تاریخ انتشار :سه شنبه ۲۶ جوزا ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۰۸
کد مطلب : 358135

«صلح قهرمانانه» و تثبیت نظم نوین منطقه‌ای به رهبری ایران

بررسی ابعاد شکست راهبردی محور آمریکا-اسرائیل و دستاوردهای تاریخی ایران
«صلح قهرمانانه» و تثبیت نظم نوین منطقه‌ای به رهبری ایران
سید عباس حسینی/ آنچه در ساعات پایانی ۲۴ جوزا/خرداد ماه ۱۴۰۵ در میز مذاکرات اسلام‌آباد و دوحه رقم خورد، یک توافق ساده برای پایان مخاصمات نیست؛ بلکه «سند تسلیم راهبردی» محور غربی-عبری در برابر اراده پولادین ملت ایران است. در شرایطی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور رو به افول آمریکا، جنگ را با رویای تجزیه ایران و براندازی نظام جمهوری اسلامی آغاز کرد، امروز مجبور شده است در حالی پای میز مذاکره بنشیند که حتی قادر به کنترل زمان امضای شکست خود نیست. این یادداشت، به کالبدشکافی این شکست تاریخی و پیروزی مقتدرانه جبهه مقاومت می‌پردازد.
بخش اول: شکست نظامی-امنیتی؛ پایان افسانه شکست‌ناپذیری
۱-۱. فروپاشی راهبرد «تجزیه ایران»
تحلیلگران واشنگتن پست اعتراف کرده‌اند که سناریوی اولیه کاخ سفید، «تجزیه حاکمیت ایران» و ایجاد یک خاورمیانه جدید بدون محور مقاومت بود. اما چه عاملی این نقشه شوم را نقش بر آب کرد؟
- پاسخ کوبنده در عمق استراتژیک:
برای نخستین بار از جنگ جهانی دوم، کلیه پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه (از عین‌الاسد در عراق تا الظفره در امارات و پایگاه‌های سری در اردن) به طور همزمان منهدم شدند. این حملات که با ترکیبی از موشک‌های هایپرسونیک و پهپادهای انتحاری انجام شد، «افسانه پاتریوت و تاد» را برای همیشه در زباله‌دان تاریخ دفاع هوایی دفن کرد.
- پیام راهبردی انهدام پایگاه‌ها:
این اقدام صرفاً یک عملیات نظامی نبود؛ یک «اعلامیه سیاسی» بود که نشان داد چتر امنیتی واشنگتن، حتی برای سربازان خودش نیز پاره شده است. متحدان سنتی آمریکا در منطقه (عربستان، امارات و اردن) شاهد بودند که چگونه فناوری میلیارد دالری غرب در برابر قدرت موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مشتی آهن‌پاره تبدیل شد.
 
۱-۲. تسلط هوشمند بر تنگه هرمز: خفگی اقتصادی غرب
شاه‌کلید پیروزی ایران، تبدیل تهدید تنگه هرمز به یک «فرصت راهبردی» بود:
- مهندسی دقیق بحران سوخت:
بستن تنگه هرمز به روی نفتکش‌های غربی و اعطای مجوز تردد فقط به «کشورهای دوست»، بازار انرژی جهانی را به آشوب کشاند. افزایش ۱۲۰ درصدی قیمت سوخت در ایالت‌های کلیدی آمریکا، موجی از خشم عمومی را علیه ترامپ برانگیخت.
- درخواست التماس‌آمیز برای بازگشایی:
تحلیل واشنگتن پست که می‌گوید «اهداف آمریکا از براندازی ایران به بازگشایی تنگه هرمز تقلیل یافت»، یعنی کاخ سفید رسماً از آرزوی نابودی ایران به التماس برای عبور نفتکش‌هایش رسید. این بزرگترین نماد افول قدرت آمریکا در قرن بیست و یکم است.
 
بخش دوم: دیپلماسی تهاجمی؛ دیکته ایران بر میز مذاکره
۲-۱. معماری ۱۴ ماده‌ای: شکست حقوقی اسرائیل
متن تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای که با دیپلماسی هوشمندانه تیم قالیباف ـ عراقچی در محور خطوط سرخ رهبری انقلاب اسلامی در ایران به دست آمد، یک پیروزی تمام‌عیار دیپلماتیک است:
- مشروعیت‌بخشی اجباری به وحدت جبهه‌ها:
بند نخست این سند که «خاتمه جنگ در لبنان را به عنوان بخش جدایی‌ناپذیر از خاتمه جنگ با ایران» به رسمیت می‌شناسد، به معنای آن است که آمریکا و اسرائیل مجبور شده‌اند «حزب‌الله لبنان» را به عنوان یک طرف رسمی در مناسبات امنیتی بپذیرند. این بزرگترین شکست تاریخی نتانیاهو است که همیشه مدعی بود می‌تواند جبهه‌ها را از هم جدا کند.
- الزام به عقب‌نشینی:
اصرار ایران بر اینکه «بدون عقب‌نشینی کامل اسرائیل از خاک لبنان، آتش‌بس نقض شده تلقی می‌شود»، به معنای بازگشت ارتش فراری صهیونیستی به پشت مرزها و تحقیر راهبردی کابینه جنگ تل‌آویو است.
 
۲-۲. تحقیر نمادین ترامپ
نیویورک تایمز با حسرت نوشته است: «ایران مانع اعطای دستاورد نمادین به ترامپ در روز تولدش شد». این جمله خلاصه شکست روانی غرب است.
بر این اساس، تیم دیپلماسی ایران با علم به اینکه ترامپ بیمارگونه به دنبال جشن گرفتن امضای توافق در سالروز تولد ۸۰ سالگی خود است، عامدانه اتمام مذاکرات را به نیمه شب کشاند.
پیام این حرکت چه بود؟
«ایران آنقدر قدرتمند است که حتی زمان شکست تو را هم ما تعیین می‌کنیم.» این اقدام، هرگونه بهره‌برداری تبلیغاتی انتخاباتی را از ترامپ گرفت و او را در آستانه انتخابات کنگره، یک «بازنده کامل» نشان داد.
 
۲-۳. شکست محاصره و پس‌گیری اموال بلوکه‌شده
درخواست محمدباقر قالیباف برای لغو فوری محاصره دریایی و متعاقباً عبور چندین کشتی ایرانی از دل خطوط دشمن، ثابت کرد که «محاصره اقتصادی» نیز همچون تهدید نظامی، توخالی و بی‌اثر بوده است. آزادسازی اموال بلوکه‌شده ایران (بالغ بر ۱۰۰ میلیارد دالر) بدون آنکه ایران ذره‌ای از توان هسته‌ای یا موشکی خود عقب‌نشینی کند، یک «فتح‌الفتوح» اقتصادی است.
 
بخش سوم: افول قدرت آمریکا و زوال اسرائیل
۳-۱. تلقی جهانی: شکست آمریکا
به اعتراف تحلیلگران، «تلقی دنیا از این جنگ، شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی است». این دیگر یک تحلیل داخلی نیست، بلکه یک اجماع بین‌المللی است. زمانی که یک ابرقدرت مجبور شود برای خروج از باتلاقی که خود ساخته، از کشورهایی چون پاکستان و قطر التماس میانجی‌گری کند، یعنی دوران «یکه‌تازی» آن به سر آمده است.
 
۳-۲. نتانیاهو؛ قربانی بزرگ این شکست
بنیامین نتانیاهو که ترامپ را به این ماجراجویی کشانده بود، اکنون با یک کابینه فروپاشیده مواجه است. خواسته‌های او برای «ادامه اشغال لبنان» و «ضربه به ضاحیه» قاطعانه از سوی ایران وتو شد. اسرائیل فهمید که بدون اجازه تهران، حتی نمی‌تواند یک روستای لبنانی را بمباران کند. این نهایت ذلت و شکست برای رژیمی است که روزی مدعی «نیل تا فرات» بود.
 
۳-۳. انسجام ملی ایران: سلاح راهبردی
همانطور که در گزارش‌ها اشاره شد، راز اصلی این پیروزی «انسجام ملی و حضور مردم در خیابان‌ها» بود. برخلاف محاسبات اتاق‌های فکر صهیونیستی که روی شکاف‌های اجتماعی ایران شرط‌بندی کرده بودند، تهاجم خارجی موجب هم‌گرایی بی‌نظیر ملی در این کشور شد. در نتیجه خیابان‌ها و میادین شهری به صحنه نمایش وحدت سیاسی-مذهبی ایرانیان تبدیل شد و این پیام را به دشمن داد که هر گلوله‌ای که به ایران شلیک شود، ملتی یکپارچه‌تر و مصمم‌تر را به میدان خواهد آورد.
 
نتیجه‌گیری راهبردی: معماری صلح شجاعان
روز 24 جوزا/ خرداد ۲۰۲۶ را باید در تاریخ ایران به عنوان «روز شکست ائتلاف آمریکایی-صهیونی» ثبت کرد. دونالد ترامپ که با لفاظی‌های توخالی به دنبال احیای عظمت از دست رفته آمریکا بود، با دستانی خالی و سری افکنده پای میز مذاکره‌ای نشست که قواعد آن را ایران نوشته بود.
 
دستاوردهای ایران در یک نگاه:
1.  نظامی: اثبات توانایی انهدام هم‌زمان تمام پایگاه‌های آمریکا در منطقه و عبور از گنبد آهنین.
2.  اقتصادی: شکست محاصره دریایی، پس‌گیری اموال بلوکه‌شده و احیای اقتدار در اوپک.
3.  حقوقی: به رسمیت شناختن جبهه مقاومت توسط آمریکا و الزام اسرائیل به عقب‌نشینی از اراضی اشغالی.
4.  نرم‌افزاری: اثبات کارآمدی دکترین «بازدارندگی فعال» و بی‌اعتبار کردن ترامپ در عرصه داخلی آمریکا.
اسرائیل امروز آسیب‌پذیرتر از همیشه است و آمریکا بی‌آبروتر. جمهوری اسلامی ایران در پرتو راهبری داهیانه رهبر انقلاب اسلامی(حفظه الله تعالی) و حمایت آحاد مردم این کشور، ثابت کرد که در طوفان حوادث، نه تنها سقوط نمی‌کند، بلکه قله‌های جدیدی از اقتدار را فتح می‌نماید.
این صلح، «صلح شجاعان» بود و معادلات قدرت در غرب آسیا برای همیشه تغییر کرد.
 
https://avapress.net/vdcc14q1p2bqps8.ala2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما