در این میان، هر یک از ما مسئولیت داریم. اگرچه بحث وحدت اسلامی اغلب در سطوح کلان و سیاسی دنبال میشود، اما تجربیات مؤمنان نشان داده است که بنیاد محکم این وحدت از کف جامعه و از درون کوچکترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده شکل میگیرد.
خانواده؛ نخستین پایگاه وحدت
در فرهنگ اسلامی، خانواده نه تنها یک قرارداد اجتماعی، بلکه کانون تربیت دینی و اخلاقی است. در این جامعه کوچک، اصولی مانند عدالت، محبت و احترام متقابل که زیربنای وحدت هستند، نهادینه میشود. تحقیقات نشان داده است که زوجین مسلمان، اعم از شیعه و سنی، دین را منبعی برای تحکیم روابط خانوادگی و ایجاد وحدت و همدلی بین اعضای خانواده میدانند و بر نقش ارزشهای مشترک در غلبه بر چالشها تأکید دارند.
الگوی کامل و جامع برای هر خانواده مسلمان، خانواده و اهلبیت پیامبر اکرم(ص) است. ما شنیدهایم و در منابع معتبر خواندهایم که حضرت رسول اکرم(ص) و اهلبیت آن حضرت چگونه برای وحدت و تحکیم آن در بین جوامع زمان خود تلاش کردند. نمونهای بارز از این تلاشها، صلح امام حسن(ع) با معاویه است که درس بزرگ مدارا و حفظ کیان اسلامی را به ما میآموزد.
نقش اعضای خانواده در گسترش اتحاد
هر عضو خانواده، نقش و اثر کلیدی در ایجاد زنجیره وحدت در جامعه دارد.
پدر و مادر به عنوان اولین الگوی عملی برای فرزندان خود هستند. فرزندان، وحدت را در رفتار والدین میبینند. وقتی پدر و مادر اختلافات را با تدبیر مدیریت کنند و با همسایگان اهل تسنن یا اهل تشیع با احترام رفتار کنند، عملاً در ذهن فرزندان خود بذر وحدت، همدلی و یکپارچگی را میکارند.
فرزندان در یک خانواده، سفیران وحدت در جامعه و جهان اسلامی هستند. نسلی که در محیطی آکنده از احترام به تنوع عقاید رشد کردهاند، در مکاتب و دانشگاهها به عنوان سفیران و مبلغان صلح و وحدت عمل میکنند. آنان به جای تأکید بر مرزهای مذهبی، بیشتر بر مشترکات مذاهب تمرکز خواهند کرد.
متأسفانه امروزه نخبگان، فرهیختگان و جوانان تحصیلکرده جوامع اسلامی، رسالت خود را به درستی انجام نمیدهند. آنان به جای تبلیغ وحدت بین مسلمانان، بیشتر به دنبال تبلیغ مسائل حاشیهای و اختلافافکن هستند.
نقش علما و بزرگان در ایجاد وحدت و برادری
بزرگان مذاهب، جوامع و محلات، مسئولیتی سنگینتر نسبت به سایر افراد جامعه دارند. علما باید در مساجد و محافل مردمی بر وحدت و یکپارچگی تأکید کنند، نه اینکه به اختلافات دامن بزنند، یکدیگر را تکفیر کنند و به هم توهین نمایند.
متأسفانه برخی از علمای ما در دام تفرقهافکنی دشمنان اسلام افتادهاند. بعضی از علما، درس دینی و شرعی را به خوبی میدانند، اما مثقالی از جنگ فکری که کفار برای نابودی اسلام آغاز کردهاند، نمیدانند. برخی چنان در عصبیت و تعصب غرق شدهاند که مثلاً عالمی میگفت: «یادگیری زبان انگلیسی حرام است.» چنین علما نه تنها مردم را به وحدت دعوت نمیکنند، بلکه آنان را به دشمنی و بدپنداشتن پیروان سایر مذاهب تشویق مینمایند.
در مقابل، علما و بزرگان معززی نیز داریم که همواره مردم را به اخوت و برادری دعوت کردهاند. نمونهای بارز از این علما، شهید خامنهای(ره) بود. من بارها از ایشان شنیدهام که میفرمود: «نیاز فعلی جامعه اسلامی وحدت است؛ ما باید به مشترکات فکر کنیم، نه به اختلافات و جزئیات.»
پس وحدت اسلامی، ساختن امت واحده و پسگیری قدرت از استکبار جهانی، نیاز مبرم به وحدت بین مسلمین و پیروان مذاهب گوناگون دارد. همانگونه که خداوند در قرآن مجید میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»؛ یعنی مؤمنان با یکدیگر برادرند.
خداوند متعال همه ما را در راه ایجاد وحدت در جامعه توفیق دهد تا باشد که روزی در افغانستان عاری از تعصب و قومگرایی زندگی کنیم.
اللهم ألّف بین قلوبنا و أصلح ذات بیننا.