تاریخ انتشار :جمعه ۲ عقرب ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۲۰
کد مطلب : 333111
اعتراف تکان‌دهنده داماد ترامپ: «در غزه، گویی بمب هسته‌ای منفجر شده است»!
عبدالرووف توانا/ اظهار جارد کوشنر، مشاور و داماد دونالد ترامپ، که در گفت‌وگو با «۶۰ دقیقه» شبکه سی‌بی‌اس صحنه‌های غزه را «شبیه انفجار بمب هسته‌ای» توصیف کرد، از چند جهت نقطه عطفی در روایت‌پردازی بین‌المللی درباره غزه است:
۱) شاهدی از درون حلقه‌های نزدیک به واشینگتن که شدت و عمق ویرانی را به‌صراحت می‌پذیرد؛
۲) باز کردن شکاف میان روایت رسمی غربی (که معمولاً از «عملیات نظامی محدود» یا «جنگ علیه تروریسم» سخن می‌گوید) و واقعیت میدانی؛
۳) فرصتی برای امت‌ها و کنشگران سیاسی برای تبدیلِ این «اعتراف» به «محک وجدان جهانی» و فشار راهبردی بر بازیگران غربی و متحدان منطقه‌ای. 
 
۱. زمینه و واقعیت‌های میدانی ـ آنچه کوشنر دید و چه باری دارد
کوشنر در این مصاحبه گفت: «شبیه انفجار بمب هسته‌ای بود»؛ توصیفی که از منظر زبانی نیروی نمادین و بار اخلاقی بسیار بالایی دارد، زیرا واژه‌ «هسته‌ای» صرفاً شدت انفجار را نمی‌رساند، بلکه نشانه ویرانی گسترده، تخریب زیرساخت‌ها و نسل‌کشیِ نمادین در ذهن شنونده به‌جا می‌گذارد. این توصیف زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که بدانیم سازمان‌ها و گزارش‌های بین‌المللی و مطبوعات معتبر، از شمار بالای قربانیان تا سطح ویرانی گسترده و توده‌های آوار، وضعیت بحرانی در غزه را تأیید کرده‌اند. 
گزارش‌های میدانی و سازمانی اشاره دارند که حجم گسترده‌ای از سازه‌ها و زیرساخت‌ها نابود شده و «ده‌ها میلیون تُن» آوار بر جای مانده ـ ارقام رسمی/بین‌المللی در برآورد نیاز بازسازی و شدت فاجعه نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. (برآوردهای صندوق‌ها و نهادهای سازمان ملل و برخی مطبوعات بین‌المللی ارقام بین ۵۵ تا بیش از ۶۵ میلیون تُن آوار را گزارش کرده‌اند). 
 
۲. تحلیل سیاسیِ اعتراف: چرا این گفته از درون اردوگاه حامیان اسرائیل مهم است؟
شکستن «پرده توجیه» غرب:
وقتی فردی که از حلقه‌های سیاست و منافع آمریکایی است، با چنین صراحتی تصویر ویرانی را ترسیم می‌کند، نشان می‌دهد که توجیه‌گرایی رسانه‌ای-دیپلماتیک دیگر قادر به پوشاندن کامل اوج فاجعه نیست. این ضربه‌ای به مشروعیت روایت‌های غربی است که اغلب خشونت را «مناسبت‌دار» یا «قابل توضیح» جلوه می‌دهند. 
ایجاد «لحظه‌ی حقیقت رسانه‌ای» برای افکار عمومی غربی:
توصیف کوشنر ممکن است در افکار عمومی آمریکا و اروپا تردید ایجاد کند و فضا را برای فشار داخلی علیه دولت‌ها باز کند؛ فشار‌ای که می‌تواند سیاست‌های کمک‌نظامی، دیپلماسی یا حتی تحریم‌های مشروط را هدف قرار دهد.
صلابت روایت مقاومت و معنای نمادین غزه:
کوشنر به‌طور غیرمستقیم تأیید کرد که مردم بازمی‌گردند تا بر ویرانه‌ها خیمه بزنند — تصویری که از تعلق عاطفی و هویتی عمیق حکایت دارد و می‌تواند در روایت‌سازی مقاومت به‌عنوان «مسئله‌ای اخلاقی و هویتی» تقویت شود. 
 
۳. واکنش‌های غرب و پی‌آمدهای راهبردی
دیپلماسی دوگانه:
هم‌زمان با این اعتراف، بازیگران رسمی غرب (از جمله واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی) همچنان در چارچوب دیپلماتیک عمل می‌کنند: صدور بیانیه‌ها، اعلام نگرانی‌های نمادین، و تأکید بر «بازگردانِ اجساد» یا «آزادسازی گروگان‌ها»— اموری که به‌تنهایی پاسخ‌گر عمق بحران انسانی نیستند. این شکاف میان گفتار رسمی و واقعیت میدانی قابل بهره‌برداری رسانه‌ای و سیاسی است. 
خطر مشروعیت‌زدایی برای سیاست خارجی غرب:
اگر افکار عمومی در کشورهای غربی و آمریکا تحت تأثیر روایت‌های تصویری و گزارش‌های میدانی قرار گیرد، پی‌آمدهای انتخاباتی و پارلمانی برای دولت‌ها ممکن است شامل بازنگری در کمک‌های نظامی یا فشارهای دیپلماتیک شود. کنشگران بین‌المللی و گروه‌های حقوق بشری می‌توانند از اظهاراتی مثل کوشنر برای تشدید کمپین‌های حقوقی و سیاسی بهره ببرند. 
 
۴. توصیه‌های راهبردی برای کنشگران سیاسی و رسانه‌ای مسلمان به‌ویژه حامیان فلسطین
تحلیل و انتشار روایت مبتنی بر شواهد:
از همین «اعتراف از درون» به‌عنوان سندی رسانه‌ای استفاده شود؛ انتشار ویدئو/ترنسکریپتِ مصاحبه همراه با گزارش‌ها و داده‌های سازمان‌های بین‌المللی، اعتبار روایت فلسطین را نزد افکار عمومی جهانی تقویت می‌کند. 
همسازی پیام‌ها:
پیام‌ها باید هم‌زمان اخلاقی، حقوقی و راهبردی باشند — یعنی نه فقط فریاد بر جنایت، بلکه درخواست‌های مشخص:
(الف) بازگشایی فوری و کامل مرزهای امدادرسانی؛
(ب) ایجاد مکانیزم مستقل برای تحقیق بین‌المللی؛
 (ج) فشار جهت بسته شدن کانال‌های تسلیحاتی غیرقانونی. چنین فهرستی، فضای حقوقی-عملی برای فشار بین‌المللی ایجاد می‌کند.
هدف‌گیری افکار عمومی غرب:
تولید محتوا (زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و پرتغالی) که از «اعترافِ نزدیکان قدرت» شروع و با داده‌های معتبر (گزارش‌های سازمان ملل، رسانه‌های مستقل) تقویت شود. محتوای تصویری و داستان‌های فردی (قربانیان و بازماندگان) تاثیر عاطفی و سیاسی بیشتری ایجاد می‌کند.
فعال‌سازی مجامع حقوقی و پارلمانی:
استفاده از اظهارات کوشنر در جلسات پارلمانی، کمیته‌های تحقیق و نهادهای حقوق بشر برای درخواست تحقیق مستقل و تحریم‌های هدفمند علیه بازیگران نقض‌کننده. این کار نیاز به سازمان‌دهی شبکه‌ای و هماهنگ بین گروه‌های مدنی و دیاسپورا دارد.
ایجاد «محک وجدان» بین‌المللی:
تبدیل روایت به کمپین «محک وجدان»: جمع‌آوری شهادت‌های عینی، عکس‌ها، داده‌های پزشکی و مهندسی سازه برای مستندسازیِ طولانی‌مدتِ جنایت و نیاز بازسازی. این مستندسازی ابزار حقوقی و تبلیغاتی فراهم می‌آورد. 
 
۵. پیام راهبردی نهایی ـ از اعتراف تا مسئولیت‌پذیری
اعتراف کوشنر به اعتبار میدانی روایتِ فاجعه در غزه کمک کرد؛ اما این یک آغاز است، نه نقطه پایان. بازتاب این اعتراف در سطح جهانی باید به اقدامات مشخص تبدیل شود: فشار دیپلماتیک هوشمند، تحرک حقوقی و بازآفرینی روایت انسانی و تاریخی فلسطین. اگر تنها به ثبتِ کلمات اکتفا کنیم و از تبدیل آنها به سیاست و اقدام ناتوان باشیم، فرصت تاریخی برای تغییر جهت افکارعمومی و دیپلماسی از دست خواهد رفت.
ایستادگی ما باید هم‌زمان اخلاقی و عقلانی باشد: اخلاق برای رفتار و وجدان، و عقلانیت برای تبدیل وجدان به ابزارهای موثر سیاسی. این ترکیب است که می‌تواند غربِ ریاکار را در برابر واقعیت قرار دهد و در نهایت، «محک وجدان» را به «محک اقدام» بدل سازد.
 
https://avapress.net/vdcjvtetvuqetvz.fsfu.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما