در چنین فضایی، فرمایش مشهور امام جواد علیهالسلام معنایی ژرفتر و کاربردیتر مییابد؛ آنجا که میفرمایند: «هر کس به سخن گویندهای گوش دهد، او را عبادت کرده است؛ اگر از خدا سخن بگوید، خدا را عبادت کرده و اگر از شیطان سخن بگوید، شیطان را عبادت کرده است.»
این روایت، صرفاً توصیهای اخلاقی درباره شنیدن یا نشنیدن سخن دیگران نیست؛ بلکه یک قاعده بنیادین در حوزه «هدایت اجتماعی» و «مهندسی افکار» به شمار میرود. انسان، پیش از آنکه عمل کند، میشنود؛ پیش از آنکه تصمیم بگیرد، تحت تأثیر روایتها قرار میگیرد و پیش از آنکه جامعهای ساخته شود، ذهن و باور آن جامعه شکل میگیرد. از همینرو میتوان گفت هر «کردمان» محصول یک «گفتمان» و هر گفتمان، زاده «شنیدمان» است.
رسانه مدرن؛ کارخانه تولید ادراک و بندگی پنهان
در جهان امروز، بخش عمدهای از افکار عمومی توسط رسانهها، نهادهای آموزشی، اتاقهای فکر و تولیدکنندگان محتوا هدایت میشود. بسیاری از الگوهای رایج زندگی، توسعه، اقتصاد، آموزش، سیاست و حتی سبک زیستن، بر مبانی معرفتیای بنا شدهاند که ریشه در اندیشههای صرفاً مادی و بشری دارند؛ اندیشههایی که غالباً انسان را موجودی محدود به عالم ماده میبینند و برای روح، معنا و غایت آن، جایگاه بنیادینی قائل نیستند.
در مقابل، علوم وحیانی و معارف الهی، انسان را موجودی فراتر از ماده و او را اشرف مخلوقات دانسته و سعادت او را در پیوند میان دنیا و آخرت تعریف میکنند. تفاوت این دو نگاه، صرفاً یک اختلاف نظری فلسفی نیست؛ بلکه تفاوت در نوع تمدنسازی و شیوه اداره جامعه است. اگر ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و رسانهای بر پایه جهانبینی مادی طراحی شوند، طبیعی است که خروجی آن نیز انسانِ سرگردان، مصرفزده و دور از معنا خواهد بود؛ هرچند در ظاهر از رفاه و تکنولوژی برخوردار باشد.
شکاف میان ایمان فردی و نظامسازی اجتماعی در جوامع مسلمان
امروزه حتی بسیاری از جوامع مسلمان نیز در عرصه فردی، متدین و مؤمناند؛ اما در حوزه مناسبات اجتماعی و نظامسازی، عملاً از الگوهای غیرالهی تبعیت میکنند. در نظامات مدیریتی چون حوزه آموزش و پرورش، نظامهای اقتصادی و غیره، ساختارهای اجتماعیای شکل میگیرد که عمدتاً نظریههایی در آنها تدریس و اجرا میشوند که ریشه در مکاتب غربی دارد؛ بهگونهای که گاه یک استاد مسلمان، در عبادات فردی «عبدالله» است، اما در عرصه نظریهپردازی اجتماعی، مبانی فکری متفکرانی را بازتولید میکند که هیچ پیوندی با جهانبینی توحیدی ندارند.
رسانه؛ از اطلاعرسانی تا مدیریت سرنوشت
یکی از مهمترین عرصههای این سلطه فکری، رسانه است. رسانه در جهان معاصر، صرفاً ابزار اطلاعرسانی نیست؛ بلکه کارخانه تولید ادراک، باور و سبک زندگی است. قدرتهای رسانهای جهانی با بهرهگیری از تکنیکهای پیچیده تبلیغاتی و روایتسازی، حق و باطل را درهم میآمیزند و افکار عمومی را بهسوی مطلوب خویش هدایت میکنند. در چنین شرایطی، مخاطبی که بدون تحقیق، هر روایت و تحلیلی را میپذیرد، عملاً مدیریت فکری خود را به دیگری واگذار کرده است.
از همین منظر، فرمایش امام جواد علیهالسلام هشدار میدهد که انسان نباید هر صدا، تحلیل، نوشتار و رسانهای را بدون تأمل و تحقیق بپذیرد؛ زیرا پذیرش بیتفکر، مقدمه تبعیت و تبعیت، نوعی بندگی است. به تعبیر دیگر، هر کس که ذهن انسان را مدیریت کند، رفتار و سرنوشت او را نیز مدیریت خواهد کرد.
راه برونرفت؛ بازگشت تمدنی به معارف وحیانی
راه برونرفت از این وضعیت، بازگشت آگاهانه و تمدنی به معارف وحیانی است؛ نه بازگشتی شعاری و احساسی، بلکه رجوعی عالمانه به قرآن، روایات معصومین علیهمالسلام، صحابه مخلص و میراث اصیل اسلامی برای بازسازی الگوهای زندگی و نظامسازی اجتماعی. جامعه اسلامی نمیتواند قرآن و اهلبیت را صرفاً به حوزه عبادات فردی محدود کند، اما در اداره جامعه، اقتصاد، فرهنگ، آموزش و رسانه، نسخههای غیرالهی را مبنا قرار دهد.
سخن پایانی؛ مسئولیت دینی در قبال «شنیدهها»
در نهایت، پیام اساسی این روایت نورانی آن است که انسان باید مراقب «شنیدهها» و «باورهای» خویش باشد؛ زیرا هر اندیشهای که در ذهن جای گیرد، دیر یا زود در رفتار، فرهنگ و سرنوشت جامعه ظهور خواهد کرد. ازاینرو، تحقیق، بصیرت و تفکر انتقادی در برابر روایتها، نهتنها یک ضرورت فکری، بلکه یک مسئولیت دینی و انسانی است.