۱. ماهیت واقعی جنگ غزه: نبرد با آمریکا، نه صرفاً اسرائیل
هیچ انسان بصیری نمیتواند امروز از حقیقت این نبرد چشم بپوشد: جنگ غزه، جنگی نیابتی میان اسلام و نظام سلطهی آمریکایی-صهیونیستی است. هواپیماهایی که آتش بر سر کودکان غزه میریزند، بمبهایی که شکم زنان باردار را میدرند، و محاصرهای که استخوان مردم را با تیغ گرسنگی میتراشد، همگی با چراغ سبز و حمایت مالی-سیاسی ایالات متحده و متحدان اروپاییاش صورت میگیرد. اسرائیل، آلت قتالهٔ شیطان است؛ اما فرمان قتل در کاخ سفید صادر میشود.
۲. نفاق حاکمان عربی؛ خیانت سیستماتیک و مشارکت در جنایت
بسیاری از حاکمان کشورهای عربی و اسلامی، دیگر نه در جایگاه «مسلمان»، که در صف «خائنان به امت» قرار دارند. حکومت مصر که روزگاری در کنار غزه ایستاده بود، امروز با بستن گذرگاه رفح، به شریک جنایتکاران بدل شده است. عربستان، امارات، اردن و دیگر دولتهایی که نفت، ارتش و امکانات در اختیار دارند، نهتنها برای مردم غزه کاری نکردند، بلکه با عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی، صریحاً به خنجرزنان از پشت مبدل شدهاند.
از این پس، سخت خواهد بود که از واژهٔ «امت» استفاده کنیم، مگر پس از پالایش صفوف از منافقان و مزدوران.
۳. خیانت نهادهای دینی رسمی؛ فاجعهٔ سکوت در برابر نسلکشی
شرمآورتر از جنایت، سکوتی است که آن را مشروع جلوه میدهد. نهادهایی چون الأزهر و امالقرا، که میتوانستند صدای رسای اسلام باشند، به سازگاری با فرعونیان عصر روی آوردهاند. سکوت رسمی الأزهر در برابر نسلکشی غزه، حذف بیانیهٔ شیخ احمد الطیب دربارهٔ حمایت از مردم فلسطین، و مماشات با رژیم سیسی، همگی نشان از زوال معنویت رسمی و استحالهٔ نهاد دین دارند.
اگر فریاد حق از منابر دینی خاموش بماند، دیگر چه تفاوتی میان مسجد و کاخ سلاطین خواهد بود؟
۴. رسالت علمای حقیقی: نفیر عام و خروج از بیطرفی مرگبار
آیا امروز علما وارثان انبیا نیستند؟ اگر همچون انبیاء با ظلم مقابله نکنند، چگونه میتوان آنان را عالم دین دانست؟ رسالت علما در این مرحله، نه صدور بیانیههای کلیشهای، بلکه اعلام فتوای نفیر عام، اعلام حرمت شرعی سکوت در برابر نسلکشی، و حرکت برای شکستن محاصره است.
علمای اسلام باید:
ـ سکوت و بیتفاوتی نهادهای دینی را محکوم کنند.
ـ رژیمهای خائن را افشا نمایند.
ـ مسلمانان را به بایکوت رژیم صهیونیستی و همپیمانانش فرا بخوانند.
ـ بهصراحت فتوا دهند: حمایت سیاسی، نظامی یا حتی سکوت در برابر جنایت اسرائیل، مشارکت در کفر است.
۵. اقدامات فوری امت اسلامی: از نافرمانی مدنی تا فشار مردمی
بر امت اسلامی واجب است که در سطح فردی و جمعی، اقدامات راهبردی زیر را آغاز کند:
الف) اقدامات سیاسی:
ـ اخراج سفیران آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان از کشورهای اسلامی
ـ تعطیلی سفارتخانههای رژیم صهیونیستی و توقف روند عادیسازی
ـ لغو تمامی قراردادهای نظامی، فرهنگی و اقتصادی با حامیان صهیونیسم
ب) اقدامات مردمی:
ـ تشکیل کاروانهای مردمی برای شکستن محاصرهٔ غزه
ـ برگزاری تجمعات میلیونی در برابر سفارتهای رژیمهای خائن
ـ تحریم کالاهای صهیونیستی و شرکتهای پشتیبان آنها در غرب
ج) اقدامات رسانهای:
ـ افشای ماهیت استعماری-صهیونیستی حکام عربی در شبکههای اجتماعی
ـ راهاندازی کمپینهای مستمر برای دفاع از غزه به ۳۰ زبان زندهٔ دنیا
۶. مسئولیت مراکز اسلامی و نخبگان جهان اسلام
مراکز اسلامی، اعم از حوزههای علمیه، دانشگاههای اسلامی، و نهادهای فرهنگی دینی، باید از حالت انفعال خارج شده و به قطب فرماندهی مقاومت معنوی و تبلیغی بدل شوند.
وظایف کلیدی:
ـ تدوین برنامههای راهبردی برای حمایت فرهنگی، حقوقی، اقتصادی و رسانهای از غزه
ـ برگزاری نشستهای جهانی نخبگان جهت طراحی نقشهٔ راه آزادسازی فلسطین
ـ صدور بیانیههای روزانه و زنده از تریبونهای نماز جمعه، رسانهها و شبکههای تلویزیونی
۷. هشدار الهی و تاریخی؛ سکوت، خیانت و حشر با طاغوت
قرآن هشدار میدهد:
«وَلا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ…» (هود/113)
«به ظالمان تکیه نکنید، که آتش شما را در بر خواهد گرفت.»
اگر امروز علما و امت اسلامی، حتی کمترین فریاد حق را برنیاورند، با ظالمان محشور خواهند شد. نسل آینده خواهد پرسید:
در آن روز که کودکان غزه از گرسنگی جان میدادند، ما کجا بودیم؟
در آن لحظهای که شهروندان غزه به خاک و خون کشیده میشدند، چرا نالههایمان به فریاد تبدیل نشد؟
نتیجهگیری و فراخوان نهایی
غزه، تابلوی سرنوشت امت اسلامی است. یا در کنار مظلومان آن خواهیم ایستاد و بر صراط مستقیم تاریخ گام خواهیم نهاد؛ یا در گرداب بیتفاوتی و نفاق، همراه خائنان و فرعونیان، در شعلههای قهر الهی خواهیم سوخت.
در پایان، با ایمان کامل اعلام میداریم:
القدس لنا، غزه سنگر شرف ماست، و پیروزی از آنِ مقاومت است.
و این آیه، بشارت امروز ماست:
نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ ۗ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