خبرگزاری صدای افغان(آوا) ـ سرویس بینالملل: عربستان سعودی از ابتدای جنگ در یمن، با تشکیل ائتلافی از چند کشور عربی، تلاش کرد تا با اتکا بر برتری نظامی و پشتیبانی تسلیحاتی غرب، انصارالله را در هم بشکند و کنترل کامل بر معادلات یمن به دست آورد. با گذشت سالها از این جنگ، نه تنها اهداف اعلامی ریاض محقق نشد، بلکه ائتلاف سعودی با چالشهای جدی در حوزه لجستیک، هماهنگی میان اعضا و کارایی میدانی مواجه شد.
به گزارش نور نیوز، دریای سرخ به عنوان یکی از مهمترین آبراههای استراتژیک جهان، در سالهای اخیر به صحنه رویارویی میان نیروهای یمنی و ائتلاف سعودی تبدیل شده است. انصارالله با بهرهگیری از توانمندیهای موشکی و دریایی خود، بارها توانسته است امنیت کشتیرانی در این منطقه را تحت تأثیر قرار دهد و نشان دهد که ائتلافسازی نظامی، قادر به تأمین امنیت این آبراه حیاتی نیست.
علل ناکارآمدی ائتلافسازی نظامی در دریای سرخ
یکی از مهمترین دلایل شکست ائتلاف عربستان در دریای سرخ، اتکای صرف به راهکارهای نظامی و نادیده گرفتن ابعاد سیاسی و میدانی بحران یمن است. تجربه نشان داده که جنگهای نیابتی و ائتلافهای نظامی، به جای ریشهکن کردن بحران، آن را به مناطق همسایه تسری میدهند و هزینههای سنگینی را به کشورهای منطقه تحمیل میکنند.
علاوه بر این، اختلافات داخلی میان اعضای ائتلاف، عدم هماهنگی راهبردی و وابستگی شدید به حمایتهای تسلیحاتی و اطلاعاتی غرب، به ویژه آمریکا و بریتانیا، از دیگر عوامل ناکارآمدی این پروژه بوده است. در مقابل، انصارالله با اتکا بر توانمندیهای بومی و بهرهگیری از رویکردهای غیرمتقارن، توانسته است معادلات میدانی را به نفع خود تغییر دهد.
پیامدهای شکست راهبردی عربستان در دریای سرخ
شکست ائتلافسازی عربستان در دریای سرخ، پیامدهای راهبردی قابلتوجهی برای ریاض و متحدان منطقهای آن داشته است. نخست اینکه، این شکست، وجهه نظامی عربستان را به شدت خدشهدار کرده و اعتبار این کشور به عنوان رهبر ائتلافهای عربی را زیر سؤال برده است. دوم اینکه، هزینههای سنگین مالی و انسانی جنگ، فشار قابلتوجهی بر اقتصاد عربستان وارد کرده و این کشور را به سمت تغییر رویکردهای منطقیتر سوق داده است.
سوم اینکه، شکست در دریای سرخ، زمینه را برای افزایش نفوذ گروههای مقاومت و همپیمانان منطقهای آنها در معادلات سیاسی و امنیتی غرب آسیا فراهم کرده است. انصارالله با بهرهگیری از این فرصت، توانسته است جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر مؤثر در معادلات منطقهای تثبیت کند و ائتلاف سعودی را به عقبنشینی از برخی مواضع خود وادار سازد.
راهبرد جایگزین؛ همکاری منطقهای به جای ائتلافسازی نظامی
کارشناسان معتقدند که راهحل پایدار برای بحران یمن و تأمین امنیت دریای سرخ، نه در ائتلافسازی نظامی، بلکه در همکاری منطقهای، کاهش مداخلات خارجی و پذیرش واقعیتهای میدانی نهفته است. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که مذاکرات مستقیم میان عربستان و انصارالله، با میانجیگری کشورهای منطقهای، میتواند به نتایج مثبت و پایدارتری نسبت به راهکارهای نظامی منجر شود.
در این میان، نقش بازیگران فرامنطقهای به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، همواره به عنوان عامل تشدید بحرانها و بیثباتسازی منطقه عمل کرده است. حمایت همهجانبه آمریکا از ائتلاف عربستان و تلاش برای ایجاد امنیتسازی با رویکردهای نظامی، نه تنها بحران را حل نکرده، بلکه بر دامنه و شدت آن افزوده است.
چشمانداز آینده؛ تداوم شکست یا تغییر رویکرد؟
معادلات پیچیده دریای سرخ نشان میدهد که تا زمانی که رویکردهای نظامی-ائتلافی و مداخلات خارجی ادامه یابد، امنیت این منطقه حیاتی تأمین نخواهد شد. عربستان سعودی با پذیرش واقعیتهای میدانی و تغییر رویکرد از تقابل به مذاکره، میتواند گامهای مؤثری در جهت کاهش تنشها و دستیابی به راهحلی پایدار بردارد.
آنچه مسلم است، تداوم پروژههای ائتلافسازی بینتیجه در دریای سرخ، نه تنها هزینههای هنگفتی را بر کشورهای منطقه تحمیل میکند، بلکه غرب آسیا را به سمت بحرانهای عمیقتر و گستردهتر سوق خواهد داد. آینده امنیت دریای سرخ و یمن، بیش از هر چیز به انتخاب مسیر همکاری منطقهای به جای ائتلافسازی نظامی وابسته است؛ مسیری که تاکنون کمتر مورد توجه بازیگران منطقهای و فرامنطقهای قرار گرفته است.