خبرگزاری صدای افغان (آوا) 13 اسد 1398 ساعت 21:50 https://www.avapress.com/fa/article/189533/بسیاری-افراد-خاطر-دنیا-ترک-می-کنند -------------------------------------------------- جرعه‌ای جلادهنده از کتاب معراج‌السعاده (17) عنوان : بسیاری از افراد به خاطرِ دنیا، ترکِ دنیا می‌کنند -------------------------------------------------- صاحبِ عفّت کسی است که با وجود سلامتی و قدرت انجام کار، دانستن کیفیت لذت‌ها و مهیّا بودن اسباب و ابزار و عدم تشویش از بیماری‌ها و امراض و بدون آنکه قدرتی خارج از اراده‌ی او مانع وی شود، در کامیابی لذت‌های دنیوی، پای خود را از جاده‌ی اطاعت شرع و عقل بیرون نگذارد. چنین شخصی عفیفِ واقعی است. متن : فصل هفتم از باب دوم: مشتبه شدن صفات رذیله به صفات حسنه یکی از مسایلی که دانستن و درمان آن قبل از شروع تفصیلی علم اخلاق ضروری به نظر می رسد، این است که بدانیم ممکن است بسیار اتفاق بیفتد که از بعضی اشخاص، صفات و افعالی سر بزند که در ظاهر پسندیده بوده و صاحب آنها از بزرگان اخلاق تصور شود، در حالی که در حقیقت چنین نیست. بنابراین باید تفاوت میان صفات فضیله و آنچه شبیه به آنهاست ولی حقیقتا از فضایل نیست، مشخص شود تا امر بر کسانی که غافلند مشتبه نشود و به گمراهی نیفتند و هر کسی عیب های نفس خود را بشناسد تا از تحصیل مراتب بالای اخلاق بازنماند. پیش از این گفته شد که "حکمت" عبارت است از آگاهی به حقایقِ موجودات به نحوی که هستند. لازمه ی این امر، علم الیقین و اطمینان نفس و ثبات خاطر است. بنابراین محضِ فراگرفتن بعضی از مسایل به عنوان تقلید بدون اطمینان نفس، حکمت نیست و صاحب آن را هم حکیم نمی نامند. چرا که حقیقتِ حکمت، از اعتقاد جازم و تصدیق قطعی منفک نمی شود. لذا یقین چنین شخصی که تقلید را با حکمت اشتباه گرفته است همچون کودکی است که خود را به بزرگسالان شبیه کند و سخنان آنان را بگوید، یا مثل حیوانی است که بعضی از کلمات و یا افعال انسان ها را آموخته باشد و به جای آورد. همچنین بیان شد که "عفت" عبارت است از اینکه قوّه ی شهویه در فرمان و اطاعت عقل بوده و همه ی امور آن موافق و مطابق با امر و نهیِ قوّه ی عاقله باشد، آنچه متضمن مصلحت زندگی دنیوی و اخروی ست بر انجام آن اقدام کند و هرآنچه موجب مفسده باشد از انجام آن اجتناب کند. در این میان هستند بسیاری از اشخاص که به خاطرِ دنیا، ترکِ دنیا می کنند. به خاطر رسیدن به برخی لذت های بالاتر، بعضی لذت های دنیوی را رها می کنند. چنین افرادی در حقیقت صاحب فضیلتِ عفت نیستند. کسانی که به دلیل ناچاری، یا نداشتن قدرت یا از ترس ایجاد برخی بیماری ها و یا از بیم اطلاع مردم و ترس ملامتِ آنها ترکِ لذت می کنند را نیز نمی توان عفیف نامید. همچنین برخی اشخاص هستند که اگر از برخی لذت ها پیروی نمی کنند به دلیل آن است که هنوز آن لذت ها را نفهمیده و نچشیده اند، مانند برخی افرادی که بادیه نشین بوده و در کوهستان ها زندگی می کنند؛ چنین اشخاصی را نیز نمی توان دارای صفتِ عفت عنوان کرد. بنابراین صاحب عفّت کسی است که با وجود سلامتی و قدرت انجام، دانستن کیفیت لذت ها و مهیّا بودن اسباب و ابزار و عدم تشویش از بیماری ها و امراض و بدون آنکه قدرتی خارج از اراده ی او مانع وی شود، در کامیابی لذت های دنیوی، پای خود را از جاده ی اطاعت شرع و عقل بیرون نگذارد. چنین شخصی عفیفِ حقیقی است. در تعریف صفت "شجاعت" نیز بیان شد که شجاعت عبارت است از اینکه قوّه ی غضبیه، مطیع و فرمانبردار قوّه ی عقل بوده باشد، تا آنچه را که عقل به اقدام آن امر می کند انجام دهد و آنچه را عقل بر حذر می دارد انجام ندهد. در این بین نباید انگیزه ای غیر از تحصیل کمال و سعادت وجود داشته باشد. اما کسی که خود را در امور هولناک بیفکند و با هدف کسب جاه و مال، یا به شوق وصالِ معشوقه ی صاحب جمال، یا از ترس امیر و سردار و پادشاهِ بااقتدار، یا به جهت فخرفروشی بر جمیع اشخاص و مشهور شدن میان مردمان، یکّه و تنها بر لشکر عظیمی بتازد؛ چنین اشخاصی را نمی تان شجاع نامید. این اشخاص از ملکه ی شجاعت نصیبی ندارند، چرا که منشأ صدور این امور از آنها یا شهوت است و یا ترس. ادامه دارد...