تاریخ انتشار :جمعه ۶ سنبله ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۱۰
کد مطلب : 364097
امنیت مشترک، دشمن مشترک؛ چرا سرنوشت ملت‌های اسلامی به یکدیگر گره خورده است؟!
کشورهای اسلامی با وجود تفاوت‌های قومی، مذهبی و سیاسی، یک سرنوشت مشترک دارند. وقتی دشمنی متوجه یک مجموعه بزرگ باشد، امنیت اعضای آن مجموعه نیز به‌صورت طبیعی به یکدیگر گره می‌خورد. امروز اگر به وضعیت جهان اسلام نگاه کنیم، می‌بینیم که جنگ، تحریم، فشار اقتصادی، جنگ رسانه‌ای و ناامنی در یک کشور، دیر یا زود بر کشورهای دیگر نیز اثر می‌گذارد. بخش بزرگی از سیاست قدرت‌های غربی در برابر جهان اسلام، سیاست فشار و مهار است؛ گاهی با تحریم اقتصادی، گاهی با تهدید نظامی، گاهی با جنگ رسانه‌ای و گاهی نیز با حمایت از جریان‌های افراطی و ایجاد شکاف میان مسلمانان.
جنگ رسانه‌ای؛ نبرد بر سر ذهن‌ها
 
یکی از مهم‌ترین ابزارهای این جنگ، رسانه است. امروز شبکه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران، مخاطبان گسترده‌ای دارند. بر اساس نظرسنجی مؤسسه گمان در سال ۲۰۲۳، در میان ایرانیانی که اخبار اعتراضات را دنبال می‌کردند، ۵۷ درصد ایران اینترنشنال، ۳۰ درصد منوتو، ۲۶ درصد بی‌بی‌سی فارسی و ۲۰ درصد صدای آمریکا فارسی را دنبال کرده بودند.
این آمار به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که همه این رسانه‌ها یک سیاست واحد دارند، اما نشان می‌دهد که رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از این کشور چه نفوذ قابل توجهی در فضای افکار عمومی ایران پیدا کرده‌اند. در مورد ایران اینترنشنال نیز آسوشیتدپرس آن را یک شبکه فارسی‌زبان مستقر در لندن و به‌شدت منتقد حکومت ایران معرفی کرده و درباره مالکیت و ارتباطات مالی آن نیز گزارش‌هایی منتشر شده است.
 
چرا فشارها نتیجه معکوس داده است؟
 
اما سؤال مهم این است: با این حجم از فشار، تحریم و جنگ رسانه‌ای، چرا ایران از هم نپاشیده است؟
یکی از دلایل مهم آن، اراده مردم، روحیه مقاومت و ایمانی است که در بخش بزرگی از جامعه ایران وجود دارد. ملتی که سال‌ها تحت تحریم و فشار قرار گرفته، اما هنوز توانسته ساختار سیاسی، اقتصادی و نظامی خود را حفظ کند، نشان داده که فشار خارجی همیشه نتیجه مورد انتظار طراحان آن را ندارد.
 
وقتی برخی پایتخت‌های اسلامی به جای قدس، واشنگتن را انتخاب می‌کنند
 
اما در طرف دیگر، مسئله دردناک‌تر است؛ برخی کشورهای مسلمان به جای اینکه در برابر فشارهای خارجی و مسئله فلسطین و غزه موضع مستقل داشته باشند، در بسیاری از موارد به سمت همکاری نزدیک با آمریکا و غرب رفته‌اند.
برای نمونه، در سفر دونالد ترامپ به امارات در ۱۵ می ۲۰۲۵، او در کاخ الوطن ابوظبی با مراسم سنتی العیاله مورد استقبال قرار گرفت. در این مراسم، زنان اماراتی با حرکت هماهنگ موهای خود در کنار اجرای سنتی مردان حضور داشتند. این مراسم، یک رسم فرهنگی اماراتی است که تصاویر آن در زمان سفر ترامپ در فضای رسانه‌ای بسیار مورد توجه قرار گرفت.
مسئله با خودِ یک مراسم فرهنگی نیست؛ مسئله این است که در زمانی که فلسطین و غزه زیر فشار جنگ و ویرانی قرار دارند، بخش‌هایی از جهان اسلام با رهبران آمریکایی چنین روابط نزدیکی برقرار می‌کنند و این برای بسیاری از مسلمانان سؤال‌برانگیز است.
 
کسوه کعبه و پرسشی که بی‌پاسخ مانده است
 
نمونه دیگر، ماجرای کسوه کعبه و جفری اپستین است؛ موضوعی که از نظر مذهبی بسیار حساس‌تر است.
بر اساس اسناد منتشرشده در پرونده جفری اپستین، در سال ۲۰۱۷ درباره ارسال سه قطعه پارچه مرتبط با کعبه به اپستین مکاتباتی انجام شده است. اسناد، این قطعات را شامل پارچه‌ای مرتبط با داخل کعبه، بخشی از کسوه بیرونی کعبه و قطعه‌ای دیگر با همان جنس و کارخانه معرفی می‌کنند. گزارش‌های منتشرشده بر اساس اسناد پرونده می‌گویند این قطعات از طریق ارتباطات مرتبط با امارات به اپستین در آمریکا منتقل شدند.
این نکته را باید دقیق گفت: سخن از سه قطعه منسوب به کسوه و پارچه‌های مرتبط با کعبه است، نه اینکه «تمام پرده کعبه» برای اپستین فرستاده شده باشد.
اما همین موضوع نیز پرسش بزرگی ایجاد می‌کند: چگونه چیزی که برای میلیون‌ها مسلمان در سراسر جهان دارای حرمت و جایگاه معنوی است، سر از مجموعه شخصی فردی مانند جفری اپستین درآورده است؟
 
اسلام آمریکایی؛ نامی که در برابر ظلم سکوت می‌کند
 
اینجاست که بحث «اسلام آمریکایی» مطرح می‌شود؛ اسلامی که ممکن است نام اسلام را داشته باشد، اما در برابر ظلم و اشغالگری سکوت کند و سیاست خود را با قدرت‌های بزرگ هماهنگ سازد.
اگر مسلمانان در برابر ظلم به یکدیگر بی‌تفاوت شوند، دشمن مشترک می‌تواند از همین اختلافات استفاده کند. امروز فلسطین است، فردا لبنان، پس‌فردا ایران یا هر کشور دیگری. امنیت هیچ کشور اسلامی در خلأ تأمین نمی‌شود.
 
فلسطین؛ مسئله‌ای که فقط متعلق به فلسطینی‌ها نیست
 
به همین دلیل، مسئله فلسطین فقط مسئله فلسطینی‌ها نیست؛ مسئله غزه فقط مسئله مردم غزه نیست؛ امنیت ایران، لبنان، سوریه، افغانستان، پاکستان و کشورهای عربی نیز از یکدیگر جدا نیست. سرنوشت ملت‌های اسلامی به یکدیگر گره خورده است.
در چنین شرایطی، شخصیت‌هایی مانند شهید سید حسن نصرالله و شهید اسماعیل هنیه برای میلیون‌ها مسلمان تنها شخصیت‌های یک جریان یا یک کشور نبودند؛ بلکه به نمادهایی از مقاومت در برابر اشغالگری و فشار خارجی تبدیل شدند. شهادت آن‌ها، در نگاه طرفدارانشان، تنها از دست دادن یک فرد نبود، بلکه از دست دادن بخشی از سرمایه انسانی و سیاسی جهان اسلام بود.
 
از اختلاف طبیعی تا دشمنی ساختگی
 
اما امروز بیش از هر زمان دیگری باید فهمید که اختلاف شیعه و سنی، عرب و عجم، ایرانی و عرب و افغان و پاکستانی نباید به دشمنی میان خود مسلمانان تبدیل شود.
اختلاف نظر طبیعی است؛ اما وقتی مسلمانان به جان یکدیگر بیفتند و از دشمنی قدرت‌های خارجی غافل شوند، نتیجه آن چیزی جز تضعیف همه ملت‌های اسلامی نخواهد بود.
وحدت اسلامی به این معنا نیست که همه مسلمانان یک فکر داشته باشند؛ بلکه یعنی مسلمانان با وجود اختلافات، در برابر ظلم، اشغالگری، تحقیر و دخالت بیگانگان، منافع مشترک خود را بشناسند.
 
سخن آخر
 
امروز جهان اسلام بیش از هر چیز به آگاهی، عزت، استقلال، عقلانیت و اراده نیاز دارد. امنیت ما جدا از امنیت یکدیگر نیست. دشمن وقتی بتواند یک ملت را از ملت دیگر جدا کند، قدرت بیشتری پیدا می‌کند؛ اما وقتی ملت‌های مسلمان بفهمند که سرنوشت‌شان به یکدیگر گره خورده است، معادله تغییر خواهد کرد.
امنیت مشترک است، سرنوشت مشترک است و آینده جهان اسلام نیز بدون همکاری و بیداری مسلمانان ساخته نخواهد شد.
https://avapress.net/vdcgyt9wuak93z4.rpra.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما