تاریخ انتشار :يکشنبه ۳۱ جوزا ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۵۴
کد مطلب : 358565
حق آموزش زنان؛ مطالبه‌ای ملی و اسلامی در ترازوی عقلانیت و مصلحت
افغانستان سرزمینی است با قامتی به بلندای تاریخ چندین هزار ساله؛ سرزمینی که همواره مهد علم، دانش و خاستگاه نخبگان بوده و هست. بسیاری از درخشان‌ترین چهره‌های علمی و فرهنگی جهان قدیم و معاصر از این خطه برخاسته‌اند. این خاک، از گذشته‌های دور، بستر رشد و پرورش بزرگانی چون ابن سینای بلخی، سید جمال‌الدین افغانی، رابعه بلخی، ناهید شهید و سلطان رضیه غوری بوده است. نکته قابل تأمل در این کارنامه پربار تاریخی آن است که این سرزمین، همواره مهد پرورش نخبگان، اعم از زنان و مردان، بوده و جنسیت هرگز مانعی در مسیر تعالی علمی ایجاد نکرده است.
از سوی دیگر، مردم افغانستان عموماً پیرو دین مقدس اسلام هستند؛ دینی که سرشت آن با آموزش و پرورش عجین است. در آموزه‌های اسلامی، بیش از هر چیز بر فراگیری علم و دانش تأکید شده است؛ تأکیدی که هیچ‌گونه محدودیت زمانی، مکانی و جنسیتی را برنمی‌تابد. این گزاره به‌خوبی نشان می‌دهد که تحدید آگاهانه یا ناآگاهانه حق آموزش بر اساس جنسیت، با منطق فطری و نص صریح دین مبین اسلام بیگانه است؛ دینی که اولین مخاطبان پیامش را مردان و زنان دانسته و طلب علم را فریضه‌ای مشترک برای «کل مسلم و مسلمة» اعلام کرده است.
بنابراین، حق آموزش دختران در کشور عزیزمان افغانستان، یک مطالبه دووجهی و گسست‌ناپذیرِ ملی و اسلامی است. چرا؟ زیرا آموزش دختران، تضمین‌کننده پیشرفت و ترقی کشور و یگانه مسیر برون‌رفت از چرخه‌های توسعه‌نیافتگی است.
بر همین اساس، انتظار منطقی و مشروع آن است که نظام اسلامی کشور نیز با نگاه به پیشینه درخشان علم‌آموزی در این سرزمین و با استناد به آموزه‌های صریح و اصیل اسلامی، به مقوله آموزش و پرورش دختران توجهی جدی و مبتنی بر تدبیر داشته باشد. واقعیت این است که آموزش زنان و دختران، از نخستین روزهای تاریخ این کشور تا به امروز تداوم داشته است؛ اما متأسفانه با تغییر نظام‌ها و روی کار آمدن ساختارهای سیاسی گوناگون، این روند حیاتی با فراز و فرودها، مشکلات و بعضاً سوءاستفاده‌های سیاسی مواجه بوده است.
اکنون ضروری است نظام کنونی، با اتکا به دستورات نورانی دین مبین اسلام و با در نظر گرفتن ارزش‌های اصیل فرهنگ افغانی، زمینه‌های درست، امن و مؤثر آموزش زنان و دختران را در سراسر کشور فراهم سازد. غفلت از این ضرورت، به تعمیق شکاف میان ظرفیت‌های دینی-فرهنگی و اقتضائات اداره کشور خواهد انجامید.
 
فواید و اثرات مثبت تأمین حق آموزش دختران در کشور از این قرار است:
۱. کسب مشروعیت بین‌المللی نظام:
نظام اسلامی نزدیک به پنج سال است که حاکمیت را در کشور در دست دارد. با وجود اینکه این نظام بر قلوب بخش قابل توجهی از مردم حکومت می‌کند و از پشتوانه و حمایت مردمی برخوردار است، هنوز نتوانسته به مشروعیت منطقه‌ای و جهانی لازم دست یابد. یکی از پیش‌شرط‌های اصلی جهان و قدرت‌های منطقه برای به رسمیت شناختن این نظام، فراهم ساختن زمینه آموزش برابر برای دختران و زنان است. این یک واقعیت دیپلماتیک است که هرچند می‌توان آن را مداخله‌جویانه یا فشار خارجی تلقی کرد، اما نادیده گرفتن آن صرفاً هزینه‌های انزوا را برای کشور افزایش می‌دهد. اگر این زمینه در چارچوب یک الگوی بومی و اسلامی مساعد گردد، بدون تردید، مسیر شناسایی رسمی نظام ابتدا توسط کشورهای منطقه و سپس در عرصه جهانی هموار خواهد شد. مشروعیت بین‌المللی به معنای باز شدن مسیر کمک‌های توسعه‌ای، تعاملات رسمی و لغو تحریم‌هاست که برای اداره کشور حیاتی است.
 
۲. تحکیم ارتباط میان دولت و ملت:
با وجود اینکه اکثریت مردم کشور از ثبات و امنیت حاصل از استقرار نظام اسلامی رضایت نسبی داشته و از آن حمایت می‌کنند، محدودیت در آموزش زنان و دختران، شکافی هرچند کوچک اما عمیقاً معنادار میان بخشی از ملت و نظام ایجاد کرده است. مهم‌تر از آن، این مسئله به بزرگ‌ترین ابزار تبلیغاتی معاندین و دشمنان مردم افغانستان بدل شده است؛ کسانی که در جای‌جای جهان از این محدودیت به‌عنوان حربه‌ای برای مخدوش کردن چهره نظام بهره می‌برند. حل این مشکل و فراهم شدن زمینه آموزش، ضمن آنکه ریشه این بهانه و پروپاگاندا را می‌خشکاند، پیوند میان دولت و ملت را بیش از هر زمان دیگری مستحکم خواهد کرد. نتیجه آن، شکل‌گیری جبهه‌ای واحد در برابر تهدیدهای بیرونی و انسجام ملی پایدارتر است.
 
۳. پیشرفت، ترقی و آبادانی پایدار کشور:
زنان نقشی اساسی و بی‌بدیل در مدیریت اجتماعی و تربیت نسل دارند. اگر زنان باسواد و مجهز به علوم روز، آن‌هم در چارچوب ارزش‌های اسلامی و فرهنگ افغانی، پا به عرصه اجتماع بگذارند، جامعه‌ای قوی، آگاه و مقتدر شکل خواهد گرفت. چه نیکوست که مادران آینده این جامعه، علوم را مطابق با دستورات اسلام و فرهنگ غنی افغانی بیاموزند. اگر مادران فردا چنین تربیت شوند، پرورش‌یافتگان دامن آنان نیز انسان‌هایی قوی، متعهد به وطن و آگاه به زمانه خواهند بود. در آن صورت، دیگر هیچ قدرت خارجی توان و جرأت چپ نگاه کردن به سوی این کشور را نخواهد داشت؛ چرا که مادران قوی و متعهد به وطن، فرزندانی قوی و متعهد به وطن تربیت می‌کنند و همین، ستون‌های اقتدار ملی را می‌سازد. اساساً بنیاد هر توسعه‌ای، توسعه انسانی است و محور توسعه انسانی، مادران آگاه هستند.
https://avapress.net/vdcjmoetiuqeiiz.fsfu.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما