرچم و سمبول امارت که هنوز استفاده می کند چیست؟ مبنای حمایت شان از فردی که نه عقلانیت سیاسی دارد و نه علمی و قانونی و نه وجاهت شرعی و... چیست؟ مگر غیر از مسأله قومیت، مبنای دیگری هم از موضع گیری شان دارند؟ اگر دارند چرا از گروه و افرادی که به نام به اصطلاح مقاومت در ولایات دیگر بعضا اعلام موضع می کنند حمایت نمی کنند؟ و ده ها چرای دیگر که باید پاسخ دهند!
 
و در اخیر اینکه بدون تردید یکی از حادترین و جدی ترین مشکلات افغانستان گرایش شدید و کورکورانه قوم گرایی و نژادسالاری است. گروه ها و افراد مشخصی نشنلیست از اقوام مختلف در مقاطع مختلف به ویژه سالهای اخیر، بیشتر از گذشته این مسأله را دامن زده و امروز نیز به نقطه ی اوج آن رسیده که بخش بزرگ از مشکلات امروزی را شکل داده است. کسانیکه وجدان انسانی و منطق عقلانی داشته باشند به درستی درک می کنند که موضع و موقف حسینی مزاری دقیقا مقابل این گروه فاشیست و قوم گرا و متعصب قرار داشته و در شرایطی که کوچکترین حرکت قومگرایانه عواقب وخیم جانی و انسانی و مالی برای اقوام داشته و دارد، ایشان با طرح ها و بیانیه های به موقع و به جا به مصاف گروه های قوم گرا رفته و طرح های نشنلیستی آنها را خنثی کرده است.
 
https://avapress.com/vdcipwarqt1awu2.cbct.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما