خوارج بهعنوان یکی از نخستین گروههای افراطی در تاریخ اسلام، با تفسیرهای خاص خود از دین، به خشونت و ترور روی آوردند. این گروه با استناد به اصولی چون توحید و یکتاپرستی، دیگر مسلمانان را کافر میدانستند. این نوع تفکر، بهنوعی زمینهساز ظهور گروههای افراطی در آینده بسیاری از جوامع اسلامی در طول قرون متمادی گردید. حقیقت این است که افراطگرایی در افغانستان ریشههای تاریخی عمیقی دارد که به دوران شکلگیری و فعالیتهای خوارج بازمیگردد.
افغانستان همواره بهدلیل موقعیت خاص جغرافیایی و تنوع قومی و مذهبی، محل تقابل ایدئولوژیها و گروههای مختلف بوده است. از سدههای میانه تا دوران معاصر، جنگهای مستمر و ناامنیهای مداوم به رشد گروههای افراطی کمک کرده است. جنگ سرد و مداخله نظامی شوروی سابق در این کشور به شکلگیری جریانهای جهادی منجر گردید که علیه اشغالگران مبارزه کردند.
اما در نتیجه مداخلات نظامی بعدی و ادامه ناامنیها و جنگهای فرسایشی، در لایههای مختلف اجتماعی گروهکهای تروریستی ظهور و بروز پیدا کردند و با تفسیرهای افراطی از اسلام، اعمال خشونتبار خود را توجیه نمودند و تا امروز بهصورت آشکار و پنهان فعالیت دارند و هر از گاهی کشتارهای فجیع و بیرحمانهای را رقم میزنند که یکی از مشکلات جدی در زندگی اجتماعی مردم به شمار میآید.
بدون تردید، امروز قرائت و تفسیر مسالمتآمیز و انسانی از دین مبین اسلام یکی از اساسیترین نیازهای جامعه است. لزوم آگاهیبخشی گسترده در سراسر کشور در خصوص اینکه دین مقدس اسلام بر اساس محبت، همزیستی مسالمتآمیز و احترام به حقوق انسانها بنا شده است و این دیدگاه بر پایه آیات قرآن کریم و سیره عملی محمد استوار است، یک ضرورت اساسی برای حال و آینده جامعه محسوب میشود.
بسیار خطرناک است که گروههای افراطی با تفسیرهای نادرست از متون دینی، آموزهها و معارف اسلامی را تحریف کنند؛ زیرا این تحریفات سبب میشود خشونت و تروریسم تحت نام دین توجیه گردد. استفاده گزینشی از آیات قرآن و بیتوجهی به سیاق آنها، از روشهای رایج در این زمینه است.
در این مقطع حساس، علمای دینی و متفکران اسلامی میتوانند بهعنوان یک رسالت الهی، نقش مهمی در مقابله با افراطگرایی ایفا نمایند. ارائه تفسیرهای صحیح از دین و تأکید بر اصول اسلامی، موازین انسانی و اخلاقی میتواند جوانان را از گرایش به افراطگرایی بازدارد. آموزش درست مبانی دینی و فرهنگی، یکی از مؤثرترین راهکارها برای مقابله با این پدیده است.
همچنین، تقویت نهادهای اجتماعی و فرهنگی میتواند به ایجاد فضای مسالمتآمیز در جامعه کمک کرده و گفتوگو میان اقوام و مذاهب مختلف را تشویق نماید. رسانهها نیز باید در معرفی چهره واقعی اسلام و ترویج فرهنگ ایثار، دوستی و مهرورزی نقش فعال داشته باشند. مقابله با تبلیغات افراطی از طریق تولید محتوای مثبت و آموزشهای مستند و علمی میتواند تأثیرگذار باشد.
با وجود چالشهای موجود، مفهوم «اسلام رحمانی» میتواند بهعنوان یکی از راهکارهای مؤثر برای مقابله با خشونت و افراطگرایی مطرح شود. جوامع اسلامی باید با تکیه بر آموزههای انسانی دین، به ترویج صلح، صمیمیت، دوستی و اخوت بپردازند تا نسلی آگاه و متعهد به ارزشهای واقعی اسلام تربیت گردد. محبت و مهرورزی، یکی از بنیادیترین محورها در کلام و سیره نبوی است و انساندوستی و شفقت، مفاهیمی هستند که در مواجهه با چالشهای امروز جهان اسلام باید بهعنوان یک نیاز اساسی تبیین و ترویج شوند.
توجه جدی به مفهوم «رحمةً للعالمین» بهعنوان الگوی اخلاقی و راهبرد تبلیغی در سیره نبوی، از الزامات عملی مبلغان دینی و اسلامپژوهان است. در جهان امروز که مسلمانان با تفسیرهای خشن و قرائتهای افراطی از دین مواجهاند، بازخوانی سیره عملی پیامبر اسلام نه یک امر صرفاً تبلیغی، بلکه یک ضرورت تمدنی است. رسول اکرم نهتنها پیامآور وحی، بلکه تجسم آن در عالیترین سطوح اخلاقی بودند. قرآن کریم در وصف ایشان میفرماید: «وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ».
زیباییشناسی اخلاق در کلام و رفتار نبوی، مهمترین نیاز امروز و فردای جوانان مسلمان است. در سیره نبوی، میان گفتار و کردار هیچ شکافی وجود نداشت و کرامت انسانی حتی در برخورد با مخالفان و دشمنان نیز رعایت میشد. این رویکرد در وقایعی چون فتح مکه، بهصورت برجسته جلوهگر شد.
عنصر رحمت در آیه «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ» یک استثنا نیست، بلکه قاعدهای کلی در دینداری است. جریانهای افراطی که با خشونت و تکفیر، چهرهای خشن از اسلام ارائه میکنند، عملاً با سیره نبوی در تضاد قرار دارند. هر کنشی که بدون دلیل شرعی موجب سلب امنیت انسانها شود، با این سیره ناسازگار است.
پیامبر اسلام در هدایت جامعه، اعتدال را محور عمل قرار میدادند و از رفتارهای تندروانه حتی در عبادات نیز نهی میکردند. این «امت وسط» بودن، کلید عبور از بحران افراطگرایی است. تبلیغ دینی نیز باید بر جاذبه، بشارت، صبر و عقلانیت استوار باشد. پیامبر با مهربانی و بردباری، دلها را جذب میکردند و در برابر نادانیها با حلم و منطق پاسخ میدادند.
بزرگترین تبلیغ پیامبر، رفتار عملی ایشان بود. مردم نهتنها سخنان ایشان را میشنیدند، بلکه اسلام را در کردار ایشان میدیدند. مبلغ امروز نیز باید پیش از سخن گفتن، با اخلاق خود پیام دین را منتقل کند.
در نهایت، سیره پیامبر اسلام یک نظام جامع اخلاقی است و بازگشت به این الگو، راه برونرفت از چالشهای اخلاقی و اجتماعی امروز بهشمار میرود. اسلام رحمانی نه یک شعار، بلکه شیوهای برای تعامل با همه انسانهاست. وظیفه امروز پیروان اسلام، بازسازی سیمای واقعی این دین در رفتار فردی و اجتماعی است؛ زیرا جهان امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند اخلاقی است که رحمت برای همه جهانیان باشد.