تاریخ انتشار :يکشنبه ۵ میزان ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۰۴
کد مطلب : 366384
گردشگری افغانستان؛ از جاذبه‌های پنهان تا فرصت‌های اشتغال | آیا صنعت سیاحت می‌تواند بخشی از بحران اقتصادی را جبران کند؟
افغانستان سرزمینی با جاذبه‌های طبیعی، تاریخی و فرهنگی فراوان است؛ از دریاچه‌های بند امیر و دره‌های بدخشان تا شهرهای تاریخی هرات و بلخ، منار جام، پنجشیر و نورستان. با وجود این ظرفیت گسترده، گردشگری هنوز جایگاه متناسبی در اقتصاد کشور پیدا نکرده است. در شرایطی که افغانستان با کمبود فرصت‌های شغلی، کاهش قدرت خرید و فشارهای معیشتی روبه‌رو است، توسعه گردشگری می‌تواند با رونق هوتل‌ها، رستورانت‌ها، ترانسپورت، صنایع دستی و کسب‌وکارهای کوچک، به یکی از مسیرهای ایجاد درآمد و اشتغال تبدیل شود.
گردشگری؛ فراتر از یک سفر تفریحی
گردشگری در اقتصاد امروز تنها به بازدید از یک جاذبه طبیعی یا تاریخی محدود نمی‌شود؛ بلکه زنجیره‌ای از فعالیت‌های اقتصادی را به حرکت درمی‌آورد.
یک گردشگر برای ترانسپورت، اقامت، غذا، خرید صنایع دستی، راهنمایی و سایر خدمات هزینه می‌کند. بنابراین، پولی که گردشگر وارد یک منطقه می‌کند، می‌تواند میان ده‌ها کسب‌وکار کوچک توزیع شود.

بانک جهانی نیز گردشگری را از بخش‌هایی می‌داند که می‌تواند از طریق هوتل‌ها، رستورانت‌ها، حمل‌ونقل، صنایع دستی و خدمات محلی، برای جوانان و کسب‌وکارهای کوچک فرصت ایجاد کند. 

این ویژگی برای افغانستان اهمیت ویژه دارد؛ زیرا ایجاد یک شغل در گردشگری لزوماً به سرمایه‌گذاری سنگین نیاز ندارد. یک هوتل کوچک، رستورانت، موتر کرایه‌ای، فروشگاه صنایع دستی یا راهنمای محلی نیز می‌تواند بخشی از این زنجیره اقتصادی باشد.

اقتصاد افغانستان و نیاز به فرصت‌های تازه
اقتصاد افغانستان در سال‌های اخیر رشد نسبی داشته، اما این رشد هنوز نتوانسته فشارهای موجود بر بازار کار و معیشت مردم را برطرف کند.
بانک جهانی در ارزیابی‌های اقتصادی خود، ایجاد فرصت‌های شغلی، تقویت بخش خصوصی و افزایش سرمایه‌گذاری را از نیازهای اساسی اقتصاد افغانستان دانسته است. رشد سریع جمعیت، محدودیت سرمایه‌گذاری، ضعف نظام مالی و کاهش کمک‌های خارجی نیز از چالش‌های موجود به شمار می‌روند.

در چنین شرایطی، توسعه بخش‌هایی که بتوانند بدون وابستگی کامل به صادرات مواد خام، برای مردم درآمد ایجاد کنند، اهمیت دارد. گردشگری می‌تواند یکی از این بخش‌ها باشد؛ البته نه به عنوان راه‌حل همه مشکلات اقتصادی، بلکه به عنوان بخشی از راهبرد تنوع‌بخشی به اقتصاد.

میلیون‌ها بازدیدکننده؛ بازاری که هنوز به صنعت تبدیل نشده است
آمارهای وزارت اطلاعات و فرهنگ نشان می‌دهد که تقاضا برای گردشگری در داخل افغانستان وجود دارد.
این وزارت در سال ۲۰۲۶ اعلام کرد که در تعطیلات عید قربان، نزدیک به ۴ میلیون گردشگر داخلی و خارجی از جاذبه‌های طبیعی و تفریحی کشور بازدید کرده‌اند. در تعطیلات عید فطر نیز حدود ۲.۳ میلیون نفر از این جاذبه‌ها دیدن کرده بودند. 

البته رقم چهار میلیون به معنای چهار میلیون گردشگر خارجی نیست؛ بلکه مجموع بازدیدکنندگان داخلی و خارجی در دوره تعطیلات است. با این حال، همین آمار نشان می‌دهد که بازار گردشگری داخلی در افغانستان ظرفیت قابل توجهی دارد.
پرسش اصلی این است که آیا این حجم از سفر می‌تواند به درآمد پایدار برای مردم مناطق گردشگری تبدیل شود؟

بامیان؛ نمونه‌ای از ظرفیت اقتصادی گردشگری
بامیان یکی از روشن‌ترین نمونه‌های ظرفیت گردشگری افغانستان است. این ولایت در کنار جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی، بند امیر را نیز در اختیار دارد که از شناخته‌شده‌ترین جاذبه‌های طبیعی کشور است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده در سال ۲۰۲۶، در یک ماه بیش از ۳۰۰ هزار بازدیدکننده از جاذبه‌های تاریخی و طبیعی بامیان دیدن کرده‌اند که حدود ۱۴۱ هزار بازدید مربوط به بند امیر بوده است. همچنین مقام‌های محلی در سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کردند که در شش ماه نخست سال، بیش از ۵۰۰ هزار گردشگر داخلی و خارجی از جاذبه‌های بامیان بازدید کرده‌اند و حدود ۱۵۰۰ نفر از آنان گردشگران خارجی بوده‌اند.

این آمار نشان می‌دهد که بازار اصلی گردشگری بامیان را گردشگران داخلی تشکیل می‌دهند؛ موضوعی که اهمیت گردشگری داخلی را در شرایط کنونی برجسته می‌کند.

اما افزایش بازدیدکننده الزاماً به معنای افزایش متناسب درآمد همه کسبه نیست. برخی گزارش‌های میدانی از محدودیت قدرت خرید گردشگران داخلی، کمبود امکانات اقامتی و ضعف زیرساخت‌ها به عنوان موانع رشد درآمد گردشگری در بامیان یاد کرده‌اند.

بنابراین، سؤال فقط این نیست که «چند نفر به یک منطقه سفر می‌کنند»، بلکه باید پرسید: از هر گردشگر چه میزان درآمد در اقتصاد محلی باقی می‌ماند؟

از گردشگر تا اشتغال
یک سفر خانوادگی از کابل به بامیان می‌تواند برای چندین بخش اقتصادی درآمد ایجاد کند؛ خانواده برای کرایه موتر، اقامت، غذا، خرید سوغات و خدمات گردشگری هزینه می‌کند.

در این میان، راننده، هوتل‌دار، رستورانت‌دار، فروشنده صنایع دستی و راهنمای محلی همگی از یک سفر درآمد کسب می‌کنند.

به باور آگاهان امور، اگر سیاست گردشگری به جای تمرکز صرف بر افزایش تعداد گردشگران، بر افزایش سهم جوامع محلی از درآمد این بخش تمرکز کند، اثر گردشگری بر اشتغال و معیشت بیشتر خواهد شد.

این مسئله در مناطق روستایی و دوردست اهمیت بیشتری دارد؛ جایی که ایجاد یک کارخانه یا پروژه بزرگ صنعتی ممکن است دشوار باشد، اما گردشگری می‌تواند برای تعداد زیادی از خانوارها فعالیت اقتصادی ایجاد کند.

از بند امیر تا واخان؛ جاذبه‌هایی که هنوز بالفعل نشده‌اند
ظرفیت گردشگری افغانستان به بامیان محدود نیست. واخان بدخشان، طبیعت نورستان، دره‌های پنجشیر، آثار تاریخی هرات و بلخ، منار جام، غزنی، ننگرهار و ده‌ها منطقه دیگر می‌توانند بخشی از شبکه گردشگری کشور باشند.

با این حال، داشتن جاذبه به معنای داشتن صنعت گردشگری نیست.

گردشگر به جاده مناسب، اقامتگاه، خدمات صحی، اینترنت، راهنمای آموزش‌دیده، اطلاعات دقیق و خدمات عمومی نیاز دارد. اگر این حلقه‌ها وجود نداشته باشد، حتی مشهورترین جاذبه‌ها نیز نمی‌توانند ظرفیت اقتصادی خود را به‌طور کامل نشان دهند.

از سوی دیگر، افزایش گردشگران باید با حفاظت از محیط زیست و میراث فرهنگی همراه باشد؛ زیرا تخریب منابع طبیعی و تاریخی می‌تواند پایه اصلی صنعت گردشگری را در درازمدت از بین ببرد.

جوانان و بازار کار گردشگری
یکی از مزیت‌های گردشگری، تنوع مشاغلی است که می‌تواند ایجاد کند.

راهنمای گردشگری، راننده، کارمند هوتل، آشپز، فروشنده صنایع دستی، عکاس، تولیدکننده محتوای گردشگری و ارائه‌دهنده خدمات دیجیتال، تنها بخشی از مشاغلی هستند که می‌توانند با توسعه این صنعت رونق بگیرند.

وزارت اطلاعات و فرهنگ نیز در سال‌های اخیر از ایجاد فرصت‌های کاری برای صدها هزار جوان در بخش گردشگری سخن گفته است. با این حال، این آمارها نیازمند بررسی مستقل و تفکیک میان اشتغال مستقیم، غیرمستقیم و فصلی است.
نکته مهم این است که توسعه گردشگری باید به سمت ایجاد اشتغال پایدار حرکت کند، نه صرفاً مشاغلی که تنها در فصل‌های خاص فعال هستند.

فناوری؛ فرصت ارزان برای معرفی افغانستان
یکی دیگر از فرصت‌های مهم، استفاده از فناوری و شبکه‌های اجتماعی برای معرفی جاذبه‌های کمترشناخته‌شده است.

امروز یک ویدیوی حرفه‌ای از یک منطقه طبیعی می‌تواند در مدت کوتاهی میلیون‌ها مخاطب پیدا کند. نقشه‌های دیجیتال، وب‌سایت‌های چندزبانه، سیستم‌های رزرو آنلاین و ابزارهای هوش مصنوعی نیز می‌توانند ارتباط میان گردشگر و ارائه‌دهنده خدمات را آسان‌تر کنند.

برای افغانستان که بسیاری از جاذبه‌هایش هنوز در بازار جهانی گردشگری شناخته‌شده نیستند، این ابزارها می‌توانند هزینه تبلیغات و معرفی را کاهش دهند.

آیا گردشگری می‌تواند بخشی از بحران اقتصادی را جبران کند؟
پاسخ به این پرسش مثبت یا منفی مطلق نیست.
گردشگری به تنهایی نمی‌تواند مشکل بیکاری، فقر و ضعف سرمایه‌گذاری افغانستان را حل کند؛ اما می‌تواند یکی از بخش‌های مکمل اقتصاد باشد که از طریق آن، پول گردشگران در میان شمار زیادی از کسب‌وکارهای محلی گردش می‌کند.

به نظر کارشناسان، موفقیت افغانستان در حوزه گردشگری نباید تنها با تعداد گردشگران سنجیده شود؛ بلکه میزان درآمد ایجادشده، تعداد مشاغل پایدار، سهم مردم محلی از این درآمد و میزان سرمایه‌گذاری در مناطق گردشگری نیز باید معیار قرار گیرد.

جمع‌بندی
افغانستان جاذبه کم ندارد؛ آنچه کم دارد، یک زنجیره منظم و حرفه‌ای برای تبدیل این جاذبه‌ها به فعالیت اقتصادی پایدار است.

آمار میلیون‌ها بازدیدکننده داخلی، صدها هزار بازدید از بامیان و ده‌ها مقصد طبیعی و تاریخی نشان می‌دهد که ظرفیت گردشگری در کشور وجود دارد. چالش اصلی، تبدیل این ظرفیت به درآمد و اشتغال است.

اگر سرمایه‌گذاری در جاده‌ها و اقامتگاه‌ها، آموزش نیروی انسانی، حمایت از کسب‌وکارهای کوچک، توسعه گردشگری داخلی، معرفی جاذبه‌های کمترشناخته‌شده و حفاظت از محیط زیست هم‌زمان دنبال شود، گردشگری می‌تواند بخشی از ظرفیت اقتصادی افغانستان را فعال کند.

در نهایت، صنعت سیاحت شاید نتواند تمام بحران اقتصادی افغانستان را جبران کند؛ اما می‌تواند برای هزاران خانواده، به‌ویژه در مناطقی که از فرصت‌های اقتصادی محدودی برخوردارند، یک منبع تازه درآمد و اشتغال باشد.

مسئله اصلی دیگر این نیست که افغانستان چه جاذبه‌هایی دارد؛ بلکه این است که چگونه می‌توان از این جاذبه‌ها برای ساختن فرصت‌های اقتصادی پایدار برای مردم استفاده کرد؟
 
https://avapress.net/vdch6-nxk23n-xd.tft2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما