مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان افغانستان، در ۱۵ سنبله ۱۳۷۰ خورشیدی تأسیس گردید و از همان آغاز، فعالیت خود را بر سه محور اساسیِ دین، مردم و مصالح افغانستان استوار نمود.
هدف از تأسیس این جریان انقلابی، اجرای دستورات الهی، حفظ منافع علیای مردم و دفاع از مصالح کشور بوده و فعالیتهای فکری، فرهنگی، اجتماعی و رسانهای آن بر همین مبنا سامان یافته است. از این جهت، مرکز تبیان را میتوان یکی از نمونههای درخشان و قابل مطالعه در تاریخ تشکلهای فرهنگی ـ اجتماعی افغانستان دانست؛ تشکلی که تلاش کرده است در کنار فعالیتهای تبلیغی و دینی، در عرصههای رسانه، آموزش، آگاهیبخشی اجتماعی، تحلیل تحولات سیاسی و دفاع از استقلال و هویت اسلامی افغانستان نیز حضور مستمر و تأثیرگذار داشته باشد.
از هسته فکری تا جریان اجتماعی: روایتی از یک گذار سازمانی
بررسی فعالیتهای مرکز تبیان از آغاز تاکنون نشان میدهد که این مرکز، فعالیتهای هدفمند خود را در ۱۵ سنبله/شهریور ۱۳۷۰ با کمترین امکانات آغاز نموده و بهتدریج دامنه فعالیتها را گسترش داده است. این تحول را میتوان از دیدگاه جامعهشناسی سازمانها، گذار یک هسته فکری ـ فرهنگی به یک جریان اجتماعی ـ فرهنگی و رسانهای دانست؛ مرکز تبیان در طول تاریخ پرافتخار خود تلاش کرده است میان حوزههای دین، آموزش، رسانه، جوانان، خانواده، اجتماع و مسائل سیاسی پیوندهای اساسی برقرار کند. به همین دلیل، مرکز تبیان در طول فعالیت خود به برگزاری نشستهای علمی و تحلیلی، دورههای آموزشی، فعالیتهای رسانهای، برنامههای جوانان و بانوان، گفتمانهای سیاسی و اجتماعی و ارتباط با علما و دانشگاهیان اهتمام ورزیده و حرکت با گامهای استوار در این مسیر را در دستور کار قرار داده است.
تربیت نیروی انسانی: از مخاطب منفعل تا کنشگر فرهنگی
یکی از مهمترین ابعاد فعالیتهای مرکز تبیان، حوزه آموزش و تربیت نیروی انسانی بوده است. همواره مسئولان مرکز تبیان اعلام کردهاند که طی سالهای فعالیت خود، دهها هزار نفر در رشتهها و زمینههای مختلف تحت آموزش قرار گرفتهاند و صدها نیروی خبرنگار نیز تربیت شدهاند. این آمارها نشاندهنده توجه جدی مرکز تبیان به مسئله تربیت نیروهای انسانی فرهنگی و رسانهای است. اهمیت این اقدام در آن است که جامعهای مانند افغانستان برای عبور از بحرانهای مزمن، تنها به نیروهای نظامی و سیاسی نیاز ندارد؛ بلکه بیش از هر زمان دیگر به نیروهای انسانی آگاه، متخصص، متعهد و دارای قدرت تحلیل نیازمند است. از همین رو، آموزش فن بیان و خطابه، مباحث دینی، مسائل اجتماعی، آموزشهای رسانهای، رایانه و فعالیتهای فرهنگی، بخشی از تلاشهایی بوده است که در نمایندگیهای مختلف مرکز تبیان دنبال شده است. بنابراین، باید یکی از آثار مهم این فعالیتها را تلاش برای تبدیل مخاطب منفعل به کنشگر فرهنگی دانست.
