این نشست که نخستین سفر نتانیاهو به آمریکا پس از جنگ دوم علیه ایران محسوب میشود، از اهمیت زمانی ویژهای برخوردار است؛ چراکه هر دو طرف، همزمان با نزدیک شدن به انتخابات در آمریکا و موعد حساس سیاسی در رژیم صهیونیستی، درگیر محاسبات پیچیدهای هستند. سفر محرمانهٔ نتانیاهو و پنهانکاری گستردهٔ دو طرف، خود گواهی بر حساسیت فوقالعادهٔ این دیدار است؛ دیداری که ترامپ آن را «بسیار خوب» و شامل «موضوعات بسیار مهمی» توصیف کرد.
با این حال، در بیرون از کاخ سفید، صدای دیگری به گوش میرسید. همزمان با این دیدار، کامیونی با شعارهای اعتراضی در اطراف کاخ سفید به حرکت درآمد که روی آن نوشته شده بود: «آمریکا، به او اعتماد نکن». شعار اصلی این کمپین اعتراضی «این یک هرجومرج نیست، این یک برنامه است» بود و معترضان خواستار پایان دادن به «سیاستهای کابینه نتانیاهو و تروریسم شهرکنشینان در کرانه باختری» شدند. این تصاویر، نشاندهندهٔ شکاف عمیق در جامعهٔ آمریکا دربارهٔ سیاستهای اسرائیل است؛ شکافی که نه تنها در نظرسنجیها، که در سرکهای واشنگتن نیز خود را نشان میدهد.
ایران؛ محور اصلی گفتوگو، اما در سطحی نظامی و فراتر از دیپلماسی
یکی از مهمترین محورهای این دیدار، بدون تردید، جمهوری اسلامی ایران بود. نتانیاهو پس از دیدار، در ویدیویی که از دفترش منتشر شد، این نشست را «یکی از بهترین گفتوگوهایی» توصیف کرد که تاکنون با ترامپ داشته و بر «مشارکت کامل، حمایت متقابل و درک مشترک از هدف واحد» تأکید کرد؛ هدفی که به گفتهٔ او، «اطمینان حاصل شود ایران به سلاح هستهای دست پیدا نخواهد کرد». با این حال، تجربهٔ دو دههٔ اخیر نشان داده که هرگاه هماهنگی راهبردی واشنگتن-تلآویو به اوج رسیده، ایران در مرکز رایزنیها قرار گرفته است؛ اما واقعیتهای میدانی نشان میدهد که معادلات امروز با گذشته تفاوتهای بنیادین یافته است.
نکتهٔ قابل توجه، ترکیب هیئت آمریکایی در این دیدار است. در حالی که دیدار ترامپ با ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهوری اوکراین، صرفاً با حضور مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا برگزار شد، نشست با نتانیاهو با حضور روبیو، پیت هگسث وزیر جنگ آمریکا و جنرال دن کین رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا همراه بود. این تفاوت در سطح حضور نظامیان، نشاندهندهٔ اولویت بالای پروندهٔ ایران در مقایسه با بحران اوکراین در محاسبات راهبردی کاخ سفید است و حاکی از آن است که محور اصلی گفتوگوها، برنامهریزی برای اقدامات نظامی جدید یا هماهنگیهای امنیتی گسترده بوده است.
پیش از این سفر محرمانه، نتانیاهو در تاریخ ۴ اسد ۱۴۰۵، نشست اضطراری کابینه امنیتی-سیاسی خود را برای بررسی «آخرین تحولات امنیتی به ویژه ایران در اعماق زمین» برگزار کرد. این عبارت، که به تأسیسات زیرزمینی یا برنامههای هستهای پنهان ایران اشاره دارد، نشان میدهد که محور اصلی نگرانیهای تلآویو، موضوعی فراتر از تنشهای معمول منطقهای بوده و احتمالاً برنامهریزی برای اقدام نظامی هدفمند علیه تأسیسات حساس ایران در دستور کار این دیدار قرار داشته است. نتانیاهو در اظهارات خود به «اهداف دیگر» نیز اشاره کرد که دربارهٔ آنها با ترامپ توافق و هماهنگی وجود داشته است؛ اگرچه جزئیات این اهداف را فاش نکرد.
جنگ مشترک علیه ایران، در عمل، به اهداف تعیینشدهٔ خود دست نیافت. هیچیک از نشانههای میدانی حاکی از تضعیف بنیادین قدرت بازدارندگی یا توانمندیهای راهبردی جمهوری اسلامی ایران نیست و آنچه بر جای مانده، نه «پیروزی» که «فرسایش» متقابل و افزایش هزینههای منطقهای است.
شرط تحقیرآمیز ترامپ؛ نتانیاهو در موقعیت ضعف
افشای شرط ترامپ برای پذیرش نتانیاهو، تصویر رایج از «متحدان برابر» را به چالش میکشد. بر اساس گزارش کانال ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی، دفتر نتانیاهو از ابتدای ماه تلاش کرده بود این دیدار را ترتیب دهد اما با عدم تمایل کاخ سفید برای پذیرش وی مواجه شد. سپس از طریق کانالهای دیپلوماتیک به نتانیاهو اطلاع داده شد که باید «نتایجی ارائه دهد که نشاندهنده پیشرفت سیاسی در جبهههای جنگ باشد» و پیام صریح آن بود: «اگر به فکر آمدن با دست خالی هستی، نخواهی آمد.»
این افشاگری، تصویر نتانیاهو را به عنوان رهبری که برای بقای سیاسی خود مجبور به عقبنشینی در برابر خواستههای آمریکاست، به نمایش میگذارد. نتانیاهو برای جلب رضایت ترامپ، دست به دو اقدام اساسی زد: نخست، تصویب ورود نیروی بینالمللی حافظ ثبات به نوار غزه، علیرغم آنکه کابینه قبلاً خلع سلاح حماس را پیششرط هرگونه توافقی اعلام کرده بود؛ و دوم، عقبنشینی از یک روستا در جنوب لبنان به عنوان «نشانه حسن نیت» . یک مقام آگاه اسرائیلی این اقدام را «عقبنشینی و حرکتی به نفع ترامپ» توصیف کرده و آن را نقض بندی دانست که قبلاً توسط کابینه تعیین شده بود.
دفتر نتانیاهو وجود هرگونه پیششرط برای این سفر را تکذیب کرد، اما گزارشهای منابع آگاه، روایت دیگری را ترسیم میکنند. ارزیابیهای رژیم صهیونیستی حاکی از آن است که ترامپ از امتیازات دادهشده در غزه و لبنان راضی نخواهد بود و ممکن است خواستار «فداکاری بزرگتری» شود؛ از جمله تدوین «طرحی عملیاتی برای کاهش کمکهای امنیتی آمریکا به اسرائیل». این در حالی است که توافقنامهٔ فعلی کمکها که در دوران اوباما امضا شده، تا دو سال دیگر منقضی میشود. کاهش این کمکها به ترامپ امکان میدهد تا «نتایجی سریع و ملموس» را به رأیدهندگان آمریکایی که از حجم هزینههای خارجی ناراضی هستند، ارائه دهد.
«بهترین گفتوگو» در مقابل واقعیت پشت پرده
نتانیاهو پس از دیدار، آن را «یکی از بهترین گفتوگوهایی» توصیف کرد که تاکنون با ترامپ داشته و بر «مشارکت کامل، حمایت متقابل و درک مشترک از هدف واحد» تأکید نمود.
سخنگوی کاخ سفید نیز این مذاکرات را «مثبت و سازنده» خواند. با این حال، این روایت خوشبینانه در تضاد آشکار با چند واقعیت قرار دارد:
نخست، شرط تحقیرآمیز ترامپ برای پذیرش نتانیاهو که نشان میدهد او در موقعیت درخواستکننده و ضعیفتر قرار داشته است.
دوم، امتیازات اجباری نتانیاهو در غزه و لبنان که به عنوان «عقبنشینی» توصیف شده است.
سوم، فضای پیش از دیدار که ترامپ در مصاحبه با فاکسنیوز گفته بود: «نیازی به بنی نیست که این را به من بگوید. او این را به من میگوید چون میخواهد درگیر بمانم» . این تناقض میان اظهارات عمومی و واقعیت پشت پرده، تصویری از روابطی را نشان میدهد که در ظاهر «بسیار خوب» اما در باطن سرشار از محاسبات سیاسی و منافع متضاد است.
این دیدار از آن جهت اهمیت ویژهای دارد که پس از هفتهها تنش شدید و رکود دیپلوماتیک میان دو طرف برگزار شده است. در همین راستا، «یوسی یهوشع»، خبرنگار شبکه ۱۵ تلویزیون رژیم صهیونیستی، این دیدار را بسیار مهم توصیف کرد و ابراز امیدواری نمود که این ملاقات زمینه را برای عملیات مشترک رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران هموار سازد.
شکاف در اردوگاه ترامپ و آیندهٔ مبهم «روابط ویژه»
یکی از حساسترین ابعاد این دیدار، وجود شکاف در داخل اردوگاه ترامپ دربارهٔ نحوهٔ تعامل با نتانیاهو و ایران است. بر اساس گزارشها، طرفهایی در داخل این اردوگاه از همان ابتدا نتانیاهو را به کشاندن رئیسجمهور به جنگ متهم میکردند و اقدام نظامی علیه ایران را مغایر با منافع آمریکا میدانستند.
ایتان گیلبوع، استاد روابط اسرائیل و آمریکا در دانشگاههای رایخمن و بارایلان و پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات راهبردی بیگن-سادات، نسبت به این سفر ابراز بدبینی کرد و پیشبینی نمود که این سفر «بد خواهد بود». وی هشدار داد که نتانیاهو هیچ تمایلی به دستیابی به توافق با ایران ندارد بلکه در پی «جنگی با شدت بالاست». به گفتهٔ گیلبوع، اهمیت اتهامات علیه نتانیاهو در اردوگاه ترامپ نه در صحت آنها بلکه در منتشر شدن آن نهفته است.
این واقعیت، نشان میدهد که حتی در میان نزدیکترین متحدان ترامپ، نگرانیهای جدی دربارهٔ سیاستهای جنگافروزانهٔ نتانیاهو وجود دارد و سرمایهٔ «حمایت دوحزبی» از اسرائیل، بیش از پیش در حال فرسایش است.
اختلافنظرهای فزاینده در داخل رژیم صهیونیستی دربارهٔ آیندهٔ روابط با آمریکا، از اهمیت ویژهای برخوردار است. بخشی از نخبگان امنیتی و سیاسی این رژیم به صراحت هشدار دادهاند که شخصیسازی روابط با جریانهای سیاسی خاص در آمریکا، سرمایهٔ راهبردی «حمایت دوحزبی» را تخریب کرده است.
برخی از تحلیلگران حتی فراتر رفته و هشدار میدهند که این چالش، تنها به آیندهٔ سیاسی نتانیاهو محدود نیست؛ بلکه هر دولت آینده در اسرائیل نیز با محدودیتهای ساختاری، شکافهای سیاسی و ملاحظات امنیتی مواجه خواهد بود که توان آن را برای بازسازی تصویر و جایگاه اسرائیل در افکار عمومی آمریکا و جهان محدود میکند. در همین راستا، منابع معتبر نوشتهاند که ترامپ و نتانیاهو بر سر ایران اختلافاتی دارند؛ ترامپ به سمت دیپلوماسی گرایش دارد در حالی که نتانیاهو بر فشار نظامی تأکید دارد و آمریکاییها به اسرائیلیها روشن کردهاند که «آنها هستند که جنگ را اداره میکنند و اسرائیل در صندلی عقب قرار گرفته است».
هشدار نسبت به سناریوی تشدید تنش؛ آیا جنگ جدید در راه است؟
با وجود تمام این چالشها، نباید از احتمال شکلگیری سناریوهای جدید غافل شد. تجربهٔ تحولات دو دههٔ گذشته نشان داده است که بسیاری از دیدارهای سطح بالای واشنگتن و تلآویو، مقدمهای برای هماهنگیهای سیاسی، امنیتی یا نظامی در منطقه بودهاند. دیدارهای بوش- شارون در ۲۰۰۴، اوباما-نتانیاهو در ۲۰۱۱ و ترامپ-نتانیاهو در ۲۰۲۰، هر یک در آستانه یا پیوستار تشدید تنشها در منطقه رخ دادهاند.
هشدار جدیتر آنکه این دیدار ممکن است مقدمهای برای برنامهریزی دور جدیدی از اقدامات نظامی علیه ایران باشد. ترامپ در مصاحبهٔ پیش از دیدار گفته بود: «ما سایتهای هستهای آنها را منهدم کردیم و اگر به توافق نرسیم، باید کوه تیشه را هم منهدم کنیم». از نگاه نتانیاهو، هرگونه اقدام جدید باید «سرنوشتساز و مستمر» باشد، در حالی که ترامپ احتمالاً آن را به عنوان ابزاری برای تقویت موقعیت مذاکرهای خود در انتخابات پیشرو به کار خواهد گرفت.
روزنامهٔ هاآرتص نیز در گزارشی همزمان با این دیدار نوشت که «نتانیاهو در به در به دنبال جبهه جدیدی برای جنگ است». این گزارش، که از داخل رژیم صهیونیستی منتشر شده، نشان میدهد که حتی در میان رسانههای اسرائیلی نیز نگرانی از سیاستهای جنگافروزانهٔ نتانیاهو وجود دارد و او در جستجوی منطقهای جدید برای گشودن جبههٔ نظامی است.
نشست اضطراری نتانیاهو با کابینه امنیتی-سیاسی خود در ۴ اسد، با محوریت «ایران در اعماق زمین»، همچنین حضور همزمان بالاترین مقامات نظامی آمریکا در این دیدار، و اظهارات خبرنگار اسرائیلی دربارهٔ امیدواری به «عملیات مشترک علیه ایران»، همگی نشانههایی جدی از احتمال برنامهریزی برای اقدام نظامی جدید علیه تأسیسات هستهای یا زیرزمینی ایران است. رسانهها باید با هوشیاری کامل، هرگونه نشانه از برنامهریزی برای اقدام نظامی جدید را رصد کرده و افکار عمومی را از پیامدهای احتمالی آن آگاه سازند.
صدای مخالف در سرکهای واشنگتن؛ «آمریکا به او اعتماد نکن»
در حالی که نتانیاهو و ترامپ پشت درهای بستهٔ دفتر بیضی دربارهٔ ایران و «اهداف دیگر» گفتوگو میکردند، در بیرون از کاخ سفید، صدای دیگری به گوش میرسید. همزمان با این دیدار، کامیونی با شعارهای اعتراضی در اطراف کاخ سفید به حرکت درآمد که روی آن نوشته شده بود: «آمریکا، به او اعتماد نکن» . شعار اصلی این کمپین اعتراضی «این یک هرجومرج نیست، این یک برنامه است» بود و معترضان خواستار پایان دادن به «سیاستهای کابینه نتانیاهو و تروریسم شهرکنشینان در کرانه باختری» شدند.
روزنامهٔ اسرائیلی یدیعوت آحارانوت نیز به این اعتراضات پرداخته است، که نشان میدهد حتی در داخل رژیم صهیونیستی نیز اهمیت این مخالفتها درک شده است. حامیان فلسطین نیز با در دست داشتن پرچمهای فلسطین، مقابل کاخ سفید تجمع کردند و از حمایت آمریکا از رژیم اسرائیل به شدت انتقاد نمودند . این اعتراضات میدانی، تکمیلکنندهٔ دادههای نظرسنجیهاست که از کاهش حمایت افکار عمومی آمریکا از درگیریهای نیابتی به سود اسرائیل حکایت دارد.
نظرسنجیهای معتبر، از جمله نظرسنجی اخیر مرکز تحقیقاتی پیو، نشان میدهد که ۵۲ درصد از آمریکاییها نسبت به مردم اسرائیل دیدگاه مساعد دارند که نسبت به ۶۷ درصد در سال ۲۰۲۲ کاهش چشمگیری داشته است. همچنین ۴۸ درصد از پاسخدهندگان معتقدند ایالات متحده حمایت بیش از حدی از اسرائیل انجام میدهد و حدود یکسوم از آمریکاییها (و حدود نیمی از دموکراتها) اسرائیل را مرتکب نسلکشی در غزه میدانند. این ارقام، تصویری از تغییر تدریجی اما معنادار در افکار عمومی آمریکا ترسیم میکند که برای نخستینبار، تداوم درگیریهای نیابتی به سود اسرائیل را به یک مسئلهٔ انتخاباتی و هزینهزا برای هر دو حزب تبدیل کرده است.
بیتوجهی به موازین حقوقی؛ تهدیدی برای صلح و امنیت بینالمللی
نکتهای که نباید از آن غافل شد، رویکرد دو طرف نسبت به موازین حقوقی و دیپلوماتیک است. این دیدار محرمانه در حالی برگزار شد که واشنگتن و تلآویو، بهرغم ادعای پایبندی به قوانین بینالمللی، در عمل جنگ و توسل به زور را ابزار اصلی تحقق اهداف خود میدانند. سابقهٔ کارزارهای نظامی پیشین، از عراق و افغانستان تا غزه و لبنان، نشان داده که این دو دولت، در موارد متعدد، بدون توجه به قواعد بشردوستانه و قطعنامههای شورای امنیت، به اقدامات نظامی دست زدهاند.
