موضوع و اصطلاح تکفیر زمانی در جامعه سیاسی توسعه یافت که سیاستمداران کاخ سفید از این اصطلاح به عنوان حربهای برای تضعیف و تهدید گسترش آزادیخواهی سرزمینهای اسلامی و عدم شکلگیری امت اسلامی استفاده نمودند. از این رو، اصطلاح تکفیر در ادبیات سیاسی بزرگنمایی شد.
در بخشی از سرزمینهای اسلامی، مذهبسازی نموده و با استفاده از احساسات غیرمعقول، عدهای از افراد جاهطلب را به جان مردم انداختند. نتیجه تحریکات غیرمعقول احساسات بعضی از افراد جامعه، سبب قتل عام هزاران نفر مرد و زن، کودک و نوجوان بیدفاع و مظلوم در چندین کشور اسلامی شد.
کاربرد کفر در قرآن کریم
کلمه «تکفیر» با این صیغه در قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما کلمه «کفر» با صیغههای متفاوت فراوان به کار رفته است. کلمه کفر در لغت به معنی پوشاندن است. مردم عرب به افراد دهقان و کشاورز «کافر» میگویند؛ چون آنها دانههای گیاهان را زیر خاک میپوشانند.
این واژه با مشتقات خود در قرآن کریم ۵۲۴ بار به کار رفته است. معانی لغوی به کار رفته این کلمه در قرآن کریم به صورت متضاد صورت گرفته است؛ هم معنی مثبت دارد و هم معنی منفی. مثلاً «کیف تکفرون بالله» یعنی چگونه به حقیقت الهی کفر میورزید؟ یا «فمن یکفر بالطاغوت» یعنی کسی که به افراد سرکش کفر ورزد، به ریسمان الهی چنگ زده است.
پس استفاده از کلمه کفر در ابعاد منفی آن با معیارهای قرآنی، قرینه میخواهد؛ قرینه مقالیه یا حالیه. باید قرائن را هم در آیات کلامالله مجید جستوجو نمود و مطابق همان قرائن هم به کار برد.
کاربرد کفر در روایات
کلمه تکفیر یعنی کافر انگاری برای افراد یا گروهی نسبت به وجود خداوند یا حقایق موجود در شریعت اسلامی. برای اثبات آن، علاوه بر مراجعه به قرآن کریم، ارجاع به روایات معتبر نبوی و اهل بیت پیامبر اکرم(ص) هم لازم و ضروری است. مردم جامعه اسلامی باید از نوع کاربرد این کلمه و معانی به کار رفته از آن در احادیث نبوی و امامان معصوم و صاحبان اندیشه اصحاب رسول الله الاعظم(ص) اطلاع کافی داشته باشند.
امام جعفر صادق علیه السلام در حدیثی میفرماید: «الکفر فی کتاب الله علی خمسه اوجه؛ فمنها کفر الجحود. الجحود علی وجهین و الکفر بترک ما امرالله و کفر البراءت و کفر النعم.»
امام جعفر صادق علیه السلام مطابق آیات قرآن کریم برای کفر پنج معنی ذکر نمودهاند:
نخست، کفر به معنی انکار که خود بر دو قسم است: انکار ربوبیت الهی و انکار معرفت الهی.
دوم، کفر به معنی ترک امر الهی.
سوم، کفر به معنی برائت.
چهارم، کفر به معنی نادیده گرفتن نعمت الهی.
در این حدیث، امام جعفر صادق با استدلال به آیات قرآن مجید معانی کفر را شرح دادهاند. مراجعه به شرح و توضیح آن برای خوانندگان لازم و ضروری است.
با توجه به این دو مرجع مسلمین، کاربرد کلمه تکفیر با معیارهای سلیقهای یک مطلب کاملاً اشتباه است.
مرزهای شرعی تکفیر
برای توضیح بیشتر، بیان چند نکته ضروری است:
نخست؛ فردی یا گروهی وقتی اقرار به شهادتین یعنی «لااله الاالله و محمد رسول الله» میکنند، نسبت تکفیر به آنها خطا و اشتباه است. این مجموعه از کفر به معنی جحود یا همان انکار معرفت خداوند یا انکار ربوبیت الهی خارج شده و موحد شناخته میشوند. کشتن چنین افراد یا گروهی گناه کبیره بوده و باید قاتل یا قاتلین چنین افرادی قصاص شوند.
دوم؛ فرد یا گروهی اگر از فرمان الهی خارج شوند، واجب را ترک کنند یا مرتکب حرام شوند، نوع اعمالشان با توجه به منابع فقه اسلامی متفاوت است؛ یعنی همه اعمال واجب یا همه اعمال حرام از نوع مجازات یکسان برخوردار نیستند. مثلاً کسی که نماز واجب را ترک کرده یا فرمان حاکم شرع را نادیده میگیرد، حکم الهی نسبت به آنها قتل نیست.
نسبت دادن کفر به چنین افرادی به معنی خروج از دین نیست. مذاهب اسلامی مانند مذهب جعفری، مذهب حنفی، مذهب مالکی، مذهب شافعی و مذهب حنبلی به چنین افرادی حکم تکفیر نمیدهند.
سوم؛ کفر به معنی برائت یعنی دوری از باطل است که نقطه مقابل آن قبول ولایت است. این نوع کفر معنی مثبت است؛ هرچند ممکن است مورد استفاده منفی هم قرار بگیرد. در صورت استفاده منفی هم حکم تکفیر به معنی انکار ربوبیت یا انکار معرفت الهی بر آن بار نمیشود.
چهارم؛ کفر نعم الهی هرچند در مراحل مختلف احکام خاص خود را دارد و ممکن است تا حد ارتداد پیش رود، اما تا به مرحله ارتداد نرسیده، خروج از دین محسوب نمیشود.
ناگفته نباید گذاشت که صرف ارتداد یا کفر به معنی انکار معرفت و یا انکار ربوبیت هم محکوم به قتل نیست.
نتیجه
صرف نسبت دادن تکفیر برای هیچ فرد یا گروهی به معنی خروج آنها از دین محسوب نمیشود. افرادی که در چند سال گذشته از روی احساسات و دور از آگاهی دینی و دور از عقلانیت در کشورهای مختلف اسلامی افراد یا گروههایی را با نسبت دادن تکفیر به قتل رساندهاند، منتظر مجازات الهی باشند.
جامعه تشیع امامیه «پیروان امام جعفر صادق علیه السلام» از نسبت دادن تکفیر به پیروان مذاهب اسلامی دیگر بیزار است.
نکته مهم آنکه خوارج و نواصب مطابق اعتقاد مذاهب شناخته شده اسلامی، مسلمان شمرده نمیشوند؛ اما کشتنشان بدون دلیل شرعی جایز نمیباشد. امت اسلامی با ادیان دیگر هم زندگی مسالمتآمیز دارند.
در پایان باید گفت که راه نجات امت اسلامی از گرداب تکفیر و خشونت، بازگشت به قرآن و سنت معتبر نبوی، تقویت عقلانیت دینی و گسترش فرهنگ گفتوگوست. تنها در سایه چنین رویکردی است که میتوان از تکرار فاجعههای تلخ گذشته جلوگیری کرد و زمینه را برای همزیستی مسالمتآمیز و عزت دوباره امت اسلامی فراهم ساخت.