خبرگزاری صدای افغان (آوا) 19 عقرب 1398 ساعت 20:57 https://www.avapress.com/fa/article/195294/وحدت-سایۀ-ولادت -------------------------------------------------- عنوان : وحدت؛ در سایۀ ولادت -------------------------------------------------- متن : هر روز، وحدت می خواهد و اما امروز؛ شدیدتر می طلبد، پس بیاییم همه بر محور خط مشی مکتب وحدت آور محمدی به گردش درآییم. پیامبر گرامی اسلام زمانی پا به عرصۀ گیتی نهاد که فضای سیاه و وحشتناکی در دنیا حاکم و جهان به شدت تحت تأثیر فضای تیره و تار برخاسته از جهالت بشریت فرو رفته بود و همه جا ناامیدی همراه با حکومت جهانی جهالت، شعله ور و دریچه ای برای امیدآفرینی نبود. هیچ جایی سخن از آزادی، انسانیت و عدالت و عزت و وحدت نمی رفت. همه در اوج بحران ناشی از پراکندگی حیرت آور می اندیشیدند و می زیستند و روزنۀ بیداری برای رهایی، نمی یافتند. تنها مردم شبه جزیرۀ عربستان در زیر ظل ظلمت و جهل جاهلیت نمی سوختند، بلکه سراسر گیتی در زیر گسترۀ نادانی و نابسامانیِ برخاسته از بی رهبری و بی نظمی حاکمان و ستمگری ستمگران قرار داشت. شرق و غرب، میدان حاکمیت ظلمت ظالمان و جهالت جاهلان گردیده بود و نوری نمی تابید و شعله ای سر نمی کشید تا مردم را به سوی روشنایی هدایت نماید. چند آدم ددمنش و دژخیم در بستر دو امپراتور قدرتمند و نیرومند بر جهان مسلط بودند و حُکم می راندند و از چنان سلطۀ جابرانه ای کار می گرفتند که هیچ ملت و دولتی جرأت مقابله و مبارزه را نداشت. از فکر و فرهنگ و اخلاق تا اقتصاد و سیاست همه در اختیار و قبضۀ قدرت مندان کاخ ساز و دستگاه جنایت و خیانت پیشه و سران قبایل و طوایف ظلمت پذیر بودند و بشر از شر شوم اندیشان، در فضای حیرت به بیراهه رفته و به تنگنا گیر مانده بود. نه راهی برای عزتمندانه زیستن بود و نه راهی برای سعادتمندانه مردن. همه راه ها و همه جا را ذلت و ظلمت فرا گرفته بود. در هیچ مکانی نشانۀ آزادی و انسانیت و عدالت و برادری و برابری نبود و بلکه همه همانند گرگ درنده بر یکدیگر می تاختند و هر جا می گرفتند، می دریدند. در این چنین شرایطی، نوری از شرق، به تابیدن در آمد و درخشش این نور، همه را به حیرت دیگر فرو برد. حیرتی از جلوۀ نور. حیرتی از لرزش ناگهانی طبیعت. حیرتی که به دلها هم امید و هم تپش بخشید و به جان ها حیات دمید. این تبلور نور و لرزش ناگهانی طبیعت، مردم را چهل سال سرگردان و اما امیدوار نگه داشت تا این که ندای حیات آفرین و روح بخشی از دل صحرای سوزان و دشت بیکران شبه جزیرۀ عربستان، بر فضای شهر پر آشوب شوم آفرینان پیچید و طنین انداخت و در گذر زمان، این صدای پر جوش و خروش و تحول آفرین برخاسته از متن درد و رنج بشر، دلها را می شکافت و یکی پس از دیگری تسخیر می کرد تا این که به زودترین فرصت، همه گیر گردید و همه پذیر. روزها می گذشت و اما دلها همچنان می تپید و می جوشید و می خروشید و این دلهای پر تپش محوری داشت و آن همان صدای محمد بن عبدالله بود که از حرا به آواز در آمد. همین طور این صدا همه گیر شد و همه جا را درنوردید و پیام این صدا، آزادی و انسانیت و عدالت و عزت و وحدت و... بود که در طول سالیان درازی این چنین صدا، آواز نداشت و خاموش بود و اما این بار، از حرا پرتو افکند و جهان را به تسخیر در آورد. پیام این صدا بود که دربندان دربند آزاد شد، انسانیت و کرامت انسانی تعریف شد، زن از بند مرگ و به عنوان انسان و هم سنگ مرد به نمایش رفت، عدالت به جریان افتاد، برابری به نمایش رفت، پیوند برادری ایجاد گردید، همدیگر پذیری تحکیم یافت، درندگی و ستیزه جویی فروکش کرد، وحشی گری با لباس انسان مسدود شد، برتر بینی و برتر طلبی و خود نمایی و خود محوری، بی بنیاد و پوچ قلمداد شد، کاخ های پر قدرت و مستحکم امپراتور ها فرو ریخت و... اما اینک پیام آن صدای آگاهی و بیداری و دانایی گستر و حیات آفرین و جهل و ظلم و کینه و نفرت تعصب و تبعیض ستیز و زندان شکن به ما رسیده تا ما نیز با الهام از پیام آن صدای موج دار جهانی، درس آزادی و انسانیت و عدالت و عزت و برابری و برادری بگیریم و بیاموزیم تا جهل زدایی و ظلمت ستیزی نمائیم و این مسؤولیت ماست. چون پیامبر با پیام وحی موفق شد همه را در یک صف واحد همصدا بسازد و علیه تمام نابسامانی ها و ناهنجاریها مبارزه کند که موفق نیز شد. ما در شرایطی قرار داریم که نسبت به هر نسلی، محتاج استقلال و انسانیت و عدالت هستیم و نیازمند وحدت و یکپارچگی می باشیم. امروز جهان اسلام و بخصوص افغانستان در اوج بحران اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی قرار دارد و این بحران وقتی قابل شکست است که به وحدت برسیم و متحدانه به جهت پایان قتل و غارت و آوردن فرهنگ و سیاست و اقتصاد پویا و سازنده تلاش ورزیم. بنابراین، راهی نیست جز این که به صدای غرای حرا گوش فرا دهیم و پیام آن صدا را سرمشق اندیشیدن و زیستن خویش قرار بدهیم. همان طوری که پیامبر توانست بشریت را به آزادی و حفظ کرامت انسانی و رعایت عدالت و پیوند برادری دعوت نماید و در این مسیر موفق شد. ما نیز از این ایام خجسته (هفته ی وحدت) درسی بگیریم که پیامبر اسلام به ما داده است و خط مشی محمدی می دهد. هفته ی وحدت، درسی از درس های خط مشی مکتب اسلام است و بایستی این درس، در درون حوزه ها و دانشگاه ها و مکاتب و... به جهت وحدت و نجات مسلمین بیشتر تدریس و عملی گردد. زیرا محور قابل قبول برای همه ی مسلمانان و حتی آزادی خواهان جهان، محمد مصطفی است و در این روز ها که ما داریم از میلاد پیامبر اسلام تجلیل می کنیم، امر بایسته و شایسته این است که همه در یک صف و با یک صدا، هم آهنگ شویم و حرکت کنیم و جلوه ی راستین امت محمدی را در عمل به نمایش بگذاریم. عامل تمام شکست ها و ضعف ها و بدبختی های ما و نابسامانی ها و ناهنجاریهای ما، اختلاف و تفرقه و تشتت و نفرت از یک دیگر و حمله ی بی دلیل بر یکدیگر و بی جهت رفتن است. ما تا نتوانیم خود را در صف واحد و با جهت واحد قرار دهیم، آزادی و آبادی و آرامی نخواهیم داشت. نویسنده: محمد عظیم فکوری