استقلال فکری، پیششرط استقلال سیاسی
این دید و نگاه از یک واقعیت مهم حکایت دارد: اگر استقلال سیاسی بدون استقلال فکری و فرهنگی باشد، پایدار نخواهد ماند. از همین رو، مقابله با تهاجم فرهنگی دشمنان اسلام، تقویت هویت اسلامی، تربیت نیروهای فرهنگی، گسترش رسانه و آگاهیبخشی عمومی را میتوان حلقههای بههمپیوسته یک راهبرد فرهنگی در کارنامه مرکز تبیان دانست. در حقیقت، این مرکز از همان آغاز دریافته بود که سلطه خارجی تنها از مسیر اشغال نظامی تحقق نمییابد، بلکه تهاجم فرهنگی و فکری میتواند زمینهساز وابستگیهای عمیقتر و ماندگارتر باشد. از این منظر، تأکید بر استقلال فکری به معنای نفی هرگونه تعامل با جهان بیرون نیست، بلکه به معنای حفظ اصالت هویتی و توانایی تولید فکر، روایت و الگوی بومی در مواجهه با جریانهای جهانی است.
هفتم جدی ۱۳۹۶: نقطه عطف تاریخی در تقابل خشونت و اندیشه
هفتم جدی ۱۳۹۶ شمسی، آزمون بزرگ و نقطه عطف تاریخی و یکی از تلخترین و در عین حال مهمترین مقاطع تاریخ فعالیتهای مرکز تبیان به حساب میآید. در آن روز، نشست علمی ـ پژوهشی در مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان و
خبرگزاری صدای افغان(آوا) در کابل هدف حمله تروریستی قرار گرفت و دهها تن از علما، فرهنگیان، دانشجویان، خبرنگاران و فعالان اجتماعی شهید و زخمی شدند. اهمیت این حادثه تنها در تعداد قربانیان آن خلاصه نمیشود، بلکه نوع هدف انتخابشده نیز قابل تأمل است.
هدف، یک پادگان نظامی نبود، بلکه محفلی علمی و فرهنگی بود که در آن علما، دانشجویان، استادان، خبرنگاران و فعالان اجتماعی گرد هم آمده بودند. از این رو، هفتم جدی را میتوان نمادی از تقابل خشونت افراطی با دانش، آگاهی، فرهنگ و گفتوگو دانست. تداوم فعالیت مرکز تبیان پس از این حادثه نیز نشان داد که ترور فیزیکی انسانها لزوماً به معنای نابودی یک اندیشه و یک جریان فرهنگی نیست، بلکه جریانهای اصیل فکری از دل بحرانها با انگیزه و مسئولیت بیشتری به مسیر خود ادامه میدهند.
وحدت اسلامی: از شعار تا راهبرد اجتماعی
یکی دیگر از ابعاد قابل توجه فعالیتهای مرکز تبیان، تلاش برای تقریب بین پیروان مذاهب اسلامی و تقویت مبانی وحدت اسلامی است. در نمایندگیهای مرکز تبیان در ولایات مختلف افغانستان، برگزاری نشستهای مشترک با علما و ائمه جماعات شیعه و سنی و تلاش برای ایجاد فضای گفتوگو و تقریب بین مذاهب اسلامی بهطور مستمر و هدفمند ادامه داشته است. این رویکرد از منظر جامعهشناختی افغانستان اهمیت فراوانی دارد، زیرا یکی از عوامل شکنندگی در جامعه افغانستان، تبدیل تفاوتهای مذهبی و قومی به تضادها و شکافهای سیاسی و امنیتی بوده است. بنابراین، وحدت اسلامی زمانی پایدار خواهد بود که از سطح شعار عبور کرده، به فرهنگ اجتماعی تبدیل شود. به سخن دیگر، وحدت به عنوان یک راهبرد اجتماعی مستلزم نهادینهشدن مدارا، احترام متقابل و درک مشترک از منابع دینی در مناسبات روزمره اجتماعی است.
معارف اهلبیت(علیهم السلام): سرمایه مشترک اسلامی، نه هویت فرقهای
معارف اهلبیت(علیهم السلام)، محور هویت دینی و زمینهساز وحدت پایدار در کشور به حساب میآید. مرکز تبیان از آغاز فعالیتهای خود، بر اندیشه و معارف اهلبیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) تأکید داشته است و جریان فکری آن از ابتدا بر محور اندیشه اهلبیت(علیهم السلام) و تفکر ولایی استوار بوده است. اما در یک جامعه چندمذهبی با تنوع قومیتی مانند افغانستان، مسئله مهم این است که چگونه میتوان معارف اهلبیت(علیهم السلام) را از یک موضوع صرفاً فرقهای به یک سرمایه مشترک اسلامی تبدیل کرد. پاسخ را باید در سیره اهلبیت(علیهم السلام) جستوجو نمود. اهلبیت(علیهم السلام) تنها برای یک گروه خاص از مسلمانان سخن نگفتهاند، بلکه میراث آن بزرگواران سرشار از آموزههایی درباره عدالت، کرامت انسان، اخلاق، آزادی، مبارزه با ظلم، وحدت امت، علم، معنویت، مسئولیت اجتماعی و دفاع از مظلوم است. به همین دلیل، معرفی صحیح و علمی سیره اهلبیت(علیهم السلام) میتواند عاملی برای تقویت وحدت و همگرایی اسلامی باشد. امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیه السلام) نماد عدالت است، امام حسین(علیه السلام) نماد آزادگی و مبارزه با ظلم، امام سجاد(علیه السلام) نماد دعا، اخلاق و تربیت؛ امام باقر و امام صادق(عیهمالسلام) نماد دانش و گفتوگوهای علمی، و سایر ائمه(علیهم السلام) هر یک جلوهای از یک منظومه بزرگ اخلاقی و انسانیاند. اگر این معارف با زبان علمی، عقلانی و وحدتآفرین ارائه شود، میتواند در افغانستان بهجای ایجاد فاصله، زمینهساز تقویت مشترکات امت اسلامی شود.
جوانان، آینده افغانستان و مسئولیت نهادهای فرهنگی
مرکز تبیان و جامعه افغانستان یکی از جوانترین جوامع منطقه است و آینده کشور تا حد زیادی به کیفیت تربیت فکری و اخلاقی نسل جوان وابسته است. از این رو، توجه مرکز تبیان به دانشجویان، جوانان، آموزش، رسانه، فناوری و فعالیتهای فرهنگی، یکی از نقاط مهم کارنامه این جریان انقلابی است. نسل جوان افغانستان اگر از نظر علمی و تخصصی رشد کند اما از نظر هویت، مسئولیت اجتماعی و قدرت تحلیل سیاسی و رسانهای ضعیف باشد، ممکن است بهآسانی تحت تأثیر جریانهای مختلف داخلی و خارجی قرار گیرد. بنابراین، تربیت جوان متخصص، مؤمن، آگاه، مسئولیتپذیر و دارای روحیه خدمت به وطن، یکی از مهمترین ضرورتهای آینده افغانستان است. در این میان، نهادهای فرهنگی چون مرکز تبیان میتوانند بهعنوان پل ارتباطی میان نسل جوان و سرمایههای فکری جامعه عمل کنند و از انقطاع نسلی جلوگیری نمایند.
دین در متن زندگی: پیوند امر قدسی با مسائل عینی جامعه
هدف اصلی از تلاشها و مجاهدتهای شبانهروزی مسئولین و اعضای مرکز تبیان در جهت ایجاد پیوندهای استوار دین با زندگی مردم، به عنوان یکی از بارزترین ویژگیهای این نهاد فرهنگی، آن است که فعالیتهای توأمان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دینی هیچگاه از زندگی واقعی مردم جدا نگردد. در این نگاه، دین نه به مثابه امری انتزاعی و محصور در مناسک فردی، بلکه به عنوان نظامی معنابخش به حیات اجتماعی و سیاسی درک میشود.
این رویکرد به نوعی توجه عملی به احکام اجتماعی دین است؛ آموزههای دینی از مفاهیم صرفاً نظری به راهکارهایی برای اصلاح زندگی فردی و اجتماعی مبنای عمل قرار گرفته، به این معنا که دین هنگامی میتواند در جامعه نقش تمدنساز داشته باشد که در اخلاق، خانواده، آموزش، اقتصاد، سیاست، رسانه و روابط اجتماعی اثر فعال و مسئولانه پیدا کند.
رسانه و قدرت تولید روایت: از خبرگزاری آوا تا افق رسانه بومی
در چهارچوب اهداف مرکز تبیان، یکی از برجستهترین ویژگیها، توجه جدی به رسانه بوده است. فعالیتهای رسانهای آن از دهه ۱۳۷۰ شمسی آغاز شده و سپس با تأسیس خبرگزاری صدای افغان (آوا) در ۲۶ حوت ۱۳۸۰ شمسی وارد مرحله تخصصی و حرفهای گردیده است. حقیقتاً تأسیس و توسعه رسانه در افغانستان اهمیت مضاعفی داشته و دارد؛ در جامعهای که بخش بزرگی از افکار عمومی تحت تأثیر رسانههای داخلی و خارجی قرار دارد، قدرت تولید روایت، بخشی از قدرت فرهنگی و اجتماعی یک ملت است. مرکز تبیان تلاش کرده است مخاطبین رسانه را به تولیدکننده پیام تبدیل کند، یعنی به جای آنکه جامعه افغانستان صرفاً شنونده اخبار و تحلیلهای دیگران باشد، بخشی از نیروهای بومی را برای تولید خبر، تحلیل و محتوای فرهنگی تربیت کند. خبرگزاری آوا نیز در این مسیر به یکی از مهمترین عناصر رسانهای فعال و همراه با این جریان انقلابی درآمده و موضوعات دینی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی افغانستان را بهطور هدفمند پوشش داده است. این تجربه نشان میدهد که رسانه بومی میتواند در کنار اطلاعرسانی، به نهاد هویتساز و گفتمانساز نیز تبدیل شود.
تولید گفتمان: مهندسی فرهنگی در خدمت آگاهی عمومی
یکی دیگر از مهمترین کارکردهای این جریان فرهنگی ـ اجتماعی، تولید گفتمان است؛ یعنی ایجاد چهارچوبی که جامعه بتواند حوادث پیرامون خود را از طریق آن تحلیل نماید. مرکز تبیان در طول سالهای فعالیت خود، موضوعاتی مانند هویت اسلامی و ملی، استقلال افغانستان، مقابله با اشغال و سلطه خارجی، وحدت اسلامی، تقریب مذاهب اسلامی، جایگاه خانواده، تربیت جوانان، مسائل زنان، نقش رسانه در جامعه، تحولات سیاسی افغانستان، فلسطین و جهان اسلام، فرهنگ عاشورا، سیره اهلبیت(علیهم السلام) و مسئولیتهای اجتماعی علما و نخبگان را در قالب نشستها، همایشها، سخنرانیها و فعالیتهای رسانهای دنبال کرده است. این فعالیتها به نوعی مهندسی فرهنگی و آگاهی عمومی به حساب میآید؛ البته نه به معنای تحمیل یکسانسازی فکری، بلکه به معنای تلاش برای طرح پرسشهای اساسی و ارائه چهارچوبهای دینی و ملی برای تحلیل مسائل روز.
استقلال افغانستان: از خاطره تاریخی تا گفتمان زنده
استقلال افغانستان، یکی از محورهای مستمر فعالیتهای مرکز تبیان بوده است. برگزاری نشستها و گفتمانهای تحلیلی به مناسبت ۲۸ اسد، بررسی مفهوم استقلال، آسیبشناسی وابستگی سیاسی و اقتصادی و بررسی نقش قدرتهای خارجی در تحولات افغانستان، نشان میدهد که استقلال در ادبیات این مرکز صرفاً یک مناسبت تاریخی نیست، بلکه یک مسئله مستمر سیاسی و فرهنگی میباشد. در این نگاه، استقلال تنها به معنای خروج سربازان خارجی از خاک کشور نیست، بلکه استقلال واقعی مجموعهای از مؤلفهها را دربرمیگیرد؛ مؤلفههایی مانند استقلال سیاسی، استقلال اقتصادی، استقلال فرهنگی، استقلال رسانهای، حاکمیت ملی و توان تصمیمگیریهای مستقل. این برداشت از استقلال برای افغانستان اهمیت ویژه دارد، زیرا تجربه تاریخی کشور نشان میدهد که دخالت قدرتهای خارجی میتواند از عرصه نظامی آغاز شود، اما در صورت استمرار، به حوزههای سیاسی، اقتصادی، آموزشی، رسانهای، فرهنگی و اعتقادی نیز گسترش پیدا کند.
مواضع سیاسی در مقاطع سرنوشتساز: نقد سلطه، حمایت از حاکمیت
مواضع سیاسی مرکز تبیان در مقاطع سرنوشتساز افغانستان صرفاً فرهنگی نبوده و این مرکز در مقاطع مختلف، درباره مسائل سیاسی کشور نیز موضعگیریهای اساسی و سرنوشتساز داشته است. به عنوان نمونه، مرکز تبیان بر ضرورت حمایت از حکومت افغانستان برای حفظ تمامیت ارضی، امنیت و ثبات کشور تأکید کرده، در عین حال تصریح نموده است که حمایت به معنای چشمپوشی از ضعفها و نواقص حکومت نیست و نقد اصلاحی باید ادامه داشته باشد. در عین حال، مواضع سیاسی مرکز تبیان در دوره حضور نظامی آمریکا و ناتو در افغانستان، عمدتاً بر نقد حضور نظامی خارجی و تأکید بر استقلال و حاکمیت ملی متمرکز بوده است. این موضع در برنامهها و گفتمانهای مربوط به سالروز آغاز حمله آمریکا به افغانستان نیز بازتاب یافته است. از این جهت، یکی از ویژگیهای قابل بررسی در مواضع سیاسی مرکز تبیان، تلاش برای پیوند دادن دو مفهوم دفاع از استقلال و مخالفت با سلطه قدرتهای خارجی است.
جنگ نرم و میدانهای نوین مبارزه فرهنگی
یکی از مفاهیم محوری در ادبیات فکری مرکز تبیان، توجه به جنگ نرم و مبارزه فرهنگی است. در تحلیل عملکرد این مرکز، مبارزه با اشغال تنها به میدان نظامی محدود نمیشود، بلکه رسانه، فرهنگ، آموزش، خانواده، جوانان و هویت دینی نیز میدانهای تعیینکنندهای هستند. در کارنامه پرافتخار مرکز تبیان، همواره موضوعاتی مانند خانواده، زنان، جوانان، آموزش، مسائل اجتماعی، مهاجرین و مشکلات عمومی جامعه نیز مورد توجه قرار گرفته و مبنای عمل بوده است.
این نگرش نشان میدهد که نبرد اصلی در جهان معاصر، نه بر سر تصرف جغرافیا، بلکه بر سر تصرف ذهنها، باورها و سبک زندگی است؛ میدانهایی که پیروزی در آنها مستلزم کار فرهنگی عمیق، مستمر و نهادینه است.
تبیین به مثابه رسالت: از آگاهی به مسئولیت، از مسئولیت به عمل
درواقع نام مرکز تبیان حامل مفاهیم مهمی چون تبیین، روشنگری و آشکار ساختن حقیقت است. در دنیای امروز، جنگ اصلی تنها بر سر تصرف سرزمینها نیست، بلکه بر سر تصرف اذهان، روایتها و افکار عمومی است. در چنین شرایطی، رسانهای که خبر تولید میکند، عالمی که شبهه را پاسخ میدهد، استادی که جوان را آموزش میدهد، مبلغی که حقیقت را برای مردم توضیح میدهد و فعال اجتماعی که امید و مسئولیت را در جامعه زنده میکند، همه در حقیقت در میدان تبیین فعالیت دارند. از این رو رسالت مرکز تبیان، تلاش برای تبدیل آگاهی به بیداری، بیداری به مسئولیت و مسئولیت به عمل اجتماعی بوده است. اگر طی سه دهه و نیم، جمع قابل توجهی از علما، فرهنگیان، خبرنگاران، جوانان، دانشجویان و فعالان اجتماعی با این مجموعه همکاری کردهاند، این نیروی انسانی مهمترین سرمایه تاریخی آن محسوب میشود. هفتم جدی ۱۳۹۶ شمسی نیز این واقعیت را به شکل دردناکی آشکار نمود، زیرا قربانیان آن حادثه از طیفهای مختلف علمی، فرهنگی، رسانهای و اجتماعی بودند.
چشمانداز آینده: بازخوانی مسئولیتها در افغانستانِ امروز
سیوپنجمین سالروز تأسیس مرکز تبیان، فرصتی برای بازخوانی مسئولیتهای آینده است. افغانستان امروز بیش از گذشته به نهادهایی نیاز دارد که از هویت اسلامی و ملی مردم دفاع کنند، استقلال و حاکمیت ملی افغانستان را پاس بدارند، با افراطگرایی و خشونت به نام دین مقابله فکری کنند، میان حوزه و دانشگاه پیوند ایجاد نمایند، جوانان را برای آینده علمی و مدیریتی کشور آماده سازند، رسانههای حرفهای و مسئولیتپذیر تربیت کنند، وحدت شیعه و سنی را به یک فرهنگ اجتماعی تبدیل نمایند، از معارف اهلبیت(علیهم السلام) با زبان علمی، عقلانی و وحدتآفرین دفاع کنند، در برابر هرگونه وابستگی و سلطه خارجی حساس باشند، و در عین حمایت از مصالح عمومی کشور، نقد سازنده و اصلاحگرانه را نیز حفظ کنند.
فرجام سخن: رسالت سیوپنجساله در یک جمله
و اینک سیوپنج سال از آغاز به کار مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان افغانستان میگذرد؛ سیوپنج سالی که بخش مهمی از آن با فراز و نشیبهای تاریخ معاصر افغانستان همزمان بوده است. مرکز تبیان در این دوره، از یک هسته فرهنگی به مجموعهای با فعالیتهای آموزشی، رسانهای، اجتماعی، تبلیغی و سیاسی تبدیل شده و تلاش کرده در عرصههای مختلف جامعه افغانستان حضور داشته باشد. مهمترین ویژگی قابل مطالعه در این کارنامه، پیوند میان فرهنگ، رسانه، دین و مسئله استقلال افغانستان است. از سوی دیگر، تأکید بر وحدت اسلامی و تلاش برای ایجاد ارتباط میان پیروان مذاهب مختلف، از جمله عرصههایی است که میتواند در آینده نیز اهمیت بیشتری پیدا کند. معارف اهلبیت(علیهم السلام) نیز اگر با زبان علمی و با تکیه بر مشترکات اسلامی عرضه شود، میتواند به جای آنکه صرفاً یک هویت مذهبی را بازنمایی کند، به منبعی برای اخلاق، عدالت، معنویت، آزادگی و وحدت امت اسلامی تبدیل شود.
بنابراین، بزرگداشت سیوپنجمین سالروز تأسیس مرکز تبیان، فرصتی است برای بازاندیشی درباره یک پرسش بزرگ: در افغانستانِ امروز و فردا، چگونه میتوان از فرهنگ، دین، استقلال، وحدت و کرامت انسان دفاع کرد و جامعهای آگاه، آزاد، مؤمن و برخوردار از عزت ملی ساخت؟! پاسخ این پرسش، در تربیت انسان، تولید اندیشه، گسترش آگاهی، تقویت رسانه، گفتوگوی اسلامی و حضور مسئولانه در جامعه نهفته است. و شاید بتوان رسالت سه دهه و نیم مرکز تبیان را در یک جمله خلاصه کرد: از سنگر فرهنگ تا میدان رسانه، از تبیین معارف اهلبیت(علیهم السلام) تا دفاع از وحدت اسلامی؛ و از روشنگری اجتماعی تا پاسداری از استقلال و عزت افغانستان.
بنابراین سیوپنجمین سالروز تأسیس مرکز تبیان، میتواند نقطهای برای قدردانی از گذشته، تجلیل از فداکاریهای یاران و شهدای این مسیر و مهمتر از همه، ترسیم افق تازهای برای آینده باشد؛ آیندهای که در آن آگاهی بر جهل، گفتوگو بر تعصب، وحدت بر تفرقه، استقلال بر وابستگی و فرهنگ بر خشونت غلبه کند.