این رویکرد، نه تنها صلح و امنیت بینالمللی را با تهدید مواجه ساخته، بلکه مشروعیت نظام چندجانبهگرایی و نهادهای بینالمللی را نیز مخدوش کرده است. جامعهٔ جهانی باید با هوشیاری کامل، پیامدهای این دیدار را برای نظم بینالمللی مورد ارزیابی قرار دهد و از هرگونه اقدامی که حقوق بینالملل را نقض میکند، اعلام برائت کند. بازتابها و واکنشهای داخلی آمریکا و جامعهٔ بینالمللی نسبت به این سفر محرمانه، به دلیل پیامدها و مخاطرات احتمالی آن، باید با دقت تمام مورد توجه و پوشش رسانهای قرار گیرد. شعار معترضان که «این یک هرجومرج نیست، این یک برنامه است» ، هشدار میدهد که سیاستهای نتانیاهو نه تصادفی و اتفاقی، که برنامهای مدون برای توسعهطلبی و شهرکسازی است.
جمعبندی؛ غرب آسیا در انتظار فصل جدیدی از بحران
در نهایت، آنچه این دیدار محرمانه را از بسیاری از ملاقاتهای پیشین متمایز میکند، نه تنها حضور دو سیاستمدار در پشت درهای بسته، بلکه صدای مخالفی است که در بیرون کاخ سفید به گوش میرسد. شعار «آمریکا، به او اعتماد نکن» که بر روی کامیونی در اطراف کاخ سفید نقش بسته بود، و تجمع حامیان فلسطین مقابل کاخ سفید، نشان میدهد که هرگونه توافق یا هماهنگی جدید میان واشنگتن و تلآویو، در فضایی از بیاعتمادی و نارضایتی عمومی در جامعهٔ آمریکا شکل میگیرد؛ نارضایتی که میتواند پیامدهای سیاسی سنگینی برای هر دو طرف در انتخابات پیشرو داشته باشد.
سفر محرمانهٔ نتانیاهو، نخستین سفر او پس از جنگ دوم علیه ایران، با حضور بالاترین مقامات نظامی آمریکا و با محوریت «ایران در اعماق زمین» برگزار شد؛ ترکیبی از نشانهها که هر تحلیلگری را به این نتیجه میرساند که دو طرف در حال طراحی مرحلهٔ جدیدی از تقابل هستند. در عین حال، افشای شرط تحقیرآمیز ترامپ و امتیازات اجباری نتانیاهو در غزه و لبنان، تصویری از روابطی نابرابر را به نمایش میگذارد که در آن، نتانیاهو برای بقای سیاسی خود، ناچار به عقبنشینی در برابر خواستههای کاخ سفید است.
نظرسنجیها نشان میدهد که اکثریت آمریکاییها دیگر حوصلهٔ جنگهای نیابتی به سود اسرائیل را ندارند و اعتراضات میدانی در واشنگتن، این نارضایتی را از صفحات نظرسنجی به سرکها کشانده است. در داخل رژیم صهیونیستی نیز پرسشهای جدی دربارهٔ آیندهٔ «روابط ویژه» با واشنگتن مطرح شده و هر دولت آینده نیز با محدودیتهای ساختاری، شکافهای سیاسی و ملاحظات امنیتی مواجه خواهد بود که توان آن را برای بازسازی تصویر و جایگاه اسرائیل در افکار عمومی آمریکا و جهان محدود میکند.
سخن پایانی
در چنین شرایطی، مسئولیت جامعهٔ بینالمللی و همهٔ بازیگران اثرگذار منطقهای، بیش از هر زمان دیگری، تلاش برای جلوگیری از گسترش تنش، پایبندی به اصول حقوق بینالملل و استفاده از راهکارهای سیاسی برای حل اختلافات است. آیندهٔ غرب آسیا بیش از آنکه به ارادهٔ یک یا دو دولت وابسته باشد، به توانایی بازیگران در جلوگیری از چرخههای جدید بحران و حرکت به سوی ثبات و امنیت پایدار گره خورده است؛ ثباتی که این روزها، بیش از هر زمان دیگری، در هالهای از ابهام فرو رفته است.
«دیدار شیاطین» در کاخ سفید، با حضور همزمان وزیر جنگ و رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، و با محوریت «ایران در اعماق زمین»، در حالی برگزار شد که بیرون از کاخ سفید، کامیونی با شعار «آمریکا، به او اعتماد نکن» در تردد بود . این تضاد میان پشت درهای بسته و سرکهای واشنگتن، شاید مهمترین پیام این دیدار باشد: هرگونه تصمیم برای جنگ جدید، نه تنها در منطقه، که در خود آمریکا نیز با موجی از مخالفت و بیاعتمادی روبهرو خواهد شد. غرب آسیا دیگر جایگاه آزمایشهای نظامیِ هزینهبر و بینتیجه نیست و هرگونه ماجراجویی جدید، منطقه را وارد مرحلهای از بیثباتی خواهد کرد که دامنهٔ آن فراتر از مرزهای یک یا دو کشور خواهد بود.