خبرگزاری صدای افغان (آوا) 12 اسد 1394 ساعت 0:02 https://www.avapress.com/fa/note/114993/تروریست-یا-رهبر-جهادی-مساله-این -------------------------------------------------- عنوان : تروریست یا رهبر جهادی، مساله این است -------------------------------------------------- متن : روایت اول: رهبر جدید طالبان در یک پیام صوتی: مذاکرات صلح "تبلیغات دشمنان" است و طالبان تا استقرار یک "نظام اسلامی" به "جهاد" در افغانستان ادامه خواهد داد... "حرف ‌های دشمنان که این روند صلح است، روند مذاکره است یا فلانی روند است، تبلیغات دشمنان بسیار زیاد است. آنها این تبلیغات را با مصرف پول از طریق رسانه ‌ها و شماری از علما انجام می ‌دهند تا سلسله جهاد را تضعیف کنند و اتفاق را از بین ببرند... ما به این چیزها توجه نمی ‌کنیم و نه به مذاکرات صلح و نه به این چیزها گوش می ‌کنیم. این جهاد تا زمانی ادامه می ‌یابد که در این سرزمین نظام اسلامی برقرار شود." روایت دوم: سرپرست شورای عالی صلح افغانستان، عبدالحکیم مجاهد، در مراسم «فاتحه» ملاعمر در کابل: «ما دعا می‌کنیم که خداوند وی را مغفرت و جنت را نصیبش بگرداند، عملی را که انجام داده منحیث عالم و رهبر جهادی به خاطر رضای خداوند بوده است... جهاد و مبارزه ملاعمر یک بخش مهمی از تاریخ کشور را تشکیل می‎دهد.» روایت اول به عقیده ناظران، بسیار عادی و باورپذیر و قابل انتظار است. هیچکس انتظار ندارد که طالبان در پی رسمی شدن خبر مرگ رهبر آن ۱۸۰ درجه تغییر کند و به یکباره از دشمن مردم و دولت افغانستان به دوست مردم و دولت افغانستان بدل شود و از کردار و رفتار و اعمال گذشته خود، ابراز ندامت و پشیمانی کند. گروه طالبان از همان ابتدا مفهوم متعالی و مقدس «جهاد» در نگرش اسلامی را دستمایه بازی های خونین استخباراتی پاکستان و سلطه گری کشورهای بیگانه بر افغانستان قرار داد و در یک تناقض عجیب و غیر قابل توجیه از مفهوم جهاد که اصالتا برای مبارزه مشروع مسلمانان با غیر مسلمانان بر سر حقوق حیاتی و دفاع از کیان دین، ناموس، وطن، اعتقادات و باورهای خود، وضع و جعل شده است، برای کشتار مردم بی گناه و مسلمان افغانستان، سربازان و نیروهای امنیتی کشور و ضربه زدن به دولتی که هیچ عضو غیر مسلمان ندارد، استفاده کرد. آنها سال هاست که زیر نام «جهاد» از «صلح» که یکی دیگر از مفاهیم متعالی و مترقی اسلام و شریعت اسلامی است، طفره می روند و احتراز می کنند؛ زیرا این مأموریت و فلسفه وجودی این گروه و همه جریان های تروریستی و افراطی از سوی کشورها و سازمان های جاسوسی بیگانه است که از مفاهیم و مقوله های اصیل اسلامی بر ضد اسلام و مسلمانان استفاده کنند؛ کاری که امروزه داعش، الگوی افراطی تر و وحشیانه تر آن را به اجرا گذاشته است. وضعیت مرگبار و خونینی که در ۲۰ سال گذشته در افغانستان شاهد هستیم، میراث شوم و ماحصل جنایت های هولناکی است که به دستور مستقیم ملاعمر؛ رهبر گروه طالبان و همدستی او با سازمان های جهانی تروریستی و همچنین وابستگی وی به دستگاه های استخباراتی کشورهای منطقه و بیگانه انجام شده است. رهبر جدید این گروه نیز در نخستین موضع گیری خود بر همین رویکرد تاکید کرده و آشکارا از دولت و مردم افغانستان به عنوان «دشمن» یاد کرده و «جهاد» بر علیه آنان را واجب شمرده است. بنابراین، این موضع گیری هیچکس را شگفت زده نمی کند. اما روایت دوم، بسیار هولناک و شگفت انگیز و باورنکردنی و عمیقا منزجرکننده بود. این سخنان در پایتخت کشوری بیان شد که ۱۵ سال است با طالبان در جنگی تمام عیار و مستقیم قرار دارد. این سخنان در شهری مطرح شد که در آن برای سر ملاعمر، میلیون ها دالر جایزه تعیین کرده اند. این موضع گیری از زبان کسی اعلام گردید که قرار است نماینده مردم زجرکشیده و زخمی و مصیبت زده افغانستان در اثر ۲۰ سال جنایت رژیم و گروه به رهبری ملاعمر باشد. آقای مجاهد با کمال وقاحت و دریده چشمی کلماتی را بر زبان راند که هرکدام، بیشتر از هزاران ترکش مسموم نیروهای وفادار به ملاعمر، قلب های زخمی میلیون های افغان مصیبت زده و عزادار را نشانه رفت و به سختی و درنده خویی شکافت و خون آن را نیز سرکشید. در این شهر چه می گذرد؟ امثال آقای مجاهد به آبروی خون هزاران شهید نیروهای امنیتی، مردم، مردان و زنان و کودکان مظلوم این سرزمین، برای آمرزش ملاعمر و رفتن او به بهشت در متن کابل؛ پایتخت دعا می خواند! اینجا چه خبر است؟ چه چیزی ملاعمر و جنایت های هولناک و ضد انسانی او بر ضد مردم مظلوم افغانستان را یکشبه تلطیف و تطهیر کرد و از او شخصیتی «عالم»، «مجاهد»، «رهبر جهادی» و «مبارز راه خدا» ساخت؟ آقای مجاهد از کدامیک از هزاران بیوه زن و یتیم و بی سرپرست و معلول و مظلوم این سرزمین اجازه گرفته است که برای جنایتکارترین مرد تاریخ افغانستان، چنین سخاوتمندانه و کریمانه طلب آمرزش و مغفرت می کند؟ او و کارنامه منحوس و سیاه و ننگین و خونین او در کجای تاریخ معاصر افغانستان جای دارد؟ اگر ملاعمر عالم و مجاهد راه خداست و کار او جهاد در راه خدا و بخشی از تاریخ معاصر افغانستان است، پس ما در طول این سال ها با کی و به چه دلیلی در جنگ بوده و هستیم؟ سربازان و مردمان ما برای چه هدفی کشته می شوند؟ آیا کشتن مردم و نیروهای امنیتی ما «جهاد در راه خدا» است؟ اگر چنین است پس عبدالحکیم مجاهد هم شایسته است که به دنبال ملاعمر راهی بهشت شود! عبدالحکیم مجاهد باید به این پرسش ها پاسخ بگوید و بگوید که نماینده کیست: نماینده مردم و دولت افغانستان یا سخنگوی تروریست ها و آدم کشان و جنایتکاران؟