تاریخ انتشار :پنجشنبه ۶ سنبله ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۱۵
کد مطلب : 326693
از فرعون تا ترامپ؛ بازخوانی چهره استثمارگرایانه آمریکا در قرن بیست‌ویکم
خبرگزاری صدای افغان(آوا) ـ سرویس بین‌الملل: در نشست کابینه‌ای که اخیراً برگزار شد، دونالد ترامپ با لحن پیروزمندانه‌ای ادعا کرد: «کشورهای خارجی صدها میلیارد و حتی تریلیون‌ها دالر را مستقیماً به خزانه‌ی ما می‌پردازند — فقط برای اینکه سر میز مذاکره بنشینند.» این گزاره، چه از منظر کمّی و چه از منظر مفهومی، نیازمند واکاوی دقیق است؛ زیرا صرفِ صحت یا عدمِ صحتِ عددیِ ادعا اهمیت کمتری نسبت به پیامی دارد که چنین ادبیاتی دربارهٔ ماهیت سیاست خارجی و اقتصادی آمریکا منتقل می‌کند.
۱. از ادعا تا سازوکار: آیا واقعاً «پرداخت مستقیم» یا «تریلیون‌ها» وجود دارد؟
ادعاهای لفظی رئیس‌جمهور آمریکا نیازمند تفکیک دقیق هستند. ترامپ مدعی شد که «کشورهای خارجی صدها میلیارد و حتی تریلیون‌ها دالر» مستقیماً به خزانه آمریکا پرداخت می‌کنند تا «سر میز مذاکره بنشینند». این ادعا از چند منظر قابل بررسی است:
1. منابع درآمدی واقعی:
بخشی از درآمد دولت آمریکا از طریق تعرفه‌ها، مالیات واردات، و قراردادهای تسلیحاتی و دفاعی تأمین می‌شود. در ماه‌های اخیر، دولت ترامپ مجموعه‌ای از اقدامات اجرایی و تعرفه‌ای گسترده را به امضا رساند که هدف آن اصلاح تراز تجاری و افزایش درآمدهای خارجی اعلام شد.
2. تفاوت آمارها:
گزارش‌های رسمی خزانه‌داری و سازمان‌های آماری نشان می‌دهد درآمد ناشی از تعرفه‌ها و مالیات واردات به چندصد میلیارد دالر در سال محدود است.
برخی تحلیل‌ها، به ویژه در رسانه‌ها و مراکز مطالعاتی اقتصادی، درآمد بالقوه از اقدامات تعرفه‌ای و تحریم‌ها را تا حدود نیم تریلیون دالر در سال برآورد کرده‌اند.
با این حال، هیچ منبع رسمی نشان نمی‌دهد که کشورها «مستقیماً برای نشستن سر میز مذاکره» چنین مبالغ هنگفتی را به خزانه آمریکا پرداخت کرده باشند.
3. پیام مفهومی:
مهم‌تر از اختلاف عددی، پیام سیاسی و اقتصادی این ادعاست: ترامپ با این بیان، رویکرد استثمارگرایانه و اخاذی‌محور آمریکا را برجسته می‌کند و تصویر می‌دهد که کشورها برای بهره‌مندی از حمایت‌های واشینگتن مجبور به پرداخت مالی هستند. این پیام، حتی اگر از لحاظ آماری دقیق نباشد، بیانگر یک گفتمان واضح در سیاست خارجی و اقتصادی ایالات متحده است.
4. هزینه‌های جانبی و محدودیت‌ها:
حتی درآمدهای ناشی از تعرفه‌ها با وجود افزایش مقطعی، هزینه‌های جانبی زیادی ایجاد می‌کنند: افزایش قیمت برای مصرف‌کنندگان، فشار بر صنایع داخلی، اختلال در زنجیره تأمین و پیامدهای سیاسی برای روابط تجاری بلندمدت. این امر نشان می‌دهد که سود کوتاه‌مدت ناشی از تعرفه‌ها بسیار کمتر از تبلیغات و ادعاهای ترامپ است و با محاسبات واقعی بودجه فاصله زیادی دارد.
 
۲. ابزارها: تعرفه، تحریم، تسلیحات و فشار دیپلماتیک
بررسی گفتمان ترامپ نشان می‌دهد چند ابزار عینی برجسته مورد استفاده قرار گرفته‌اند:
ـ افزایش و تهدید تعرفه‌ها: از یارانه‌های متقابل تا بخشنامه‌های اجرایی برای اصلاح تعرفه‌های متقابل.
ـ اعمال تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی.
ـ استفاده از قراردادهای دفاعی و فروش تسلیحاتی به‌عنوان اهرم فشار.
این سیاست‌ها می‌توانند در کوتاه‌مدت درآمدهایی برای خزانه آمریکا ایجاد کنند؛ برخی تحلیل‌ها تخمین زده‌اند درآمد تعرفه‌ای آمریکا در دوره‌های اخیر به چندصد میلیارد دالر نزدیک شده و حتی برخی تحلیل‌ها درآمد بالقوه را تا حدود نیم تریلیون دالر در سال برآورد کرده‌اند. با این حال، این ارقام همچنان با تعبیر «پرداخت مستقیم کشورها به خزانه» متفاوت است و هزینه‌های جانبی گسترده‌ای از جمله افزایش قیمت برای مصرف‌کنندگان، اختلال در زنجیره تأمین و فشار بر صنایع داخلی را نیز دربر دارد.
 
۳. نمونه‌های رفتاری: از «گاوِ شیردهِ خلیج» تا فشار بر متحدان و رقبا
 ۳.۱. متحدان خلیج و عربستان سعودی
ترامپ در چندین نطق و مصاحبه، عربستان سعودی و برخی کشورهای همسایه خلیج فارس را به‌عنوان منابع مالی مستقیم آمریکا معرفی کرد. مشهورترین تعبیر او عبارت «gag cow» یا «گاو شیرده» است که درباره عربستان به کار برد تا سهم این کشور در تأمین هزینه‌های امنیتی و نظامی آمریکا را توصیف کند. به گفته ترامپ، این کشورها با قراردادهای نظامی و امنیتی گسترده و پرداخت‌های مالی، به‌نوعی «مستقیماً» خزانه آمریکا را تقویت می‌کنند و برای دریافت حمایت‌های واشینگتن سر میز مذاکره حاضر می‌شوند. رسانه‌ها و تحلیل‌گران سیاسی این تعبیر را نمونه‌ای روشن از نگاه استثمارگرایانه و اخاذی‌محور ترامپ به متحدان منطقه‌ای تفسیر کرده‌اند.
 
 ۳.۲. متحدان اروپایی و ناتو و قاره آمریکا
ترامپ سیاست مشابهی را نسبت به متحدان اروپایی و همسایگان آمریکای شمالی دنبال کرد:
 اروپا و ناتو: او بارها تأکید کرد که متحدان ناتو باید سهم بیشتری برای بودجه دفاعی بپردازند و در غیر این صورت، حمایت نظامی و امنیتی آمریکا مشروط خواهد بود. تهدیدات ترامپ شامل کاهش تعهدات آمریکا به عملیات مشترک و فشار به کشورهای عضو برای افزایش بودجه دفاعی بود.
 کانادا و مکزیک: در جریان مذاکرات NAFTA (معاهده تجارت آزاد آمریکای شمالی)، ترامپ از ابزار تعرفه و تهدید به خروج از معاهده برای اعمال فشار بر کانادا و مکزیک استفاده کرد تا امتیازات بیشتری در زمینه تجارت و تعرفه‌ها کسب کند. این اقدامات نشان‌دهنده یک رویکرد فشار و اخذ امتیاز مالی و اقتصادی حتی از نزدیک‌ترین متحدان سنتی است.
 پیامد بلندمدت این سیاست، کاهش اعتماد متقابل و افزایش مذاکرات سختگیرانه در همکاری‌های امنیتی و اقتصادی بود، زیرا متحدان متوجه شدند که تضمین‌های آمریکا مشروط و مبتنی بر پرداخت‌های مالی و منافع کوتاه‌مدت است.
 
۳.۳. رقبای تجاری: چین، روسیه، هند و دیگر کشورها
 چین: ترامپ تعرفه‌ها و تحریم‌های تجاری گسترده‌ای علیه چین وضع کرد تا کسری تراز تجاری آمریکا کاهش یابد و واشینگتن بتواند نفوذ اقتصادی خود را افزایش دهد. تحریم‌ها شامل کالاهای تکنولوژیک، قطعات صنعتی و محصولات کشاورزی بود.
 روسیه: گرچه روابط سیاسی متناقض بود، ترامپ در برخی اظهار نظرها تهدید به اقدامات اقتصادی علیه روسیه کرد تا در مذاکرات امنیتی و انرژی دست بالا را داشته باشد.
هند و دیگر کشورهای آسیایی: سیاست تعرفه‌ای و تهدید به محدودیت واردات به منظور فشار اقتصادی نیز شامل کشورهای بزرگ آسیایی شد که آمریکا به واردات آنها وابسته بود. این اقدامات بخشی از یک استراتژی کلی برای بازتعریف روابط تجاری و تضمین سهم آمریکا در زنجیره ارزش جهانی بود.
 پیامد بلندمدت این سیاست‌ها، ایجاد انگیزه در کشورهای هدف برای تنوع‌بخشی به شرکای تجاری، کاهش وابستگی به آمریکا و ایجاد زنجیره‌های اقتصادی جایگزین بود. در واقع، فشار اقتصادی کوتاه‌مدت، ممکن است به کاهش نفوذ بلندمدت آمریکا منجر شود.
 
4. هزینه‌ها: چرا «سازش» گران‌تر از مقاومت است؟
سازش کوتاه‌مدت با سیاست‌های فشارآور آمریکا (یا خرید موقت امنیت/پول) ممکن است پول و تضمین‌هایی فراهم کند، اما هزینه‌هایی دارد که اغلب در افق میان‌مدت و بلندمدت نمودار می‌شوند:
ـ کاهش استقلال سیاست خارجی.
ـ وابستگی اقتصادی و تکنولوژیک.
ـ فشار بر توازن اجتماعی و افزایش آسیب‌پذیری در برابر شوک‌های بین‌المللی.
در مقابل، مقاومت عقلانی و سازمان‌یافته (تنوع شرکای تجاری، تقویت بنیه داخلی، استفاده از سازوکارهای حقوقی چندجانبه) هزینه زمانی و سیاسی دارد اما در بلندمدت احتمال حفظ حاکمیت و رفاه ملی را افزایش می‌دهد. این گزاره مبنای اقتصادی و استراتژیک روشنی دارد و صرفاً اخلاقی نیست.
 
5. جمع‌بندی و تحلیل پایانی: از فرعون تا ترامپ
سخنان ترامپ بیش از آنکه صرفاً یک ادعای بودجه‌ای باشند، پرده‌بردار یک گفتمان استثمارگرایانه در سیاست بین‌الملل هستند؛ گفتمانی که صراحت فشار، اخذ امتیاز مالی و اقتصادی و ابزارسازی از منابع خارجی را نفی نمی‌کند. این گفتمان، از نظر نمادین و مفهومی شباهت‌هایی با الگوهای سلطه‌گرای تاریخی، مانند رفتار فرعون‌ها و نمرودها، دارد: هر دو مدل، استخراج منابع بیرونی و انباشت ثروت به‌عنوان ستون اصلی حکمرانی را نشان می‌دهند.
پیامدهای این رویکرد:
1. کوتاه‌مدت: درآمدهای مستقیم از طریق تعرفه‌ها، تحریم‌ها و قراردادهای تسلیحاتی افزایش می‌یابد و تصویر قدرت و نفوذ آمریکا تقویت می‌شود.
2. بلندمدت: فشار مستمر اقتصادی و تهدید به محدودیت، اعتماد متحدان را کاهش داده و انگیزه کشورها برای کاهش وابستگی و تنوع‌بخشی به منابع افزایش می‌دهد. این امر ممکن است نفوذ آمریکا را در سطح جهانی تضعیف کند و شبکه‌های تولید و تجارت را دچار اختلال کند.
درس‌های راهبردی برای کشورهای هدف:
 شفاف‌سازی داخلی: دولت‌ها باید هزینه‌ها و منافع هر نوع سازش با فشار اقتصادی آمریکا را دقیق محاسبه کنند و تصویر واقعی اقتصادی را در اختیار افکار عمومی و تصمیم‌گیران قرار دهند.
 کاهش وابستگی: تنوع شرکای تجاری، توسعه صنایع داخلی و کاهش وابستگی به منابع حیاتی آمریکا، زمینه مقاومت استراتژیک را فراهم می‌کند.
 همکاری‌های منطقه‌ای و چندجانبه: تشکیل ائتلاف‌های منطقه‌ای و استفاده از مکانیسم‌های حقوقی و اقتصادی بین‌المللی می‌تواند ظرفیت اخاذی آمریکا را کاهش دهد.
 نگاه واقع‌گرایانه و بلندمدت: پذیرش فشار کوتاه‌مدت ممکن است منفعت فوری ایجاد کند، اما سازش‌های اقتصادی و امنیتی بدون استراتژی بلندمدت، هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بالایی به همراه دارد.
 
نتیجه‌گیری:
رفتار ترامپ و سیاست‌های اقتصادی ـ امنیتی او، تداوم یک الگوی استثمارگرایانه در سیاست بین‌الملل مدرن است؛ الگویی که از ابزارهای مالی، تعرفه‌ای، امنیتی و دیپلماتیک برای تحمیل امتیازات به متحدان و رقبای خود استفاده می‌کند. کشورهای هدف برای حفظ حاکمیت، استقلال اقتصادی و امنیت ملی، نیازمند راهبردی ترکیبی از مقاومت سازمان‌یافته، همکاری هوشمندانه و مدیریت ریسک بلندمدت هستند. این تحلیل نشان می‌دهد که تجربه تاریخی فرعون‌ها و نمرودها در استخراج منابع، امروز با سازوکارهای مدرن اقتصادی و سیاسی، در قالب سیاست‌های ترامپ و آمریکا تکرار می‌شود و درک درست این الگو برای سیاست‌گذاران حیاتی است.
https://avapress.net/vdcgy39wwak9x34.rpra.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما