تاریخ انتشار :پنجشنبه ۲۸ جوزا ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۵۵
کد مطلب : 358301
«دیپلماسی شمشیر و منطق»؛ روایت قالیباف از جنگ ۴۰ روزه، میز مذاکره و تفاهمی که مسیر ایران را تغییر داد
در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران یک جنگ تمام‌عیار ۴۰ روزه را پشت سر گذاشته، رئیس تیم مذاکره‌کننده این کشور با امریکا در گفت‌وگویی تلویزیونی با مردم، همزمان با انتشار محتوای یادداشت تفاهم دو کشور، برای نخستین بار جزئیات پشت پرده نبرد میدانی و دیپلماتیک را روایت کرد. از هماهنگی بی‌سابقه چهار میدان نظامی، مردمی، دیپلماسی و مذاکره، تا لحظاتی که هم‌زمان با ادامه نبرد، پای میز مذاکره، تهدیدها به سرعت به توافق تبدیل می‌شد، این روایت تصویری تازه از راهبردی ارائه می‌دهد که در آن «مذاکره» نه مسیر وادادگی، بلکه خود روشی برای مبارزه بود.
خبرگزاری صدای افغان(آوا) ـ تهران: محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و همچنین رییس تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی ایران، شامگاه چهارشنبه در گفت‌وگویی تلویزیونی با مردم، همزمان با انتشار محتوای یادداشت تفاهم نهایی شده این کشور با امریکا، روایتی متفاوت از شرایط ایران پس از یک جنگ ۴۰ روزه ارائه کرد.
او با یادآوری خاطره شهدای ایران و اشاره به جای خالی امام شهید، گفت: «امسال ماه عزای حسینی را در شرایطی برگزار می‌کنیم که جای خیلی از عزیزان میان ما خالی است. امام شهیدمان، امامی که هم حسینی شدن را، هم حسینی زیستن را، و هم حسینی رفتن را به ما آموخت، پرچم عاشورایی را از امام کبیرمان گرفت و تا این جنگ سوم، در آغاز جنگ سوم حسینی رفت و آن را به امانت به صالحانشان داد.»
او با اشاره به اهداف ۹گانه‌ای که آمریکا و رژیم صهیونیستی برای این جنگ طراحی کرده بودند، تأکید کرد: «اجازه ندادیم هیچ‌یک از آن اهداف محقق شود. آن‌ها به هیچ‌کدام از مقاصد خود نرسیدند و این جنگ، دقیقاً ابعاد مختلف را نشان داد.»
تفاوت این نبرد با دوران دفاع مقدس ایران، به گفته او، در شکل‌گیری چهار میدان درهم‌تنیده‌ای است که «دقیقاً با هم پاسکاری می‌کنند»: نخست، میدان نظامی که نیروهای مسلح با تدبیر و شجاعت در آن جلوداری می‌کنند؛ دوم، میدان مردمی یا همان «خیابان مردم» که از سحرگاه دهم ماه مبارک رمضان، مردم سحری‌خورده یا نخورده به صحنه آمدند و این حضور همچنان ادامه دارد؛ سوم، میدان دیپلماسی که با اقتدار دنبال می‌شود؛ و چهارم، میدان مذاکره. این هماهنگی، به باور قالیباف، حاصل «انسجام، عقلانیت و اقتدار» است.
 
مذاکره‌ای که خود یک روش مبارزه است
در ادبیات رئیس تیم مذاکره‌کننده ایران، دیپلماسی، «دیپلماسی اقتدار» است و مذاکره مطلوب، مذاکره‌ای است که خود شیوه‌ای از مبارزه باشد. او با اشاره به تجربه توافق برجام تصریح کرد: «من با مذاکره مخالف نیستم، بلکه موافقم؛ اما باید توجه کنیم با کدام مذاکره موافقیم. با مذاکره‌ای موافقم که خود یک شیوه مبارزه باشد.»
به گفته او، پیروزی در میدان نظامی، عظمتی آفرید که پشتوانه میز مذاکره شد. «دشمنی که سر تا پا مجهز به فناوری و امکانات است، از نظر عده و عده با ما قابل قیاس نیست؛ اما این ملت مبعوث شده‌اند و به سنت‌های الهی باور دارند که در رأس آن‌ها عقلانیت قرار دارد.»
در این نگاه، «نه وادادگی پذیرفته می‌شود و نه شعارزدگی». او هشدار داد که «شعار دادن بی‌عمل، دشمن را جسور و پررو می‌کند، چون آن را تهدیدی توخالی و بلوف تلقی می‌کند.»
 
وقتی همزمان مذاکره می‌کنید و شلیک
مهم‌ترین بخش روایت قالیباف، تصویری است که از هم‌زمانی میدان و مذاکره ارائه می‌دهد. او فاش کرد که حتی در حین مذاکرات، پاسخ قاطع نظامی به هرگونه تعرضی در دستور کار بوده است: «در ماجرای آتش‌بس، ماه‌ها خود آن‌ها پیگیر بودند و ما نمی‌پذیرفتیم. وقتی هم قرار به آتش‌بس شد، آن‌ها باز اقدامات ایذایی در خلیج‌فارس انجام دادند که در آخرین مورد، هلیکوپترشان بلافاصله با عکس‌العمل ما مواجه شد. دو ناوچه‌شان را زدیم و چنان به آتش کشیدیم که تصاویر ماهواره‌ای تأیید کرد. حتی پروازهایشان از فرودگاه کشورهای منطقه هم در تیررس ما بود.»
نکته کلیدی اینجاست: «این در حالی بود که هم‌زمان، در حال مذاکره هم بودیم. دشمن فهمید وقتی ما حرف از مذاکره می‌زنیم، شمشیرمان هم آماده است.»
 
ماجرای ضاحیه؛ تهدیدی که تبدیل به توافق شد
قالیباف به ماجرای حمله به ضاحیه لبنان نیز اشاره کرد و گفت: «وقتی ضاحیه را زدند، آمریکا تهدید شد که پاسخ می‌دهیم. حدود ساعت ۲ بامداد، ترامپ توییت زد و به نتانیاهو گفت دیگر حق نداری ضاحیه را بزنی. این یعنی با مذاکره‌ای که دنبال می‌کردیم و قدرت نظامی، موضوع محقق شد.»
او ادامه داد که حتی پس از آن، رژیم صهیونیستی خواست پاسخ عملیات را بدهد که «دوباره علیه‌شان عملیات کردیم.» همچنین فاش کرد که در تهران حین مذاکره با میانجی‌ها، هم‌زمان در جنوب لبنان اتفاقی رخ داد و او بلافاصله توییت کرد که «پای این موضوع هستیم و این تجاوز را حتماً پاسخ می‌دهیم.»
به روایت او، وقتی به او گفته می‌شد که «نزنید»، پاسخش این بود: «حتماً می‌زنیم. شما باید دقت کنید که پاسخ ندهید. چون شما زدید، ما هم می‌زنیم. اگر پاسخ بدهید، منطقه را می‌زنیم.»
نتیجه این رویکرد چه بود؟ «هر آنچه را که با اقدام نظامی می‌خواستیم به دست بیاوریم، چندین برابر آن را از طریق مذاکره گرفتیم؛ اصلاً قابل قیاس نبود. تا ساعت دو بامداد، ترامپ آتش‌بس را نه فقط در ضاحیه، بلکه در کل لبنان اعلام کرد. همان شب، امنیت برگشت و امروز بیش از ۵۰ درصد آوارگان به خانه‌هایشان بازگشتند.»
 
۲۱ ساعت مذاکره بی‌وقفه در اسلام‌آباد
روایت این مذاکرات، ابعاد عملیاتی پرتنشی هم داشت. قالیباف فاش کرد که پس از ورود به پاکستان، پس از اقامه نماز صبح و تنها دو ساعت و نیم استراحت، از هفت و نیم صبح بدون وقفه وارد جلسات شدند و تا هفت و نیم صبح روز بعد، سه دور مذاکره سه‌جانبه (رودررو با حضور میانجی) برگزار کردند؛ یعنی ۲۱ ساعت مذاکره نفس‌گیر.
به گفته او، «طرف مقابل تمرکزش کاملاً روی موضوع هسته‌ای بود، اما اولویت‌های ما پایان جنگ، تعیین تکلیف لبنان، طلب‌هایمان، تضمین عدم آغاز جنگ و عدم تهدید، رفع موانع صادرات نفت، مشتقات نفتی و پتروشیمی و آزادسازی فعالیت‌های بانکی، بیمه و حمل‌ونقل بود.» تأکید هم بر این بود که بخش رفع تحریم‌ها، طبق آنچه در بند ۱۳ ذکر شده، «باید از همان ابتدا اجرایی شود.»
در آن ۲۱ ساعت، لحظه‌ای سرنوشت‌ساز وجود داشت: «در ۲۰ دقیقه پایانی دور سوم، صریحاً به آن‌ها گفتم که اجازه ندارم درباره موضوع هسته‌ای بحث کنم و ادامه کار را به بررسی متن توافق موکول کردم.»
 
ورود با بی‌اعتمادی کامل، اما با حسن نیت
قالیباف درباره فضای ذهنی خود برای ورود به این مذاکره، با اشاره به سابقه ترور سردار سلیمانی به دست آمریکا، اعتراف تلخی کرد: «آمریکا و به‌ویژه ترامپ، سردار سلیمانی را طراحی و دستور ترورش را صادر کرد. برای من، جایگاه ایشان با همه فرق می‌کرد. فکر می‌کنید با چنین افرادی نشستن و دنبال حل مسئله‌ای بودن، کار راحتی بود؟ من واقعاً داوطلب این مذاکره نبودم و حتی کراهت شدیدی هم نسبت به آن داشتم. اما وقتی دیدم همه مسئولین بر این باورند و تأکید دارند و حتی گزینه‌های جایگزینم را نپذیرفتند، دریافتم که این دیگر یک موضوع شخصی نیست. ما با میل شخصی حرکت نمی‌کنیم، با وظیفه حرکت می‌کنیم.»
او تصریح کرد در اسلام‌آباد صراحتاً به جی.دی. ونس، طرف آمریکایی، گفته است: «ما با بی‌اعتمادی کامل با شما وارد مذاکره شده‌ایم؛ چون می‌دانیم آمریکا از سال ۱۳۳۲ تا امروز چقدر به این ملت خیانت کرده است. اما نکته اینجاست: ما با حسن نیت آمده‌ایم، اما با اقتدار حرف می‌زنیم.»
پیش از آغاز مذاکرات نیز، وقتی اظهارات ونس درباره لبنان را پیش از پرواز دیده بود، در فرودگاه تأکید کرده بود: «لبنان موضوعی است که حتماً باید تکلیفش روشن شود. تا این مسئله روشن نشود، مذاکره‌ای آغاز نخواهد شد.»
 
بندهایی که مهر و موم را شکست
یکی از سریع‌ترین نتایج تفاهم، به روایت قالیباف، رفع محاصره دریایی بود: «طبق توافق، قرار بود محاصره طی ۳۰ روز برداشته شود، اما ترامپ همان شب توییت زد: من محاصره دریایی ایران را برداشتم. این اتفاق افتاد و تنگه هرمز باز شد.»
او همچنین به پتانسیل تنگه هرمز اشاره کرد و گفت: «تنگه هرمز ظرفیت بالقوه‌ای بود که دشمن با اقدامات خودش آن را بالفعل کرد. طبق قوانین بین‌المللی و کنوانسیون ۱۹۸۲، مدیریت و کنترل تنگه متعلق به کشورهای ساحلی است و ما حق حاکمیتی داریم و طبیعتاً برای خدمات باید هزینه دریافت کنیم. ما می‌توانیم تنگه هرمز را به ضد خودش تبدیل کنیم.»
در موضوع دارایی‌های بلوکه‌شده، قالیباف با صراحت گفت: «در بندهای ۴، ۵ و ۱۰ تفاهم کردیم این بندها باید اجرا و تمام شود. پول باید به حساب‌های ما بیاید، در دسترس باشد و در اختیار بانک مرکزی قرار بگیرد. ما این موضوع را با قدرت دنبال می‌کنیم. اگر همراهی کنند، طبق تعهداتمان عمل می‌کنیم. اگر خیانت کنند، ما هم مرد میدان هستیم. کسی که منطق را نمی‌فهمد، با منطق قدرت باید با او صحبت کرد. من شاید دیپلمات نباشم، اما این را خوب بلدم که به آمریکا تفهیم کنم چه کاری باید برای ما انجام دهد.»
موضوع خسارات جنگ نیز در بند ۶ تفاهم‌نامه گنجانده شده است: «موضوع خسارات و جبران آن قطعاً در اهداف ماست. بخشی از این منابع صرف جبران خسارت‌ها و بازسازی خواهد شد و سازوکارش تنظیم می‌شود.»
 
از تفاهم تا قطعنامه؛ اعتماد ممنوع
با وجود این دستاوردها، قالیباف هشدار داد که نباید به سادگی به تعهدات طرف مقابل اعتماد کرد: «در بند ۱۴ آمده که پس از اجرا، توافق باید به تصویب شورای امنیت برسد و تبدیل به قطعنامه شود. اما برجام هم همین وضعیت را داشت و ترامپ جلوی چشم همه همان قطعنامه رسمی را پاره کرد. بنابراین نمی‌توان خیلی به چنین چیزهایی اعتماد کرد. آنچه اعتماد می‌آورد، قدرت است. مهم‌ترین ضمانت ما، قدرت و انسجام، توکل به خدا، فرهنگ عاشورایی و غیرت ایرانی است.»
با این حال، او از اعتراف غربی‌ها به شکست آمریکا در این تفاهم‌نامه خبر داد و گفت: «غربی‌ها خودشان این یادداشت تفاهم را شکست آمریکا عنوان کردند. برای جنبه حقوقی آن هم ساعت‌ها بحث شد و مثلاً عبارت "به طور کامل" را دقیقاً برای تضمین اجرا در متن گنجاندیم.»
او در عین حال از پیشنهاد مذاکره سه کشور اروپایی درباره تحریم‌ها بلافاصله پس از این تفاهم پرده برداشت و گفت: «ما قصد رد کردن آن‌ها را نداریم.»
 
اقدام در مقابل اقدام، با ناظر
سازوکار تضمین اجرا نیز در این تفاهم‌نامه پیش‌بینی شده است. به گفته او، «اقدام در مقابل اقدام در بند ۱۳ تعریف شده. برای این موضوع ناظر تعیین می‌کنیم و حتی درباره میانجی‌ها هم باید توافق کنیم. اما اگر آن‌ها به تعهداتشان عمل نکنند، محال است ما به تعهداتمان عمل کنیم. اگر به جایی برسیم که لازم باشد، حتماً و قطعاً پاسخ می‌دهیم.»
او یادآور شد: «یکی از تعهدات آن‌ها این بود که می‌خواستند ما را براندازی کنند. حتی برخی کشورهای دوست هم همراه بودند. در ۲۰ روز اول جنگ، خیلی‌ها تصور می‌کردند کار ما تمام شده. اما امروز همه قدرت جمهوری اسلامی را دیده‌اند.»
 
پایان جنگ، آغاز میدان خدمت
با پایان این مرحله، به گفته قالیباف، «پرچم به دست میدان خدمت سپرده می‌شود.» او در مقام نماینده مجلس و خدمتگزار مردم ایران گفت: «در مجلس، دولت و قوه قضائیه باید بسیج شویم. اولویت اول، مردم هستند که در حوزه اقتصادی واقعاً با مشکلات زیادی روبه‌رو بوده‌اند و در ایام اخیر، مشکلاتشان مضاعف شده. اولین بهره‌مندی از این توافق باید به گونه‌ای باشد که آثارش را مردم ببینند.»
همچنین نیروهای مسلح ایران نیازمند «توجه، بازسازی و نوسازی» هستند. به گفته او، «ما هیچ‌وقت این چهار میدان را رها نمی‌کنیم. همیشه، به قول بچه‌های جبهه، باید در "لبه" باشیم؛ یعنی لبه جلویی نبرد برای ایران اسلامی.»
https://avapress.net/vdchv6nxz23nmxd.tft2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما