البته همبستگی و همافزایی، گام نخست و رکن اصلی در اطلاعرسانی صحیح، دقیق و تأثیرگذار است. با توجه به اینکه فعالیت رسانههای انقلابی و متعهد در طول دوران جنگ تحمیلی چهلروزه ستودنی است، لازم است تمام رسانههای انقلابی و متعهد با همافزایی بیشتر با اهالی رسانه و فعالان این عرصه، جایگاه خود را ارتقا بخشیده و تولیدات خود را به صورت گستردهتری منتشر نمایند. لازم و ضروری است اخباری که توسط رسانههای متعهد پخش و نشر میشود، به گونهای بازتاب داشته باشد تا نقشآفرینی رسانهها در اعتمادسازی اجتماعی کاملاً نمایان گردد.
طوفان بیصدای اکاذیب در شرایط پسااضطراب رسانهای
اما در شرایط آتشبس و پساجنگ که دیگر صدای انفجارها، بمبها و موشکها شنیده نمیشود، دودهای غلیظ حاصل از حملات هوایی از آسمانها برطرف گردیده و آرامش و سکوت سنگینی بر شهرها و مناطق مختلف حاکم میشود، و طبعاً در چنین وضعیتی ترسی از حملات دشمن وجود ندارد، این خطر خیلی جدی است که رسانههای دشمن در سطح گسترده و در مقیاسی وسیع با انتشار جعلیات و دروغهای رسانهای، افکار عمومی و روان مردم را هدف قرار دهند.
پس از توقف جنگ و درگیریهای نظامی بین جمهوری اسلامی ایران و دشمنان آمریکایی-صهیونیستی، تصور میشود تنشها و حملات دشمن فروکش نموده و مردم میتوانند احساس آرامش داشته باشند. اما باید توجه داشت که طوفان بیصدا و موجی از اکاذیب و اخبار جعلی، تحلیلهای مغرضانه و دروغین به راه خواهد افتاد تا جامعه و مردم را از دستاوردهای جنگ و مقاومت غافل کرده و یأس و ناامیدی را در برابر خواستههای دشمن تقویت نمایند. چنین وضعیتی دقیقاً همان «پدیده پسااضطراب رسانهای» خواهد بود؛ وضعیتی که پس از جنگ، افکار عمومی با سیلای از اکاذیب و شایعات دروغین مواجه خواهند شد.
فرسودگی روانی و سردرگمی مردم؛ پیامد غفلت رسانههای انقلابی
اگر رسانههای انقلابی و متعهد نتوانند به طور دقیق، شفاف، سریع و صادقانه اطلاعرسانی نمایند، یقیناً فضای مناسبی در اختیار رسانههای معاند قرار خواهد گرفت و شایعات هدفمند دشمن فرصت رشد پیدا خواهد کرد. در نتیجه به نوعی فرسودگی روانی ایجاد خواهد شد، به گونهای که آحاد جامعه در تشخیص دروغپردازیها از اخبار راست و دقیق دچار سردرگمی شوند و امر بین جعلیات، اکاذیب و حقیقت در اذهان مردم مشتبه گردد و ندانند به کدام خبر از کدام رسانه اعتماد کنند.
به دلیل اینکه اخبار فیک به سرعت در فضای مجازی پخش و نشر خواهد شد: صوت منسوب به شخصیتها و فرماندهان نظامی درباره آغاز جنگهای مجدد و بعداً تکذیب آن منتشر خواهد شد؛ انتشار فیلمها و عکسهایی از آتشسوزیها و فیلمهای فیک که معلوم نیست متعلق به کدام زمان و مکان است، جهت مخدوش نمودن امنیت روحی و روانی مردم توسعه خواهد یافت؛ و تحلیلهای دروغین از منابع دشمن در رابطه با رخدادهایی که مشکلات اقتصادی را در پی دارد یا حملات سایبری قریبالوقوع، به منظور تشویش افکار عمومی در سطح گسترده پخش و نشر خواهد شد.
اگر رسانههای انقلابی و ارزشگرا صرفاً کلیگویی کنند، مردم طبعاً جهت دریافت جزئیات دنبال منابع دیگر خواهند رفت و دست به دامن رسانههای بیهویت و اکانتهای جعلی و ناشناس که ممکن است از طرف دشمن هدایت شوند، خواهند شد. بنابراین اگر اصحاب رسانه رسالتمند، متعهد و کارشناسیشده عمل نمایند و نیازهای مردم را در رابطه با اخبار و محتویات مورد نیاز با دقت و در کمال صداقت تأمین نمایند، جایی برای پذیرش شایعات و اکاذیب باقی نخواهد ماند. واضح و روشن است که شایعات و دروغپراکنیهای دشمن زمانی رشد خواهد کرد که آگاهیبخشی و اطلاعرسانی بهموقع و سریع، فعالیتهای هدفمند بر مبنای آموزشهای تخصصی رسانهای و جلب اعتماد عمومی برای مواجهه تأثیرگذار با طوفان بیصدا و جنگ نرم دشمن مورد توجه جدی قرار نگرفته باشد.
راهبرد عملی؛ زبان صمیمی، پاسخگویی و بازسازی اعتماد
از این رو لازم و ضروری است فعالیتهای رسانهای در شرایط پساجنگ بر مبنای آموزشهای فنی و تخصصی و برگرفته از سواد رسانهای باشد، تا بتوانند در مواقع لزوم از نظریات کارشناسان و روانشناسان در جهت تنویر افکار عمومی استفاده کنند و به کنترل استرس و مدیریت نگرانیها و اضطراب پرداخته و در آرامسازی اذهان مردم و کاهش آسیبهای روانی ناشی از انتشار جعلیات، اکاذیب و شایعات دشمن نقش تأثیرگذار داشته باشند.
تنها راه مبارزه هدفمند رسانهای، ایجاد یک زبان دوستانه و صمیمی و انتشار اخبار سریع، دقیق و شفاف در اطلاعرسانیها است. گفتوگوهای صادقانه و پاسخگویی مسئولانه در رسانهها، مهمترین عنصر در برابر جنگ نرم دشمنان خواهد بود. بدون تردید تشکیل گروههای متعدد، کانالها و شبکههای اطلاعرسانی معتبر و هستههای فعال پاسخگویی به شبهات و شایعات میتواند در دسترسی سریع مردم به واقعیتها کمک نماید. در چنین کانالها و شبکههایی باید با زبان مردم حرف بزنند، نه با اصطلاحات پیچیده و رسمی.
هر جنگی به پایان میرسد. اما آنچه باقی میماند، مردمی هستند که میآموزند چگونه از لابهلای آوارهای اخبار دروغ، راه راست و درست را پیدا کنند. اما بزرگترین و مهمترین وظیفه اصحاب رسانه، بازسازی اعتمادهاست. یقیناً اعتماد بین مردم و رسانهها در ایجاد باور صحیح بر مبنای حق و حقیقت در اذهان خسته آدمهاست که بدانند جنگ تمام شده، اما هنوز باید از جبهه حق دفاع نمایند؛ نه با شلیک موشکها و استفاده از تجهیزات آفندی و پدافندی، بلکه با آگاهی، سواد رسانهای، گفتوگوها و دفاع علمی از اهداف و آرمانهای مقدس شهداء و ترویج تفکر و اندیشه شاخص انقلابی در لایههای مختلف اجتماعی در سطح عموم افراد جامعه، به عنوان استمرار مبارزه در سنگرهای مقدس جهاد تبیین و روشنگری.
در شرایط پس از جنگ، موفقیت در روایتسازیها و مدیریت افکار عمومی بستگی دارد به امانتداری و شفافیت در روایتسازیهای رسانهای. البته امانتداری و شفافیت در انتشار محتویات و اخبار، از اصول اساسی و مهم فعالیتهای رسانهای به حساب میآیند که باید به طور جدی مبنای عمل قرار گیرند.