تاریخ انتشار :شنبه ۸ قوس ۱۴۰۴ ساعت ۲۳:۳۶
کد مطلب : 338624
بازگشتِ خشونتِ تربیت‌شده آمریکا: از گژدم قندهار تا تیراندازی واشنگتن
سید عباس حسینی/حمله اخیر یک سرباز پیشین وابسته به قطعات ویژه تحت مدیریت CIA در واشنگتن، نه تنها یک حادثه امنیتی، بلکه بازکننده پرده‌ای تازه از تناقض‌ها، مسئولیت‌گریزی‌ها و خطاهای تاریخی آمریکا در افغانستان است؛ تناقض‌هایی که در واکنش‌های صریح تمیم عاصی، معاون پیشین وزارت دفاع افغانستان، و رنگین دادفر اسپنتا، وزیر خارجه دولت کرزی، به‌وضوح نمایان شده است و نشان می‌دهد که آمریکا در مواجهه با «محصولات امنیتی» خود دچار بحران اخلاقی و سردرگمی سیاسی شده است.
این حادثه، اگر درست فهمیده شود، نه یک رویداد منفرد، بلکه بازتابی از ساختارهای بیمار امنیتی و سیاسی است که واشنگتن طی دو دهه در افغانستان ایجاد، هدایت و سپس رها کرد.
 
۱. توهین ساختاری آمریکا به متحدان افغان: «شما برای مردن مناسب بودید، نه برای زندگی در میان ما»
جو کِنت، مدیر مرکز مقابله با تروریسم آمریکا، در واکنش به حادثه واشنگتن اعلام کرد:
مهاجم پیش‌تر برای «عملیات نظامی علیه طالبان، القاعده و داعش» بررسی شده بود، اما «صلاحیت او برای زندگی در آمریکا» بررسی نشده بود.
تمیم عاصی در واکنشی صریح، پرده از تناقض عمیق اخلاقی این سخنان برداشت. او نوشت:
«پس افغان‌ها به اندازه کافی بررسی شده بودند تا برای دو دهه در کنار نیروهای آمریکایی بجنگند، خون بدهند و بمیرند؛ اما به اندازه کافی بررسی نشده بودند تا در محله‌های شما زندگی کنند؟!
پیام سخنان شما چیزی جز این نیست: شما برای مردن در خدمت ما مناسب بودید، ولی برای زندگی در میان ما نه.
این نگاه از نظر اخلاقی ورشکسته و از نظر تاریخی ناآگاهانه و شرم‌آور است. شرم بر شما!»
این سخنان در واقع بازتاب یک حقیقت تلخ است: آمریکایی که هزاران افغان را به‌عنوان «مهره‌های امنیتی» به‌کار گرفت، امروز همان افراد را «تهدید بالقوه» می‌خواند. واشنگتن با این نگاه نژادپرستانه نشان می‌دهد که «سرباز افغان» برایش نه شریک امنیتی، بلکه کالایی مصرف‌شدنی بوده است؛ کالایی که پس از پایان کار، نه احترام دارد و نه حق زیستن.
 
۲. چهره‌ی پنهان جنگ: جنایات قطعه «گژدم» و مسئولیت مستقیم آمریکا
حادثه واشنگتن در واقع آتشی است که از دل برنامه‌های مخفی امنیتی آمریکا در افغانستان شعله‌ور شده است.
رنگین دادفر اسپنتا در توییت‌های خود یادآوری می‌کند که مهاجم ـ عبدالله لکنوال ـ یکی از نیروهای آموزش‌دیده‌ی «قطعه گژدم» بوده است؛ واحدی مخوف که توسط CIA ایجاد، تجهیز و هدایت می‌شد.
اسپنتا می‌نویسد:
«رحمان‌الله لکنوال سیزده سال پیش، در شانزده‌سالگی، به خدمت نیروهای ویژه سی‌آی‌ای درآمد. عضو واحد مخوف "گژدم" بود و در کشتار افغان‌ها دست داشت... تا روزهای آخر خروج آمریکایی‌ها از کابل با آنان همکاری می‌کرد و در سپتامبر همراه آن‌ها افغانستان را ترک گفت.»
وی سپس تأکید می‌کند:
«این جنایت وحشتناک محکوم است؛ اما گناهکار مردم افغانستان‌اند یا آنانی که از نوجوانی به او درس آدم‌کشی دادند؟»
اسپنتا در توییت دیگری یکی از جنایات فجیع قطعه گژدم را شرح می‌دهد:
«حدود چهل تن از اعضای قطعات ویژه مربوط به سی‌آی‌ای، «گژدم» به تاریخ نهم جون ۲۰۰۹، در قندهار وارد دفتر سارنوالی که در آن لحظه قوماندان امنیه، مطیع‌الله قاطع، نیز در آنجا حضور داشت، شدند و می‌خواستند یک جنایتکار را آزاد کنند. وقتی با مقاومت روبه‌رو شدند، قوماندان امنیه، مدیر جنایی و ۹ پولیس را در همان‌جا کشتند. این حادثه تا مرز برخورد نظامی در سطح کلان میان قوای افغانستان و نیروی ویژه سی‌آی‌ای در قندهار پر‌تنش شد. بالاخره این افراد دستگیر و محکوم شدند. تمام تلاش حامیان خارجی‌ آن‌ها به مقصد آزاد‌سازی با مخالفت رئیس‌جمهور کرزی روبه‌رو شد، اما بعدا آقای اشرف غنی آن‌ها را آزاد کرد. یکی از افرادی که در سال ۲۰۱۲  به همین واحد پیوسته بود، در واشنگتن دست به اقدام تروریستی زد».
این روایت نشان می‌دهد:
ـ نیروهای گژدم دستگاه آدم‌سازی آمریکا بودند، نه بخشی از ساختار رسمی دولت افغانستان.
ـ آمریکا از آن‌ها به‌عنوان ابزارهای عملیات خاکستری برای ترور، حذف فیزیکی و جنگ روانی استفاده می‌کرد.
ـ دولت افغانستان هیچ‌گونه حاکمیت یا اختیار قانونی بر این واحدها نداشت.
امروز یکی از همان نیروها در واشنگتن مرتکب تیراندازی شده است. این «بازگشتِ خشونتِ آموزش‌دیده» است؛ خشونتی که آمریکا خود ایجاد کرد.
 
۳. بحران روانی مهاجران وابسته به ساختار جنگ آمریکا
بخش مهم دیگری از واقعیت آن است که کهنه‌سربازان افغان، مترجمان وابسته، نیروهای ویژه تحت امر آمریکا و اعضای واحدهای مخفی پس از انتقال به آمریکا با بحران‌های عمیق روانی، هویتی و اجتماعی مواجه شده‌اند.
نسلی که از نوجوانی به خدمت ماشین جنگی آمریکا درآمد، به کشتار عادت داده شد، از ساختار اجتماعی افغانستان جدا شد، و در نهایت بدون محافظت روانی رها شد، امروز قربانی همان سیستم است.
سؤال بنیادی اینجاست:
آیا جنایت‌های آنان در افغانستان ـ که به دستور مستقیم آمریکا و بدون حق محاکمه انجام می‌شد ـ قابل‌قبول بود، اما امروز همان رفتار در خاک آمریکا «تروریسم» خوانده می‌شود؟!
این دوگانگی نشان می‌دهد که «ارزش جان انسان» در نگاه آمریکا تابع جغرافیا است. افغانستان جغرافیای مجازِ خشونت بود؛ واشنگتن نه.
 
۴. خطر راهبردی: بهره‌برداری سیاسی آمریکا و نقش مخرب پاکستان
اکنون خطر اصلی این است که واشنگتن حادثه اخیر را بهانه‌ای برای تشدید فشارهای سیاسی بر افغانستان، تشدید تحریم‌ها، مداخله‌جویی امنیتی، و ایجاد اجماع جهانی علیه کابل قرار دهد.
این نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که پاکستان ـ شریک سنتی آمریکا در پروژه بی‌ثبات‌سازی افغانستان ـ در کنار آمریکا فعال شود.
واقعیت‌های موجود:
۱. روابط کابل ـ اسلام‌آباد به‌دنبال تجاوزات مرزی و شکست مذاکرات آتش‌بس، عملاً متوقف شده است.
۲. پاکستان پس از نابودی هسته‌های داعش در افغانستان، بقايا و شبکه‌های عملیاتی آن را در خاک خود سازمان‌دهی کرده است.
۳. هدف اصلی پاکستان: ایجاد ناامنی در افغانستان، فشار سیاسی بر کابل، و مدیریت بحران‌های ساختگی با حمایت اطلاعاتی آمریکا.
در چنین شرایطی، احتمال بهره‌برداری مشترک آمریکا و پاکستان از حادثه واشنگتن برای سیاه‌نمایی افغانستان، ایجاد فشارهای جدید، و گشودن مسیر مداخله‌گری دوباره کاملاً جدی است.
 
جمع‌بندی: مسئولیت‌گریزی آمریکا و ضرورت هشیاری منطقه‌ای
حمله واشنگتن فقط یک حادثه فردی نیست. این رویداد نشان می‌دهد:
ـ آمریکا در ساختن «نیروهای بی‌قاعده و بی‌قانون» در افغانستان مسئولیت مستقیم دارد.
ـ بحران روانی و اجتماعی نیروهای وابسته، محصول همین سیاست است.
ـ واشنگتن امروز می‌کوشد قربانیان تربیت‌شده خود را «تهدید امنیتی» معرفی کند تا از مسئولیت فرار کند.
ـ پاکستان همچنان بازیگر بی‌ثبات‌سازی منطقه است و بستر لازم برای سوءاستفاده از چنین حوادثی را فراهم می‌کند.
در چنین شرایطی، کشورهای منطقه ـ به‌ویژه ایران، روسیه و چین ـ باید سیاست‌های آمریکا و پاکستان را با حساسیت بالا زیر نظر داشته و از هرگونه سناریوی جدید برای بی‌ثبات‌سازی افغانستان جلوگیری کنند.
حادثه واشنگتن یک پیام مهم دارد: خشونتی که آمریکا در افغانستان کاشت، امروز در قلب خود آمریکا جوانه زده است.
اما آنچه مهم‌تر است، جلوگیری از تبدیل دوباره افغانستان به میدان جنگ نیابتی آمریکا و پاکستان است؛ خطری که بیش از همیشه جدی است.
 
https://avapress.net/vdcdxj0soyt0s96.2a2y.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما